۱۳۸۶-۱۰-۲
آرامش در بحث کردن
* راستش تازه از شمال رسیدم. خودم این مدت که تعطیلات بودم جوجه هامو شمردم خیلیم کم و کسریم زیاد بود! وضع من از همه تون خرابتره!
* راجع به بحثایی که برای مطالب قبلی سرگرفته من فقط یه چیزیو بگم و اونهم اینکه من به شخصه و مطمئنم هیچ کدوم از کامنت گذاران دیگه کسی رو مسخره و یا توهین نمی کنیم. مثلا شما یه مسئله ای رو فی البداهه و ساده مطرح می کنید ولی وقتی کسی میخونه دچار سوء تفاهم میشه که میخواد منو سبک کنه و این حرفا. فکر میکنم اگه با آرامش بیشتری بحث کنیم مفیدتر باشه. این جمله آخری البته خطاب به خودم بود که زود جوش میارم ولی به خدا توی دلم چیزی نیست
* من نمونه عینی اینجور آدمام که ممکنه پشت سرش همچین چیزیو بگن:
این دختره هروقت به نفعشه/یا هر وقت حالش خوبه آدمو تحویل میگیره و هر وقتم به نفعش نبود و یا حالش خوب نبود، جواب سلام آدمم درست و حسابی نمیده!!
اینا اصلا ربطی به این نداره که خودمو میگیرم و یا حالم بده و یا به نفعمه ها! یک دلیل بیشتر نداره و اونم گیجولیت مادرزادیم هست! مثلا چند روز پیش یکی از خانومها که توی یه مرکز دیگه اینجا کار می کنه و کلی هم با هم دوستیم داشت از کنار من رد می شد و با هزار ذوق و شوق با من سلام و علیک میکرد و می خندید. اونوقت منه گیج که اصلا حواسم نبود ایشان اصولا کی هستند و یا چی هستند خیلی ساده سلام کردم و رد شدم!!! حتی به نظرم اومد بعد از رد شدن طفلی چند ثانیه ای وایستاد و مبهوت نگام کرد!!! اونوقت حالا امروز اول صبحی که عین کارگرای افغانی داشتم می رفتم صبحانه بخرم :دی از دور دیدمش و از همون فاصله چند صدمتری شروع به خنده و سلام و احوالپرسی و دست تمون دادن کردم. اون طفلی هم که متوجه رفتارای عجیب و غریب من نشده بود خیلی ساده منو ورانداز کرد و سلام و صبح به خیر کرد و رفت:-)
* حالا مورد بالایی خیلیم حاد نبود. گاهی اوقات چنان گیج بازیهایی در میارم که حتم دارن خیلی از مواقع همکارانم/دوستانم و به طور کلی اطرافیانم فکر میکنن این دختره چقدر بی فکره! شایدم بدترشو میگن. من مودبانه شو نوشتم.
شمال که بودم یه روز میخواستم برم رشت. از خونه که راه افتادم هدفون گوشیم توی گوشم بود و داشتم آهنگ گوش می دادم. من به طور معمولی همیشه گوشیهامو توی زیپ بیرونی کیفم میذارم و اعتقاد دارم امن ترین جاست چون کسی به ذهنش نمیرسه یه نفر گوشیشو اونجا بذاره!!! توی تاکسی یه دختره کنار من نشسته بود و بعد از چند دقیقه خواهش کرد که آهنگای گوشیمو بذارم گوش کنه و هر کدومو خواست براش بلوتوث کنم! فکرشو بکنید که گوشیمو در آوردم و یه چیزی حدود ۱۰ تا آهنگو واسش فرستادم و دوباره هدفونو گذاشتم و بعدش ناخودآگاه گوشیمو گذاشتم توی زیپ اصلی کیفم! هنوز ۵ دقیقه نگذشته بود که دستم رو کردم توی زیپ بیرونی و دیدم گوشیم نیست! در حالیکه تمام مدت از هدفونم صدای آهنگ می شنیدم هول کردم که ای وای گوشیم سرجاش نیست و نمیدونم کجا جا گذاشتمش!!!
حالا من به طور مادرزادی گیجم نمیدونم این دختره چرا یادش نبود همین چند دقیقه پیش گوشیمو در آوردم و واسش آهنگ فرستادم!!! از شانس منم این بابا تازه موبایل دار شده بود! هر چی بهش میگفتم بالام جان یه دور شمارمو بگیر و یه میس کال بنداز میگفت که نه واسم پول زیاد میاد! داداشم گفته اگه زیاد مصرف کنم گوشیو ازم میگیره!!!!!!!!! اس ام اسو تلفن و میس کال
قبضو زیاد می کنن!!!! توی همین هیر و ویر بودم که راننده محترم پرسید که چیزی شده و این حرفا! دختره گفت که گوشی این دختر خانومو زدن!!!!!! راننده هم در بی خیالترین و تحقیر کننده ترین حالت ممکن گفتن که نه ایشون گذاشتنش توی کیفشون توی زیپ وسطی!!! ![]()
حالا منو نمیگی برای هزارمین بار خودمو لعن کردم که دختر حواست کجاست؟ کری آهنگو نمی شنوی؟!! کلی از دست دختره حرصم گرفته بود گفتم حالا که چیزی از موبایل سرش نمیشه بهتره منم سوء استفاده کنم برگشتم بهش گفتم: داداشت نگفته فایل فرستادن با بلوتوث هم برای اون طرف پول میندازه؟! با اعتماد به نفس تمام انگار که داره برای یه نفر که تازه همین امروز موبایل دادن دستش گفت: ببین نه! بلوتوث از امکانات گوشیه و نه مخابرات اگه … ![]()
![]()

