۱۳۸۶-۱۰-۲۳
قوانین مردانه نوشته شده توسط خانومها
* ۱- در یک اقدام کاملا انتحاری رفتم موهامو دادم کوتاه کردن! یه چیزی حدود ۲۰ سانت! در حال حاضر بزرگترین تار مویی که در سرم هست حدودا ۱۰ سانتی متره! انتحاریشو از این بابت گفتم که بدون اجازه بابام این کارو کردم. حالا این دفعه وقتی رفتم شمال، اولش چند روزی باهام سرسنگینه و حرف نمیزنه بعدش کم کم اعتراض میکنه که چرا موهامو کوتاه کردم ؟( بابام کلا بدش میاد زن موهاش کوتاه باشه) بعدشم کم کم روابط عادی میشه و یادش میره. روز آخری هم بر میگرده میگه: ولی خودمونیما موهات بهت میاد. عین پسربچه ها شدی.
آخیش راحت شدم از بس که اول صبحی مجبور بودم اون حجم انبوه مو رو شونه کنم! الان دیگه نیازی به این کار نیست! چون موی کوتاه زیر مقنعه شونه کرده با نکرده اش هیچ فرقی نمی کنه
* ۲- نمیدونم بقیه خانومام همین احساسو دارن یا نه؟ آدم وقتی موهاشو کوتاهتر میکنه شیطون تر میشه! یا مثلا وقتی یه دامن بلند و یا ماکسی میپوشه رفتار خانومانه تری داره. این مسئله هم ناخودآگاهه. مثلا من بارها دقت کردم اگه لباس مجلسیم دخترونه و کوتاه باشه خیلی شلنگ تخته میندازم ولی اگه یه دامن بلند و یا ماکسی باشه رفتارم موقرانه تره. به همین نسبت احساس خانومانه ای که آدم داره. البته این احساسی که میگم رو فقط خانوما درک می کنن. منظورم احساس خانومانه است. یه حالتی از وقار و غرور و احساس جذابیت و همه اینها قاتی همدیگه منظورمه!!!
* ۳- امروز وقتی رفتم نمازخونه اینجا فقط یه کیف زنونه اونجا بود و کسی نبود. آخرای نماز خوندنم یکی در رو باز کرد. وقتی نمازم تموم شد خانومه در حالیکه داشت تند تند کیف رو می گشت به من گفت که چند لحظه صبر کنم. وقتی کیف پولش رو گشت خیالش راحت شد و اجازه داد من برم! منم برای اینکه حسابی خیالش راحت بشه اسمم رو گفتم و اینکه کارمند کدوم بخشم و به شوخی بهش گفتم که اگه بازم چیزی کم و کسر بود ما در خدمتیم!!! با تعجب نگام کرد و گفت که فکر کرده من دانشجوام! بیچاره این دانشجوها!
ولی خوب اقلا این رفتار خانومه یه مزیتی داشت و اونم اینه که به احتمال خیلی زیاد من شبیه سارقین و کلاهبرداران و کیف قاپهام ![]()
![]()
* ۴- اینو از یک متن انگلیسی با اندکی دخل و تصرف و سانسور!!! ترجمه کردم به نظر من که جالب بود ولی کافی نبود!!! قوانین مردانه نوشته شده توسط خانومها:
۱- همیشه خانومها قوانین رو مشخص می کنند
۲- قوانین همواره، بدون اطلاع قبلی ای در معرض تغییر هستند
۳- هیچ مردی وجود ندارد که همه قوانین را بداند
۴- اگر خانومی حتی شک داشته باشد که مردی وجود دارد که همه قوانین را می داند، باید فورا برخی از قوانین و یا همه آنها را تغییر دهد
۵- خانومها هیچگاه اشتباه نمی کنند!
۶- اگر هم خانومی اشتباه کند به خاطر سوء تفاهمی است که مستقیما از اشتباهات رفتاری و یا گفتاری آقایان منتج می شود
۷- اگر قانون ۶ام به کار برده شود، آقا باید فورا به خاطر سوء تفاهم ایجاد شده از خانوم عذرخواهی کند
۸- خانومها می توانند در هر لحظه ای از زمان فکرشان را تغییر دهند
۹- آقایان حق ندارند به هیچ وجه بدون رضایت کتبی و قبلی خانومها فکرشان را تغییر دهند.
۱۰- خانومها همیشه حق دارند در هر لحظه از زمان که بخواهند عصبانی و یا ناراحت شوند
۱۱- آقایان باید همواره خونسرد باشند مگر اینکه خانومها بخواهند که آنها عصبانی و یا ناراحت شوند.
۱۲- خانومها نباید تحت هیچ شرایطی اجازه دهند که آقایان بفهند چرا یک خانوم میخواهد یک آقا عصبانی و یا ناراحت شود.
۱۳- انتظار می رود که آقایان به گونه ای باشند که بتوان فکر آنها را در هر زمانی خواند
۱۴- آقایانی که به قوانین وفادار نمی مانند، نمی توانند گرم شوند، یک پناهگاه محکم را از دست می دهند و موجودات بی ارزشی تلقی می شوند.
۱۵- هر نوع دستکاری غیر مجاز در این قوانین، به معنای آن نیست که در عمل، قوانین تغییر خواهند کرد
۱۶- وقتی خانومها از چیزی شاکی اند، آقایان به هیچ عنوان حق ندارند بگن «این که چیزی نیست» و یا «همش همین بود»؟
۱۷- خانومها هر موقع که اراده کنند می توانند همه و یا برخی از قوانین را نادیده بگیرند.
* ۵- خواستم بگم منم با شماره نوشتن رو بلدم. البته میخواستم ۱۳ شماره ای بنویسما ولی چیز دیگه ای به ذهنم نرسید!!!

