خوش به حال اونایی که ازدواج کردن

* خوش به حال اونهایی که ازدواج کردن مخصوصا خانومها! من چند تا دلیل واسه این خوش به حالشون گفتن دارم:
۱- اول اینکه آرامش خاطر دارن و دیگه دنبال نیمه گمشده شون نمی گردن. این واقعا مجهولترین ذغدغه مجردهاست. متاهل ها هر چی باشه دیگه طرف رو شناختن و میدونن چه جور آدمیه و بالاخره خیالشوا راحتتره و با فراق بال میتونن به سایر جنبه های زندگیشون برسن. مجردها در این زمینه که خوب طبیعتا مهمترین زمینه زندگیشون و انتخابهاشونم هست، هزارجور خیال بافی میکنن که جز ترس از آینده و همسری نامعلوم چیز دیگه ای براشون نداره!
۲- دوم اینکه یه همدم دائمی و قابل اطمینان دارن که بهشون وفاداره و دوستش دارن و هر وقت که ناراحت شدن میتونن بهش پناه ببرن. مجردها بعضی روزها از این نظر واقعا کلافه میشن.
۳- سومی و مهمتر از همه اینکه دیگه خواستگاری ندارن که بخواد ذهنشون رو مشغول کنه و یا بترسن که بهش جواب منفی بدن و بعد از جواب منفی دادن عذاب وجدان بگیرن که خدایا نکنه دلش شکسته باشه. نکنه خدایا تو از من برنجی و از این حافا!

باور کنین هر وقت توی زندگی من استرسی پیش میاد و ناراحت میشم همش به خودم نهیب میزنم که آره فلان کس که فلان موقع پیشنهاد داد، بیچاره که ایرادی نداشت که چون به دلم ننشست بهش جواب منفی دادم. حتما خدا داره بدین وسیله منو عذاب میده! این مصائب و بلایا نتیجه بی فکری من در اون موقع و شکستن دل یه انسان هست! برخلاف تصور شما پسرها بعید میدونم دختری دوست داشته باشه بی جهت به کسی جواب منفی بده مگه اینکه واقعا با شرایط و معیارهای زندگیش نخونه! وقتی هم مجبوره جواب منفی بده عمیقا از این موضوع ناراحت میشه که خدا کنه کسی از این موضوع نرنجه!

تصور من بر اینه که زندگی متاهلی و یا زندگی پس از ازدواج (مخصوصا برای خانومها) هر چند که ممکنه مشکلاتی رو در پی داشته باشه اما اطمینان خاطری رو براشون به ارمغان میاره که قابل مقایسه با قبل نیست! دیگه دغدغه ماها رو ندارن!

۱۸۹ نظر

  1. پونه ۱۳۸۶-۱۰-۲۴، ۳:۲۰ ب.ظ

    والا من هر چی گشتم چیز دیگه ای پیدا نکردم بهت بگم به جز اینکه بابا تو ….:))

    *** سانسور شد:

     ۲۱۳٫۲۳۳٫۱۶۰٫۳۰

    جواب به این نظر

  2. سالار ۱۳۸۶-۱۰-۲۴، ۴:۰۷ ب.ظ

  3. سلام ۱۳۸۶-۱۰-۲۴، ۴:۱۰ ب.ظ

    وااااا، چه حرفا !
    حوصله داری ها

    جواب به این نظر

  4. ندا ۱۳۸۶-۱۰-۲۴، ۴:۱۶ ب.ظ

    هه هه هه هه هه به زبون بی زبونی داری میگی شوهر میخوای دیگه!!!!!

    جواب به این نظر

  5. خبرنگار ۱۳۸۶-۱۰-۲۴، ۴:۲۷ ب.ظ

    فکر نمی کنی اونهایی که ازدواج کردن نظری بغیر از این نظر داشته باشند .البته قصه نخور نیمه گمشودت هم پیدا میشه بعدش اینقدر با هم باشید که یک روزهایی قرار بزارید همدیگرو نبینید :)

    جواب به این نظر

  6. persian365 ۱۳۸۶-۱۰-۲۴، ۵:۱۴ ب.ظ

    سلام
    خوب هست ولی نه زود
    بابا مجرد باشید حال کنید ( البته صحیح )

    خدا قسمت عاشقانش بکنه ……..آمین

    موفق تر باشی

    جواب به این نظر

  7. زهرا ۱۳۸۶-۱۰-۲۴، ۵:۲۲ ب.ظ

    به ندا مگه شما هرزچندگاهی و یا برخی از این مواقع به این موضوع فکر نمی کنین؟
    مگه مسئله کمیه؟

    به خبرنگار:
    مثلا چه نظر دیگه ای داشته باشند؟ کدومیک از موارد نقض میشه؟

    جواب به این نظر

  8. زهرا ۱۳۸۶-۱۰-۲۴، ۵:۲۲ ب.ظ

    به پونه:
    واقعن که!!! حالا دو دقیقه من نبودما این حرفا چیه؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    جواب به این نظر

  9. bahram ۱۳۸۶-۱۰-۲۴، ۶:۳۱ ب.ظ

    زیاد فکر نکن. بهم پیام بزار کار دارم از یاهو مسنجر

    جواب به این نظر

  10. Maryam, Me & myself ۱۳۸۶-۱۰-۲۴، ۶:۳۹ ب.ظ

    اون کامنت عشق و عاشقی رو تو نوشتی برام زهرا؟

    جواب به این نظر

  11. سارا ۱۳۸۶-۱۰-۲۴، ۶:۴۰ ب.ظ

    نمی دونم آیا این فقط دخترهای مجرد هستند که دنبال متأهل شدن هستند یا درصدی از پسرها هم هستند که این طوری فکر کنند! اما معمولاً دیدم که پسرها همیشه دخترها رو متهم می کنند که تمام هدف زندگی شون ازدواجه و انگار جز این مهم چیز دیگه ای در زندگی شون وجود نداره. نمی دونم!
    در کل به نظرم به کسی که عموماً بی خیال این مسأله باشه راحت تر بگذره و در نهایت هم انتخاب مناسب تری بکنه.
    در مورد اینکه دخترها باید حتماً دلیل مناسب داشته باشند تا جواب منفی بدهند باهات موافق نیستم. اکثر دخترهایی که دیدم با کوچکترین و بی اهمیت ترین چیزها جواب منفی می دهند. شاید کمتر می دونند از زندگی مشترک چی می خواهند.

    جواب به این نظر

  12. هادی ۱۳۸۶-۱۰-۲۴، ۷:۰۹ ب.ظ

    سلام
    زهرا جان بالاخره شوهر میکنی بچه دار میشی بهت مامان میگن .نگران نباش همه چی باید وقتش برسه
    ولی جدای از شوخی در دختر ها از سن ۱۸ تا ۲۵ سالگی این اشتیاق ازدواج بسیار بیشتر از پسرهاست.تو چشای همشون استرس و تشویش رو میشه در این باره حس کرد.ولی پسرا خیلی راحت تر با قضیه کنار میان و بیشتر تامل میکنن.و… خیلی چیزای دیگه………..

    جواب به این نظر

    ناشناس Reply:

    به خاطر اینه که شما پسرها تا میتونید دختر بازیتونا هم می کنید

    جواب به این نظر

    ارزو Reply:

    نه که شما نمی میرین از پدر سوختگیتونه

    جواب به این نظر

  13. آلوچه ۱۳۸۶-۱۰-۲۴، ۷:۲۲ ب.ظ

    سلام زهرا جان

    با قسمتی از حرفهای شما موافقم ولی نه با همش… ازدواج به معنای پیدا کردن نیمه گمشده نیست. چند نفر از دور و بری هات بعد از ازدواج نیمه گمشده شونو پیدا کردن و کامل شدن؟ درسته که بعد از ازدواج یک مرحله از زندگی رو پشت سر میزاری ولی وارد مراحلی میشی که اصلا قبل از ازدواج فکرشو هم نمی تونی بکنی .
    با این همه ازدواج کردن اگر درست و بجا باشه خیلی خوبه و باعث رشد شخصیت آدما میشه. امیدوارم روزی در این وب لاگ خبر ازدواج شمارو بخوونم.

    جواب به این نظر

  14. سمیرا ۱۳۸۶-۱۰-۲۴، ۸:۳۱ ب.ظ

    این هایی که تو نوشتی یعنی ازدواج موفق .خدا نصیب کنه . کی بدش می آد ؟

    جواب به این نظر

  15. کورش ۱۳۸۶-۱۰-۲۴، ۹:۳۶ ب.ظ

    خوب ممنون

    جواب به این نظر

  16. sahar ۱۳۸۶-۱۰-۲۴، ۹:۴۰ ب.ظ

    سلام زهرا خانم. اینطورا هم نیست که فکر میکنی. مثل بچه دار شدن که داری یه جور ونداری یه جور. هر چی هم بزرگ میشن مشکلاتشون بزرگ میشه.
    اون احساس عذاب وجدانی که میگی بعداز ازدواج هم باقی میمونه.کافیه یکی از خواستگارا خوشبخت نشه. یا یه مشکلی توی زندگی آدم پیش بیاد.
    بهر حال شرایط الآنت رو غنیمت بشمر.

    جواب به این نظر

  17. - ۱۳۸۶-۱۰-۲۴، ۹:۴۱ ب.ظ

    زهرا جان،
    کاملا حرفات درسته. با همش موافقم
    :)

    جواب به این نظر

  18. ییلاق ذهن ۱۳۸۶-۱۰-۲۴، ۹:۴۲ ب.ظ

    خیلی از این پستت خوشم اومد :) چون با وجود آدمای بی جنبه ای که وجود داره اینجوری نوشتن هنر میخواد

    جواب به این نظر

  19. ییلاق ذهن ۱۳۸۶-۱۰-۲۴، ۹:۴۴ ب.ظ

    خوب منم رک بگم که موافقم :) این حس هایی که میگی واقعا برای آدم آزار دهنده است بخصوص برای یه دختر که حساستره ، البته به نظر هم مجردی هم متاهلی مزایا و دردسرای خودشو داره ولی بازم رک بگم که از لحاظ روحی دردسرای متاهلی کمتره

    جواب به این نظر

  20. ییلاق ذهن ۱۳۸۶-۱۰-۲۴، ۹:۴۵ ب.ظ

    ایشالا زهرا جونم عروس میشه و میام اینجا مراسم قردادنون :-D

    جواب به این نظر

  21. مهرداد ۱۳۸۶-۱۰-۲۴، ۱۰:۰۲ ب.ظ

    جالب بود

    جواب به این نظر

  22. امیر ۱۳۸۶-۱۰-۲۴، ۱۰:۰۸ ب.ظ

    خیلی باهوشی

    جواب به این نظر

  23. خاطره ۱۳۸۶-۱۰-۲۴، ۱۱:۵۴ ب.ظ

    تمام حرفهات درست …منم با این مشکل مواجهم!!
    اما میدونی همیشه هم متاهل ها راحت نیستن چون درست انتخاب نکردن…این بدتر از مجرد بودنه

    جواب به این نظر

  24. الهام ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۱۲:۲۴ ق.ظ

    اونایی که ازدواج نکردن ۱ مشکل دارن ولی اونایی که ازدواج کردن هزار و یک مشکل:)

    زهرا جان ممنون که بهم سر زدی.
    آپ کردم.خ.شحال می شم بازم از نظرات قشنگت بهره مند بشم…

    جواب به این نظر

  25. فرنگیس ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۱۲:۴۴ ق.ظ

    من مجردم اما فکر نکنم به این سادگی ها که میگی باشه ها!
    میگن نداشتنش یه دردسره داشتنش هزارتا!
    اما با تمام این اوصاف خوبه ادم یه بغلی داشته باشه ماله خودش وقتی از همه جا دلش گرفت اونجا پناه بگیره.

    جواب به این نظر

  26. پونه ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۱:۰۳ ق.ظ

    من که گفتم شرمنده ولی آخه هر چی گشتم هیچ کلمه دیگه ای پیدا نکردم حق مطلب رو ادا کنه;)

    جواب به این نظر

  27. پیتزای قرمه سبزی ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۱:۲۱ ق.ظ

    قالب وبلاگت مزخرفه. با یک رنگ صورتی که خیلی تو ذوف می زنه، با اون بنر مسخره.به جای WP از MT استفاده کنی خیلی بهتره.

    جواب به این نظر

  28. حسین ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۲:۳۲ ق.ظ

    آره. همینطوره. البته من با وابسته کردن بعضی ویژگی ها با جنسیت مخالفم. دیدم یکی کامنت گذاشته که پسرها کمتر اینطوری هستن. نخیر .من خیلی هم به ازدواج فکر میکنم. خیلی زیاد شاید بیشتر از خیلی دخترها.
    ولی به نیمه گمشده بدجوری اعتقاد دارم. یعنی دنبالش میگردم. یکی می گفت همینطوری که شما دنبال یه نفر می گردید یک نفر هم درست دنبال شما می گرده. من هم اینطور فکر می کنم. فکر جالبیه! مهم نیست چند سالگی همدیگرو پیدا کنیم ولی تا آخر عمرم دنبالش می گردم.
    ازدواج رو فقط به همون صورت رومانتیک قرن نوزدهمی دوست دارم و لا غیر! یک عشق رومئو ژولیتی !
    بچه گانه ست ؟ آره همینطوره . من هرگز نمی خوام بزرگ بشم…

    جواب به این نظر

    *آهو* Reply:

    اقا حسین اصلا هم فکر شما بچه گانه نیست جوینده یابنداست

    جواب به این نظر

  29. زهرا ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۸:۱۲ ق.ظ

    به مریم: کدوم کامنت عشق و عاشقی؟

    به هادی:
    یعنی میخواین بگین پسرا تو این سن به ازدواج فکر نمی کنن؟! من که باورم نمیشه!

    جواب به این نظر

  30. زهرا ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۸:۳۲ ق.ظ

    من یه سوال در حالت کلی می پرسم:
    یعنی شما آقایون میخواین ادعا کنین اصلا به همچین مسئله ای حتی فکر هم نمی کنین؟
    اونم به صورت ما یعنی مثلا هرزچنمدگاهی نگران این موضوع نمی شید؟!

    جواب به این نظر

  31. روژ ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۸:۴۴ ق.ظ

    به نظرم خیلی پیچیده تر از این حرفهاست. هم اون داستان نیمه گمشده و هم یک همدم دائمی. من به نیمه گمشده اعتقادیی ندارم، چون درنهایت انتخاب آدم ها برمی گرده به دوروبری هاشون و آدمهایی که شانس روبرو شدن باهاشون (و البته تاثیرگذاری بر اونها) رو داشتن. ضمن اینکه هیچوقت به نظرم یک آدم متاهل نمی تونه این افکار جایگزین رو (مثل آیا واقعاً انتخابم درست بود؟ خود ازدواج کردن درست بود؟ و خیلی چیزای دیگه) کنار بذاره، همونطوری که تو دغدغه نیمه گمشده داری.
    بعد هم درصد خیلی کمی از انتخاب ها ایده آل اند و درصد خیلی کمی از ازدواج ها ایده آل باقی می مونن. اینجوری نیست که وقتی انتخابتو کردی به آرامش برسی. بعدش هم (و نگه داشتن و حفظ رابطه) یک challenge دائمیه. مثل همه جریانات دیگه زندگی و اینجا دیگه چون دو طرف ماجرا دوتا آدم مختلفن خیلی پیچیده تر حتی.
    از جنبه همدم دائمی هم، همه این فکرا وقتیه که طرف مقابل رو (در همه زمان ها) ایده آل فرض کنی. درحالی که در عمل اینطور نیست. تو الان به همدم دائمی فکر می کنی چون تنهایی. اما اونی هم که همدم دائمی داره خیلی وقت ها به کمی تنهایی فکر می کنه.
    اما راجع به خواستگار و این حرف ها. هیچوقت، هیچوقت، هیچوقت، هرگز نباید برای همچین چیزی عذاب وجدان داشت. وقتی یکی رو نمی پسندی با انتخاب نکردن (و درگیر نکردنش در یک عمر زندگی) داری بزرگترین لطف رو بهش می کنه. همه کسایی هم که جواب نه می شنون این احساس بد که تو بهشون ضربه زدی رو دارن و این یک اشتباه متداول و طبیعیه. پس نباید به خاطرش عذاب وجدان داسته باشی.

    جواب به این نظر

  32. بیژن ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۸:۵۱ ق.ظ

    نه گفتن به خواستگار بهتر از بله گفتن از روی ترحمه . این رو بدون هیچ وقت از عذاب وجدان بله گفتن از روی ترحم خلاصی پیدا نمی کنی .

    جواب به این نظر

  33. ایلیا ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۹:۴۱ ق.ظ

    سلام
    خیلی خوشحالم که چند وقتیه اینجا رو پیدا کردم
    موضوعات متنوع و تقریبا واقع بینانه مطرح میشه
    در مورد آقایون من بگم اوناهم تا وقتی ازدواج نکردن دنبال همون نصفه دیگه میگردن ولی با توجه به ذاتشون همیشه الکی خوشن!!
    وهر وقت راجع به اینکه چرا ازدواج نکردی ازشون سئوال کنی؟
    قیافه ادمهای فیلسوف مجنون گم کرده (چه قیافه ای شود!!) را به خودشان میگیرن که هنوز مشترک مورد نظر در دسترس نیست.
    اما برای اقایون بعد از ازدواج دو اتفاق حتما می افته
    ۱- اگه تو خیابون با نصفه دیگشون راه برن اگه از روبرو یه نصفه دیگه ای بیاد حتی اگه حورالعین هم باشه و ناخودآگاه تو نگاهت بهش بخوره قبل از خونه باید بازخواست پس بدی چرا دید زدی مگه من چی کم دارم اخه اونم نگاه کردن داشت و خلاصه ….
    ۲- خدا نکنه یه کوچولو هم بیاره اونوقته که وقتی سه چهار ساله بشه دیگه دوتایی می افتن به بازی دمکراسی که رای با اکثریته اونوقت تقریبا این مرد بیچاره بعضی شبا شاید به علت عدول از قوانین اکثریت پشت در خونه زندانی و باید تا صبح بلرزه
    جالبیش اینه کوچولوه با کمال پررویی میگه بابا برای من اسباب بازی هم بیار!!!
    در مجموع ازدواج چیز خیلی خوبیه و موضوع به دل آدم نشستن به هزار دلیل نگفته از داشتن صد شرط معقول هم مهمتره فقط خدا کنه ادم شانس هم داشته باشه
    پسر عموم میگه زن گرفتن مثل هندونه خریدنه تا یه چاقو نزنی تو شکمش بد و خوبش معلو نمیشه !!!

    جواب به این نظر

    *آهو* Reply:

    ایلیا جان پسر عموت دیگه چی می گه خودش هم اینجوری رفته خواستگاری (یا پیغمبر )

    جواب به این نظر

  34. خانم شین ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۹:۴۲ ق.ظ

    انگار زیاد متاهلها جواب ندادن. من می خوام حرف آلوچه خانوم رو تایید کنم. اینکه اگر ازدواجی خوب و اندیشیده و درست باشه قطعا آرامش میاره. اما برای اینکه بتونی ازدواج درستی داشته باشی باید خیلی دقت کنی در مرحله انتخاب. در مورد خواستگارها … اصلا اینطور نیست. به نظر من اگه یه کسی که عاشقت بوده ازت جدا بشه خیلی بیشتر احتمالش هست که افسردگی بگیره و از این بساطا. ولی خواستگار … اصلا موافق نیستم. اونایی که ما دیدیم – و بهشون نه گفتیم – هم قبل از من ازدواج کردن و هم به شدت خوش و خرم هستن. نوش جونشون- تو که نمی تونی به خاطر اینکه دلت برای کسی می سوزه بهش آره بگی و اینکه طرف به دلت بشینه از همه چی مهمتره. – البته من خودم به روش خواستگاری ازدواج نکردم و می دونم که اینطوری همه چیز سختتر می شه. – به نظر خود من تنها چیزی که می تونه سبب ازدواج بشه یک عشق بزرگ و آگاهانه است. ( نه یک عشق کور و از روی شهوت) و اون عشق می تونه ازدواج رو در دریای طوفانی سالهای اول به سلامت به مقصد برسونه تا به ثبات برسن.

    جواب به این نظر

  35. هادی ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۹:۵۸ ق.ظ

    به زهرا
    من نگفتم اصلا انجوری نیست.چون تو ذات هر انسانی خداوند قرار داده.ولی تو این دوره زمونه و جامعه الان فکر کردن به ازدواج از سوی پسرا کمتر از دخترهاست .فکر میکنن بهش ولی اکثریت اونایی که تو زندگیشون ۲*۲تا ۴ تا میکنن(پسرا)میبینن نمیشه و شرایطشو ندارن کمتر فکر خودشون رو مشغول ازدواج میکن .و اونایی هم که میخوان مثلا هدف ۵ سالشون(یا هر تعدادی)ازدواج باشه واقعا براش تلاش میکنن و به شرایط مطلوب برای ازدواجشون میرسن این شرایط هم درصد زیادیش مسائل مادی هستش.یا یه سری دیگه از پسرا نه با شرایط پیش میرن و مثل من تز میدن که نه هر چیزی به وقتش.به هر حالدیدگاه ها متفاوته.نمیدونم تونستم مفهوم رو برسونم یا نه……

    جواب به این نظر

  36. کفشدوزک ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۱۱:۱۵ ق.ظ

    من باهات موافقم …اگه ازدواج موفق باشه و تو نیمه گمشده ات و پیدا کنی…از این لحاظ به آرامش می رسی….اما وارد یه دنیای دیگه می شی انگار…مسئولیتت خیلی بیشتر می شه…آینده زندگی و استرس ها و دغدغه هات خیلی بیشتر می شه…محافظه کار تر می شی…که البته همه این ها شیرین هم هست…درسته یه وقت هایی دوباره دلت می خواد یا هوس می کنی ..برگردی به دوران مجردی …ریسک کنی …یه چیزهایی از زندگیت هنوز معلوم نباشه…ولی خوت می دونی که اگه برگردی یکی دو روز بیشتر نمی تونی تحمل کنی!

    جواب به این نظر

  37. farangis ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۱۱:۴۰ ق.ظ

    فقط میخواستم بگم خیلیها قبل از ازدواج این جوری فکر مکنند یعنی دید خیلی مثبت و خوب نیمه گمشده و… من هم همینطور بودم برای بعضیها این موضوع به حقیقت می پیوندد و برای خیلیها نه ولی زهرا جان برای اینکه درانتخابت موفق باشی با کسی ازدواج کن که اخلاق و شخصیتش خوب باشد حتی اگر تورا زیاد دوست نداشته باشد این را واقعا میگم چون تجربه کردم کسی که دارای شخصیت درست حسابی باشد و بتواند مسائل زندگی را درست تجزیه و تحلیل کند در زندگی مشترک نیز آن را نشان میدهد. در این صورت زندگی متاهلی اینقدر شیرین است که میگویی کاش زودتر ازدواج میکردم ولی در غیر این صورت مجرد ماندن خیلی خیلی بهتر است.

    جواب به این نظر

  38. بوف سفید شب ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۱۲:۱۷ ب.ظ

    با شماره ۲ خیلی موافقم .
    موفق باشید.

    جواب به این نظر

  39. ملودی ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۱۲:۵۷ ب.ظ

    سلام خانومی
    اینقدر درباره اش فکر نکن. ازدواج کردن خیلی خوبه ولی به شرطی که همسرت باهات جور باشه. دغدغه های مجردی به مراتب از یه ازدواج غلط بهتره.
    تازه مجردی هیجانش هم بیشتره چون همش نمی دونی که چی میشه و مثل کادویی میمونه که اجازه نداری تا روز معین بازش کنی.
    امیدوارم یه همسر مناسب و عاشق پیدا کنی و خوشبخت بشی و در ضمن برات یه ۲۰۶ هم بخره. آخه اون روز که درباره ۲۰۶ نوشتی وقت نداشتم برات کامنت بذارم ولی اوضاع اون جوری که فکر می کنی نیست. نباید حساب کنی که چقدر جمع کنی تا چقدر بشه بعد بری ماشین بخری. ما تو یه شرایطی خونه دار شدیم که اصلا فکرشو نمی کردیم و جالبه بدونی که فقطچند ماه بعد از خونه خریدن در حالی که هنوز بدهی داشتیم تونستیم ماشین هم بخریم.
    تازه امسال همسر یه ۲۰۶ مامانی هم برای من خرید. هیچی غیر ممنکن نیست عزیزم
    برایت آرزوی خوشبختی و موفقیت دارم و میدونم که استحقاقش را داری چون دختر خوبی هستی مطمئنم.
    راستی یه خبر هم دارم اگه بهم سر بزنی می تونی ببینی اش
    بووووووووووووووووووووووووووس

    جواب به این نظر

  40. ملودی ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۱۲:۵۹ ب.ظ

    الان دوباره نوشته ام را خوندم چند تا غلط تایپی داشتم. امیدوارم به حساب بیسوادی من نذاری

    جواب به این نظر

  41. ندا ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۱:۴۸ ب.ظ

    بر منکرش لعنت!!! من فقط قصدم شوخی بود. وگرنه کدوم دختر(پسر)یه که به این موضوع فکر نکنه؟؟؟!!!

    جواب به این نظر

  42. حوا سپید ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۲:۵۱ ب.ظ

    تو را خدا از این فکرای رویایی نکن زهرا
    فکر میکنی از هر ده باری که دلت گرفت چند بار شوهر جونت حوصله داره نازت را بکشه و سرت را بگذاری رو شونه اش . شاید سالهای اول ازدواج دفعاتش بیشتر باشه اما پنج سال دوم ازدواج که خیلی گنده خدا بقیه اش را به خیر کنه .
    به عنوان یک دوست از من قبول کن که هیچ وقت دچار احساسات و عذاب وجدان نسبت به خواستگارت نشی چون قراره چند سال لذت ببرید و یک عمر همدیگر را تحمل کنید . جمله اخر را خوب دقت کن عزیزم .

    جواب به این نظر

  43. homayun ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۳:۰۵ ب.ظ

    سلام
    نمیدئنم درست هست وارد بحث بشم یا نه ولی باید بگم.

    اگر یکی مثل من دلش بخواد دانشگاه فیزیک بخونه (۱۷ سالش باشه )ولی اگر چنین کاری کنه تا ۳۰ سالگی یا حتی بیشترباید بیخیال ازدواج بشه و ازدواج دوست داشته باشه تکلیفش چیه؟

    جواب به این نظر

  44. زهرا ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۳:۱۴ ب.ظ

    راستش به نظر من هندل کردن این دو تا با هم خیلی سخته
    باید ببینید اولویت با کدومه؟
    اگه ازدواجه حتمن سعی کنید همسری اختیار کنید که به فیزیک علاقه مند باشه و در این راه یاریتون کنه
    وگرنه ممکنه از هر دوش باز بمونید خدای نکرده

    جواب به این نظر

  45. نازی ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۳:۲۵ ب.ظ

    سلام زهرا خانم!
    نم موافقم که یه ازدواج خوب خیلی توی زندگی آدم چه زن و چه مرد نقش مثبت داره!
    امیدوارم در هر مرحله ایی که به صلاحت هست یه همسر مناسب و هماهنگ قسمتت بشه….

    جواب به این نظر

  46. maryam ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۴:۲۱ ب.ظ

    چقدر نظر.با عرض معذرت اگه نظرم تکراریه(حوصله خوندن نظرات رو ندارم).به نظر من زندگی متاهلی و مجردی هر کدوم زیبایی های خودشونو دارن.مگه اینکه شخص یکی از این دو تا زندگی رو خوب تجربه نکرده باشه…اگر فکر می کنی نمی تونی با کسی زندگی کنی اصلا عذاب وجدان نگیر.مطمئن باش اگر ادم خوبی باشه ازدواج خوبی می کنه بدون اینکه لطمه ای هم بهش خورده باشه.خلاصه یه اعتقادی دارم آدم ها لزوما با ازدواج کردن خوشبخت نمیشن.

    جواب به این نظر

  47. راش ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۴:۳۷ ب.ظ

    سلام زهرا جون تو خیلی عاقلی من به تو غبطه میخورم کلا میگما…آره من که یه دختر ۲۱ سالم تمام دغدغم همینهههههههه

    جواب به این نظر

  48. ناشناس ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۴:۵۲ ب.ظ

    اولا به نظر من ازدواج زمانی خوب و آرامش بخشه که همسر خوب کنار آدم باشه و امیدوارم شما هم روزی همسر خوبی داشته باشید و همچنین باشید!!!
    دوما اینکه تعطیلی تا یه حدیش خوبه من که ۵ روز پشت سر هم به خاطر گاز تعطیل بودم دیگه بعد از ۲ روز کلافه شده بودم….

    جواب به این نظر

  49. میم ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۶:۵۹ ب.ظ

    این چیه به سایتت وصله پول میگیری!اسکن واعمل فی الولایات المتحدة الأمریکیة – شارک فی مسابقة الیانصیب الرسمیة الأمریکیة للبطاقة الخضراء
    خمسون الف فائزسیحصلون على البطاقة الخضراء للولایات المتحدة الأمریکیة لطول العمر!

    جواب به این نظر

  50. رضا عظیمی ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۸:۳۲ ب.ظ

    اگه پسر باشی و شرایط ازدواج رو نداشته باشی شک نداشته باش که هیچ تمایلی به ازدواج نخواهی داشت و وقتی برای مدت طولانی تمایل نداشته باشی خود به خود بش فکر هم نمی کنی…مسئله اینه که یه دختر از کل چیزهایی که برای ازدواج لازمه رو هیچکدومش رو خودش تامین نمی کنه..نه قراره خونه داشته باشه، نه قراره کار داشته باشه ..نه قراره پول داشته باشه..هیچی..یه جهازه که اونم باباش میده .درنتیجه مغزش فقط حول محور رمانتیکش می چرخه واسه همین خیلی واسش غیر ممکن و دور نیست ..مخصوصا اینکه مسائل رمانتیک با فکر و خیال خیلی عجینه.
    خلاصه کسی مثل من در مورد ازدواج به خودش تلقین کرده که عقیم هست و مشکلات روانی متعدد داره و هیچ بنی بشری هم ممکن نیست ازش خوشش بیاد و خلاص….مجردی و تنهایی رو عشق است.

    جواب به این نظر

    alireza Reply:

    در مورد همه اینطور نیست ، کسی که دوستش دارم جلوی رومه ولی مجبور شدم آخرش بهش بگم من شرایط ازدواج رو ندارم و بهش بگم موقعیت هاش رو به خاطر من از دست نده ، با اینکه اصلا شرایط ازدواج رو ندارم ولی خیلی بهش فکر می کنم ، زهرا خانم خیلی از پسرها هم تقریباً افکاری مشابه رو دارن

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    علیرضا:
    خوب پس دوستش ندارید. آدم وقتی کسی رو دوستش داشته باشه یعنی کسی وجود داره که احساس میکنه بدون اون نمیتونه زندگی کنه. هرچقدرم شرایطش سخت باشه.

    جواب به این نظر

  51. قوقولی قوقو ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۹:۱۹ ب.ظ

    نوشته هاتو خوندم کلا جالب بود . هرچند بعضی وقتها واسه خودت نوشابه باز کردی هــــــــــــــــااااااااااااااااااااااا . اونم که چه حالی می ده تو سرما .چی مثلا کجا ؟ خوب شد پرسیدی اونجایی که از زبون بابات حرف زدی / اونجایی که گفتی فلانی به من پیشنهاد داد و قبول نکردم / اونجایی که … خوبه یا باز بگم …
    موفق باشی

    جواب به این نظر

  52. داود ۱۳۸۶-۱۰-۲۵، ۱۱:۲۰ ب.ظ

    تو این سن همه شوق ازدواج دارن دختر وپسر هم نداره اما خب پسرا یه کم خیالشون راحت تره چون بالاخره استرس نیومدن خواستگار رو ندارن
    تبریک می گم مثل اینکه خبریه کم کم می گید که شوکه نشیم

    جواب به این نظر

  53. سعید ۱۳۸۶-۱۰-۲۶، ۱۲:۲۶ ق.ظ

    سلام:
    خیلی حرف دارم که بزنم اما این رو بگم که ما پسر ها هم به ازدواج فکر می کنیم اما………..
    با حرف های رضا عظیمی به شدت موافقم..خانوم ها همش دنبال رمانتیک بودن داستان هستن و هیچ کاری نمی خواد بکنن…
    ازدواج یک مسئولیت بزرگ داره واسه پسر ها…من هم از اونجایی که اصلا توانایی گردش زندگی خودم رو ندارم غلط می کنم بخوام یکی دیگه رو بدبخت کنم اما مشکل بزرگ مشکل عواطف و احساسات درونی من هستش که بعضی اوقات واقعا احساس می کنم به یک همدم نیاز دارم…..
    چه میشه کرد؟…سوخت و ساخت..!!
    با وجود این همه مشکل روانی که من هم دارم بعید می دونم کسی از من خوشش بیاد همونطور که تا الان کسی پیدا نشده…!!!
    این رو هم بگم که ازدواج دلیلی بر خوش به حال بودن نیست…!!!
    پس نگرانی نباید از مجرد بودن وجود داشته باشه..آدم اگر خودش باشه و خودش با همه مشکلات کنار بیاد (مخصوصا درد عاطفه و احساس) می تونه بدون غم و غصه زندگی کنه…سخته اما شدنیه..!!
    خوشحال میشم به وبلاگ من هم سر بزنی

    جواب به این نظر

  54. رضا ۱۳۸۶-۱۰-۲۶، ۱:۳۲ ق.ظ

    بابا بی خیال! حوصله داری! نمی دونم که سنت چقدره!
    ولی به نظر من که ازدواج نیاز به خیلی فاکتور های خیلی زیادی دارد.که برای رسیدن به این فاکتورها نیاز به زمان زیادی هست.من به شخصه به عنوان یک پسر هیچ وقت حاضر نیستم که فقط به خاطر یه عشق تن به ازدواج بدم چون به نظرم دوره ی شیرین و فرهاد ها گذشته.و الان باید ادم عاقلانه فکر بکنه.این که بگیم فلانی چه زندگی خوبی داره چون ازدواج کرده ! نمی تونه خیلی حرف عاقلانه ای باشه! چون مطمئنآ زندگی زناشویی خیلی مکلات داره که تا واردش نشی نمی فهمی.بعدآ به همین زندگی مجردی حسرت می خوری.می دونی چرا این حرف رو می زنم؟ چون به نظرم ازدواج مثل دوران دانشجویی هست.تا قبل از اینکه وارد دانشکاه بشیم همش حسرت دانشکاه رو می خوردیم و هر روز به دم دانشگاهها می رفتیم و با حسرت به اسم دانشگاهها نگاه می کردیم.ولی الان که رفتم دانشگاه می فهمم که بابا خبری نیست! همش بدبختی و سختی و فشار درسی و استرس و….تازه علاوه بر زندگی خوابگاهی که خودش کلی مشکلات داره.به همین خاطر هم هست که می گم زندگی زناشویی بدتر از الان نباشه بهتر نیست! و روی این حرفم هم واقعآ اصرار می کنم.
    ببخشید که زیاده روی کردم
    در ضمن زهرا خانوم یه تقاضا داشتم.من به تازگی می خوام که دات کامی بشم ولی مشکلاتی در حین نصب برنامه وردپرس برایم پیش اومده که نمی دونم چطوری میشه رفعش کرد.از شما که تجربه ی استفاده از وردپرس.اورگ رو دارید می خوام که اگه می شه به وبلاگم بیایید و اونجا که مشکلاتم رو گفتم بیایید و نظاتتون رو بهم بگید.بلکه افاقه ای بشه!
    خداحافظ!

    جواب به این نظر

  55. علیرضا حسینی ۱۳۸۶-۱۰-۲۶، ۳:۱۹ ق.ظ

    نوشته بودید ممکنه حتی مشکلاتی باشه، اما یک سری دغدغه‌ها دیگه از بین میره. می‌خوام بگم که این ظاهراً برای دخترهاست که خیالشون از شوهر راحت میشه. آمار رو که می‌دونید: حتی اگر همه‌ی پسرها هم ازدواج کنن، باز هم خیلی از دخترها بی‌شوهر می‌مونن. چونکه تعداد دخترها بیشتره.

    پی‌نوشت: کاری هم به جنگ و شهادت و اینا نداره‌ها، پسر و دختری که الان ۲۵ سالشونه، اون موقع نمی‌تونستن برن جبهه یا شهید بشن.

    راه حل: یا اینکه باید پسر وارد کنیم، یا دختر صادر کنیم :)

    جواب به این نظر

    ناشناس Reply:

    من باراه حل دومت موافقم چون پسرهای خارج از کشور زیاد جذابیت و غیرت پسرهای خودمونو ندارن البته تو به خودت نگیر منظورم بعضیشون بود نه همه

    جواب به این نظر

  56. زهرا » عشق دلیل موجهی برای ازدواج نیست ۱۳۸۶-۱۰-۲۶، ۸:۵۲ ق.ظ

    [...] * نتیجه گیری درباره پست قبلی یعنی: خوش به حال اونهایی که ازدواج کردن: ۱- پسرها بیشتر از دخترها به ازدواج فکر میکنن ولی تظاهر می کنن چنین نیست. اصلا هر وقت کسی به شدت و حدت چیزی رو انکار کرد مطمئن باشید قضیه برعکسه یعنی خیلیم ذهنشو مشغول کرده! منتها به دلایلی پسرا راحت نیستند در موردش صحبت کنن ۲- همونطوری که من فکر میکنم خیلی هاتون نوشتید ه صرف ازدواج مهم نیست بلکه مهمه با چه کسی ازدواج کردید؟ که منظور من وقتی داشتم این سه تا دلیل رو مینوشتم یک انتخاب آگاهانه بود و نه از روی هوی و هوس و توی خیابون ۳- یادش به خیر دبیر دینی مون همیشه میگفت: عاقلانه انتخاب کنید و بعدش عاشقانه ادامه بدید ۴- صرفا عشق دلیل موجهی برای ازدواج نیست! چون بدون شک بعد از مدتی که تکراری شد از بین خواهد رفت! مگراینکه عوامل و معیارهای دیگه ای هم برآورد شده باشند که عشق و دوستی رو تقویت کنند [...]

  57. مرتضی ۱۳۸۶-۱۰-۲۶، ۱۱:۰۳ ق.ظ

    مسئلث جالب مطرح شد معلومه که خیلی ها نظر دارن.
    پسرا هم به این موضوع فکر میکنند . من که فکر میکنم اینقدر فکر کردم که به ۳۳ رسیدم اینقدر برام پیچیده شده و منطقی که احتمالش پایین اومده و نمیتونم موردی انتخاب کنم. جایی هم که عقلم گم میشه طرف قبول نمیکنه. خلاصه شده یه معضلی!
    به دنبال نیمه گمشده نگردین به نظرم درست نمیاد به دنبال یک همراه باشیم بهتره. راجع به تفاهم و درک چی نظری دارین به نظر میشه این خانوما آقایون و این آقایون خانومارو درک کنن. من که تا این زمان به این موضوع خیلی فکر کردم . گاهی میگم اگه اینها آدمند ماچی هستیم و اگر ما آدمیم اینها چی هستند( حتما فرشته) منظورم اینه که دوتا دنیای متفاوت و…
    با ازدواج یه سری از افکار ما جاشون رو به افکاری دیگه میدن و ازدواج دلیلی برای آسودگی خیال به صورت مطلق نیست.

    از اینه که بگذریم یکی از دوستا که ازدواج کرده و بچه داره هنوز با مواردی روبرو میشه که سر راهش سبز میشن و ….
    واین مسله ناراحتش میکنه
    یکی دیگه از دوستام هم تازه بعد از ۵ ساله شدن پسرش دنبال دوست دختر و … باور کن که بچه منفی نیست ولی آرامشی هم که منتظرش بوده نصیبش نشده.
    مسئله رشد بین زوج هم به نظرم خیلی مهمه نتنها رشدی که تازمان ازدواج از نظر اطلاعات و درک و فهم و آگاهیهیای چند گانه بلکه احتمال و جهت رشد در آینده هم از اهمیت برخورداره .
    حقیقتا نظر شما و بقیه دوستان قابل گفتگو بحثه ولی به نظر وبلاگی نمیاد
    موفقث باشید

    جواب به این نظر

    alireza Reply:

    وای نگید تو رو خدا تا ۳۳ سالگی ، من الان ۲۵ سالمه فکر میکنم اگه نجنبم دیر می شه

    جواب به این نظر

  58. تقویم ۱۳۸۶-۱۰-۲۶، ۲:۲۸ ب.ظ

    سلام…..عرض کنم خدمتتون که کاملا باهات موافقم….واما…………اون چیزی که قبل از ازدواج راجع به نیمه دوم زندگیت(تاهل)فکر میکنی کلی با بعد ازدواج فرق میکنه….شاید قبل از ازدواج یه معیارهایی تو ذهنت داشته باشی ولی بهت قول میدم
    ۹۹۹۹۹۹۹/۹۹% اون معیارا بدرد نمیخورن وبعد از ازدواجه که یه خصوصیاتی از طرف مقابلت میبینی که تا حالا بهش فکر نمیکردی….با خودت میگی عجب ما چی میخواستیم وچی شد (عسل شد…!!!!!)پس این حرفای فرمالیته که میگن معیارتون چیه ومعیارم چیه …همشون کشکه…..(مثل بچه ای که ازش میپرسن بزرگ شدی میخوای چی کاره بشی …میگه ارشیتکت…دکتر…..موقعش که میرسه….میبینه دوست داره راننده بشه یانویسنده)….اینم خواهرانه بهت میگم….فردیکه میخوای برای ازدواج انتخاب کنی کافیه ۳۰درصد خصوصیاتی که میخوای را داشته باشه…باور کن…ومطمئنا یکی از اون خصوصیات ضریب هوشیه…دومی عزت نفس….اگه طرف باهوش باشه اونطوری که بخوای میتونی تفییرش بدی وزود تو زندگی جا میافته …بعد یکی دوسال میشه همونی که میخواستی…واگه عزت نفس داشته باشه….هیچوقت کاری نمیکنه که تو وخانواده ات وخانواده خودش وخودش خراب بشن…..یه چیز دیگه را هم برات بگم…دوران نامزدی جدا با بعد ازدواج فرق میکنه….سعی کن دوران نامزدیتو طولانی کنی وازش لذت ببری…به حرف بقیه هم گوش نده که ای بابا زود عروسی کنید برید سر خونه وزندگیتون….که به قول اکبر عبدی تویکی از فیلما میگفت اگه لیلی میاومد خونه مجنون ویه روز براش قورمه سبزی درست کنه دیگه همه عشق وعاشقی ته میکشه….البته اینجوریا هم نیست …..ولی ….وقتی مسئولیت زندگی را به عهده بگیری ….یه جور دیگه عاشقی ….تعهد ومسئولیت عشق وعوض میکنن…..خیلی پر حرفی کردم…..ولی اینم بگم وبرم….اینی که میگن زندگی ۶ ماهه اولش خوبه بعدش بد میشه …اصلا باهاش موافق نیستم….من وهمسرم عاشق هم بودیم ….اتفاقا تو همین وبلاگ نویسی با هم اشنا شدیم…دو سه سالی من مینوشتم اون میخوند ونظر میداد واون مینوشت من میخوندم ونظر میدادم وبعدشم چت توی یاهو…ولی باور کن هیچوقت تو اون مدت نخواستم بهش زنگ بزنم یا قیافشو ببینم…همه چی نوشته بود همین…..اولش خوب هم دیگه رو شناختیم…بعدش دوست…بعد وابسته شدیم…وقتی بهم گفت دوستم داره.و…یه مدت تعطیل کردم رفتم…طاقت نیاوردم………..خلاصه اخرش…..عروسی کردیم…نامزدی…..ازدواج(اینا را میگم تا بدونی اروم اروم پیش اومدم)ولی جسابی عاشق بودم…بعدش چی شد ….یهویی ۶ ماه اول شد برام جهنم…..اونقدر که افسرده شده بودم….حساس شده بودم…عادت کرده بودم…دوستم داشته باشه بدون انتظار بدون مسئولیت………………….ولی الان ۱۵ ماه از ازدواجمون میگذره همه چی عالی شده…یعنی خودمون خواستیم که درست بشه….ادم بعد ازدواج بزرگ میشه…باور کن….

    جواب به این نظر

  59. تقویم ۱۳۸۶-۱۰-۲۶، ۲:۲۹ ب.ظ

    راستی محل کارت دانشگاهه؟ پس همکاریم اااااااا:D

    جواب به این نظر

  60. مرتضی ۱۳۸۶-۱۰-۲۶، ۴:۱۴ ب.ظ

    یه لطیفه یادم اومد
    میدونی چرا میگن ازدواج موجب میشه خیلی از مشکلاتت حل بشه ؟
    نه به خاطر توکل یا رزق و روزی و یا هر چیز دیگه
    این به خاطره اینه که وقتی به همسرت نگاه میکنی بزرگترین مشکل زندگیت رو میبینی و بقیه مشکلات یادت میره.

    تجربه ندارم بگم حقیقت داره یا نه!.

    جواب به این نظر

    alireza Reply:

    غلطه

    جواب به این نظر

  61. morteza ۱۳۸۶-۱۰-۲۸، ۱۲:۱۵ ق.ظ

    slam zahra khanoom.matalebet galeb bood.mishe maro link koni.link kardi khabar bede ma ham shoma ro link konim

    جواب به این نظر

  62. آرام ۱۳۸۶-۱۰-۲۹، ۲:۰۵ ب.ظ

    سلام زهرا جان. خوبی؟
    اصلا فکر نکن که فکر کردن به ازدواج مساله بدی است. ازدواج یک نیاز طبیعی انسان است. کسی که به نیاز خودش بی تفاوت باشه چه طور می تواند مراقب خودش باشد؟ فکر کردن به ازدواج کاملا طبیعی است (چه پسر و چه دختر) اصلا شرم از چنین فکری معنایی ندارد.
    {می توانم از نظر مذهبی هم برایت شاهد بیاورم: پیامبر در مسجد سخنرانی می کرده یک زن بلند می شود و می گوید: من شوهر می خواهم! (به همین رک و پوست کندگی!) و پیامبر همانجا بلافاصله بر می گردد و به جمع می گوید چه کسی می خواهد با این زن ازدواج کند؟ پس بیان این نیاز هیچ ایرادی ندارد وگرنه از پیامبر که مسلمان تر نداریم!}

    جواب به این نظر

  63. ladan ۱۳۸۶-۱۰-۳۰، ۱۲:۱۲ ب.ظ

    زهرا جان
    با هم بودن و زوج بودن از نیازهای اولیه انسان و تمام موجودات زنده است! پس احتیاج به اثبات وجود این نیاز نیست.
    در جامعه ما اینقدر روابط و مسائل پیچیده شده که حتی در صورت پیدا کردن نیمه گمشده، شروع با هم بودن چندان ساده نیست.
    فرض کنید یک پسر رشته پزشکی بخواند و دختر مورد علاقه خود را بیابد با فرض ۷ سال دوران دانشجویی و دو سال طرح چگونه می تواند حتی به ازدواج فکر کند، اگر بخواهد تخصص هم بگیرد که دیگر هیچ! در اکثر کشورهای پیشرفته، تمام این مسائل مد نظر قرار گرفته است مثلا بعد از ۵ سال و شروع دوره انترنی درآمد کافی برای زندگی در اختیار فرد قرار می‌گیرد، البته نه برای یک زندگی مرفه اما برای شروع یک زندگی کافی است.
    یک پسر دیپلمه آیا می تواند بدون سرمایه و پشتوانه درآمد کافی برای تشکیل و ادامه زندگی داشته باشد! یک پسر لیسانسه آیا بعد از ۴ سال تحصیل و دو سال سربازی حتی با فرض خوش شانسی در یافتن شغل مناسب، آیا پس از دو سال کار می تواند پس انداز کافی برای یک شروع را داشته باشد؟
    من و همسرم با وجود آنکه هر دو تحصیلات عالی از دانشگاههای خوب کشور را داشتیم که مسلما یافتن کار را برای ما ساده تر می کرد و با وجود آنکه هر دو کم توقع بودیم وحتی بجای مراسم عروسی یک مهمانی کوچک گرفتیم ۴ سال بعد از فارغ التحصیلی توانستیم با هم باشیم!
    پس می فهمیم چرا تمایل به ازدواج برای جوانهایی که در یک خانواده متوسط به دنیا آمده‌اند نمی تواند تا سن خاصی وجود داشته باشد! بنظر من جاذبه با هم بودن در همان مدت شکوفا می شود در همان زمانهایی که بناچار از دست می رود.

    جواب به این نظر

  64. ساتین ۱۳۸۶-۱۱-۱، ۱۲:۱۰ ب.ظ

    من تا وقتی مجرد بودم ابدا مثل شما فکر نمی کردم و بقولیمخالف ازدواج هم بودم و می تونستم یک ساعت بدون وقفه راجع به محسنات تجرد و مضرات تاهل داد سخن بدم.این واقعا نظر درونیم بود. بگریم که حالا بعد تاهل کاملا نظرم عوض شد اما از اون دخترهایی بودم که حرف ازدواج پیش می اومد ترش می کردم.

    جواب به این نظر

  65. مسیح ۱۳۸۶-۱۱-۲، ۶:۴۶ ب.ظ

    من حاضر به ازدواجم

    جواب به این نظر

  66. سارا ۱۳۸۶-۱۱-۳، ۶:۱۷ ب.ظ

    زهرا خانم امیدوارم خوشبخت باشین

    جواب به این نظر

  67. علیرضا ۱۳۸۶-۱۱-۳، ۱۰:۰۷ ب.ظ

    البته بعضی هاشون سیاه بخت شدن !

    جواب به این نظر

  68. hadi ۱۳۸۶-۱۱-۱۱، ۱۰:۱۳ ق.ظ

    چرا شما ایرانیا حتما باید تو زندگی تون ازدواج کنین.بعضیا میتونن ازدواج نکنن

    جواب به این نظر

    alireza Reply:

    نه کسی که مسیر زندگیش کامل نباشه نمی تونه برای همیشه شاد و خوشحال زندگی کنه البته ممکنه به طور مقطعی این موضوع رو احساس نکنه ، شاید هم بعضی ها خودشون رو گول می زنن

    جواب به این نظر

  69. حسین ۱۳۸۶-۱۱-۱۴، ۱۲:۵۰ ق.ظ

    سلام
    من پسر هستم . متولد نیمه اول ۱۳۶۲
    از ۱۷ سالگی به عشق . دوست داشتن . یک یار و دلبر فکر میکردم .
    آری . از ۱۷ سالگی به دنبال نیمه گمشده ام بودم . آن زمان درکی
    چندان پخته از این موضوع نداشتم . اما امروز که نزدیک ۲۵ سال از عمر گرانم رفته است نگرشی واقع بینانه تر پیدا کرده ام .
    هنوز مجرد هستم . هنوز به دنبال نیمه گمشده ام اما با ذهنی پخته و واقعی .
    من کاری به بقیه پسر ها ندارم . من خودم ازدواج رو یک امر شگفت انگیز میدونم ! البته شرط داره ! اگه هر دو عاشق باشن و شعور زندگی مشترک رو داشته باشن و بازی های یک زندگی عاشقانه رو
    بلد باشن زندگی اونا سرشار از خوشی های غیر قابل وصفی خواهد بود که اینک در مخیله شما هم نخواهد گنجید !
    میدونم حتما با این نظری که من میدم ممکنه جوابهای تند و محکوم کننده ای رو بشنوم . به این خاطر من همین جا به اون نظرات که میتونم حدس بزنم چیه پاسخ میدم : حتما میخای بگی هنوز بچه هستی که به ازدواج اینجوری نگاه میکنی و هنوز همون ذهن ۱۷ سالگی رو داری …. / پاسخ : نه … عزیزم ! زندگی مشترک بلدیت میخواهد قدر شناسی میخاد یه چیزایی لازم داره …….آره …انکار نمیکنم که یک سری مشکلات در زندگی پیش خواهد امد که طبیعی است اما این مشکلات منافاتی با خوب و عاشقانه زیستن نداره ..
    اگه قانع نشدی من حاضرم شرط ببندم که تو خیلی خوب نمیدونی که زندگی متاهلی ایده ال چطوریه …// ممکنه یکی دیگه بگه بشین بابا !
    کدوم مرد یا زنی رو پیدا کردی که بگن ازدواجشون شگفت انگیز بوده ؟
    / تو راست میگی کسی نگفته …. من متاسفم برای کسانی که زندگیشون شگفت انگیز نیست .
    من یک نگرش خیلی خاص به ازدواج دارم که هیچ کس نداره …
    بگذریم .
    یا حق.

    جواب به این نظر

  70. lkj ۱۳۸۶-۱۱-۱۴، ۱۲:۵۲ ق.ظ

    ldfffffffffffffffffff

    جواب به این نظر

  71. الف ۱۳۸۶-۱۱-۱۷، ۱۰:۴۳ ب.ظ

    همش حرفه
    اینده قابل پیش بینی نیست

    جواب به این نظر

  72. کهعغلخعقفبهعقثیسعفق ۱۳۸۶-۱۱-۲۲، ۱۲:۲۹ ب.ظ

    …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………زندگی سرشار از نقطه است

    جواب به این نظر

  73. حنانه ۱۳۸۶-۱۱-۲۲، ۸:۱۷ ب.ظ

    هی گفتی! منم شوهر میخوااام میگم بیا توروزنامه آگهی بدیم بگیم:جهیزیه کامل ماشین وکار مناسب ودرآمد توپ تنها به شرط ازدواج با دختری ترشیده واستخونهاش داره میپوسه دندون ریخته و…..

    جواب به این نظر

  74. محمد ۱۳۸۶-۱۱-۲۹، ۳:۵۷ ب.ظ

     سانسور شد

    جواب به این نظر

  75. مونا ۱۳۸۶-۱۲-۴، ۵:۴۳ ب.ظ

    آخه زهرا جون دلم برات سوخت امیدوارم زودتر عروس بشی ما رو هم دعوت کن تا بیایم یادت نره ها

    جواب به این نظر

  76. سلمان ۱۳۸۶-۱۲-۲۳، ۶:۵۷ ب.ظ

    اگه راست میگی من شوهر، Emailمن رو هم داری برام پیغام بزار یعنی جواب من رو بده. یک پسر خوشتیپ هستم وقت ندارم وگر نه برات عکس هم میفرستادم.شوخی کردم فقط خواستم بگم شما دخترا همیشه دنبال خوشتیپی هستید ، بزرگ ترین ایراد شما همینه (((((((( این پیغام رو برای همه ای دخترها میزارم)))))))) هر کی شوهر خواست من براش پیدا می کنم البته اگه واقعا دختر خوبی باشید این هم Email:salman1360@gmail.com البته فکر نکنین این کار رو به خاطر صدقه سر انجام میدم دست مزدش هم ۱۰۰ صلواته. حرف زیاده دنبلش رو بعدا میگم .

    جواب به این نظر

  77. سلمان ۱۳۸۶-۱۲-۲۳، ۷:۰۱ ب.ظ

    دایره زندگی مربعی است چهار گوش که سه ضلع دارد عشق و محبت

    جواب به این نظر

  78. باوفا ۱۳۸۶-۱۲-۲۴، ۵:۴۱ ب.ظ

    باسلام
    من یک پسرم و به ازدواج هم فکر می کنم مشکل من اینه که به هیچ کدوم از این دخترای این دورو زمونه اطمینان ندارم من دخترهایی رو می شناسم که با دروغ و فریب دادن شوهرشون با اونا ازدواج کردن می ترسم یکی از اونا گیر من بیفته لطفا منو راهنمایی کنید

    جواب به این نظر

  79. حسین ۱۳۸۷-۰۱-۱۱، ۱۲:۵۲ ب.ظ

    فکر کنم مجردها هم دل داشته باشن

    جواب به این نظر

  80. مهرداد ۱۳۸۷-۰۱-۱۲، ۷:۲۲ ب.ظ

    ازدواج یه امری هست که نصف دین رو کامل میکنه ولی نه ازدواج توو این دوره(منظورم همه نیست) چون اصلانمیشه به دخترهاوپسرهای این دوره اطمینان کرد چون دختر خودش شوهر داره بعد که شوهر پشتش رو را میکنه دختره با ده نفره دیگه دوسته وهمچنین پسرها هم همین طور هستن به نظر من ما ایرانی ها به خاطر اینه که جنبه نداریم ما ایرانی ها ندیده هستیم ( ان شاالله شوهر خوبی هم توو پست شما بخوره امیدوارم دفعه بعد نظرتون در مورد شوهردار شدنتون باشه)

    جواب به این نظر

  81. فاطیما ۱۳۸۷-۰۲-۱۶، ۱۲:۵۷ ب.ظ

    سلااااااااااام
    حالتون خوبه؟؟
    من دنبال لیلا یورت خانی میگردم.کسی نمیشناستش؟؟؟؟
    باید پیداش کنم .ولی نمیدونم چه جوری…….
    اگه هر کی پیداش کرد به میلم پیغام بده.خونشونم تو قیام دشت بود.

    جواب به این نظر

  82. ناصر ۱۳۸۷-۰۵-۷، ۹:۵۸ ق.ظ

    نمیخوام بگم که هدف از ازدواج فقط رابطه‌ی جنسیه. ولی باور کنید تحمل این همه فشار جنسی خیلی سخته. نمیدونم از دست خدا به کی پناه ببرم!!؟؟

    جواب به این نظر

  83. سارا ۱۳۸۷-۰۵-۱۳، ۲:۱۵ ب.ظ

    سلام باهات موافقم اما نه صد در صد چون ازدواجی که بخواد بد فرجام باشه یا بعدش بچه آدم بمیره به درد نمی خوره اون موقع آدم آرزو می کنه ایکاش اصلا ازدواج نمی کرد اما واقعا ته دلم آرزو میکنم کاش کسی که من دوستش داشتم بامن ازدواج می کرد و همیشه این و ته دلم می گم که خوش به حال دختری که اون باهاش ازدواج کرد سه ساله که من دارم در حسرتش می سوزم همه دوستام ازدواج کردن یا دارن می کنن و من هنوزم دلم راضی به ازدواج با دیگری نیست همیشه به خودم می گم خوش به حال زنش

    جواب به این نظر

    alireza Reply:

    بهتره آدم با کسی ازدواج کنه که اون دوستش داشته باشه ، این خیلی مهمتر از اینه که آدم کسی رو دوست داشته باشه

    جواب به این نظر

  84. رسول ۱۳۸۷-۰۵-۱۶، ۹:۰۰ ق.ظ

    اصلا من تمومش میکنم ادرس خونتونو بده تا بیام خواستگاریت که دیگه از تنهایی در بیایی .
    ولی شوخی نمیکنما شماره ام اینه ۰۹۳۶۵۱۵۵۹۲۴
    اگه موافقی یه زنگ به من بزن
    منتظرم
    خداحافظ

    جواب به این نظر

  85. سعید ۱۳۸۷-۰۵-۲۰، ۳:۰۰ ق.ظ

    سلام.افرین برشما واقعا حرفها یی رو مطرح کردین که کمتر پیدا میشه.من خودم شرایط ازدواج رو داشتم ودختری که ازش خواستگاری کردم از وظعیتم مطلع بود.جواب رد داد. واقعا براش متاسفم.چنین مو جود مغروری حقشه که مجرد بمونه و بره بمیره.

    جواب به این نظر

    ناشناس Reply:

    می تونم شماره شما را داشته باشم

    جواب به این نظر

    نگار Reply:

    می تونم شماره شما را داشته باشم

    جواب به این نظر

    alireza Reply:

    می تونم شماره شما رو داشته باشم

    جواب به این نظر

  86. amir ۱۳۸۷-۰۵-۲۶، ۱۰:۴۶ ق.ظ

    سلام زهرا جان

    حرفای قشنگی نوشتی معلومه که واقعا تو دیگه یک زن خوب برا زندگی هستی. دوس دارم باهات آشنا بشم این شمارمه ۰۹۱۸۸۳۴۵۸۳۲ منتظر تماستم. خدا حافظ

    جواب به این نظر

    alireza Reply:

    آخه اصلا معلومه این کد ۰۹۱۸ مال کجاست؟

    جواب به این نظر

  87. بهزاد ۱۳۸۷-۰۶-۲۱، ۷:۵۷ ب.ظ

    فقط میتونم بگم قبل ازازدواج چشماتون راحسابی بازکنین وبعد ازازدواج اونهاراکاملا روی هم بزارین

    جواب به این نظر

    *آهو* Reply:

    معلومه داری بزرگ میشی

    جواب به این نظر

  88. نسرین ۱۳۸۷-۰۶-۲۸، ۱۱:۲۳ ق.ظ

    منم دوست دارم ازدواج کنم ولی نمیدونم خواسته هام از طرف مقابلم چیه.

    جواب به این نظر

    امین Reply:

    دوستدارم باهات راجب این موضوع حرف بزنم اگه توهم دوستداری خوشحال مشم باهم تماس بگیری چون اینطور به نظرم بهتر ۰۹۳۵۲۶۱۶۱۳۸ موفق باشی. بدون منتظر تماست میمونم

    جواب به این نظر

    alireza Reply:

    تا زمانی که اینطوری فکر می کنی اصلا به ازدواج فکر نکن ، تو هنوز خودت رو تو زندگی پیدا نکردی

    جواب به این نظر

  89. فرهاد ۱۳۸۷-۰۶-۲۸، ۳:۱۷ ب.ظ

    بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام به شما دوست عزیز

    دوست داشتم بدون هیچ تنگ نظری فواید و مضرات دوستی با پسر ها رو برای شما بنویسم

    فواید رابطه با پسر ها:
    ۱٫هدف از رابطه پیدا کردن مرد زندگی و آشنایی و انتخاب
    ۲٫تجربه وپختگی روابط اجتماعی و رفتاری برای روابط اصلی آینده

    حالا بیا بهتر نگاه کنیم!

    هدف از رابطه پیدا کردن مرد زندگی و آشنایی و انتخاب(!)

    اگر شما مواظب گرفتار نشدن دل خودتون باشید دل اون پسر رو گرفتار میکنید
    حال اگر پسر دلش گرفتار محبت به شما شده باشد و شما به او نه ! بگویید چگونه لطمه روحی او رو میتوانید جواب گو باشید!
    همه می دونیم چوب این نامردی رو تو همین دنیا خواهیم خورد و به آخرت نخواهد رسید!
    خودتون رو بگذارید جای اون پسر و ببینید: چقدر دل شکسته می شوید اگر پسری این جوری سر کارتون بگذاره !
    از اون بدتر حس ترحم که اینجا به سراغ شما می آید و به شما میگوید نباید نامردی کرد مرا دوست داره! و شما تو این مرحله از روی ترحم به اازدواج تحمیلی تن میدهید.و بعد از یکی دو سال که جاذبه های فیزیکی از بین رفت خودتون حدث میزنید که چه میشود.!

    سوال میکنید حالا هر جوری که هست به همدیگر علاقه مند میشویم چه عیبی دارد؟
    واقعیت این است که جوان ها آرمان گرا اند هر چی پسر به شما بگه شما قبول میکنید و بلعکس خودمونیش در خیالات سیر میکنند. پس اگر به حرف های پدر و مادران دلسوز و دنیا دیده خود گوش کنند جسته اند و گرنه گرفتار شده اند.

    اما اکثرا پسر ها دختر ها در بین راه رابطه رها میکنند می دونید چرا؟

    دلیل نزدیک شدن دختر ها به جنس مخالف لطافت رفتاری و نگاه اونهاست مثل(حس مادری دخترها و تکیه گاه خواهی و هوس داشتن مرد زندگی و حس دیر شدن وقت ازدواج و هوس خواستگاری)است شاید بشه گفت دختر ها یک گوله عاطفه پاک وهمراه با کمی شیطنت دخترانه تو آرایش و لباس پوشیدن اند. اما پسر ها عصیانگر و هوس باز و عشق بازاند و کمتر مسایل عاطفی برای او مطرح است وبیشتر به دنبال روابط زناشویی اند.به همین خاطر اکثرا شیطنت ظاهری شما هوس او را دامن میزند و سوء استفاده از صفای باطن شما کرده لذت خویش را میبرند وبه سراغ دختر دیگری میروند ..
    حالا شما چه دارید:دلی شکسته و قلبی مجروح از مردها و باور کنید که همسر خود در آینده رابطه خوبی هم نخواهید داشت
    زیرا که شرطی شده اید که مردها چنین و چنان اند .

    تجربه وپختگی روابط اجتماعی و رفتاری برای روابط اصلی آینده(!)
    پختگی مرد شما یعنی: دیده شدن دریدگی خاص هوس لذت در چشمان مردتون به جای ناشی گری های دوست داشتنی و محبت آمیز همسرتون اول زندگی مشترک.
    نا پختگی مرد شما یعنی: مخفی ماندن و کم رنگ ماندن عدم تناسب ها در هوای سادگی و کم تجربه بودن شما دو نفر..
    چه حسی خواهید داشت اگر مردتون بگه من قبل از دواج با تو با کسی رابطه نداشتم و اون رو خودتون با اینکه بگوید من با چند نفر رابطه داشتم مقایسه کنید؟
    از ضرر های دیگر این جور روابط:کم شدن توان برای تحصیل و کارهای مهم دیگر در زندگی است.

    یه حرف خودمونی:
    تا حالا اگر رابطه با پسری داشتید و احساس گناه مانع ارتباط شما با خدا شده بدونید خدا شما رو خیلی دوست داره !شما با نماز خوندن عشق خودتون رو به یار دلنواز و رب خود نشان بدید و نگذارید حس گناه نماز رو از شما جدا کنه.بقیه تو این عالم مدعی عشق اند ولی خدا اول آخر اون کسی است که میشه عاشقش بود.

    درمان آشفتگی فکری و دلبستگی نابجا:
    ۱٫خیال تو ما آدم ها مثل کبوتری است که اگر آزادش بگذارید هر جا میره!نگه داشتن خیال راه اصلی درمان آشفتگی است.ما باید برای خودمون لیست سیاه آدم هایی که نباید تو خیال با اونها همراه شویم داشته باشیم.اگر دل شما به فرمان عقل در ترک خیال افراد درون لیست سیاه تن در نداد باید نفس رو ادب کرد تا ما رو به هلاکت نکشاند.هر جوری که بلد هستید مثلا یک روز کمتر غذا بخورید یا کمتر بخوابید یا روزه ای بگیرید تا بفهمه شما شوخی با اون ندارید و باید در فرمان عقل در بیاید.
    ۲٫از نشستن تو جمع های که یادآور بعضی چیزهاست باید اجتناب کرد و فکر خود را با تحصیل و ورزش و فعالیت سالم پر کرد.

    جواب به این نظر

  90. s ۱۳۸۷-۰۹-۳، ۱۲:۴۷ ب.ظ

  91. ase ۱۳۸۷-۰۹-۸، ۱۱:۵۲ ق.ظ

  92. میثم ۱۳۸۷-۰۹-۱۵، ۱۰:۰۰ ب.ظ

    سلام زهراخانم میدونستی برای هراقاتوایران۶۶۶۶۶۶۶تادخترهست نگران نباش خودم میام میگیرمت…….

    جواب به این نظر

  93. ناشناس ۱۳۸۷-۰۹-۲۰، ۱:۱۰ ب.ظ

    cheghadr sathi negar!!!!!!!

    جواب به این نظر

  94. ناشناس ۱۳۸۷-۰۹-۲۲، ۷:۴۹ ب.ظ

    در جواب اون اقایی گفته برای هر پسر۶۶۶۶ تا دختر هست باید بگم که خیلی اطلاعاتشون نادرسته چون تعداد پسرا بیشتره واینی که بعضیا میگن فقط توی حرفه و تحقیقاتی که کردن چیزه دیگه ای میگه
    ثمین

    جواب به این نظر

  95. عسل ۱۳۸۷-۰۹-۲۹، ۱۲:۰۳ ق.ظ

    من یه دختر خیلی خیلی احساساتی هستم و تحمل کوچکترین مشکلو تو زندگی ندارم.خودمم دوست ندارم این جوری باشم ولی کاریش نمیشه کرد.یکی می خوام مثل خودم عشقولی باشه و درکم کنه ولی میدونم که پیدا نمیشه اگه هم بشه من که نمی تونم بهش اعتماد کنم واسه همینم تصمیم گرفتم که ازدواج نکنم اینم بگم که ۱۸ سالمه.اگه ادم تا اخر عمرش مجرد بمونه بهتره تا با یه انتخاب غلط یکی رو وارد زندگیش کنه که همه ارزوهاشو نقشه بر اب کنه.

    جواب به این نظر

    ناشناس Reply:

    من دوست دارم با شما آشنا شوم

    جواب به این نظر

    ناشناس Reply:

    برات مهمه اسم منو بدونی

    جواب به این نظر

    امین Reply:

    سلام دوستدارم باهم در این مورد حرف بزنیم اگه دوست داشتی باهام تماس بگیر۰۹۳۵۲۶۱۶۱۳۸ منتظرتم

    جواب به این نظر

    امین Reply:

    نمدونم چرا خیلی علاقه پیدا کردم باهات حرف بزنم نمیدونم شاید خودم به تو نزدیک احساس میکنم اگه تونستی بهم زنگ یا مسیج بزن ۰۹۳۵۲۶۱۶۱۳۸ دوستدارم حداقل باهات یه بارهم شده حرف بزنیم منتظرتم

    جواب به این نظر

    ناشناس Reply:

    میشه منم زنگ بزنم

    جواب به این نظر

    alireza Reply:

    عسل خانم یک کم بزرگتر بشی همه این مسائل برات حل می شه

    جواب به این نظر

  96. حمید رضا ۱۳۸۷-۱۰-۲، ۷:۳۰ ق.ظ

    زهرا جان خوشگل هستی یا نه

    جواب به این نظر

  97. رضا ۱۳۸۷-۱۰-۱۱، ۴:۴۲ ب.ظ

    سلام بر اولوهیت پاک درون شما خواهر خوبم.ازدواج یه بخشی بزرگی از زندگی ما محسوب میشه.از خدا میخوام که کمکمون کنه تا درست انتخاب زندگیمون رو انحام بدیم.ولی یادتون باشه ما جانشین خوداییم همه آرامشمون رو از ازدواج نباید بگیریم

    جواب به این نظر

  98. نازنین ۱۳۸۷-۱۰-۱۶، ۴:۴۹ ب.ظ

    جالب بود.

    جواب به این نظر

    alireza Reply:

    حداقل بگو چرا جالب بود

    جواب به این نظر

  99. بهروز ۱۳۸۷-۱۰-۲۲، ۲:۴۷ ق.ظ

    سلام به جوان های ایرانی

    من بهروز دانشجوی سال دوم مدیریت صنعتی هستم به مسائل جامعه شناسی و روانشناسی علاقه دارم و در مورد موضوعاتی هم چون رابطه دختر و پسر هم تحقیق کردم.
    و اما…
    ایشاا… زهرا خانوم هم نیمه گشده که نه! بلکه باید همدم و هم فکرش پیدا کنه برای زندگی.
    در بین نظرات مطالبی خواندم که باعث شد چند خطی مزاحمتون شم.

    آیا باید بین پسر و دختر های جوان و نوجوان رابطه ای باشه یا نه؟
    ای کشور کشوری هست ایرانی که اکثرشان به اسم مسلمان هستند. دین اسلام برای زن و مرد محدودیت هایی گذاشته که میتوان گفت همه آنها منطقی و رواست. اما به عقیده من دین اسلام باید به طور کامل اجرا شود نه اینکه به عنوان سپهر دفاعی در برابر خواسته های جوان های خوب ایرانی(چه جنسی ،چه عاطفی،چه فکری)بزارند. این جوان ها نا خواسته در جهت نابودی اسلام ، فکر یا حتی عمل کند.
    یه دختر که در تاکسی نشسته و در کنارش یه پسر ساده که هیچ قصد و قرضی نداره ، در اثر برخورد شانه هایشان و یا پا ها ، دختر خود را کنار میکشد. به اصطلاح خود را جمع و جور میکند وامثال اینها که خود در جامعه میبینیم.که اسم آن را متاسفانه شرم و حیا میگذارند.
    دقت کنید به این موضوع که تا چقدر این مسایل ذهن و رفتار آدمی را تغییر میدهد
    و این یک بیماری است یک بیمار روحی .در حالی که این موضوعات از جایی نقش بسته که انسان های تعصبی آن را پیداسازی کرده اند انسانهایی که زن را نعمت میدانستند نه انسان.
    متاسفانه بعضی از پدران و مادران ما هم نا خواسته از آن ها پیروی میکند و هیچ ربطی به اسلام ندارد.
    به قول دکتر شریعتی اینها لایه زبر پوست اسلام را به ما نشان میدهند نه لایه نرم آن را.

    این عقیده من است نه اسلام:

    انسان موجودی آزاد است و انسان هر طور می خواهد سر نوشت خود را رقم می زند
    به قول زرد تشت “انسان سازنده سرنوشت خویش است”
    و خدا هم راه پس گذاشته هم راه پیش ، انتخاب آزاد است.
    اگه میخواهی درست تصمیم بگیریید تعصب را بگذارید کنار .
    پسر و دختر دارای ویژیگی ها و نیازهایی است که در کنار هم کامل و خود شکوفا می شوند. باید به نیازهای آنها پاسخ داد . نیاز جنسی گناه نیست یک نعمت است. از روابط جنسی نترسید و احساس گناه نکنید .
    فقط یک چیز که خیانت نکنید و وفا دار باشید به دوست یا همسرتان.

    و در آخر باید بگم ای دختر و پسر ایرونی من۲۱ سال بیشتر ندارم اما یاد گرفتم که “باید جوری دیگر دید”. و تنها ۳ در خواست دارم :
    ۱٫دختر پرنده ایی نیست که زندانیش کرد اول از همه انسان است و عقل دارد و می توانند تصمیم بگیرد. با او حرف بزنید.

    ۲٫به دوستان خود اعتماد داشته باشید و وفادار باشید. و خیانت نکنید.(چیزی که برای خودت دوست نداری ، برای دیگران هم دوست نداشته باش)

    ۳٫و در تصمیمات خود تعصب نداشته باشید منطی عمل کنید و هر چیزی به راحتی باور و انتخاب نکنید.

    موفق باشید و آگاه

    جواب به این نظر

    ارزو Reply:

    چه خبرته ادم نظر می ده یه سطر نظر می ده دو سطر مال شما که طومار شد

    جواب به این نظر

  100. بهروز ۱۳۸۷-۱۰-۲۲، ۲:۵۰ ق.ظ

    این ایمیل من هست هر کی انتقاد یا پیشنهاد دارد میتونه مطرح کنه

    behrooz_a_karami@yahoo.com

    جواب به این نظر

    ناشناس Reply:

    اقا بهروز ۲۱ساله شاید شما خیلی ساده باشی که قطعااین طور نیست ولی همه هم مثل شما بی قصد توی تاکسی سوار نمیشن من خودم به عنوان یه دختر دانشجو این چیزارو هم دیدم وهم تجربه کردم

    جواب به این نظر

    *آهو* Reply:

    نظر شما برام جالب بود ولی یکم ایراد داره یعنی بعضی ازاونا غیر ممکنه

    جواب به این نظر

    alireza Reply:

    برای همینه که بعضی هاتون وقتی سوار تاکسی می شین کیفتون رو میزارین بین خودتون و اون کسی که کنارتون نشسته ، باعث ایجاد مزاحمت و تنگتر شدن جا هم میشین ، بابا اینقدر جو گیر نباشید

    جواب به این نظر

    *آهو* Reply:

    این حرفا ادم با جنبه می خواد که خدا را شکر نیست

    جواب به این نظر

  101. کمال ۱۳۸۷-۱۱-۱۵، ۱۰:۵۰ ب.ظ

    ۲۴خیانت ممنوع!

    جواب به این نظر

  102. ناشناس ۱۳۸۷-۱۲-۷، ۱۰:۵۵ ب.ظ

    به نظر شما اگر یه دختر خوب واقعا دوستت داشته باشه واون تو را بیشتر دوست داشته باشه باید چکار کرد

    جواب به این نظر

  103. ناشناس ۱۳۸۷-۱۲-۱۳، ۱:۲۵ ق.ظ

    زهرا خانوم سلام
    من نمیدونم چندسالته وچیکار میکنی ولی به نظرمن بهتره البته اگه درس می خونی فعلا دنبال درست باشی واگه هم کسی هست که کوچیکتر از تو و ازدواج کرده تو به اون نگاه نکن که حالا به قول خودمون دخترا بهش حسودی کنی به اونایی نگاه کن کهاز۲۵سال سنشون بیشتره وهنوز ازدواج نکردن البته ناگفته نمونه که منم سنم هنوز به۲۰ نرسیده هههههههها ایشاا… خوشبخت بشی

    جواب به این نظر

  104. نمیدونم ۱۳۸۷-۱۲-۲۵، ۷:۲۴ ب.ظ

    نمیدونستم دخترا هم مثل پسرا دلواپس ازدواجن و مهمتر اینکه از شکستن دل پسرا ناراحت میشن. به هر حال برات آرزوی موفقیت و خوشبختی دارم.

    جواب به این نظر

    ارزو Reply:

    اصلانم این زهرا خانوم ابروی هرچی دختره برده به نظر من پسرا همتون برین گم شین حیف دخترا نیست که بیان زندگیشونو با شما بگذرونن براتون بچه به دنیا بیارن بعد ببینن بیخود بوده

    جواب به این نظر

  105. غریبۀ تنها ۱۳۸۷-۱۲-۲۹، ۱۰:۴۸ ب.ظ

    آره واقعاً خوش به حال اونایی که ازدواج کردن، چون واقعاً کلی از مشکلاتشون حل شده. اولاً به قول شما نیمۀ گم شدشونو پیدا کردن ثانیاً همسفرشونو برای ادامۀ راه پیدا کردن. ولی خداییش عشق یه چیز دیگه است، من ترم قبل برای اولین بار تو زندگیم عاشق شدم، واقعاً هم عاشق شده بودم، البته هرچند تو جذب کردن دختری که بهش علاقه داشتم موفق نبودم ولی به جرأت میتونم که بگم بهترین دوران زندگیم بود. اصلاً یه جور دیگه بودم، چنان امید و انگیزه ای داشتم که حد نداشت. به اندازۀ تمام زندگیم چیز یاد گرفتم و از زندگیم لذت بردم. چنان با انگیزه کار می کردم و درس میخوندم که حد نداشت. دیگه برام غیر ممکن وجود نداشت، هم کار می کردم و هم درس میخوندم. ولی به هیچ وجه احساس خستگی نمیکردم. به نظر من عشق برا آدم مثل یه موتور میمونه که به آدم انرژی میده. ولی به هر حال من نتونستم اونو جذب کنم. هرچند در ابتدا خیلی خوب جذبش کردم ولی در ادامه نتونستم. البته شاید هم نخواستم جذبش کنم چون مشکلات زیادی تو جامعمون برا کسی که بخواد ازدواج کنه هست. ولی چیزی که مهمه اینه که برای اولین بار یه عشق واقعی و پاک رو تجربه کردم و تفاوتش رو با زمانی که عاشق نبودم به وضوح حس کردم. اصلاً این دو حالت با هم قابل مقایسه نیست. من الان دارم برا یه آزمون مهم خودمو آماده میکنم ولی از وقتی که عشق تو وجودم کمرنگ شده دیگه انگیزه ای برا خوندن و آماده شدن برا آزمون رو ندارم. هر کار میکنم با اینکه زمان زیادی هم دارم ولی نمیتونم با انگیزه و انرژی به درس خوندن بپردازم. حسرت اون روزایی رو میخورم که عاشق بودم و عاشقانه زندگی میکردم و صادقانه رفتار میکردم و پرتلاش کار میکردم و درس میخوندم. ولی از این حرفا که بگذریم وقتی آدم عاشقه یا اگه ازدواج کرده باشه خیلی راحت تره چون دیگه این همه زجر نمیکشه. خداییش تو این جامعه و با این پوشش و آرایش بسیار محرک دخترا، و با این مانتوهای چسب و کوتاهی که میپوشن و رفتارهای عجیب و غریبشون، واقعاً صبر کردن و نگاه نکردن خیلی سخته. هر چی سعی میکنم نمیشه صبر کنم. آخه چقدر میشه صبر کرد؟ بارها و بارها شده که تصمیم گرفتم چشمامو کنترل کنم و نگاهمو از نامحرما دور نگه دارم. ولی چقدر میشه اینطوری ادامه داد؟ اولی رو نگاه نمیکنی، دومی رو نگاه نمیکنی، سومی رو چشماتو میبندی، … صدمی رو نگاه نمیکنی ولی بالاخره صد و یکمی که نگاهت بهش بیفته میریزی به هم. دیگه چشمام تحت کنترل خودم نیست. نمیتونم جلوشونو راحت بگیرم. ولی خداییش من اینطوری نبودم و مطمئن هستم اگه ازدواج کرده بودم این طور چشم ناپاک و آلوده نمیشدم. به همین خاطر است که واقعاً حسرت اونایی رو میخورم که ازدواج کردن و از آلودگی ها به دور هستن. راستش نمیدونم تا چند وقت دیگه میتونم با این وضعیت ادامه بدم؟ دیگه صبر و طاقتم داره سر میاد. میترسم منحرف بشم و به فساد کشیده بشم. واقعاً جامعه شده مثل اون جمله ای که میگه: سگ رو ول کردن و سنگ رو بستن. از یه طرف دخترا هر جور که میخوان آرایش میکنن و میپوشن و با این کارشون آرامش روانی پسرا رو به هم میزنن و از طرف دیگه با این اوضاع و احوال کار و سربازی و مسکن و درس و … امکان ازدواج به موقع فراهم نیست و سبب میشه افرادی مثل من که یه زمانی واقعاً
    چشم پاک و سر به زیر بودن بودن دیگه اون صفای باطن رو نداشته باشن و ساعات بسیاری از عمرشون به تلاطم و تشویش ذهنی بگذره. به هر حال از خدا ملتمسانه میخوام که زمینۀ ازدواج هر چه زودتر همۀ جوونا و منو فراهم کنه و ازش برای ادامۀ راه صبر و تحمل میخوام. با آرزوی سالی خوب، خوش، پربار و سرشار از معنویت و موفقیت برا همۀ عزیزان. از همه صمیمانه التماس دعا دارم.

    جواب به این نظر

  106. حمید ۱۳۸۸-۰۱-۵، ۱۱:۲۲ ب.ظ

    معلوم خیلی بیکاری موفق باشی

    جواب به این نظر

    alireza Reply:

    ااااااااااااااااااااا چرا با احساسات مردم بازی می کنید گرچه منم با شماها موافقم

    جواب به این نظر

    ارزو Reply:

    منم خیلی موافقم

    جواب به این نظر

  107. علی ۱۳۸۸-۰۱-۱۱، ۵:۱۷ ب.ظ

    سلام زهرا خانم نمیری از بی شوهری .
    بابا ماکه مثلا” مردیم میترسیم بریم زن بگیریم مجردی و عشق و حالش بیخیال شوهر شو.

    جواب به این نظر

    ارزو Reply:

    نه بابا همش کار این دختراس که شما پسرا رو بد عادت کردن اگه شما رو به دست من می دادن ادمتون می کردم که دیگه دنبال دخترا نرین چه در مجرددی چه……….

    جواب به این نظر

  108. رضا ۱۳۸۸-۰۱-۱۸، ۵:۵۹ ب.ظ

    سلام زهراجون
    داستش همه کس حرفاتونو درک نمی کنه
    جالب بود اما کودیگه دختر….
    عشقهای حالا همش بازی شده منم قصد ازدواج دارم اما میترسم بیشتر بی وفایی ها از دختراست
    انشاا..شما هم خوشبخت بشید

    جواب به این نظر

    ناشناس Reply:

    اشتباه میکنی اون پسران که بی وفان اینومن خودم تجربه کردم

    جواب به این نظر

    *آهو* Reply:

    شما اشتباه می کنی از۱۰تا دختر ۴تا اینطوری هستند واز ۱۰ پسر ۶تای اونا بی وفا هستند اقا رضا شما دچار یکی ازاین ۴تا شدی.

    جواب به این نظر

    alireza Reply:

    پس ۳ تایی که ما تجربه کردیم از اون ۴ تا بودن ، خیلی بدشانسم، حالا اگه جای ۶۰۰ هزار تومان در ماه ۶ ملیون در آمد داشتم اون ۳ تا هم می رفتن جزو اون ۶ تا

    جواب به این نظر

    ارزو Reply:

    پس یه نتیجه ی اخلاقی می گیریم خوب اون چیه اینکه ایراد از خودته به خودت نظز کن

    جواب به این نظر

  109. نیلوفر ۱۳۸۸-۰۲-۲۰، ۹:۴۸ ق.ظ

    من که عشقو خیلی دوست دارم با اینکه هنوز مجرد هستم ولی بیقراری ها و دلواپسی های عشقو دوست دارم و سعی میکنم همیشه عاشق زندگی کنم

    جواب به این نظر

    alireza Reply:

    خیلی جالبه بی معشوق، با یک معشوق یا مداماً معشوق ها عوض می شن

    جواب به این نظر

  110. *آهو* ۱۳۸۸-۰۲-۲۴، ۲:۱۷ ق.ظ

    سلام بچه ها همه شما خیلی خوب نظر دادید .من ۲۱سال دارم وخواستگارهای زیادی دارم خلاصه این که ازبین همه اونا عاشق پسری شدم که ازلحاظ مالی متوسط ودارای خانواده پر جمعیتی بود برعکس من و۲۳ساله بود مندفعه اول جواب رد دادم ولی بعد متوجه شدم تح قلبم یک جایی باز کرده وباخواستکاری مجدد انها واسرار من با توجه به تعریف هایی که ازاو شنیده بودمخانوادم اجازه دادند با هاش صحبت کنم وبه نتیجه برسیم این علاقه شدید شدبه صورتی که برای دیدنش لحظه شماری می کردم بعد ازکلی جریانات ورفت امدها متوجه شدم مشکل پوستی داشته واز من پنهان کرده وچیزی به من نگفته نه این که احساسی رفتار کنم نه ولی بهش گفتم زرهای ازعلاقه ام بهش کم نشده ولی خانواده ام راضی نشدند ورابطه ماراشکراب می کردند ولی من دست بردار نبودم هزارتا پیشنهاد شد که اگه اینو فراموش کنی فلان می کنم اون خیلی تلاش کرد ولی نه به اندازه من تاجایی پیش رفته بودیم کهمی خواستیم تاریخ مشخص کنیم من هرچند ازلحاظ مالی تامین بودم دنبال پول نبودم عشق من قلبش سرشار از محبت بود شیطنت می کرد ولی نه ازصمیم قلبچه شب ها که به خاطر بی خوابیهایش بیدار نشستم وتازمانی برگشتنش بیدار ماندم به خاطرش اشک ریختم حرف وزخم زبون شنیدم وچیزی نگفتم وازخدا صبر وتحمل خواستم به خاطر داشتنش خیلی چیزهایی که دوست داشتم کنار گذاشتم وهیچ کدامو نفهمید به خاطر بیماریش چه شبها وروزها که دنبال یک دکتر خوب که نگشتم سرشمارو درد نیارم ۵روز قبل از جشن تولدم منو به زور ازش جدا کردند به هزار درخودمو زدم به همه روزدم فایدهای نداشت فاصله طولانی وملاقات غیر ممکن با همه خوب بودن ها هزار تا کارکرد واذابم دادومن چیزی نگفتم می سوختم واب می شدم وچیزی نگفتم خودم بودم وخدای خودم نمی خواستم ارزو هاشو خراب کنم حتی به قیمت نابودی خودم چون تک دختر بودم خواهری برای همدردی نداشتم واز همه خسته بودم دلم می خواست همه اینا خواب بود تازه فهیده بودم سوختن یعنی چی اتیش درونم بود که فقط خدامی دونست جریانات زیادی پیش امد تمام خواستگارهایم رارد کردم واز خیلی از اونا که من عشقشون رو درک نکرده بودم معذرت خواهی کردم بهداز چند ماه که بهم زنگ زد البته با بهانه هرچی دلش خواست بدوبیرا به من گفت ولی تحمل کردم وگفتم ازتح قلب نمی گه چون دلخوره این طوری می گه ازمن بدبخت بیش ازحد خودم توقع داشت تنها راهحل من مردن وراحت کردن خودم بود هرچند همه چیز بین ما تمام شده ولی قلبم تبدیل شده به شهر سوخته من ادم پر توقههای نبودم ساده زندگی کردن دوست دارم ادم بانون وپنیر هم زنده می مونه این صداقتوایمان بهخودمونه که باقانع بودن به زندگی ساده می تونه همه چیز داشته باشه ازاحترام گذشت علاقه بگیرتا هزارتا چیز دیگه پس دعا کنید تاخدا سلامتی بده تا خودمون کار کنیم وزندگیمون را بسازیم راستی بچه ها قیافه ام به حرفام نمی خوره فکر بد نکنید همیشه دوستام بانظر من مخالفند ولی حرکسی زندگی خودشو داره مهم اینه کی به جواب میرسه ببخشید اگرغلط زیاد داشتم کلی سبک شدم من به امیوارم به زندگی این یک امتحان بوده خدابعضی وقتها یک چیز وبهت نمی ده چون بهترشو برات سراغ داره تاحالا سعی کردم کسی از من نرنجه پس اگه شما رو ناراحت کردم ببخشید شرمندی معرفت ومرام شما با معرفت ها برای منم دعا کنید که زمین نخورم ومرد میدون زندگی باشم همه ی پسرا بدنیستند اگر اونا معرفت داشته باشند یک قدم بردارند مادوقدم بر میداریم

    جواب به این نظر

    امیر Reply:

    اهو جان دمت گرم تو دیگه کی هستی

    جواب به این نظر

  111. *آهو* ۱۳۸۸-۰۲-۲۴، ۱۱:۴۴ ق.ظ

    دلا یاران سه قسم اند گر بدانی زبانی اند ونانی اندو جانی به نانی نان بده از در برانش تونیکی کن به یاران زبانی ولیکن یاران جانی را نگهدار به پایش جان بده تا می توانی دوست دارم شمع باشم /دردل شبها بسوزم /به دوستان روشنایی بخشم/ اما خود تنها بسوزم دوستای خوبم همه شما حق دارید نظر بدید ولی چرا ما این مانع ها رو زیاد کنیم چرا ما درک نمی کنیم هر پسر ودختری برای اینکه بار زندگی رو بکشه نیاز به کمک داره ما خودمون همه چیزو سیاه وتمام شده می بینم پس بیایند تمام ویرانی های گذشته رو اباد کنیم وپایه ای بسازیم که هیچ چیز خرابش نکنه اصول کار باید درست باشه تا جواب بده ما دخترا باید سطح توقع هامون را پایین بیاریم وشما پسرا درک داشته باشید وقدر شناس باشید خیانت نکنیدما دخترا فقط دنبال یک تکیه گاه می کردیم که بهش تکیه کنیم وارامش طرف مقابل رو فراهم کنیم چیکار کنیم که احساسی هستیم خدا ما رو این طوری خلق کرده گناه ما چیه درسته هر کسی مشگلاتی داره اصلا ادم بدون مشگل ادم نیست میشه با حرف زدن همه چیزو حل کرد این نظر منه ببخشید اگر به کسی بر خورد ما خودمون باید خوب باشیم تا همه چیزو خوب ببینیم پس بیاید دیدمان را وسیع کنیم وبد بینی را کنار بگذاریم فدای همه ی شما *اهو*

    جواب به این نظر

    ارزو Reply:

    اهو جان مارو گرفتی

    جواب به این نظر

  112. *آهو* ۱۳۸۸-۰۲-۲۹، ۷:۱۴ ب.ظ

    …….انتظار خیلی سخته

    جواب به این نظر

  113. علی ۱۳۸۸-۰۳-۲۰، ۱۱:۴۹ ب.ظ

    مو ضوع بهتری نبود

    جواب به این نظر

  114. ماهزر ۱۳۸۸-۰۴-۱۴، ۸:۵۵ ق.ظ

    سلام به نظر من هر دخترخانمی واقا پسری قسمتی دارند که به موقع خودش همه چیز برایشان فراهم می شود (با خدا باشوپادشاهی کن)

    جواب به این نظر

  115. فرزاد شجاعی ۱۳۸۸-۰۵-۵، ۵:۰۶ ب.ظ

    عزیز ازدواج کردی به سلامتی موزیک توپ با سفره عقدو لباس عروس دارم. دوستای محترم موزیک خودتونو به من بسپارید.بهتون قول میدم بهترین موزیک در شهر هنر پرور اصفهانه و یکی از بهترین موزیسینای ایرانه.عزیزان در تمام نقاط ایران در خدمتتون هستیم. موبایل: ۰۹۳۶۳۳۴۳۶۹۸

    جواب به این نظر

    ارزو Reply:

    خیلی با حالی

    جواب به این نظر

  116. منا ۱۳۸۸-۰۵-۲۰، ۱۲:۱۲ ق.ظ

    ازدواج کنی بدبخت میشی

    جواب به این نظر

    زینب Reply:

    کی این حرفو زده
    الکی نیست که میگن با ازدواج نیمی از دینت کامل میشه

    جواب به این نظر

    alireza Reply:

    شما خوشبخت نشدی چرا دیگران رو نا امید می کنی

    جواب به این نظر

    ارزو Reply:

    ؟

    جواب به این نظر

  117. جیش ۱۳۸۸-۰۵-۲۰، ۱۲:۱۳ ق.ظ

    دوستت دارم

    جواب به این نظر

  118. زینب ۱۳۸۸-۰۵-۲۱، ۱۱:۱۷ ب.ظ

    من با ازدواج موافقم به شدت
    خود من که به شخصه کم آوردم !!!!
    با تمام وجود دختر عاقل و آگاهی هستم
    اما فشارجنسی برام غیرقابل تحمل بود
    الآن هم بدون اطلاع خانوادم با دوست پسرم رابطه جنسی دارم
    خودم میدونم که شر دنیا و آخرت رو به جون خریدم
    به خدایی که میپرستینش کمکم کنید

    جواب به این نظر

  119. آزیتا ۱۳۸۸-۰۵-۲۷، ۲:۲۴ ب.ظ

    بیخیال بابا حوصله دارینا من که میخام تا آخر عمرم مجرد بمونم
    برام دعاکنین که من کنکور قبول بشم چون اگه قبول نشم بدبخت میشم
    بدبخت میشم چون اگه قبول نشم مجبورم میکنن که ازدواج کنم اونوقت حسرت دانشگاه رفتن به دلم میمونه من که تا نتایج کنکورم بیاد سکته رو زدم!!!!!!!

    جواب به این نظر

    *آهو* Reply:

    عزیزم اشتباه می کنی بیشتر این افراد دانشگاه رفتند کجای کاری

    جواب به این نظر

    alireza Reply:

    اگه همون ترم اول دانشگاه دوست پسر نگرفتی و عاشقش نشدی بیا اینجا هر چی خواستی به من بگو

    جواب به این نظر

    *اهو* Reply:

    علیرضای عزیز من خودم دانشجو هستم واز این جریانات هرچند برام پیش امده ولی فاصله گرفتم

    جواب به این نظر

    ارزو Reply:

    اهو جان من چرا تو باغ نیستم بابا زندگی ینی خنده بخند تا دنبا به روت بخنده بیخیال پسرا

    جواب به این نظر

  120. ناشناس ۱۳۸۸-۰۶-۳، ۱۲:۰۹ ب.ظ

    donbale ye doos dokhtare tehrani vasse hal migardam
    bahal1368@gmail.com

    جواب به این نظر

    ناشناس Reply:

    اشتباه اومدی عمو دوتا کوچه بالاتر

    جواب به این نظر

    *آهو* Reply:

    چرا ناشناس ….. من اهو هستم

    جواب به این نظر

  121. معصومه ۱۳۸۸-۰۶-۱۳، ۸:۲۵ ب.ظ

    سلام
    طاعات و عبادات قبول درگاه حضرت حق
    وبلاگ خوب و جالبی داری با مطالب خوندنی
    من هم موافقم جدا خوش به حال اونهایی که ازدواج کردند
    راستش من دیگه از تنهایی خسته شدم
    موفق و شادکام باشید

    جواب به این نظر

  122. shadmehr ۱۳۸۸-۰۸-۳، ۱:۱۳ ب.ظ

    سلام خیلی خوب بود
    ولی نمیدونم چرا اینقد تند با ما بسرا حرف میزنی !!! به خدا ما هم معرفت و جواب منفی شنیدن ازارمون میده .
    بازم مرسی از مطالبت خیلی جالبا

    جواب به این نظر

  123. سوده ۱۳۸۸-۰۸-۱۱، ۳:۱۵ ب.ظ

    بنظر من واقعاً خوشبحال اونایی که ازدواج کردن- مشکلاتشون نصف میشه-آدم دیگه تنها نیست- یکی هست که حرف آدم رو بفهمه- دیگه هیچکدومشون تنها نمیمونه- خلاصه امیدوارم قسمت همه بشه- الان هم بنظر من الکی دخترا میگن که من به فلان خواستگارم جواب رد دادم- تو این دروه و زمونه دیگه خواشتگار به اون معنا وجود نداره- بهر حال امیدوارم همه دخترا به ارزوی دلشون برسن

    جواب به این نظر

  124. alireza ۱۳۸۸-۰۸-۱۴، ۱۲:۱۸ ق.ظ

    یک تفاوت بزرگ بین ما پسرا با شما دخترا هست ، ما اول عاشق می شیم بعد طرفمون رو انتخاب می کنیم تا آخر هم پاش وا می ستیم ولی شما دخترا اول طرفو سبک سنگین می کنید اگه شرایطش خوب بود پول داشت ، ظاهرش خوب بود و … اون وقت عاقلانه به احساستون اجازه می دید که عاشق بشین، این هم که می گین از جواب نه دادن عذاب وجدان می گیریم به خاطر اینه که بعدا که دوباره فکر می کنین می بینین موقعیت خوبی بود که فکر نکرده از دست دادین در واقع چون یک موقعیت خوب رو از دست دادین برای خودتون عذاب وجدان می گیرید وگرنه دل اون پسر بیچاره کیلویی چنده؟

    جواب به این نظر

    ارزو Reply:

    فکر می کنی دخترا رو اصلا نشناختی اگه یه بار فقط یه بار خودتو نگیری و به دخترای اطرافت نگاه کنی اونی که از ته دل دوستت داره رو پیدا می کنی چون دوست دخترت به خاطر پول تو رو ترک کرده این فکرو می کنی

    جواب به این نظر

  125. رضا ۱۳۸۸-۰۸-۳۰، ۳:۲۷ ب.ظ

    سلام دوست و آبجیه گلم امید وارم حالت خوب باشد اول اینکه من نمیدونم چند سالته که بخاهم تو رنجه سنی تو صحبت کنم بعد اینکه عزیزم اگر شما محصل هستید بیشتر به فکر تحصیل کردنت باش واسه شوهر کردن هم موقیت هایی واست پیش خواهد امد من خودم یک پسر ۲۰ ساله هستم به دلیل اینکه با دخترهایه فامیلمون زیاد صحبت کرده ام و از من مشورت گرفته اند میدونم تقریبا چه حس و حالی داری و اگه به وبلاگم بیای و یا به آیدیم پیام بدی که چند سالته و از اوضاع خودت یه خورده صحبت کنی بهت قول مردونه میدم که کمکت کنم و بهت راهنمایی بدم متمعن باش از این پسرهایی نیستم که بخاتره دوست شدن با یک دختری چنین پیشنهادی میدن و خودت از راهنمایی هایم پی خواهی برد و بعد اینکه خودم هم ازدواج نکرده ام و یه جورایی مشابه هم هستیم و حرف هم رو بهتر میفهمیم خلاصه در خدمت گذاری حاضریم به امید روزهای بهتر خدانگهدار.منتظرت هستم….

    جواب به این نظر

  126. بهاره ۱۳۸۸-۰۹-۵، ۸:۴۴ ق.ظ

    خوشبحالتون چه حوصله ای دارین من که اینقدر نا امید از زندگی هستم که نگو ونپرس من خواهر بزرگتر از خودم دارم و اون هم میگه تا من ازدواج نکنم تو حق نداری ازدواج کنی فکر کنید من به این سن یکدونه خواستگار هم برام نیومده حالا خیلی هم سنم زیاد نیست ۲۳ سالمه اما ادم دلش میگیره دیگه اینم ادرس ایمیلم هر کی خواست بیاد مخصوصا تو رضا جون که مشاوره رایگان میدیbahare@yahoo.com

    جواب به این نظر

  127. بهاره ۱۳۸۸-۰۹-۵، ۸:۴۹ ق.ظ

    ببخشید ادس ایمیلم اشتباه baharemzm@yahoo.com زهرا جون خیلی دوست دارم با تو هم بیشتر اشنا بشم اگه خواستی add کن منو دوست دارم

    جواب به این نظر

  128. siavash ۱۳۸۸-۰۹-۷، ۵:۱۴ ق.ظ

    اگه خواسگارتو یک الی دو جلسه ملاقات کردی و در جلسه سوم جواب نه دادی مسئله ای نیست و عذاب وجدانت بی خوده ولی اگه ۱ الی ۲ ماه با خواسگارت رفتا امد کردی و بعد جواب نه دادی منتظر اه اون پسر باش دار مکافات همین دنیاست .عشق پسرها خیلی عمیق تره و اون پسر ممکنه هیچ وقت نتونه زندگی موفقی داشته باشه اگه کسیو اینجوری داری و می تونی دوست داشته باشی بش برگرد و از دلش در بیار و اگه اون فقط با رابطه نو از دلش در می یومد اگه می بینی ایراد کلی نداره و می تونی بش وفا دار باشی بش جواب مثبت بده اینکه تو وبلاگ بنویسی یا از خدا بخشش بخوای به هیچ جا نمی رسی خدا که دلش نشکسته …

    جواب به این نظر

  129. ناشناس ۱۳۸۸-۰۹-۲۶، ۱:۵۸ ب.ظ

    سلام به همه دوستان
    حرفام خیلی طولانیه
    من محسنم ۲۶ ساله
    خودم که یه دور حرفامو از دید یه شخص ناشناس خوندم به نظر رسید من تعریف خودمو میکنم و آدم مغرور و بد بینیی هستم
    لطفا این فکرو در مورد من نکنید
    متاسفانه توکشور ما ازدواج شده یه جور رفع احتیاج جنسی یا عاطفی
    چیزی که من میخام بگم اینه که تا وقتی پسرا به خواسته دل دخترا و بر عکس دخترا به خواسته دل پسرا نرسن وضع از این بدترم میشه
    شما دختری رو سراغ دارید تو ایران که بگه من فلان پسرو رو به خاطر اخلاقش دوست دارم فقط ؟
    البته پیدا میشن اما وقتی پای ثابت کردنش می رسن می فهمی فقط اخلاق طرف نبوده و شرایط دیگشم بوده که اون خانومه اینو گفته
    مثلا پول ظاهر شرایط اجتماعی
    من خودم از اونایی بودم که میخاستم یه تنه پس همه مشکلات زندگی بر بیام و زود سر و سامون بگیرم که مستقل باشم
    نتیجشم این شد که از جوانیم تو دوران تحصیل هیچی نفهمیدم و ۲۰ سالگی لیسانسمو گرفتمو قید بقیه لذت های زندگی و پیشرفت هامو زدم
    اینا فقط به خاطر خودم نبود به خاطر کسی بود که می خام باهاش ازدواج کنم
    الانم با این که موقعیت خوبی نسبت به سنم با بقیه پسرا دارم اما به خاطر اذیتایی که ناخود آگاه شدم توقعم از جنس مخالف برای ازدواج زیاد شده
    مثلا به کس که منو به خاطر ظاهر و شرایطم انتخاب کنه راضی نمیشم
    یا به کسی که شرایط براش آماده بوده تا تحصیل کنه هیچ مزیتی اختصاص نمی دم
    به نظر من آدم برای ازدواج باید به کسی که به ا ندازه خودش از خود گذشتگی داره فکر کنه
    چون تو زندگیه متاهلی هیچ کدوم از این اتفاقایی که ما تو مجردی منتظرشیم نخاهد افتاد
    اتفاقاتی می افتن که اگه خودت وطرف مقابلت از خود گذشتگی نداشته باشین زندگی میشه مثل جهنم
    همیشه دنبال کسی باشین که جدا از جنبه هایشخصیتی دیگش آدمی باشه که پل های پشت سرشو زود خراب نکنه و صبور باشه
    با یه دختری دوست شدم که هدفش از دوستی ابراز احساسات با یه پسر بود اونم به صورت اینکه دستاشو بگیره ولی نتونه حرف دلشو به من بزنه
    چرا ؟ چون می ترسه که وابسته بشه
    چرا آخه انقدر کم توقع هستن خانوما چرا انقدر خوش بین به ازدواج هستن خانوما
    من وقتی یه همچین چیزایی رو می بینم از این همه خواسته های کوچیک دخترا ناراحت می شم
    چرا باید دخترا همه چیزو تو ازدواج ببینن ؟ چرا هیچکس نمیدونه ازدواج با یه پسر بد بده اما دوستی با یه آدم خوب میتونه دید شخصو بازتر کنه
    چرا دخترا باید از وابستگی به یه پسر خوب( خودمو نمیگیما ) بترسن اما از ازدواج با یه آدمی که به نظرشون خوب می رسه چون ظاهرش خوبه نترسن ؟؟
    به نظرمن تا موقعی که ازدواج رفع نیاز جنسی و پیدا کردن یه شونه برا درد و دل باشه هیچ نیمه گمشده ای وجود نداره
    چرا معیارای ازدواج باید ظاهر طرف و وضع مالی و تناسخ خواسته های دو طرف توی مادیات باشه ؟ چرا معیارامون انقدر بده ؟
    هیچ چیزی خنده دار تر از این نیست که پسر بره خواستگاریه دختر و در مورد علایق مشترک صحبت بشه
    علایق مشترک فقط بخش کوچیکی از چیزاییه که برای زندگی لازمه
    چیزای مهمتری هم هست که ماها چشممنو بروی اونا بستیم
    من تا زمانی که همچین طرز فکرایی تو ذهن دخترا هست ترجیح میدم دلگیری ها و دلتنگی ها و سرکوب های جنسی رو تحمل کنم اما ازدواج نکنم
    چون نمینونم به آدمای متریالیسمو مادی گرا دل ببندم
    پسرا هم شدن دختر ۴ ساله عروسک دوست
    اکثرا دوست دارن با یه عروسک خوشکل ازدواج کنن
    نه اعتقادات دختره براشون مهمه نهطرز فکرو افکار طرف
    به نظر من ما ایرانیا که عادت به سختی داریم با این وضع باید بیشتر تلاش کنیم و صبر کنیم تا ایده آل آیندمونو پیدا کنیم

    ما هممون تو حصار پوچیم

    پس باید از کوچیکترین چیزا بهترین استفاده ها رو بکنیم

    ببخشید بعضی حرفای من ممکنه که بد برداشت بشه

    از دختر پسرایی که ازحرفام ناراحت شدن معذرت می خام
    لطفا نظراتتنو بهم بگین مخصوصا
    اگه کسی پیدا بشه که باهام موافقه

    hesar_poch@yahoo.com

    در ضمن حرفای بعضی دوستا انقدر جالب بود که من ۵۰۰ خط نوشتم که حرفامو زدم
    دسته همتون درد نکنه

    جواب به این نظر

    جوجه اردک زشت Reply:

    با سلام
    نظرات همه دوستان را خوندم ، نظر شما را هم خوندم اما بنظرم اومد که همه نظراتشان را بر پایه تجربیات شخصیشون نوشته بودند و همه را با یک دید نگاه میکردند اما میخواهم بگم بعضی وقتها آدم با کایی دوست میشه که واقعا قصد ازدواج داره و فکر میکنه اون آدم نیمه گمشده اش ، اما وقتی میری و میای میفهمی که چقدر خوب شد اون را انتخاب نکردی یا اون تو را انتخاب نکرد اما با این حال خیلی از ما دختراها یا خیلی از پسرها هستند که فقط به صرف اخلاق طرف مقابلشون سالها صبر میکنند یا با مشکلات طرف مقابلشون می سازنند مثل آهو جان ، پس همه را به یک چوب نران.
    و اما در مورد اینکه گفته بودی (به نظرمن تا موقعی که ازدواج رفع نیاز جنسی و پیدا کردن یه شونه برا درد و دل باشه هیچ نیمه گمشده ای وجود نداره
    چرا معیارای ازدواج باید ظاهر طرف و وضع مالی و تناسخ خواسته های دو طرف توی مادیات باشه ؟ چرا معیارامون انقدر بده ؟) کاملا باهات موافقم .
    من خودم شاید یک زمان برام فقط ملاک پول طرف و تحصیلات آن بود اما گذشت زمان بهم یاد داد که اینها فاکتورهای مهمی هستند اما شرط لازم نیستند و جزو شروط کافی هستند.
    اما به هر حال از همه دوستانی که نظر دادند ممنونم.

    جواب به این نظر

    *اهو* Reply:

    مرسی ازنظری که راجب من دادی عزیزم

    جواب به این نظر

    ارزو Reply:

    دوستان می دونین چرا معیارامون بده چون بدون پولزندگی دیگه زندگی نیست تو عصری که ما زندگی می کنیم حتی خوشگلی هم به پول وابسته اس وقتی پول تو زندگیت نباشه حالا تو بیا رفع نیاز جنسی کن یا چه می دونم سرتو بذار رو شونه ی طرف به چه دردی می خوره اگه طرف پول نداشته باشه از اینکه با اون باشی حتی ممکنه چندشت بشه من با شما محسن جان موافقم دخترا ی این دور وزمون که نه همه دخترای ایران در همه ی زمان ها فقط واسه چی ازدواج می کنن پول طرفو بخورن چند تا بچه به دنیا بیارن بعد زیر چادر خودشونو پنهون کنن شوهرشونم بره هر غلطی دلش خواست بکنه البته بیچاره ها تقصیری هم ندارن اگه حرفی بزنن فورا خونه ی باباشون چون از خودشون درامدی ندارن من خودم ۱۹ سالمه دانشجو هم هستم و تصمیم گرفتم تا وقتی تا اخر که دکترا یا فوق دکترا یا حتی بالا تر از اون تاوقتی که واسه خودم کسی نشدم ازدواج نکنم چون می خوام اگه یه موقعه بخوام ازدواج کنم به خاطر این باشه که یه هم قدم داشته باشم نه یه اقا بالا سر من امید دارم که همه ی دخترای ما همیشه رو پاهای خود بایستن

    جواب به این نظر

  130. اونی که دوستت داره ۱۳۸۸-۱۰-۱۷، ۱:۰۷ ب.ظ

    من می خواهم با تو دوست بشم
    تو هم میخواهی تماس بگیر۰۹۳۸۰۹۱۴۳۷۷

    جواب به این نظر

  131. ناشناس ۱۳۸۸-۱۰-۲۹، ۱۲:۱۴ ق.ظ

    دختره از پسره پرسید من خوشگلم؟گفت نه .گفت دوستم داری؟گفت نوچ؟گفت اگه بمیرم برام گریه میکنی؟ گفت اصلا؟دختره چشماش پر از اشک شد. هیچی نگفت:پسره بغلش کرد گفت:تو خوشگل نیستی زیبا ترین هستی.تورودوست ندارم چون عاشقتم. اگه تو بمیری برات گریه نمیکنم چون من هم میمرم .

    سلام یاران تنها ترین غریبه*
    دلم برای همه شما تنگ شده بود _من که هنوز عشقمو پیدا نکردم با این که هزار نفر سر راهم قرار گرفتند تصمیم گرفتم هر وقت وقت کردم براتون راجب خواستگارهام یا ادم هایی که سر راهم قرار گرفته اند بنویسم البته به عنوان تجربه البته اشتباه نشه عشق ی که بد جور تکونم داد وهنوز به خاطرش میسوزم جریانی بود که قبلا گفتم بچه ها منقصد توهین به شخص خاصی روندارم مخصوصا اقایون من هم راجب دخترها مینویسم وهم پسرها ولی بیشتر تجربه خودم رو
    من ۲۲سالمه ودانشجو هستم و۲ترم دیگه درسم تمام میشه خواستگاری داشتم که اون هم دانشجو ولی ترم پایین بود و۲۴ساله بود قرارحرف زدن مابیرون از منزل بود ویژگی این اقا با احترامی که برای برادر های بسیجی قائل هستم این اقاخودشو مثل بسیجی ها در اورده بود با خودم گفتم خودشه هوا سرد بود من پالتو ودستگش داشتم داشتم راه می رفتم با ایشون که دست منرو گرفت خدا روشکر من دستگش داشتم می خواستم پدرشو در بیارم چیزی نگفتم ودستمو کشیدم بعد ازنشستن روی نیمکت من ازش فاصله گرفتم ولی به بهانه اینکه باد به من نخوره نزدیک من امد وهدفش دست انداختن بهگردن من بود من هم همون لحظه با یک جوابشو دادم تا یادش نره چطور خواستکاری کنه این هم نبود عشق من گرگی بود در لباس بره

    جواب به این نظر

    *اهو* Reply:

    ببخشید اسمم رو فراموش کردم بنویسم* اهو*

    جواب به این نظر

  132. BaHaR ۱۳۸۸-۱۰-۳۰، ۴:۲۴ ب.ظ

    سلام عزیز دلم من جزء کسایی هستم که کاملا باهات موافقم.تو برخلاف خیلیها به جرات حرفت رو گفتی..بذار هر کس هر چی میخواد بگه. واسه این اقایون راحته که هر دفعه با یکی باشن. ایشالا زود به اونیکه درکت میکنه و بهت ارامش میده برسی گلم…بهار

    جواب به این نظر

  133. ارزو ۱۳۸۸-۱۱-۲۲، ۱۰:۰۷ ب.ظ

    خوب بود وقتم خوب گذشت از این به بعد وقتی بیکار بشم حتما میام

    جواب به این نظر

نظر شما