خیانت و دنیای مجازی

* من اصلا دختر شجاعی نیستما. یعنی با هیچ تعریف حتی تعاریف خیلی ساده انگارانه هم نمیشه به یکی مثل من گفت دختر شجاع! با همه این تفاسیر تنها موقعی که من نطقم باز میشه و بدون توجه به مقام و رتبه و منصب طرف شروع میکنم به اعتراض درباره تصمیمات نادرستی که گرفته زمانیه که مطمئنم بی عدالتی ای رخ داده و در حق من یا کس دیگه ای ظلم شده! اینجور مواقع تنها زمانیه که زبون من عین بلبل میشه و آینه دلم. یعنی هرچی که توی دلم هست بیرون میریزم. البته ممکنه مثل هزاران بار دیگه حرفای احساسی هم بزنم و پلهای پشت سرم رو خراب کنم و مثل امروز که اون مکان رو به حالت قهر ترک کنم و در رو هم طبق معمول اینجور مواقع محکم ببندم!!! Worried
فکر می کنم اگه درست و منطقی اعتراض کردن رو یاد بگیرم تنها نقطه منفی وجودم رو بهبود بخشیدم!!! و خواهم تونست توی اینجور مواقع عین یه بچه آدم حرفامو بزنم و دلایل خودم رو بیان کنم و منتظر توضیحات و یا احیانا توجیهات طرف مقابل هم باشم!!!
پ.ن: اتفاقات فوق سر کلاس اروبیک افتاده. لطفا با نوشته پائینی میکسش نکنین و نتیجه گیری اخلاقی بدین شرح نکنین Big Grin

* خیلی دلم میخواد نظرتون رو راجع به خیانت و محدوده اش بدونم. حقیقتش من با اون جمله ای که بولدش کردم کاملا موافقم. اینا رو واسه این مینوسم که چند روز پیش مطلب جالبی با عنوان خیانت و دنیای مجازی در وبلاگ دوست خوبم مریم خوندم
حدود ۲ ۳ ماه پیش یه برنامه ای نشون داد در مورد سکند لایف و مسائل مربوط به اشخاص در دنیای واقعی. خیلی این بازی منو جذب کرده و یه بار هم اون موقع ها که بلاگفا بودم در موردش نوشتم (نمی دونم چرا پیداش نکردم!یه بار خواستیم از خودمون لینک بدیما!). یه اکانت هم ساختم ولی نمی دونم چرا نمی تونم بازیشو دانلود کنم هر چند که بهتره بیخیالش شم. اما این برنامه که از ABC News پخش میشد در رابطه با مشکلاتی که افراد در رابطه با بازی کردن در سکند لایف براشون پیش اومده بود. متاسفانه ویدیوی برنامه رو نتونستم پیدا کنم اما کل متن این جا هست. تو این برنامه با یه خانوم۳۹ ساله (اینقده هم چاق و بیریخت بود !SillyPhbbbttt) مصاحبه کرده بودکه ۲ سال رابطش رو به فرد دیگه ای شروع کرده و منجر به ملاقات های حضوری و … شده بود. طوریکه این خانوم رابطه اش رو با دوست پسرش به خاطر دوست پسر مجازیش قطع می کنه و به این موضوع پی میبره که در این دو سال به شدت تحت تاثیر این دنیای مجازی قرار گرفته بدون اینکه به هشدارهای دوستش توجهی بکنه و به قضیه فقط به عنوان یه بازی نگاه نکنه. جالبش اینجاست که این خانوم یا افراد شبیه این خانوم که در دنیای مجازی روابط جنسی با میت هاشون دارن اعتراف می کنن این که تمام حسی که از این رابطه در دنیای مجازی بهشون دست میده عین حالت واقعی و بلکه هم بهتره! ناگفته نمونه که اون آقای مجازی هم در دنیای واقعی ازدواج کرده بوده اما از رابطه اش در دنیای مجازی لذت بیشتری می برد.

Susan Heitler روانشناس و نویسنده اعتقاد داره هر گونه رابطه ی که باعث بشه فردی روابط بین دو فرد (همسر، دوست، نامزد و ….)کمرنگ شه نوعی خیانت محسوب میشه ودر واقع لزومی نداره که رابطه فقط رابطه جنسی باشه که اسمشو خیانت بذاریم. نوع دیگه ای از این خیانت مراجعه افراد به سایت های محتوی مطالب پرنو هست (که اینجور که از تحقیقات و آمار بر میاد بعد مدتی بیشتر اعتیاد آور میشه تا ارضا کننده). به طور کلی هر چیزی که انرژی، احساسات، هیجانات، و توجه افراد رو بیش از حد جلب کنه به طوریکه فرد از بیشتر این موارد رو صرف اون موضوع خارجی کنه خیانت محسوب میشه. (البته این نظر این خانوم روانشناسه ولی خود منم یه جورایی به این موضوع اعتقاد دارم). به گفته محققان شخصیت های فانتزی در دنیای مجازی می تونن خطر جدی تری برای یه رابطه دو نفره واقعی باشن. چون دیگه این رابطه یه رابطه نزدیک به واقعیت هست.

Nick Lee دانشجوی دکتری رشته “روانشناسی در دنیای مجازی” در دانشگاه استنفورد معتقده تا زمانیکه افراد خودشون احساس خیانت کردن بهشون دست نده نمیشه اسم این کار رو خیانت گذاشت. وقتی که شما در حال چت کردن با فردی هستین و ابایی ندارین که این رابطه رو از همسرتون مخفی نگه دارین اسمش خیانت نیست اما فقط کافیه که کمی پنهان کاری در کار باشه. همچنین نیک اعتقاد داره خیلی از افرادی(سکند لایف باز بودن) که در موردشون تحقیق کرده احساس می کنن سکند لایف یه دنیای ایده آل و بدون دردسر (پول و وقت و …) است که صرفا جنبه سرگرمی براشون داره و خیلی هاشون هم به پارتنرشون وفادار موندن!

از روی حس فوضولی رفتم و قسمت کامنت های این نوشته رو هم خوندم. تو یکی از کامنت ها یه آقایی گفته بود که همسرش بعد از سالها زندگی مشترک و داشتن ۳ فرزند می خواسته از همسرش جدا شه و به وصال دوست سکند لایفیش برسه و کلی بدبختی کشیدن و همسرش به خاطر این کار از کار اخراج شد و در نهایت با مشاوره خانوادگی تونستن مشکل رو حل کنن. سوالی که همیشه برام وجود داره: واقعا مرز بین خیانت و و وفاداری کجاست؟ بالاخره دنیا داره به سمتی پیش میره که خیلی کارهای واقعی تحت وب انجام میشه و ناچاریم یه روزی این دنیای مجازی رو جدی بگیریم. به نظر من سکند لایف کاملا با بقیه مقوله ها مثل چت و … فرق می کنه. چون آدم واقعا داره زندگی می کنه و همه چیز رو تجربه می کنه و عجیب تراین که این موضوع تبدیل شه به یه بحث داغ و مهم در خیلی از کشور های پیشرفته مثل آمریکا.

منابع و لینک های مرتبط:
Does Virtual Cheating Still Count?
http://abcnews.go.com/Technology/comments?type=story&id=3473291

۳۶ نظر

  1. همشهری ۱۳۸۶-۰۹-۱۰، ۵:۲۳ ب.ظ

    تو کلاس ایروبیک هم حق خوری میشه؟!!:))
    تو این تعریفی که گفتین، من فعلا نقضی پیدا نکردم که ردش کنه پس فعلا که درسته!:)
    شاید مرز بین وفاداری و خیانت، زیرپا گذاشتن تعهدی است (به هر شکلی ) که به طرف مقابلت میدی، باشه.

    [جواب به این نظر]

  2. نازنین ۱۳۸۶-۰۹-۱۰، ۶:۰۸ ب.ظ

    مخالفم. تا این حد نباید فرد مقابل رو آزار داد و کنترل کرد

    [جواب به این نظر]

  3. زهرا ۱۳۸۶-۰۹-۱۰، ۶:۱۱ ب.ظ

    به نازنین تا کدام حد؟
    مسئله موافقت یا مخالفت رو میزان حد و حدود نیست مسئله اینجاست که آیا تعدی از این حد و حدود رو خیانت میدونین یا نه؟ اینکه کنترل کنید یا نه فکر می کنم مرحله بعدی باشه. مثلا تا زمانی که تعریفتون از خیانت این نباشه خوب مسلما محدودیتی هم نمیذارین

    [جواب به این نظر]

  4. نازنین ۱۳۸۶-۰۹-۱۰، ۶:۲۲ ب.ظ

    ااا تو آنلاینی؟
    در حد دنیای مجازی. جایی که نمیتونی کنترل کنی نباید روش حساب کنی ببینم میتونی کل اینترنت کنترل کنی؟

    [جواب به این نظر]

  5. سمیرا ۱۳۸۶-۰۹-۱۰، ۸:۱۵ ب.ظ

    خیانت یه احساسه . تو دل آدم به وجود می آد و خوب نمی تونی انارش کنی .
    من خودم به شخصه روزهایی بود که احساس کردم باعث شدم که یه نفر که خونه و زندگی داشت خوب یه کم سرد بشه نسبت به زنش . از قصد نبود . رفتارم براش جذاب بود . خیلی آروم آروم بود . تو حد مسائل کاری . باورت می شه با اون که محل کارم رو عوض کردم هنوز به من زنگ می زنه و راجع به کار حرف می زنه . گاهی احساس می کنم واقعا من دچار توهم شدم . به هر حال من مردهای زیادی رو دیدم که به زنشون خیانت کردند . البته زن ها رو هم دیدم !
    وقتی خیانت بکنی می فهمی که خیانت کردی. نیازی به تعریف مرز نیست براش . این یه تجربه شخصیه ! اگر این احساس رو نداری بدون که خیانتی هم نکردی .

    [جواب به این نظر]

  6. سمیرا ۱۳۸۶-۰۹-۱۰، ۸:۱۶ ب.ظ

    تو خط اول کلمه انکار رو انار تایپ کردم!

    [جواب به این نظر]

  7. آرام ۱۳۸۶-۰۹-۱۰، ۸:۴۶ ب.ظ

    به عقیده من هر کسی رو تنها با وارد کردنش در یک دنیای معنوی و آرام(البته تا جایی که شخص گنجایش داشته باشه!) کنترل کرد. اعتقاد دارم که هر کسی یک نیروی روحانی در وجودش دارد که از طریق همین نیرو قادر خواهد بود که امثال این مرزهایی که فرمودید رو از هم جدا کند. همیشه حسی در آدم وجود دارد که راه رو نشان می دهد(آن کار درست است؛ آن کار نادرست)؛ گمانم همان روح دمیده شده الهی باشد.
    پس هر کسی به طور بالقوه این توانایی را دارد که خوب رو از بد تشخیص دهد و اگر هم نخواست به ندای درونش گوش بدهد، باید به نحوی در معنویات غزقش کرد تا به خودش بیاید. اگر هم نشد که….دیگه نمیشه دیگه! کنترل کردن هیچ فایده ای ندارد و به زور هم نمی شود نظری را به کسی تحمیل کرد وقتی خودش تمایلی ندارد!

    [جواب به این نظر]

  8. علی زالی ۱۳۸۶-۰۹-۱۱، ۱۲:۳۱ ق.ظ

    درست منطقی اعتراض کردن یعنی حرف زدن
    باید تلاش کنی اهل حرف زدن و مذاکره بشی

    [جواب به این نظر]

  9. شقایق ۱۳۸۶-۰۹-۱۱، ۲:۲۲ ق.ظ

    بحث جالبی رو پیش کشیدی اتفاقا از همون بحثاییه که تو فکرم بوده که در اینده نه چندان نزدیک بهش بپردازم
    حالا حتما یادم باشه خبرت کنم
    من عاشق بحثهای گروهی ام
    به نظر من به اندازه یه چشم بهم زدن شخص میتونه خیانت کنه . اما وفاداری به همین راحتی ها نیست
    اینا همش هم دلیل داره
    به نظر من ادما چون رویابین هستن خیانت میکنن چون مرتب واقعیتها رو با دنیای رویایی ذهنشون تطبیق میدن به قدری که اون رویا براشون تبدیل به یه واقعیت میشه یه واقعیت دروغین
    به همین خاطره که به محض عینیت پیدا کردن اون واقعیت دروغین اینطور ارتباطها از هم میپاشه
    منظورم اینه که بیشتر این ارتباطهای مجازی فورا بعد اینکه به دنیای واقعی کشیده میشه دیگه رنگ و بوی خودشو از دست میده خلاصه در این زمینه جای بحث زیاده که انشاءالله موکول میکنم به اینده
    فقط اینو بگم که باید خیلی خیلی مواظب بود که رویابین بودنمون جای واقعیت بین بودنمون رو هم بگیره
    چووون دیگه خیلی سخته برگشت از این مسیر.
    خانومی شادمون میکنی یه سری به ما هم بزنین .
    نوشتنو تازه شروع کردم . درواقع بیشتر برای دلم مینویسم و به قول هدایت برای اینکه خودمو به سایه ام معرفی کنم.

    [جواب به این نظر]

  10. زهرا ۱۳۸۶-۰۹-۱۱، ۸:۲۵ ق.ظ

    به آرام: این دقیقا حسیه که من دارم و مطمئنم همه آدمها میتونن مرزش رو تشخیص بدن. منتها بعضیا خودشون رو به خواب می زنن و قبولش نمی کنن
    اما همون طوری که سمیرا نوشته این واقعا چیزیه که شخص می فهمه که داره در حق خودش یا همسرش خیانت می کنه ولی به هر دلیلی قبولش نداره

    مثلا حتی دیدم زمانی که شخصی توی خیابون بچه اش بغلش هست و زنش هم کنارش طوری بچه رو جلوی صورتش میگیره که زنش صداش رو نشنوه و وقتی داری از کنارش رد میشی یه چیزی میگه! از نظر من اگه در همین حدش هم زنش ناراحت بشه خیانت محسوب میشه

    [جواب به این نظر]

  11. زهرا ۱۳۸۶-۰۹-۱۱، ۸:۲۸ ق.ظ

    به شقایق: در مورد ارتباطهای مجازی حق با شماست و من به همین دلیل خیلی موافق اونها نیستم اما در مورد ارتباطات واقعی خیلی نمیشه به توهم اشاره کرد. مثلا چیزی که سمیرا نوشته به نظرم توهم نیست و اون آقا پتانسیل خیانت کردن به همسرش رو داره کمااینکه به نظر من تا همین جاشم خیانت کرده. چون مطمئن باشید چیزی از این حرکاتش به زنش نمیگه. وقتی آدم چیزی رو مخفی میکنه ته قلبش میدونه که این کارش درست نیست..

    [جواب به این نظر]

  12. زهرا ۱۳۸۶-۰۹-۱۱، ۸:۳۰ ق.ظ

    حالا اصلا یه سوال دیگه:
    اگه شما بفهمید که همسرتون/نامزدتون/دوستتون در دنیای مجازی با شخص دیگه ای ارتباط عاطفی برقرار کرده و بهش وابسته شده بازم اسم خیانت رو روش میذارین؟
    منظور من از این نوشته پاسخ به این سوال بود. نظر شخصی منم این بود که خیانت خیانته و دنیای واقعی یا مجازی نداریم. همین که این فرد پتانسیل خیانت کردن رو داره کفایت میکنه که فرد لایقی برای رابطه با شما نیست و مطمئنا در این ارتباط خلایی هست.
    با این حملات موافقید؟

    [جواب به این نظر]

  13. کفشدوزک ۱۳۸۶-۰۹-۱۱، ۱۱:۵۳ ق.ظ

    زهرا جون ..من خیلی وقته اینجا رو می خونم…از خیلی قبل تر از اون که یه جای دیگه کار می کردی و نمی دونم آخرش حق و حقوقت و گرفتی یا نه…
    ولی هیچ وقت فرصت نشد اینجا کامنت بگذارم…خوشحالم که کامنت تو این فرصت و بهم داد…
    در مورد این مطلب هم نمی دونم…به نظرم بحث مفصل تری لازم داره…ولی چیزی که باعث بشه رابطه رو با طرف مقابل کم رنگ کنه…شاید بشه بهش خیانت گفت…

    [جواب به این نظر]

  14. کفشدوزک ۱۳۸۶-۰۹-۱۱، ۱۱:۵۳ ق.ظ

    زهرا جون ..من خیلی وقته اینجا رو می خونم…از خیلی قبل تر از اون که یه جای دیگه کار می کردی و نمی دونم آخرش حق و حقوقت و گرفتی یا نه…
    ولی هیچ وقت فرصت نشد اینجا کامنت بگذارم…خوشحالم که کامنت تو این فرصت و بهم داد…
    در مورد این مطلب هم نمی دونم…به نظرم بحث مفصل تری لازم داره…ولی چیزی که باعث بشه رابطه رو با طرف مقابل کم رنگ کنه…شاید بشه بهش خیانت گفت

    [جواب به این نظر]

  15. امیر ۱۳۸۶-۰۹-۱۱، ۱۲:۳۸ ب.ظ

    من هم با نظر زهرا خانم موافقم خیانت خیانته حالا هر جورش باشه

    [جواب به این نظر]

  16. همشهری ۱۳۸۶-۰۹-۱۱، ۱:۰۸ ب.ظ

    به طور کلی منم با شما موافقم.
    ولی گاهی آدمهایی رو دیدم که چنین چیزی رو فقط برای طرف مقابلشون در نظر میگیرند!
    پس بستگی داره که کی بخواد در این مورد نظر بده! اگه خودش مشکلی ازین بابت داشته باشه مطمئنا حقش نیست که برای طرف مقابل چنین شرطی بگذاره!
    هر کس به اندازه ای از طرف مقابل باید انتظار داشته باشه که حداقل هایی باشه که در خودش دارا باشه.
    امیدوارم منظورمو گرفته باشید!!!
    اگه اینطوره نظر شما چیه؟؟

    [جواب به این نظر]

  17. زهرا ۱۳۸۶-۰۹-۱۱، ۱:۲۴ ب.ظ

    به همشهری:
    اگه درست فهمیده باشم شما معتقدین که خیانت و یا وفاداری مقوله های (؟) ۲ طرفه ای هستند؟ یعنی شما همونقدر به طرف مقابل وفادار هستید که او نیز هم و همونقدر خیانت می کنید که او نیز هم؟

    من اصلا این مدل رو قبول ندارم و معتقدم که آدم باید یه چیزهایی رو در ذاتش پرورش بده. اگه کسی قابلیت خیانت کردن و شکستن عهد و پیمان رو (حالا در هر سطحی) داشته باشه بازم میتونه اینکار شو تکرار کنه. مهم قابلیتی هست که در این فرد وجود داره.
    به نظرم ارزشهای اینطوری باید در ذات آدم باشه و نه اینکه مطابق با شخصیت طرف مقابل تغییر کنه.
    اینطوری اگه باشه ممکنه باقی نکات منفی فرد مقابل رو هم به ارث ببریم؟!

    [جواب به این نظر]

  18. aram ۱۳۸۶-۰۹-۱۱، ۲:۱۵ ب.ظ

    Baale. ba harf e shoma ke kamelan movafegh hastam. khianat, khianate! haghighi va majazi ham nadare, kama inke farde khianat kar shayad az eshghe amjazi ash lezzate bishtary bebare. hala inke chera aksare aghayoun in kheslate khianat dar vojudeshu hast ro khodeshun bayad roshan konand. man ham toush mundam asasi!

    [جواب به این نظر]

  19. غلامعلی ۱۳۸۶-۰۹-۱۱، ۴:۳۶ ب.ظ

    سلام بالام جان

    لا اقل یه عکس از چهره مبارکتون بگذار جوونای عذب مثل ما ببینن یهو پسندیدیماااااااااااااا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!۱ :دی

    [جواب به این نظر]

  20. ارش ۱۳۸۶-۰۹-۱۱، ۹:۵۶ ب.ظ

    زهرا خانم سلام

    [جواب به این نظر]

  21. دیانا ۱۳۸۶-۰۹-۱۲، ۳:۴۱ ق.ظ

    می دونی٬ به نظر من باید دید اصلا خیانت توی جهان بینی فرد چی تعریف شده تا بعد بشه بهش پرداخت. با تعریفی که اون خانوم دکتر از خیانت کرده شاید من نوعی هم دارم با دنیای مجازی وزن کم می کنم و از این بابت وقتم رو به خاطر شخص شخیص خودم! صرف دنیای مجازی می کنم٬ خیانتکار محسوب می شم٬ چون در واقع به تعداد ساعاتی که پای کامپیوتر بودم از خانواده دور بودم!. باید ببینی که تعریف خودت در وهله ی اول چی هستش و بعد تعریف طرف مقابل رو باهاش سبک و سنگین کنی!ا.
    ضمنا برای من دیدن شکم ۶تیکه!! شاید از خواب و رویا هم فراتر باشه٬ و اگه یه تیکه ی سفت هم شد رضایت می دیم!!!ا ممنون از توجه ات خانومی.

    [جواب به این نظر]

  22. حمید ۱۳۸۶-۰۹-۱۲، ۸:۲۳ ق.ظ

    سلام. نوع خاصی از خیانت هست که به اون اشاره نکردید. و اون خیانت ذهنیه. این سئوال مدتهاست که برای من مطرحه که آیا اگر کسی دوست داره به همسرش خیانت کنه اما به هر دلیل این کار رو نمیکنه ، خائن نیست؟ ….

    [جواب به این نظر]

  23. ایلیا ۱۳۸۶-۰۹-۱۲، ۸:۴۵ ق.ظ

    با سلام
    من ایلیا هستم چند وقتی هست که به شما سر می زنم خیلی راحت دقیق و دوستانه می نویسید هر چند من از کامپیوتر زیاد سر در نمی آورم ولی از خوالندن نوشته های شما لذت می برم مخصوصا از این نوشته اخیر شما
    همیشه سر حال باشی - ایلیا

    [جواب به این نظر]

  24. مریم ۱۳۸۶-۰۹-۱۲، ۹:۴۰ ق.ظ

    سلام.اول ممنون بابت لینک.دوم اینکه وقتی این برنامه رو دیدم خودمم به این هم فکر می کردم که تو زندگی زناشویی خیلی چیزا میتونه حواس آدم رو از زندگی ایش پرت کنه.به نظر من حتی علاقه مندی زیادی به کار یا درس یا پول و … هم برای خیلی از آدم ها شده جایگزینی به جای شریک زندگیشون

    [جواب به این نظر]

  25. همشهری ۱۳۸۶-۰۹-۱۲، ۱۰:۴۳ ق.ظ

    :) کاملا برعکس متوجه شدین!!! و کاملا مخالف منظوری هستم که شما بیان کردین!
    من اول گفتم که مرز وفاداری و خیانت چیه و طبیعتا هیچ خیانتی حالا به هر شکلی مورد قبول هیچ کس نیست.
    ولی بعدش گفتم که بعضی آدمها این وفاداری رو فقط از طرف دیگران نسبت به خود میپسندند !و به نظر من اگه من یک بار تو زندگیم وفادار نبودم چنین حقی رو ندارم که طرف مقابل رو مبرا از هر خیانتی بخوام! و اگه طرف مقابلم رو وفادار تا هر اندازه ای بخوام بایستی حداقل خودم هم به همون اندازه وفادار باشم.
    حالا نه اینکه چون اون وفا دار نبوده منم بیام تلافی کنم!:) مگه بچه بازیه!

    [جواب به این نظر]

  26. yasaman ۱۳۸۶-۰۹-۱۲، ۱:۲۰ ب.ظ

    درست منطقی اعتراض کردن یعنی حرف زدن
    باید تلاش کنی اهل حرف زدن و مذاکره بشی

    [جواب به این نظر]

  27. واحه ۱۳۸۶-۰۹-۱۲، ۹:۳۰ ب.ظ

    راجع به چیزی که نوشتی (حدود خیانت) حتما این رو بخون.
    http://shallwestart.blogspot.com/2007/10/blog-post_25.html

    بقیه نوشته‌های اون شماره هزار تو رو هم به هم چنین :)

    [جواب به این نظر]

  28. یکی از همین آرش‌ها ۱۳۸۶-۱۰-۱۲، ۴:۱۴ ب.ظ

    خب سلام زهرا خانم

    یه مدت پیش من هم در وبلاگم در این مورد یه بحثی راه انداختم که این لینک پروندهء موضوعیشه: http://yaharashha.blogfa.com/cat-15.aspx

    ولی در کل می‌تونم اینو بگم که من در نهایت متوجه این موضوع شدم که همه، دقیقاً همه، خیانت می‌کنند، با همون تعریف که هر کی خودش می‌فهمه که داره خیانت می‌کنه. ولی به این ترتیب چه باید کرد؟ آیا به محض رخ دادن این مسئله باید دعوا راه انداخت؟ باید متارکه کرد؟ باید دلسرد شد و شعلهء عشق را فسرده پنداشت و “به خاطر بچه‌ها” ادامه داد؟ باید مقابله به مثل کرد؟ یا یه جور دیگه تلافیش را درآورد؟

    من فکر می‌کنم در یک سطح بالای تفکری و اخلاقی که مبتنی به درک انسانی از تمامی نقاط قوت و ضعف انسان‌هاست، بهترین کار پذیرفتن این مسئله و سعی در رفع آن در طرف مقابل یا در خود است (بسه به مورد).
    مثلاً اگر یکی به دیگری اعتراف کرد که من احساس می‌کنم می‌خوام بهت خیانت کنم، به جای زانوی غم بغل گرفتن باید فکر کرد علتش چه می‌تواند باشد و طرف مقابل چه می‌تواند بکند تا پارتنر خود را از این گردابی که او را به خود می‌کشد نجات دهد (خدای نکرده او تنها و صمصیمی‌ترین یارش است).
    مثل کسی که احساس می‌کند دارد به ورطهء اعتیاد به مواد یا حتی سیگار کشیده می‌شود، مگر نباید چنین آدمی را نجات داد؟

    اما کسی دوست دارد چنین کاری را مدام انجام دهد و در واقع دارد دودوزه بازی می‌کند و دارد از شما بهره‌کشی می‌کند درواقع کسی است که اصولاً در ارتباط با شما موضوعی به نام عشق و دوست داشتن و این حرف‌ها را نمی‌شناسد. بنابراین دیگر ماندن با چنین شخصی موضوعیت ندارد.

    در مورد احساس خیانت به خود هم همان‌ها صدق می‌کند.

    چقدر حرف زدم!

    [جواب به این نظر]

  29. علی ۱۳۸۶-۱۰-۲۷، ۴:۱۶ ب.ظ

    سلام به همه . خیلی واضح خدمت همتون عرض کنم که هر کی می خواد در مورد خیانت بحثی پیش بکشه قطعا خود اون شخص در گذشته اش به شریک یا دوست و یا خودش خیانت کرده . راستشو می گم انسان ذاتا جایز الخطا است و خدا نیز به این مسئله آگاه . حالا با توجه به غریزه قوی و سرکش نفسانی انسانها بالااخص کشش به سوی سکس امکان ندارد کسی از تنوع طلبی خود به جنس مخالف سرپوش بگذارد و این موضوع حداقل یک بار در زندگی هر انسانی رخ خواهد داد انسانها همیشه در سلطه خواهشهای نفسانی هستند و اگر این اباها و این تعصبات سنتی و حیای عرفی نبود هر روز خیانت می کرد اما هیچ وقت کاری را که خود قبلا انجام و نتونستین جلوی خودتون را بگیرید از دیگران هم انتظاری نداشته باشید بنده تحریک کسی به خیانت نمی کنم اما معتقدم همه ما انسانها هرگز نمی توانیم بعد کشش جنسی خود را کنترل کنیم و اگر کسی اعتراف نمی کند فقط برای ادامه زندگی است و بس … در ضمن شهوت و هوس هر انسانی تا زمان آخرین دم آتشین است خودمون را گول نزنیم امیدوارم این بحث دیگه ادامه ندین و یقین داشته باشین از بدو خلقت جزء زندگی انسانهاست و هیچ کاریش هم نمی توان کرد فقط کافیست برای هر کدام از ماها فرصتش پیش بیاد . منو عفو کنید به خاطر حقیقت شیرینی که گفتم .

    [جواب به این نظر]

    nazi Reply:

    من با شما تا حدودی موافقم و اینکه بعضی ها میل به خیانت تو وجودشون هست و البته شاید باید واقعا ریشه یابی شه!!!!

    [جواب به این نظر]

  30. علی ۱۳۸۶-۱۰-۲۷، ۴:۲۶ ب.ظ

    زهراء خانوم با سلام . بنده عمیقا از صمیم قلبم از شما طلب بخشش دارم و دوست داشتم اگر در این خصوص نیاز به همفکری با بنده داشته باشید جدا از این سایت براتون بیشتر موشکافی کنم و حقیقت های پنهان رو به شخص خودتون بیان نمایم . از این نظر دوست ندارم هیچ فردی رو نسبت به خوشبینی زندگی اش و وفاداری به شریکش بدبین و نا امید کنم . با احترام و ارادت

    [جواب به این نظر]

  31. محسن ۱۳۸۷-۰۸-۲۷، ۵:۱۴ ب.ظ

    با سلام شماها که این همه در مورد خیانت حرف می زنید مطمئنید که خودتون خیانت نمی کنید باید بهتون خیانت بشه تا بعد بتونین در موردش نظر بدین هنوز کسی که تمام زندگی تون هست بهتون خیانت نکرده هنوز نمی دونین چقدر سخته یکی رو از ته دل دوست داشته باشی بعدش با یکی دیگه ببینیش چقدر سخته که تو فقط بشینی گریه کنی و اون بگه منو ببخش اشتباه کردم چرا باید با ۱۰ نفر باشیم مگه چی میشه اگه ما فقط یه نفر رو داشته باشیم دوسش داشته باشیم همیشه به یادش باشیم با اون زندگی کنیم بدون اون بمیریم نمی دونم واقعا کسی تو دنیا وجود داره که خیانت نکنه؟

    [جواب به این نظر]

  32. فرانک ۱۳۸۷-۰۹-۲، ۵:۵۲ ب.ظ

    نمیدونم خیانت کردم یا نه ولی خودش میگه تو یه خیانت کاره کثیف هرزه ای.ولی من هنوزم نامزدمو به اندازه ی اون دوست ندارم.هنوز نمیدونم خیانت کردم یا….؟

    [جواب به این نظر]

  33. دختر تنها ۱۳۸۷-۰۹-۴، ۱:۱۲ ب.ظ

    بدترینش اینه کسی رو که خیلی دوسش داری و بهت خیلی قولا داده بوده بیاد با نزدیک ترین فامیلت ازدواج کنه نمیدونم شما جای من بودین چه حالی می شدین

    [جواب به این نظر]

  34. ایگون ۱۳۸۷-۰۹-۱۶، ۱۲:۰۷ ق.ظ

    کاش یه نفر خیانترا برام تریف کنه

    [جواب به این نظر]

  35. آرش ۱۳۸۷-۱۰-۱۶، ۸:۵۷ ق.ظ

    سلام به همه

    من آرش ۲۸ سال دارم ۵ سال ازدواج کردم یه پسرم دارم نمی دونم از کجا بگم چه جوری بگم اصلا چرا اینجا میگم ولی فقط میخوام یه جایی حرف بزنم شاید سبک شم
    دارم مبارزه می کنم با خودم خیلی سخته, نمی دونم چی میخوام نمی دونم دنبال چی هستم ولی فقط فکر میکنم زود ازدواج کردم خیلی زود , توی زندگیم برام خیلی موقعیت داره پیش میاد ولی انگار من محکوم شدم , محکوم به همینی که هست علت محکومیتم جرمی که خودم مرتکب شدم و فکر میکنم باید تا آخر عمر یا مبارزه کنم تا توان دارم یا اگه نتونم با خودم مبارزه کنم مرتکب خیانت شدم و گناه . یه روزی یه تعهدی میدی که اگه پای تعهدت نباشی خیانت کردی ولی کسی نمیاد به تو بگه اینکه خودتو داری از بین میبری و این همه تحمل میکنی و از درون آب میشی عدالت یا خیانت نمیدونم تا کی می تونم ولی میجنگم تا خیانت نکنم.
    شکنجه گاه این دنیا جایم
    به جرم زندگی این شد سزایم

    [جواب به این نظر]

نظر شما