<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: اعتماد به نفس</title>
	<atom:link href="http://zahra-hb.com/1386/07/self-confidence/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://zahra-hb.com/1386/07/self-confidence/</link>
	<description>دست نوشته ها و خاطرات یک دختر ایرانی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 20 May 2012 13:25:14 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.2</generator>
	<item>
		<title>با: فرزانه</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1386/07/self-confidence/comment-page-1/#comment-54412</link>
		<dc:creator>فرزانه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/09/30/self-confidence/#comment-54412</guid>
		<description>من واقعا ازت ممنونم. حالا فهمیدم از سطح خوبی از اعتماد به نفس برخوردارمو خیلی از این بابت خوشحالم.ولی بازم جای ارتقاء داره 
تشکر....تشکر....</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من واقعا ازت ممنونم. حالا فهمیدم از سطح خوبی از اعتماد به نفس برخوردارمو خیلی از این بابت خوشحالم.ولی بازم جای ارتقاء داره<br />
تشکر&#8230;.تشکر&#8230;.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: حمید دوست پسری مهربان</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1386/07/self-confidence/comment-page-1/#comment-10607</link>
		<dc:creator>حمید دوست پسری مهربان</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/09/30/self-confidence/#comment-10607</guid>
		<description>شوخی کردم عزیزم نظر دارم خوبشم دارم من مطلباتون نخوندم میگی چرا چون این دانشگاهی که ما درس میخونیم هفته ای همش 4 ساعت به ما وقت اینترنت نمی ده الان هم که آخر هفتس دقایق آخر عمرشو طی می کنه بودجه ی دانشجویی هم که از بابامون میگیریم پول همون کارت سلف و کتابامون به زور در میاد چه برسه بریم کافی نت حهله انشاءا.. هفته ی دیگه میخونمش ولی باید مطلب جالبی باشه که اینقد طرفدار (دارم) باشه بابا داره با آرزوی موفقیت برای خودم و خونوادم بعدش هم شما بای بای</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>شوخی کردم عزیزم نظر دارم خوبشم دارم من مطلباتون نخوندم میگی چرا چون این دانشگاهی که ما درس میخونیم هفته ای همش ۴ ساعت به ما وقت اینترنت نمی ده الان هم که آخر هفتس دقایق آخر عمرشو طی می کنه بودجه ی دانشجویی هم که از بابامون میگیریم پول همون کارت سلف و کتابامون به زور در میاد چه برسه بریم کافی نت حهله انشاءا.. هفته ی دیگه میخونمش ولی باید مطلب جالبی باشه که اینقد طرفدار (دارم) باشه بابا داره با آرزوی موفقیت برای خودم و خونوادم بعدش هم شما بای بای</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: حمید دوست پسری مهربان</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1386/07/self-confidence/comment-page-1/#comment-10605</link>
		<dc:creator>حمید دوست پسری مهربان</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/09/30/self-confidence/#comment-10605</guid>
		<description>نظری ندارم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>نظری ندارم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: حمزه</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1386/07/self-confidence/comment-page-1/#comment-3687</link>
		<dc:creator>حمزه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/09/30/self-confidence/#comment-3687</guid>
		<description>دستدار نکند خوب وبلاکی درست کردی
انشالله درطول زندگیت موفق باشی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دستدار نکند خوب وبلاکی درست کردی<br />
انشالله درطول زندگیت موفق باشی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: FI FI</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1386/07/self-confidence/comment-page-1/#comment-3659</link>
		<dc:creator>FI FI</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/09/30/self-confidence/#comment-3659</guid>
		<description>ممنون عزیزم موضوع های مفیدی بود</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ممنون عزیزم موضوع های مفیدی بود</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: گنجینه اسرار</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1386/07/self-confidence/comment-page-1/#comment-3650</link>
		<dc:creator>گنجینه اسرار</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/09/30/self-confidence/#comment-3650</guid>
		<description>اصلا بشر طبعا  طوری آفریده شده که می خواهد هر کسی را در راهی که انتخاب کرده کمک کند.آن کسی که رو به بالا می رود برای رسیدن به آرزو ها یاری می کند و کسی که رو به پایین در حرکت است برای سقوط به اعماق پرتگاه هل می دهد. از این رو کسی که به خویشتن اعتماد ندارد مورد اعتماد هیچ کس قرار نمی گیرد...
 
سلام... شما وب جالبی دارید 
امید وارم به هدفی که در ذهنتون نقش بسته  بتونید جامع عمل بپوشونید
هر رسیدنی رفتن نیست اما برای رسیدن مجبور به رفتنیم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اصلا بشر طبعا  طوری آفریده شده که می خواهد هر کسی را در راهی که انتخاب کرده کمک کند.آن کسی که رو به بالا می رود برای رسیدن به آرزو ها یاری می کند و کسی که رو به پایین در حرکت است برای سقوط به اعماق پرتگاه هل می دهد. از این رو کسی که به خویشتن اعتماد ندارد مورد اعتماد هیچ کس قرار نمی گیرد&#8230;</p>
<p>سلام&#8230; شما وب جالبی دارید<br />
امید وارم به هدفی که در ذهنتون نقش بسته  بتونید جامع عمل بپوشونید<br />
هر رسیدنی رفتن نیست اما برای رسیدن مجبور به رفتنیم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: یه پسره که هیچی نیست و نمی خواد چیزی باشه جز خودش</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1386/07/self-confidence/comment-page-1/#comment-3569</link>
		<dc:creator>یه پسره که هیچی نیست و نمی خواد چیزی باشه جز خودش</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/09/30/self-confidence/#comment-3569</guid>
		<description>حرفمو پس می گیرم
نه بین منو تو فاصله زیاده
خیلی زیاد 
بیخود خودمو گول نزنم 
تنهایی تو تقدیر من نوشته شده و با هیچ پاک کنی پاک نمیشه
من خیلی وقته که با این مساله کنار اومدم و به جای نشستن و غصه خوردن، می ایستم و از تنهایی قشنگم لذت می برم

تو . نه .تو حتی تو -x جان- که میگی، یه جوری میگی که  آدم به بچه همسایش میگه.شاید به خاطر اینکه تو بزرگتر از منی
تو توی تنهایی من جایی نداری، همون طوری که من تو تنهایی تو هیج جایی ندارم
دیدی چی شد؟
بازم رسیدم به همین حرف که مدت هاست فهمیدم یه حقیقت
« آدم ها تو این دنیا تنهان.حتی با وجود خواهر، برادر، دوست ... تنهای تنهای تنها.
فقط خودتی و خودت .هیچ کس برای آدم  نمی مونه..هیچکس جز خودش
تنها تنها تنهام مثل همیشه»
نمیدونم
نمی دونم چرا دارم این حرف ها رو اینجا می نویسم

میدونم که فشار دادن ثبت نظر یه حماقت، مثل کامنت قبلی که گذاشتنش یه حماقت بود

امیدوارم تو هیچ وقت این حرف ها رو نخونی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>حرفمو پس می گیرم<br />
نه بین منو تو فاصله زیاده<br />
خیلی زیاد<br />
بیخود خودمو گول نزنم<br />
تنهایی تو تقدیر من نوشته شده و با هیچ پاک کنی پاک نمیشه<br />
من خیلی وقته که با این مساله کنار اومدم و به جای نشستن و غصه خوردن، می ایستم و از تنهایی قشنگم لذت می برم</p>
<p>تو . نه .تو حتی تو -x جان- که میگی، یه جوری میگی که  آدم به بچه همسایش میگه.شاید به خاطر اینکه تو بزرگتر از منی<br />
تو توی تنهایی من جایی نداری، همون طوری که من تو تنهایی تو هیج جایی ندارم<br />
دیدی چی شد؟<br />
بازم رسیدم به همین حرف که مدت هاست فهمیدم یه حقیقت<br />
« آدم ها تو این دنیا تنهان.حتی با وجود خواهر، برادر، دوست &#8230; تنهای تنهای تنها.<br />
فقط خودتی و خودت .هیچ کس برای آدم  نمی مونه..هیچکس جز خودش<br />
تنها تنها تنهام مثل همیشه»<br />
نمیدونم<br />
نمی دونم چرا دارم این حرف ها رو اینجا می نویسم</p>
<p>میدونم که فشار دادن ثبت نظر یه حماقت، مثل کامنت قبلی که گذاشتنش یه حماقت بود</p>
<p>امیدوارم تو هیچ وقت این حرف ها رو نخونی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: یه پسره که هیچی نیست و نمی خواد چیزی باشه جز خودش</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1386/07/self-confidence/comment-page-1/#comment-3568</link>
		<dc:creator>یه پسره که هیچی نیست و نمی خواد چیزی باشه جز خودش</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/09/30/self-confidence/#comment-3568</guid>
		<description>دیدی ان جام پیدات کردم
راست یه مطلبی رو اینجا می نویسم چون میدونم به اینجا سر نمی زنی و تو چت و با مهمتر از اون کامنتاهی رواروس گفتنش درست نیست 
 
دوست دارم
البته نه اینکه عاشقم 
یا دخیل ببندم که(عذر می خوام) زنم شی
نه.یه جوری که گفتنی نیست..

من دوست دارم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دیدی ان جام پیدات کردم<br />
راست یه مطلبی رو اینجا می نویسم چون میدونم به اینجا سر نمی زنی و تو چت و با مهمتر از اون کامنتاهی رواروس گفتنش درست نیست </p>
<p>دوست دارم<br />
البته نه اینکه عاشقم<br />
یا دخیل ببندم که(عذر می خوام) زنم شی<br />
نه.یه جوری که گفتنی نیست..</p>
<p>من دوست دارم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمد</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1386/07/self-confidence/comment-page-1/#comment-3507</link>
		<dc:creator>محمد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/09/30/self-confidence/#comment-3507</guid>
		<description>سلام، التماس دعای زیاد تو این شبها...

جدا فقط 45 درصد...؟ 

من شدم 75!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام، التماس دعای زیاد تو این شبها&#8230;</p>
<p>جدا فقط ۴۵ درصد&#8230;؟ </p>
<p>من شدم ۷۵!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: خانمه</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1386/07/self-confidence/comment-page-1/#comment-3501</link>
		<dc:creator>خانمه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/09/30/self-confidence/#comment-3501</guid>
		<description>من یه مدت شغلم رفتن به کلاس های کامپیوتر بود.همیشه جلسه اول این کلاس ها برام جالب بود.بیشتر آقایون یه سوالاتی میپرسیدن که آدم فکر میکرد اینا قراره برن مایکروسافت استخدام بشن!!!!اونوقت تو جلسات بعدی از پس نوشتن یه الگوریتم ساده هم بر نمیومدن...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من یه مدت شغلم رفتن به کلاس های کامپیوتر بود.همیشه جلسه اول این کلاس ها برام جالب بود.بیشتر آقایون یه سوالاتی میپرسیدن که آدم فکر میکرد اینا قراره برن مایکروسافت استخدام بشن!!!!اونوقت تو جلسات بعدی از پس نوشتن یه الگوریتم ساده هم بر نمیومدن&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

