۱۳۸۶-۰۷-۱۴
اگه خانومهام بیان استادیوم…
* این سریال اغما خیلی ذهن منو به خودش مشغول کرده. اگه کسی میدونه خواهشا آخر این سریال رو بگه. واضحه که الیاس شیطانه ولی خواهشا بگین کی هست و چطوری وارد زندگی دکتر پژوهان شده و آخرش آیا دکتر سقوط می کنه؟؟؟
علاوه بر این سریال توصیه می کنم میوه ممنوعه رو هم حتما و حتما ببینین من خیلی دیالوگهاش رو دوست دارم. به نظرم میاد خیلی حرفه ای تر از اغماست :-)
نمیدونم چرا من هیچ رغم نمی تونم با شکرانه و یک وجب خاک ارتباط برقرار کنم:دی لابد الان میگین آخر ماه رمضونی چرا چسبیدم به این سریالها؟! خوب آخه از اول رغبتی برای دیدن نداشتم و بعدشم قسمتهایی از اغما و میوه ممنوعه رو دیدم و بسی خوشمان آمد.
پ.ن: چه لزومی داشت توی سریال اغما این لعیا زنگنه با اون همه آرایش (فکر کنم گریم کامل یه عروس رو داره) حالا چادر سرش کنه و چادری باشه؟!
پ.ن۲: اس ام اس وارده: اگه میوه ممنوعه رو بخوری و شکرانه اش رو به جا نیاری میری توی اغما و بعدشم میری زیر یه وجب خاک:-)
* چند روز پیش این آقایون سرویس ما داشتن درباره بازی قریب الوقوع پیروزی و استقلال حرف میزدن و نظریات مختلفی صادر می کردن. در نهایت راننده سرویس ما پیشنهاد داد که برای کاهش خرابیهای پس از بازی و چاله میدون بازیهای حین بازی، بهتره اجازه بدیم خانومها هم بیان توی استادیوم. ایشون استدلال می فرمودن که اگه خانومها توی استادیوم باشن آقایون برای اینکه دل اونها رو بدست بیارن و تظاهر کنن که ما خیلی محترمیم، همه شون خیلی ساکت و باکلاس سرجاشون میشنن:-) به نظرتون پیشنهادش چطوره؟ بدیم به آقای علی آبادی که عملیش کنه؟!
* من از هر چیزی که بترسم واسم پیش میاد! نمونه اش گریه است! یه گربه زرد کوچیک داریم که همیشه توی فاصله اونجایی که از سرویس پیاده میشیم تا خود محل کارمون پرسه میزنه! با اینکه طفلی خیلی ناز و خوشگله و کوچولوهه ولی دست خودم نیست هر وقت داره میدوه سمت من میاد سکته خفیفی می کنم!!! چند روز پیش این آقایونی که توی سرویس ما هستند هی تظاهر میکردن که دارن گریهه رو دور می کنن که من نترسم (آخه همه شون فهمیدن) ولی از عقب هی گربهه رو پیش میکردن که بازم بیاد جلوی من! این گربه پررو هم هی می اومد جلوی پای من ناز میکرد و خودشو لوس میکرد و گردنشو کج میکرد و میخوابید! حالا منم قیافه ام هی این شکلی میشد:![]()
این آقایون هم هی از پشت میگفتن گریهه فهمیده که ایشون یه خانومه خودش رو لوس میکنه! گربه ها جنسیت آدمها رو تشخیص میدن! این بار دیگه رسما این شکلی بودم:![]()
* ببینم اینطوری که ایرانسل داره ۲۴ ساعته تبلیغات می کنه همه چیزیش ظاهرا باید مجانی باشه! پس اینا پولشون رو از کجا در میارن؟! من علاوه بر خطم یه خط ایرانسل هم دارم که فعلا گوشه خونه است. برم پیداش کنم بذارم توی گوشی و خطم رو بفروشم؟!
از وبلاگ روژ- روح بلند:
آخر وقته و همکار میز بغلی داره خیلی آروم با تلفن صحبت می کنه، طوری که من نشنوم، اما متاسفانه می شنوم:
همکار: می تونی الان با موبایل صحبت کنی؟
اونور خط: …
همکار: خوب هر موقع مشکلی پیش اومد و نتونستی صحبت کنی قطع کن، هیچ اشکالی نداره.
اونور خط: …
همکار: به نظر تو رابطه ما رو چطور می شه تعریف کرد؟ {با لحن مشتاق بخونید!}
اونور خط: …
همکار: منظورم اینه که اینکه تو متاهل هستی، من هم که متاهل هستم، دو تابچه هم دارم چجوری می شه تعریفش کرد؟ خوب می دونی خیلی ها می گن این خیانته و از اینجور حرفا، می خوام بدونم نظر تو چیه؟ {با لحن کنجکاو بخونید!}
اونور خط: …
همکار: ببین به نظر من روح آدم بزرگتر از این حرفاس. من همسرم رو دوست دارم، بچه هام رو هم دوست دارم، هیچوقت هم براشون چیزی کم نگذاشتم. اما من تو دوستی با تو در واقع دارم از قسمت های دست نخورده روحم استفاده می کنم و این قسمت های دست نخورده روحم رو ارضا می کنم. پس هیچ صدمه ای به همسرم و بچه هام نمی زنم. {با لحن فیلسوفانه بخونید!!!}
اونور خط: …
همکار: الو، الو، الو… {خوب معلومه دیگه، با لحن حسرت بار بخونید!}
——————————————————————————–
من کاری به درست یا غلط بودن کار این آدم ندارم، فقط دوست دارم بدونم این آدم حاضره داستان روح پاره پاره اش رو برای همسرش هم تعریف کنه؟ و یا اصلاً همسر این آدم هم می تونه یه همچین روح بزرگی! داشته باشه؟!
* احترام در دنیای مجازی!
البته نوشتن خاطرات روزانه یکی از اهداف وبلاگ نویسیه ولی نمیدونم این افه روشنفکریه که طرف هیچ وقت از ناهاری که میخوره نمینویسه اما هر روز ماه رمضون آپ دیت میکنه در مورد خورد و خوراکش و مشروب خوردنش تو شب قدر.باشه آقا خانومی که روزی ۱۰۰۰ تا هم خواننده داری ،۱۰۰۰ نفر بیان برات کامنت بذارن که تو آدم باحال و رله و… هستی راضی میشی؟
آقا و خانوم مذهبی تو که ادعات میشه چرا برای یه نظر مخالف طرف رو می شوری میذاری کنار.اینقدر مطمئمنی از ایمانت؟اینقدر از دینی که انتخاب کردی مطمئنی؟اینقدر از قضاوت خودت در مورد دیگران مطمئنی که با زبان نیش و کنایه و بعضا توهین و تحقیر افراد رو از خودت می رنجونی؟ لابد اینم افه بچه مذهبی بودنه؟

