شما در یک مهمانی یک دختر زیبا رو می بینین و…

* قانون بقای ماده و انرژی در بدن انسان:
به همان اندازه که فعالیت کنی و مواد اضافی بدنت آب بشن و بسوزن و از بین برن، به همان اندازه انرژی پیدا می کنی و روحت سرشار از انرژی میشه. یعنی به نظر من چیزی به اسم خستگی بعد از فعالیت های ورزشی اصلا معنا نداره مگر اینکه تغذیه تون سالم و کافی نباشه و یا اینکه خدای نکرده بیماری ای داشته باشید.
حالا امتحان کنین:-)

* فکر کنم یه بار دیگه هم گفته بودم که چقدر از وبلاگهای شاد و روزمره خوشم میاد. بیشتر وبلاگای دخترای هم سن و سال خودم. دلم میخواد بدونم اونها چطوری زندگی می کنن؟ به چی فکر می کنن؟ راجع به تجربیات جدیدشون بنویسن.. فقط اینکه تو رو خدااااا وبلاگاتونو تبدیل به جایی نکنین که توش فقط از شکستهای عشقی تون بنویسین و شعرای عاشقانه غمگین. اونام قشنگه ها ولی حدش مهمه!!! مثل اینکه من امروز صبح هر چی وبلاگ دختر خوندم اکثرشون اینطوری بودن. چرا؟!:-(

* این متن پائینی رو نصفه نیمه توی روزنامه اعتماد دیدم. ولی بعدش اومدم اینترنت سرچ کردم و متن کاملش رو بدین شرح پبدا کردم:
در دانشگاه استنفورد، استاد در حال شرح دادن مفهوم بازاریابی به دانشجویان خود بود
۱) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله میرین پیشش و می گین: “من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن”، به این میگن بازاریابی مستقیم
۲) شما در یک مهمانی به همراه دوستانتون، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله یکی از دوستاتون میره پیش دختره ،به شما اشاره می کنه و می گه: ” اون پسر ثروتمندیه، باهاش ازدواج کن”، به این می گن تبلیغات
۳) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله میرین پیشش و شماره تلفنش رو می گیرین، فردا باهاش تماس می گیرین و می گین:”من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن”، به این میگن بازاریابی تلفنی
۴) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله کراواتتون رو مرتب می کنین و میرین پیشش، اون رو به یک نوشیدنی دعوت می کنیین، وقتی کیفش می افته براش از روی زمین بلند می کنین، در آخر هم براش درب ماشین رو باز می کنین و اون رو به یک سواری کوتاه دعوت می کنین و میگین: ” در هر حال، من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج می کنی؟”، به این میگن روابط عمومی
۵) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین که داره به سمت شما میاد و میگه: “شما پسر ثروتمندی هستی، با من ازدواج می کنی؟”، به این می گن شناسایی علامت تجاری شما توسط مشتری
۶) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله میرین پیشش و می گین: “من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن”، بلافاصله اون هم یک سیلی جانانه نثار شما می کنه، به این میگن پس زدگی توسط مشتری
۷) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله میرین پیشش و می گین: “من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن” و اون بلافاصله شما رو به همسرش معرفی می کنه، به این می گن شکاف بین عرضه و تقاضا
۸) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، ولی قبل از این که حرفی بزنین، شخص دیگه ای پیدا می شه و به دختره میگه: “من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن” به این میگن از بین رفتن سهم توسط رقبا
۹) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، ولی قبل از این که بگین: “من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن” ، همسرتون پیداش میشه، به این میگن منع ورود به بازار
۱۳- شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. سعی می کنید به ش کم محلی کنید تا از شما خوش اش بیاد، اون هم فمینیست از آب در می آد و برایِ در اومدنِ چشِ شما دستِ دوست تون رو می گیره و با هم می رن سان فرانسیسکو. به این می گن اشتباهِ استراتژیک در بازاریابی.
۱۴- شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و مؤدبانه یه یه شاخه گلِ سرخ به ش می دید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن»، اما اون گل رو توی سرتون می زنه، چون شدیداً استقلالیه. به این می گن اشتباهِ تاکتیکی در بازاریابی.
۱۵- شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن»؛ امّا اون پیشنهادِ شما رو قبول نمی کنه، چون که زندگیِ خوبی در کنارِ دوستِ دخترِ عزیزش داره! به این می گن حق همیشه با مشتری است.
۱۶- شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن»؛ در همین لحظه ناگهان موبایلتون زنگ می زنه و شما تهدید به مرگ می شید شما هم دمتون رو میذارید روی کولتون و میرید به این میگن ناتوانی در ورود به بازار
۱۷- شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛ همون لحظه یه دختر دیگه که قبلا با همین کلمات گولش زده بودید سروکلش پیدا می شه و رسواتون میکنه
به این میگن تاثیرسوء سابقه در بازار.
۱۸- شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن»؛ همون لحظه پاتون میره روی پوست موز و جلوی طرف ولو می شید به این میگن ضایع شدگی مفرط یا فقدان ثبات در بازار.
۱۹- شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می خواهید بگید: «من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن»؛ که یک هو یک دختر زیباتر از اون رو پشت سرش می بینید فورا مسیر رو عوض می کنید و به سمت دختر جدید می رید. به این میگن چشمچرانی، نه ببخشید تحلیل لحظه به لحظه بازار.
۲۰- شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن»؛ اونهم با شعف خاصی برمی گرده و لبخند می زنه، شما که بادیدن چهره ۶۰ ساله اون به اشتباه خودتون پی بردید سرخ و سفید شده و مجبورید برای رهایی آسمون ریسمون ببافیدبه این میگن بدبیاری یا خطای بازار
۲۱- شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. به جایِ این که جلو برید و بگید: «من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن»؛ به مادرتون می گید که با مادرش تماس بگیره و قرار خواستگاری رو بذاره. به این می گن بازاریابی سنتی.
۲۲- شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن»؛ اون هم با دوست اش صحبت می کنه و در موردِ شما توضیح می ده و شما با هردوی اونا ازدواج می کنید. به این می گن بازاریابی دهان به دهان!
۲۳- شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم، و می خوام کاری کنم که شما در مدتِ کوتاهی به آرزوهاتون برسید. سیستمِ کار به این شکله که شما با من ازدواج می کنید، بعد دوستان و آشنایانِ خودتون رو هم تشویق به این کار می کنید. به ازای هر سه نفر چپ، سه نفر راست که با من ازدواج کنن، شما می تونید … سهم بیشتری از ثروت من ببرین به این می گن «بازاریابی شبکه ای».
۲۴- شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن با توجه به جریانات اخیر ما می تونیم n تا بچه داشته باشیم»؛ اونهم که شدیدا عاشق بچه است موافقت می کنه و با هم یک مهد کودک راه می اندازید. به این میگن توجه به علاقمندی های بازار
۲۵- شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن»؛ اون هم می پرسه اگر با تو ازدواج کنم چند تا بچه می خواهی؟ شما می گید هرچی بیشتر بهتر تازگی آزاد اعلام شده و تا ۵۰ میلیون جا داریم!!! اما طرف چشمهاش سیاهی می ره و روی زمین ولو میشه. به این میگن نقص در مدیریت رشد بازار.
۲۶- شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن»؛ اونهم موافقت می کنه به شرط اینکه ازش بچه نخواهید. شما که عاشق بچه هستید آنهم بیشتر از دوتا بهتون بر می خوره و به توافق نمی رسید. به این میگن فقدان تفاهم در عرضه و تقاضا
۲۷- شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن»؛ اونهم موافقت می کنه اما از شما بیش از دوبچه می خواهد. شما قادر به انجام این کار نبوده و مخالفت می کنید. به این میگن محدودیت تولید.
۲۸- شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن»؛ اونهم موافقت می کنه اما به شما تذکر می ده که بیش از دو بچه دارد. شما هم جا خورده و پا پس می کشید. به این میگن استهلاک در مواد اولیه!
۲۹-شما در یک مهمانی، دو دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازشون خوش تون می آد. جلو می رید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کنید بعد ما می تونیم با هم بیش از دوبچه داشته باشیم »؛ اون هم نگاهی به چشمهای شما میکنه و میگه اینجا که جز من دختر دیگه ای نیست! بعداش هم هیچی نشده سر من هوو می خوای بیاری!
به این میگن نقص کالا در بازار
۳۰- شما در یک مهمانی، دخترِهای بسیار زیبایِ فراوانی رو می بینید و ازشون خوش تون می آد. سرگردان می شید که جلو کدوم برید و بگید: «من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن بعد ما می تونیم با هم بیش از دوبچه داشته باشیم»؛ به این میگن فقدان استراتژی در بازار

۲۴۲ نظر

  1. صبا و پرهام ۱۳۸۶-۰۶-۱۳، ۹:۲۴ ق.ظ

    سلام زهرا جان

    مطلبت خیلی جالب بود

    موفق بویتی

    جواب به این نظر

    علی Reply:

    نظر خوبی بود موافقم

    جواب به این نظر

    ناشناس Reply:

    من تو را دوست دارم

    جواب به این نظر

  2. پژمان ۱۳۸۶-۰۶-۱۳، ۹:۲۴ ق.ظ

    اما من فکر می کنم:
    * قانون بقای ماده و انرژی در بدن انسان:
    به همان اندازه که فعالیت کنی و مواد اضافی بدنت آب بشن و بسوزن و از بین برن، به همان اندازه بدنت به غذا احتیاج پیدا می کنی و هی می خوای بخوری…
    حالا امتحان کنین:-)

    جواب به این نظر

    ندا- arshavir09 Reply:

    هی آقا پژمان همه چیز که توی خوردن نیست شما آسیایی ها آبروی هر چی ایرانی است رو می برید.
    یه مقدار به فکر تکنولوژی و ایده پردازی باش.

    جواب به این نظر

  3. آهو ۱۳۸۶-۰۶-۱۳، ۱۰:۱۶ ق.ظ

    می بینم که حسابی ورزشکار شدی. و مبلغ ورزش. من فکر می کردم کار ضایعی انجام میدم روزمره می نویسم! راستش خودم هم از این وبلاگها بیشتر خوشم میاد.

    جواب به این نظر

  4. نسیم ۱۳۸۶-۰۶-۱۳، ۱۱:۱۴ ق.ظ

    سلام من ام اس دارم و روی ویلچر ارزو دارم دو سه سایز کم بشم

    جواب به این نظر

  5. علی ۱۳۸۶-۰۶-۱۳، ۱۲:۵۰ ب.ظ

  6. ندا ۱۳۸۶-۰۶-۱۳، ۱:۵۰ ب.ظ

    من کلی با مباحث بازاریابی کاتلر مشکل داشتم. با این مثال کلا همه نوع بازاریابی رو فهمیدم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!۱۱

    جواب به این نظر

    مصطفی Reply:

    ندا جون مصطفی خیلی شوخ هستی ایا میخواهی با من دوست بشی دانشجوی صنایع دانشگاه یزد اهل استان کررستان ۰۹۱۳۸۴۹۹۲۵۹

    جواب به این نظر

  7. zahra ۱۳۸۶-۰۶-۱۳، ۲:۱۴ ب.ظ

    salam kheyli bahali tarikhe updatetam irani koni bahaltaram mishi
    kheyli vaghte khanandatam faghat tahala sedam dar nemiumad
    bazam miam

    جواب به این نظر

    ناشناس Reply:

    خودتونو خیلی بالا گرفتید

    جواب به این نظر

  8. محسن ۱۳۸۶-۰۶-۱۳، ۲:۵۰ ب.ظ

    اینهمه رو تایپ کردید؟! احسنت! P:
    مطلب جالبی بود.

    جواب به این نظر

  9. یک بازیگر ۱۳۸۶-۰۶-۱۳، ۶:۲۴ ب.ظ

    زهرا به نظر من تو نباید مهندسی کامپیوتر میخوندی.با تجربه ای که من توی انتخاب رشته کنکور دارم اگه موقع انتخاب رشتت پیش من می اومدی روی رشته زیر واست مانور میدادم:
    ۱)مهندسی صنایع
    ۲)مدیریت(یا بازرگانی یا صنعتی)
    ۳)روانشناسی

    جواب به این نظر

  10. احسان ۱۳۸۶-۰۶-۱۳، ۹:۰۸ ب.ظ

    سلام،
    این بازار یابی شبکه‌ای عجب سودی برای پیشنهاد دهنده داره. بیخود نیست این همه از این جور برنامه‌ها تو مملکتمون رواج پدا کرده

    جواب به این نظر

    علی بیات Reply:

    lاین بازاریابی یک نوع گدائی محترمانه است

    جواب به این نظر

  11. maryam ۱۳۸۶-۰۶-۱۳، ۱۰:۱۲ ب.ظ

    salam zahra jan.dar morede post ghablit ye chiz mikhastam begam.gheir az afradi ke kamelan moghrezane nazar midan va osulan hamashuno baham jam bezani mibini 1 2 nafar ham nemishan ,be nzare man age kasi chizi mige ghasdesh narahat kardanet ya tike endakhtan nist.bava kon kheily vaghta kheily ha be khatere inke to va weblogeto ro dust daran enteghad mikonan.albate ghabul daram ke tarz bayan ham moheme.

    جواب به این نظر

  12. احمد امانی ۱۳۸۶-۰۶-۱۴، ۳:۵۳ ق.ظ

    سلام دوست عزیز

    مجالی و اشنایی اینترنتی…

    سپاس

    جواب به این نظر

  13. maryam ۱۳۸۶-۰۶-۱۴، ۶:۰۶ ق.ظ

    vaaaaaaaaaaaaaaaaay che poste toolaniyiiiiiiiiiiiiiiiii

    جواب به این نظر

  14. الهام ۱۳۸۶-۰۶-۱۴، ۸:۴۸ ق.ظ

    خیلی خیلی از این مطلب بازاریابی کیف کردم…دستت درد نکنه

    جواب به این نظر

  15. استعداد درک نشده ۱۳۸۶-۰۶-۱۴، ۱۰:۲۹ ق.ظ

    خوبه که ایندفه کسی بهت گیر نداده …حداقل تا حالا !

    جواب به این نظر

  16. a-sh ۱۳۸۶-۰۶-۱۴، ۱۲:۲۱ ب.ظ

    salam… مطلب بازاریابی khili jaleb bood..

    جواب به این نظر

  17. یاسر ۱۳۸۶-۰۶-۱۴، ۱:۵۴ ب.ظ

    سلام
    واقعاً که این استاد عجب شیوه باحالی داشته برای درس دادن.به این میگن یه تدریس خوب قابل فهم.
    یا حق.

    جواب به این نظر

  18. افروز اسلامی ۱۳۸۶-۰۶-۱۴، ۸:۴۶ ب.ظ

    حکیمانه و جالب بود .حالا می فهمم چرا یک خانمی هفته ای یک مرتبه با محل کار ما تماس میگرفت و می گفت کپسول آتش نشانی برای ماشین و منزلتون نمی خواهید!؟

    جواب به این نظر

  19. sara ۱۳۸۶-۰۶-۱۴، ۹:۰۷ ب.ظ

    واقعا این طوریه …منم واقعا لذت میبرم وبلاگ شما رو که فکر می کنم یه دختر هم سن و سال خودم هستی می خونم…حتی با اینکه شما رو نمیشناسم

    جواب به این نظر

  20. علی براتی ۱۳۸۶-۰۶-۱۵، ۲:۳۷ ب.ظ

    زهرا جان امید وارم درتمام مراحل زندگیت موفق باشی وبلاگ شماهم عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی بود قربان شما علی

    جواب به این نظر

  21. homayun ۱۳۸۶-۰۶-۱۶، ۱۲:۰۴ ق.ظ

    chand vaght mishe ke weblogeto mikhunam vali alan nazar midam kheyli bahali!khasti be man ham sar bezan nakhasti ham ke …..

    جواب به این نظر

  22. بهرام ۱۳۸۶-۰۶-۱۶، ۱:۵۸ ق.ظ

    در آمریگا که ازدواج با بیش از یکنفر مجاز نیست. ثانیا هیچکس در اوایل آشنایی حرفی از ازدواج و بچه نمیزنه. اگر همون اول بگی میخوای باهاش ازدواج کنی طرف فکر میکنه شما خل هستین. درست یا غلط انتظار دارن همدیگر رو حسابی بشناسن قبل از اینکه این صحبتا بشه.

    جواب به این نظر

  23. حسن ۱۳۸۶-۰۶-۱۷، ۱۰:۴۶ ب.ظ

    واقعا تو عجوبه هستی ولی از من عجوبه تر نیستی بیا تو وبلاگم میفهمی

    جواب به این نظر

  24. مجید ۱۳۸۶-۰۶-۱۸، ۲:۰۳ ق.ظ

    ایا فقط باید در مهمانی دنبال عشقون باشیم؟

    جواب به این نظر

  25. آرش ۱۳۸۶-۰۶-۱۹، ۲:۵۲ ب.ظ

    کاش این اتفاق برا من می افتاد

    جواب به این نظر

  26. علیرضا ۱۳۸۶-۰۶-۲۰، ۸:۳۷ ق.ظ

    اگر یک دختر زیبا پیدا نکردیم چکار کنیم یا اگه دختره زشت بود

    جواب به این نظر

  27. mohammad ۱۳۸۶-۰۶-۲۱، ۷:۰۸ ب.ظ

    matni bud,bas kara baraye sahebane nazar!

    جواب به این نظر

  28. mohammad ۱۳۸۶-۰۶-۲۱، ۷:۰۹ ب.ظ

    ziba E mohemme vali mohem tarin parametr,adabe!

    جواب به این نظر

  29. زهیر ۱۳۸۶-۰۶-۲۲، ۱۲:۳۳ ب.ظ

    حقیقت اینه که من از خیلی وقت (زمانی که وبلاگ داشتی) به وب شما سر نزدم تا امروز که داشتم صفحات وبی که قبلا ذخیره کرده بودم رو پاک می کردم تا به وب شما رسیدم ، خواستم تا ببینم الان چی شده که نتیجش این شد. خلاصه حداقل از ایت که مطلب بازاریابی رو خوندم کلی لذت بردم.
    اگرچه به این قبیل سایت ها کمتر سر میزنم ولی یه جورایی این نوع مطالب رو مفید برای روحیه وبگردان می دونم.

    موفق باشی

    جواب به این نظر

  30. ناشناس ۱۳۸۶-۰۶-۲۲، ۵:۲۶ ب.ظ

  31. سیما ۱۳۸۶-۰۶-۲۲، ۵:۲۷ ب.ظ

    امیدوارم همیشه موفق باشید

    جواب به این نظر

  32. پری ۱۳۸۶-۰۶-۲۲، ۵:۳۴ ب.ظ

    امید آن دارم که همیشه مطالب خوب و خواندنی را برای بازدیدکنندگان
    ارائه کنید

    جواب به این نظر

  33. روح الله سا جد از بدخشان ۱۳۸۶-۰۶-۲۴، ۹:۴۵ ق.ظ

    سلام بهمه دوستان واقعت که بسیار عالی است زهرا جان موفق باشی ساجد ازافغانستان بدخشان شهدا

    جواب به این نظر

  34. محمدمسیح ۱۳۸۶-۰۶-۲۴، ۱۲:۵۶ ب.ظ

    بسم الله.
    معرکه بود کلی خندیدم فقط اون تیکه دوست دختر دختره منکراتی بود و بد آموزی داشت.

    جواب به این نظر

    مالک اشتر Reply:

    برو بابا

    جواب به این نظر

  35. سعید ۱۳۸۶-۰۶-۲۵، ۱۰:۳۸ ب.ظ

    خیلی خوب بود

    جواب به این نظر

  36. هادی ۱۳۸۶-۰۶-۲۵، ۱۰:۵۸ ب.ظ

    سلام من از دیار دریا می نویسم آنقدر غصه دارم آنقدر دلتنگم آنقدر تنهایم که به اندازه بزرگی دریا ؟ تو به من کمک می کنی؟

    جواب به این نظر

  37. سیاوش ۱۳۸۶-۰۶-۲۶، ۸:۳۱ ب.ظ

    خیلی خوبه

    جواب به این نظر

  38. psr_fzanvard ۱۳۸۶-۰۶-۲۷، ۹:۵۰ ق.ظ

    من_از_حرفات_خوشم_اومده_خیلی

    ازحرفات_فهمیدم_دختر_خوبی_هستی_با_من_چت_کن

    جواب به این نظر

    ندا- arshavir09 Reply:

    تو چقد سوء استفاده کنی.

    جواب به این نظر

  39. mohsen_kimark ۱۳۸۶-۰۶-۲۷، ۱۲:۲۷ ب.ظ

    از همه نوشته فهمیدم خیلی بیکار هستی زهرا جون

    جواب به این نظر

  40. مهدی ۱۳۸۶-۰۶-۲۷، ۹:۲۶ ب.ظ

    بسم الله
    سلام. جالب بود. کاش این مطلب رو ترم پیش می دیدم و به عنوان کار فوق برنامه می دادم استاد “اصول و مبانی مدیریت”مون! :)

    جواب به این نظر

  41. ارمین ۱۳۸۶-۰۶-۳۱، ۷:۳۴ ب.ظ

    جوانی در تنهایی عشق

    جواب به این نظر

  42. امید ۱۳۸۶-۰۶-۳۱، ۱۱:۴۹ ب.ظ

    سلام
    یه سوال
    اگه ما پسر ثروتمندی نباشیم و مهمونی هم نیریم دختر زیبا هم پیدا نشه مشکل از کجاست؟
    الف) عرضه ب) تقاضا ج) خودم د) سوال اشتباه است
    در کل زیبا بود
    خسته نباشی

    جواب به این نظر

  43. زهرا » خاطرات مدرسه ۱۳۸۶-۰۷-۴، ۱۰:۵۳ ق.ظ

    [...] * من یکی از نوشته هامو پس میگیرم. (شما در یک مهمانی یک دختر زیبا را میبینید و…) همونی که توش نوشته بودم چرا بعضی از دخترای هم سن و سال خودمون همش توی وبلاگ غر میزنن و ناراحتن و مطالب غمگین مینویسن. واقعیتش اینه که به نظرم وبلاگ جای خوبیه برای تخلیه اون چیزی که توی دل آدمه. به خصوص اگه کسی نشناسدش. الان فکر میکنم حتی خوندن اینجور نوشته ها هم میتونه جالب باشه از این نظر که حس همدردی آدم رو شکوفا میکنه و حتی برای خود اون فرد. بارها توی این فیلما و کتابا دیدیم که یکی از روشهای تخلیه هیجانات نوشتن هست. حالا اگه این نوشته رو چند تا ناشناس بخونن که احیانن تجربه مشترکی هم داشته باشن و همدردی و راهنماییش کنن چه اشکالی داره؟ خیلی هم خوبه. [...]

  44. مهدی ۱۳۸۶-۰۷-۱۱، ۱۰:۰۷ ب.ظ

    خیلی عالی***

    جواب به این نظر

  45. محمد ۱۳۸۶-۰۷-۱۶، ۷:۳۴ ب.ظ

  46. narges ۱۳۸۶-۰۷-۱۷، ۷:۰۸ ق.ظ

    salam khanoomi khaste nabashi karet alie

    جواب به این نظر

  47. حسین ۱۳۸۶-۰۷-۱۷، ۱۰:۵۰ ق.ظ

    با با حرفات اساسی باحالن

    جواب به این نظر

  48. MOSLEM ۱۳۸۶-۰۷-۱۷، ۲:۲۳ ب.ظ

    SALAM ZIBA BOD
    TASHAKOR AZ SHOMA

    جواب به این نظر

  49. مم ۱۳۸۶-۰۷-۲۵، ۲:۰۶ ب.ظ

    سانسور شد

    جواب به این نظر

  50. Farvahar ۱۳۸۶-۰۷-۲۶، ۱۱:۴۶ ق.ظ

    بدون شناخت از ۳ عنصر کالا مشتری و رقیب نباید به مهمونی رفت.
    َّFARVAHAR

    جواب به این نظر

  51. سامان جون ۱۳۸۶-۰۷-۲۸، ۱:۲۴ ب.ظ

    دوستو ن دارم جوجوها

    جواب به این نظر

  52. مهذی ۱۳۸۶-۰۸-۲، ۲:۳۱ ب.ظ

    دختر درستو بخون

    جواب به این نظر

  53. بهنام ۱۳۸۶-۰۹-۱، ۳:۴۸ ب.ظ

    بابا ای ول
    نویسنده ی خیلی خوبی هستی من که لذت بردم
    باز هم از این کارها بکن…………..

    جواب به این نظر

  54. صث ۱۳۸۶-۰۹-۵، ۷:۴۲ ب.ظ

    یبزیبزیب

    جواب به این نظر

  55. شنگول ۱۳۸۶-۰۹-۱۰، ۳:۰۳ ب.ظ

    چیز کسی بود

    جواب به این نظر

  56. سانسور شد ۱۳۸۶-۰۹-۱۰، ۳:۰۸ ب.ظ

    سانسور شد

    جواب به این نظر

  57. محمود ۱۳۸۶-۰۹-۱۵، ۱۱:۰۲ ب.ظ

    متن جالبی بود ذهنت فوران میکنه؟ از بیکاری که نیست؟ قربونت جوون تنها

    جواب به این نظر

  58. محمود ۱۳۸۶-۰۹-۱۵، ۱۱:۰۴ ب.ظ

    ۰۹۱۲۲۸۸۴۸۰۸ جوون تنها دس مریض

    جواب به این نظر

  59. ایمان ۱۳۸۶-۰۹-۲۰، ۵:۳۴ ب.ظ

    متن خیلی پر محتوایی نبود ممنون سلمان

    جواب به این نظر

  60. arezoo ۱۳۸۶-۰۹-۲۱، ۹:۱۲ ق.ظ

    هیچ وقت قیا فه مهم نیست
    اخلاق وعشق و…..
    من عاشق ÷سری ام که زیا زیبا دنیست ولی بی نهایت دوستش دارم و اون هم همین طور

    جواب به این نظر

  61. محمد ۱۳۸۶-۰۹-۲۵، ۲:۱۶ ب.ظ

    من از کار شما خشم امد ولی یک سوال مگر این که تجربه داشتی ….حالا چند بچه داری ایا تو مایل به داشتن بیشتر از دو بچه داری ؟؟؟؟؟؟؟خوب معلوم است از حرفات

    جواب به این نظر

  62. ارباب ۱۳۸۶-۰۹-۲۷، ۱۱:۴۵ ق.ظ

    نظری نیست فقط بهتر است چند تا عکس هم داشته باشی

    جواب به این نظر

  63. اسماعیل ۱۳۸۶-۰۹-۲۹، ۵:۵۸ ب.ظ

    بهتر است عکس زیبانیز داشته باشد

    جواب به این نظر

  64. دودو ۱۳۸۶-۱۰-۲۳، ۴:۱۶ ب.ظ

    مال این حرفا نیستی مهندسی کامپیوتر برو غاز بچرون بچه

    جواب به این نظر

  65. mehdi d ۱۳۸۶-۱۰-۲۷، ۴:۰۹ ب.ظ

    salam i dar morede in matalebe bala chizi nemidunam tojiham konid mer30

    جواب به این نظر

  66. اکی ۱۳۸۶-۱۰-۳۰، ۹:۰۵ ب.ظ

    خیلی باحاله فقط در مورد ازدواج موقت تبلیغ کن

    جواب به این نظر

  67. امیر عباس ۱۳۸۶-۱۱-۲۹، ۶:۳۳ ب.ظ

    مهسا جون جان مادرت اینقدر لاشی نباش.

    جواب به این نظر

  68. Ramin ۱۳۸۶-۱۲-۵، ۱۲:۱۴ ب.ظ

    سلام کسی هست با من دوست بشه چون دارم از تنهایی میمیرم

    جواب به این نظر

    sanam Reply:

    اره آقا رامین اگه میخوای ایمیلتو برام بنویس . چون منم تنهام .

    جواب به این نظر

    ارشیا Reply:

    دوستت دارم برای همیشه

    جواب به این نظر

    ارشیا Reply:

    دوستت دارم زیاد وبرای همیشه

    جواب به این نظر

  69. امین ۱۳۸۶-۱۲-۱۹، ۴:۱۳ ب.ظ

    کوس مادرت

    جواب به این نظر

  70. مظفر ۱۳۸۶-۱۲-۱۹، ۴:۲۱ ب.ظ

    سلام زهرا خانم هموطن عزیز ایران زمین امیدوارم همیشه خوب خوش سالم باشی و برای ایران و ایرانی کمک کنی خیلی خوشحال می شوم که در جهت آگاهی و کمک به جوانان کشور خودت فعالیت می کنی من مظفر ۲۶ ساله از بندرعباس خیلی خوشحال شدم دستت درد نکند مطلب جالبی را پیدا نمودید

    جواب به این نظر

  71. ناشناس ۱۳۸۶-۱۲-۲۲، ۳:۰۰ ب.ظ

    از مطالب ارسالی که مفید واقع گردید دستتت درد نکند علی از بافق

    جواب به این نظر

  72. رها ۱۳۸۶-۱۲-۲۲، ۵:۴۷ ب.ظ

    عالی بود بهترین مطلبی بود که خوندم

    جواب به این نظر

  73. amirali ۱۳۸۶-۱۲-۲۴، ۱:۴۰ ب.ظ

    hala man ke adame be pole hastam bayed che kar konam

    جواب به این نظر

  74. حاجی ۱۳۸۶-۱۲-۲۷، ۱:۳۱ ب.ظ

    زهرا جون دست مریزاد

    جواب به این نظر

  75. نیاز ۱۳۸۶-۱۲-۲۸، ۳:۳۴ ب.ظ

    عالی بود. دستت طلا

    جواب به این نظر

  76. reza ۱۳۸۷-۰۱-۶، ۱۲:۱۴ ق.ظ

    از رفتارت نشان از یک کوس بحال میده

    جواب به این نظر

  77. نوشین ۱۳۸۷-۰۱-۶، ۸:۰۳ ب.ظ

    زهرا ععععععععععععععععععععععععععععععععاااااااااااااااااااااالللللللللللللیییییییییییییییییییییییییی بوووووووووووددددددددددد
    مرسی گلم

    جواب به این نظر

    مصطفی Reply:

    نوشین لطفا من را هم بخندنید مصطفی
    ۰۹۱۳۸۴۹۹۲۵۹

    جواب به این نظر

  78. یحیی ۱۳۸۷-۰۱-۱۱، ۶:۴۵ ب.ظ

  79. ناشناس ۱۳۸۷-۰۱-۱۵، ۱۲:۲۳ ب.ظ

    امجخ

    جواب به این نظر

    کارا Reply:

    داری گوزلدی

    جواب به این نظر

  80. آره ۱۳۸۷-۰۱-۲۱، ۵:۲۰ ب.ظ

  81. طاهر ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۱:۱۰ ب.ظ

    به به به به به به خیلی ممنون

    جواب به این نظر

  82. خیلی خوب بود ۱۳۸۷-۰۲-۷، ۱۱:۵۳ ب.ظ

    خیلی عالی بود

    جواب به این نظر

  83. rahele joon yasha joon ۱۳۸۷-۰۲-۱۰، ۲:۱۹ ب.ظ

    man rahele ro dost daram az joon va dellllllllllllllllllll

    جواب به این نظر

  84. زهرا ۱۳۸۷-۰۲-۱۰، ۳:۴۳ ب.ظ

    خوب بود عزیزم ولی می تونست بهتر باشه

    جواب به این نظر

    ناشناس Reply:

    به توچه

    جواب به این نظر

  85. hichkas ۱۳۸۷-۰۲-۱۲، ۱۲:۴۱ ق.ظ

    اگه خواستیم دوست دخترپیداکنیم بایدکیوببینیم

    جواب به این نظر

    کارا Reply:

    قرومساخ

    جواب به این نظر

  86. flakat ۱۳۸۷-۰۲-۱۲، ۱۲:۴۸ ق.ظ

    خواهشن این شماره عاطفه روبرام پیداکنین من مصطفی ۱۷ساله ازشهر بی وفایان

    جواب به این نظر

  87. علی ۱۳۸۷-۰۲-۱۶، ۸:۳۹ ق.ظ

  88. Ali ۱۳۸۷-۰۲-۲۳، ۱۲:۰۶ ق.ظ

    salam khooooooooooooooooooooooooooooob bod
    salam be dokhtara
    parandeye_zakhmi_3000@yahoo.com

    جواب به این نظر

  89. مرسل دلیر ۱۳۸۷-۰۲-۲۳، ۵:۱۹ ب.ظ

    برای شما همکار گرامی ازصمیم قلب آرزوی موفقیت وتبریک میگم امیدوارم درآینده بتوانم
    شما را از نزدیک زیارت کنم

    شما:مرسل دلیر ازدیار سبلان درباره وبلاگت فقط میتونم بگم احسنت

    جواب به این نظر

  90. مرسل دلیر ۱۳۸۷-۰۲-۲۳، ۵:۲۱ ب.ظ

    برای شما همکار گرامی ازصمیم قلب آرزوی موفقیت وتبریک میگم امیدوارم درآینده بتوانم
    شما را از نزدیک زیارت کنم

    :مرسل دلیر ازدیار سبلان درباره وبلاگت فقط میتونم بگم احسنت

    جواب به این نظر

  91. حسین ۱۳۸۷-۰۲-۲۷، ۵:۳۲ ب.ظ

    من نخوندم ولی قشنگ بود

    جواب به این نظر

  92. بهار ۱۳۸۷-۰۳-۱۴، ۶:۱۹ ب.ظ

    اولین باری بود که وبلاگتو خوندم

    جواب به این نظر

  93. بهار ۱۳۸۷-۰۳-۱۴، ۶:۲۴ ب.ظ

    اقا رامین منم تنهام خواستم بدونی یکی مثل خودت هست
    زهراجون مطلبت عالی بود

    جواب به این نظر

  94. اسی ۱۳۸۷-۰۳-۲۶، ۳:۳۷ ب.ظ

    خیلی باحالی عزیزم

    جواب به این نظر

  95. rezvan ۱۳۸۷-۰۴-۲۰، ۱۰:۳۰ ب.ظ

    دوستتان داریم خیلی باحالید

    جواب به این نظر

  96. حامد ۱۳۸۷-۰۴-۲۰، ۱۰:۳۴ ب.ظ

    لطفا ما رابامطالبتان تنها نگذارید

    جواب به این نظر

  97. رز ۱۳۸۷-۰۵-۵، ۵:۳۴ ب.ظ

    جالب بود.

    جواب به این نظر

  98. هانی ۱۳۸۷-۰۵-۶، ۷:۵۸ ب.ظ

    خیلی باحاله قشنگه ۰۹۱۱۹۲۵۵۹۶۰ دوست دارم عزیزم

    جواب به این نظر

  99. هانی ۱۳۸۷-۰۵-۶، ۸:۰۰ ب.ظ

    زهرا خانم خیلی قشنگ نوشته ای واقعاً قشنگه بود به هت تحسین می کنم زهرا خانم

    جواب به این نظر

  100. احمد ۱۳۸۷-۰۵-۲۲، ۱:۵۱ ب.ظ

    سلام قندولک ایرانی من سایتت را خواندم من هم یک همزبان تو از آنطرف مرزها که تقسیم تبر شده است هستم خیلی از سلیقه ات خوشم آمد ولی کوشش کن با زبان نوشتاری بنویسی نه زبان گفتاری زیرا زیبایی نوشتاری آن از بین میرود به امید موفقیتت

    جواب به این نظر

  101. ali ۱۳۸۷-۰۶-۵، ۷:۵۲ ق.ظ

  102. مروارید ۱۳۸۷-۰۶-۶، ۳:۰۷ ب.ظ

    مسخره بود….

    جواب به این نظر

  103. ویونا ۱۳۸۷-۰۶-۲۳، ۱:۲۲ ق.ظ

    دستت درد نکنه جالب بودددددددددددد باز از ان کارا بکن ویونا شیراز

    جواب به این نظر

  104. مانی ۱۳۸۷-۰۷-۳، ۴:۲۶ ب.ظ

    این چی بود برو بیمیر

    جواب به این نظر

  105. پیمان ۱۳۸۷-۰۸-۱۰، ۱:۴۹ ب.ظ

    من اولین بارم بود که این جا اومدم
    خیلی خوشگل و زیبا درستش کردی
    مطلبتم خوندم عالی بود

    جواب به این نظر

  106. Yنعره ۱۳۸۷-۰۸-۱۲، ۱۱:۵۴ ب.ظ

    خواهر دستت درد نکنه خیلی زحمت کشیدی غم آخرت باشه اولین و آخرین درددل بوز قورد تبریز

    جواب به این نظر

  107. یاسر ۱۳۸۷-۰۸-۱۴، ۴:۵۰ ب.ظ

    زهرا جان مطلب و خوندم عالی بود دوستم داری

    جواب به این نظر

  108. فرهاد ۱۳۸۷-۰۸-۱۶، ۱:۰۶ ق.ظ

    جاتب بود

    جواب به این نظر

  109. باران ۱۳۸۷-۰۸-۲۱، ۸:۴۵ ب.ظ

  110. فا طمه ۱۳۸۷-۰۸-۲۴، ۱۲:۲۲ ب.ظ

    زیاد عا شقو نه بود

    جواب به این نظر

  111. پویا ۱۳۸۷-۰۸-۲۵، ۱۲:۳۶ ق.ظ

  112. پویا ۱۳۸۷-۰۸-۲۵، ۱۲:۳۷ ق.ظ

    فاطمه سلام

    جواب به این نظر

  113. جلال ۱۳۸۷-۰۹-۴، ۷:۵۳ ب.ظ

    من مطلبتون رو نخوندم ولی از نظرها معلومه که مطلبتون بد نبود به هر حال دستتون درد نکنه–راستی من از تبریزم دنبال یه خانوم یا دختر خوب برا ازدواج موقت میگردم اگه کسی هست لطفا به این شماره زنگ بزنه۰۹۱۴۱۰۱۹۰۴۵

    جواب به این نظر

  114. جلال ۱۳۸۷-۰۹-۴، ۷:۵۵ ب.ظ

    من مطلبتون رو خوندم بد نبود دستتون درد نکنه

    جواب به این نظر

  115. جلال ۱۳۸۷-۰۹-۴، ۷:۵۵ ب.ظ

    جالب بود

    جواب به این نظر

  116. جلال ۱۳۸۷-۰۹-۴، ۷:۵۷ ب.ظ

    کسی هست با من دوس بشه۰۹۱۴۱۰۱۹۰۴۵

    جواب به این نظر

    بیتا Reply:

    چقدر بی کاری تو کارهای مهم تری نداری ؟

    جواب به این نظر

  117. مجتبی ۱۳۸۷-۰۹-۶، ۱۲:۱۰ ب.ظ

    لطفا در ابتدای سایت بیگرافی نویسنده رو بزارید

    جواب به این نظر

  118. ناشناس ۱۳۸۷-۰۹-۹، ۲:۲۲ ب.ظ

    ziad khoob nabood hala age ma az ye 222222khtar khoshemoon biad ama oon ahle refaghat nabashe che joori bayad delesho be dast biarim????????????????

    جواب به این نظر

  119. armin ۱۳۸۷-۰۹-۱۱، ۱۱:۵۶ ق.ظ

    az bikariye,. man ye dokhtar khanoom migardam ke 17 ya 18 salesh bashe ke to kare mosigi ya honare teatroo sinema bashe be khaterev kare khodam age age peda shod lotfan ba man tamas ye be id pm bedan

    09366062785 fashion_armin

    mamnoon misham .dosetoon daram javoonaye irooni

    جواب به این نظر

  120. هادی مالکی قرهداغ ۱۳۸۷-۰۹-۱۲، ۱۲:۴۹ ب.ظ

    بد نبود

    جواب به این نظر

    ناشناس Reply:

    سلام هادی

    جواب به این نظر

  121. میثم ۱۳۸۷-۰۹-۱۲، ۱۲:۵۳ ب.ظ

    کسی نیست مردم از تنهایی ۰۹۱۴۹۴۳۹۰۰۸ ممنونم تماس بگیری

    جواب به این نظر

  122. میثم ۱۳۸۷-۰۹-۱۲، ۱۲:۵۷ ب.ظ

    سلام یادم رفت بگم خیلی با حال بود عزیزم مرسی

    جواب به این نظر

  123. ساسان ۱۳۸۷-۰۹-۱۶، ۶:۴۴ ب.ظ

    آزوا سوخوم

    جواب به این نظر

  124. مهران ۱۳۸۷-۰۹-۱۸، ۴:۳۳ ب.ظ

    دوستی با من لذت بخشه کسی ازدختراهست

    جواب به این نظر

  125. مهران ۱۳۸۷-۰۹-۱۸، ۴:۳۶ ب.ظ

    خانم خوشگل پول وسوسه انگیزه ومن دارم .فکرمیکنم به تجربه اش بیارزه با من دوست بشی

    جواب به این نظر

    بیتا Reply:

    زیادی به خودت مغروری فکر کردی کی هستی؟

    جواب به این نظر

    سارا Reply:

    به این نظرکه من یک دخترم

    جواب به این نظر

  126. مهران ۱۳۸۷-۰۹-۱۸، ۴:۳۷ ب.ظ

    میتونی بااین شماره هم تماس بگیری.۰۹۱۴۴۰۴۸۵۱۴

    جواب به این نظر

  127. ناشناس ۱۳۸۷-۰۹-۲۱، ۸:۵۵ ق.ظ

  128. محسن از اهر ۱۳۸۷-۰۹-۲۱، ۸:۵۶ ق.ظ

    تو عمرم متن به این جالبی نخوندم به خدا
    مرسیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

    جواب به این نظر

  129. هادی ۱۳۸۷-۰۹-۲۳، ۱:۱۹ ب.ظ

    ساسان مامایان سوخوم

    جواب به این نظر

  130. پیمان ۱۳۸۷-۱۰-۱، ۱:۰۱ ب.ظ

    سر گرم کننده برای پسراست.

    جواب به این نظر

  131. پیمان ۱۳۸۷-۱۰-۱، ۱:۰۵ ب.ظ

    زهرا راستی مطلب ازخودت بود؟ چون باب دل پسراست.

    جواب به این نظر

  132. آریو ۱۳۸۷-۱۰-۱، ۴:۰۶ ب.ظ

  133. rg ۱۳۸۷-۱۰-۷، ۱۱:۱۲ ب.ظ

  134. ناشناس ۱۳۸۷-۱۰-۲۷، ۳:۵۰ ق.ظ

  135. ندا- arshavir09 ۱۳۸۷-۱۱-۱۹، ۸:۳۹ ق.ظ

    بد نبود- دوست دارم مطالب بیشتری توش باشه.

    جواب به این نظر

    مصطفی Reply:

    سلام میخوام با تو دوست بشم ۰۹۱۳۸۴۹۹۲۵۹

    جواب به این نظر

  136. ناشناس ۱۳۸۷-۱۱-۲۱، ۳:۰۳ ب.ظ

    خیلی الاغی باکلاس گفتم

    جواب به این نظر

    ناشناس Reply:

    خانم کس موتوری

    جواب به این نظر

  137. FARID ۱۳۸۷-۱۱-۲۳، ۵:۴۳ ب.ظ

    سازنده ترین کلمه” گذشت ” … آن را تمرین کن .

    پرمعنی ترین کلمه ” ما “… آن را به کار ببند.

    عمیق ترین کلمه ” عشق “… به آن ارج بنه .

    بی رحم ترین کلمه ” تنفر”… از بین ببرش .

    سرکش ترین کلمه ” هوس “… با آن بازی نکن .

    خودخواهانه ترین کلمه ” من “… از آن حذر کن.

    ناپایدار ترین کلمه ” خشم “… آن را فرو ببر.

    بازدارترین کلمه ” ترس “… با آن مقابله کن.

    با نشاط ترین کلمه ” کار”… به آن بپرداز.

    روشن ترین کلمه ” امید “… به آن امیدوار باش.

    سخت ترین کلمه ” غیرممکن “… وجود ندارد.

    عاقلانه ترین کلمه ” احتیاط ” … حواست را جمع کن.

    زیباترین کلمه ” راستی “… با آن روراست باش.

    دوستانه ترین کلمه ” رفاقت “… از آن سوء استفاده نکن.

    و هدفمندترین کلمه ” موفقیت “… پیش به سوی آن
    ۰۹۳۶۹۹۲۴۰۵۷

    جواب به این نظر

  138. ناشناس ۱۳۸۷-۱۱-۲۷، ۱۱:۲۸ ب.ظ

  139. ناشناس ۱۳۸۷-۱۱-۲۷، ۱۱:۲۹ ب.ظ

  140. نفس ۱۳۸۷-۱۲-۵، ۲:۴۹ ب.ظ

    عالی بود امیدوارم همه به عشقشون برسن و مثل بنده شکست نخورن سعید جان الهی سرما بخوری برگردی پیشم الهی سردت بشه تا بلکه بتونم یک دقیقه ببینمت و بهت بگم تو تنها همنفسم بودی هیچکس نمیتونه جای تو رو برام بگیره زودی بیا پیشم تا ابد منتظرتم

    وبت عالیه بیستی بیست باشی از طرف عاشق دلشکسته

    جواب به این نظر

  141. ناشناس ۱۳۸۷-۱۲-۲۳، ۲:۲۹ ب.ظ

  142. ناشناس ۱۳۸۷-۱۲-۲۳، ۲:۳۰ ب.ظ

  143. mostafa ۱۳۸۸-۰۱-۱۲، ۱۲:۴۹ ق.ظ

    matlabe bi khodi bood man age servatmand nabasham chi agha ramin va bahar khanom man ham tanha hastam khili tanha yeki ba man dost mishe 0932.9521008

    جواب به این نظر

  144. bitarbiyat ۱۳۸۸-۰۱-۱۷، ۹:۰۰ ب.ظ

    .mail bezanin caretun daram.lotfan

    جواب به این نظر

  145. bitarbiyat ۱۳۸۸-۰۱-۱۷، ۹:۰۴ ب.ظ

  146. ناشناس ۱۳۸۸-۰۱-۲۲، ۱۰:۰۴ ق.ظ

    ye khorde shakhsiat dashte bashin mese heivun raftar nakonin

    جواب به این نظر

  147. نوید ۱۳۸۸-۰۱-۲۲، ۲:۴۲ ب.ظ

    کسی افتخار دوستی می ده ۹۱۳۱۹۶۷۱۹۱

    جواب به این نظر

    عزیزی Reply:

    اگه دوست داری به این شماره زنگ بزن

    جواب به این نظر

    عزیزی Reply:

    به این شماره زنگ بزن ۰۹۱۳۳۷۲۰۱۶۷

    جواب به این نظر

  148. عارفه ۱۳۸۸-۰۱-۲۲، ۷:۰۹ ب.ظ

    خوبه مطالبتو بیش تر باشه خیلی خوب بود

    جواب به این نظر

  149. استاد کامران صلاحی قیداری ۱۳۸۸-۰۲-۴، ۱:۵۷ ق.ظ

    بسیار عالی بود.www.salahi.blogfa.com

    جواب به این نظر

  150. ناشناس ۱۳۸۸-۰۲-۷، ۱:۰۰ ق.ظ

    اریا میگه خوبه

    جواب به این نظر

  151. امید ۱۳۸۸-۰۲-۱۱، ۱:۱۵ ق.ظ

    تو خیلی خری!!!

    جواب به این نظر

  152. امید کیشانی ۱۳۸۸-۰۲-۱۱، ۱:۱۶ ق.ظ

    ببخشید نظرم را گفتم

    جواب به این نظر

  153. سعید مانکن ۱۳۸۸-۰۲-۱۲، ۱۲:۵۴ ب.ظ

    اون دخترودعوت میکردم تابیاد اتاق تاهم ازجلوش وهم ازعقبش بکنم وحالش بدم.ok

    جواب به این نظر

  154. سعید مانکن ۱۳۸۸-۰۲-۱۲، ۱۲:۵۷ ب.ظ

    ۰۹۱۲۶۲۰۸۸۴۱

    جواب به این نظر

  155. ناشناس ۱۳۸۸-۰۲-۱۲، ۳:۵۳ ب.ظ

    قعاقفاتفت

    جواب به این نظر

  156. مهدیه ۱۳۸۸-۰۲-۱۲، ۳:۵۴ ب.ظ

    سلام خسته نباشی زهرا جان از مطلبت خیلی خوشم اومد

    جواب به این نظر

  157. عارف ۱۳۸۸-۰۲-۲۲، ۹:۳۹ ق.ظ

    جالب بود

    جواب به این نظر

  158. میلاد ۱۳۸۸-۰۲-۲۸، ۸:۴۸ ب.ظ

    افتخاردوستی واسه یه پسرزیبا ۰۹۳۵۴۶۵۷۷۰۹

    جواب به این نظر

  159. مصطفی تهرانی ۱۳۸۸-۰۳-۱۴، ۹:۳۰ ب.ظ

    دانشجوی رشته مهندسی صنایع ازدانشگاه یزد ساکن کردستان افتخار دوستی با یک دختر زیبا را دارم

    جواب به این نظر

  160. ایوب ۱۳۸۸-۰۳-۱۵، ۱:۴۴ ق.ظ

    .
    زهرا خانوم من یه پسر پولدار نیستم .
    .
    میای بامن ازدواج کنی . بچه دار بشیم . تو غذا درست کنی . ظرفارو بشوری و
    .
    منم خب به هر حال یه کاری گیر میارم بالاخره تا ابد که بیکار نمیمونم. بعد..

    حالا تا بعد خدا بزرگه . میای

    .
    ها ..میای .

    جواب به این نظر

  161. مجتبی ۱۳۸۸-۰۳-۲۷، ۱۰:۲۱ ق.ظ

    سلام؟ مطلبتون خوب بود بد نبود؟ ولی در کل کاش همه جنبه ها رو در نظر می گرفتین؟ خیلی دوست دارم با افکارتون آشنا شم زهرا خانم/ اگه میشه به من تماس بگیرید؟۰۹۳۷۹۶۹۰۲۱۰

    جواب به این نظر

  162. محمد ۱۳۸۸-۰۴-۱، ۶:۵۳ ب.ظ

    مرسی زهرا جون خیلی خوب بود ولی به نظر من قشنگی ملاک نیست باید کسی رو انتخاب کرد که باهاش بشه زندگی کرد یعنی خوب بتونه شب ها به شوهرش سیر بده؟
    وخوب ساک بزنه .
    نظر شما چیه؟l

    جواب به این نظر

  163. ناشناس ۱۳۸۸-۰۴-۸، ۸:۴۳ ب.ظ

  164. معراج ۱۳۸۸-۰۴-۱۰، ۹:۱۵ ق.ظ

    اسم من معراج دنبال یه دوست دختر زیبا
    ۰۹۱۹۱۶۲۶۰۴۱
    ۰۹۳۵۲۸۷۳۲۷۸

    جواب به این نظر

    x Reply:

    معراج = بی شعور

    جواب به این نظر

  165. XxX ۱۳۸۸-۰۴-۱۱، ۱۲:۰۹ ق.ظ

    شما همیشه در مهمونی به این نوع چیزها فکر میکنید

    ولی من به چیزهای دیگری فکر میکنم

    نمونه اینکه هیچوقت دوست ندارم از روی قیافه به کسی نظر بدم

    ملاک برای ازدواج فقط قیافه نیست

    هوش استعداد اخلاق سه عامل مهم بقیه رو حالا…

    جواب به این نظر

    ناشناس Reply:

    ادم باید به هر چی دل نبنده از کسایی که این کارارو می کنه می خوام بگم کمبود توجه دارن می خوان با این کارشون بگم به ما توجه کن یعنی این قد بد بختن خدا شفاشون بده ۰۹۳۶۵۱۷۹۴۳۷

    جواب به این نظر

  166. فردوسی ۱۳۸۸-۰۴-۱۱، ۱۰:۳۱ ب.ظ

    عشق را بستم به بند تنبا نم وبه درون مستراح رفتم همین که خواستم بلند شوم بند تنبانم بازشد وعشق به درون چاه مستراح افتاد ………………… حالا کسی هست با یه شاعر دوست بشه

    جواب به این نظر

  167. اسماعیل بلوچ ۱۳۸۸-۰۴-۱۳، ۲:۲۲ ق.ظ

    خوب است متشکریم

    جواب به این نظر

  168. ناشناس ۱۳۸۸-۰۴-۲۵، ۱۲:۵۵ ق.ظ

    salam zahra jan matlabe jalebi bod

    جواب به این نظر

  169. reza shahkar ۱۳۸۸-۰۶-۱۰، ۲:۲۲ ق.ظ

    این چرت و پرتا چیه نوشتی .یه چیز با حال و جدید بنویس.۰۹۳۵۸۹۹۱۹۰۲ خوشگل خانم ناراحت نشو واسه خودت میگم

    جواب به این نظر

  170. سنم ۱۳۸۸-۰۶-۱۴، ۱۲:۲۰ ق.ظ

    salam malabet jaleb bod azizam .

    جواب به این نظر

  171. sanam ۱۳۸۸-۰۶-۱۴، ۱۲:۲۸ ق.ظ

    سلام مطلبت جالب بود . فقط میخواستم به کورش بگم ایمیلشو برام بنویسه . کارش دارم .

    جواب به این نظر

  172. کورش 18 ۱۳۸۸-۰۶-۲۴، ۱۰:۵۷ ب.ظ

    بسم رب الشهدا

    سلام
    فکر کنم خودت تنها کسی هستی که داره این متن رو میخونه / اخه این وبلاگ خیلی کم بازدید کننده داره / داخل وبلاگ محمد جواد بس که بازدید کننده داشت اونجا رو کرده بودم چت روم / چنان بحثی رو راه انداختم که در طول چهار روز قسمت نظراتش رو بستن / خدا رو شکر موفق شدم یکم راهنمایی کنم ولی حیف تازه داشتم کلی طرفدار جمع میکردم که بستنش///چنان بساط اون رومینا رو بهم ریختم که بهم زنگ زد و به اصطلاح خودش بهم اعتراض کرد //بگذریم میخواستم بهت sms
    بدم شمارت رو نداشتم / خواستم بگم تا میتونی دوستات و هر کسی رو که خودت میدونی رو وارد این بحثا کن آخه ناسلامتی شما حداقل دو قدم از اونا جلو تری / هیچوقت واسه کمکی که در این زمینه ها به کسی میکنی انتظاری نداشته باش/ فقط خدا رو در نظرت بگیر/ //////// مطمئن باش اگه تو هر کاری خدارو در نظر داشته باشی موفق میشی//////// تو به هدفت میرسی مطمئنم آخه تو داری راه درست رو دنبال میکنی . بدون شک/ /////// همین و بس///
    دعا یادت نره .قول دادیا

    جواب به این نظر

  173. باران ۱۳۸۸-۰۶-۲۹، ۱۲:۰۰ ق.ظ

    سلام
    امروزکتاب داروخریدم
    فکرکنم یه قدمى به هدفم نزدیک شدم چون کتاب جالبى بنظرمیرسه راستش خیلى ناراحتم نمیدونم تونستم تواین ماه تواون شبهاى رویایى (که مطمئناخدااون شباروبهونه کرده تایه دل سیرباهم حرف بزنیم تابگه عجیب هوامونوداره ومهمترازهمه بگه بخشیدمتون) کوله بارمو سبکترکنم یا؟ واقعاکه چه زود دیر میشه.
    راستى این اولین وآخرین بارى بود که نظردادم وفکرنمیکنم دیگه گذرم این ورابیفته حداقل تاعید.
    ازکمکتون نهایت تشکر رو دارم.
    <>

    جواب به این نظر

  174. باران ۱۳۸۸-۰۶-۲۹، ۱۲:۱۶ ق.ظ

    صدهانفربراى بارش باران دعاکردندغافل ازاینکه خداباکودکیست که چکمه اش سوراخ است.

    جواب به این نظر

  175. یه عاشق ۱۳۸۸-۰۷-۳، ۱۰:۲۳ ق.ظ

    سلام کورش من خیلی از نظرات توخوشم اومده بااینکه ۱۸سال بیشترنداری ولی خیلی خوب حرف میزنی
    خیلی دوست دارم بیشترباعقایدوافکارت اشنابشم،من بازهم سرمیزنم امیدوارم نظرت رو بگی قربانت تابعد.؟

    جواب به این نظر

  176. سلام بارانم میخواستم ۱۳۸۸-۰۷-۱۰، ۱۰:۵۲ ب.ظ

    میخواستم بگم رابطه باجنس مخالف به هرقصدی حرومه ببینم مگه تومسلمون نیستی
    کوروش توروخدااحساسات لطیف وپاکتو واسه کمک به اطرافیانت خدشه دارنکن
    به حضرت ابوالفضل حالم ازاون پسرابااون ریخت وقیافشون(اون موهای وزوزی ضایعشون)
    بهم میخوره آخه خاک توسربیچارتون کنم بجای اینکه نصف روزتووایسی جلوی اینه به اون موهات برسی فکرکن کدوم دختربدبخت عاشق این موهامیشه واگه میشه بایدبگم اون هم یکی مثل تو

    جواب به این نظر

  177. باران ۱۳۸۸-۰۷-۱۰، ۱۱:۱۰ ب.ظ

    واین متن مخصوص پسرایی که شایدبه خواست خدااین ورا اومدنداون دخترکه بایه پسرکوچکترین ارتباط داره هیج ارزشی واسه خودش وخونوادش ایندش قائل نیست واین دخترچطور
    میتونه همسرمناسبی واسه توباشه بخدانمیتونه احساسات مادرانه داشته باشه چون اگه احساسات مادرشومیفهمیدباتودوست نمیشدبنظرمن که اون ادم بی احساس ترین موجود…
    راجبش فکرکنید
    وشایدعیدبازاومدم
    کوروش دعات میکنم
    قول میدم فقط توهم قول بده این شمارتوکه تووبلاگ انداختی خاموش کن
    توروخدابه حرفام گوش کن

    جواب به این نظر

  178. باران ۱۳۸۸-۰۷-۱۱، ۹:۵۰ ب.ظ

    میدونی چیه حالم ازامثال شمابهم میخوره که ادعاتون میشه میفهمید
    اخه کی به تولیسانس داده منم یه خاک توسربه کسایی میگم که توروجذاب میبینند
    بخدادلم به حال امثال شمامیسوزه
    نمیدونم چی بگم
    ولی اونقدرحالت تهوع گرفتم که حاظرنیستم به هیچ قیمتی یباردیگه این ورا بیام
    این دانشجوی کشورمونه وای به حال…
    خداحافظ اقاکوروش

    جواب به این نظر

  179. ناشناس ۱۳۸۸-۰۷-۱۳، ۸:۱۸ ق.ظ

    من نمیتونم حرفاتوتوخودم هضم کنم ولی من خودم هروقت مشاوره بگیرم ازآقایون کمک میگیرم به همون علتی که گفتی ولی الان میگم چراحرفاتونمیفهم
    توبه من بگو اولاجواب خداروچی بدیم دومااین جامعه واین فرهنگ بماهمچین اجازه ای نمیده،۳پس حجب وحیاکجامیره،۴محیط دانشگاه روواسه الواطی که نذاشتندالبته دانشجوبودن هم لیاقت میخواد بنظرخودم اگه تواین جامعه دست ازپاخطاکنی کلاهت پس معرکست چه برسه به دوستی؟منظورم اینه روابط سالم پیدانمیشه وبایدفرهنگ سازی بشه تااین همه فحشاوگندکاری تودانشگاه نتیجه ی این فرهنگ نادرست نباشه

    جواب به این نظر

  180. باران ۱۳۸۸-۰۷-۱۶، ۹:۵۶ ب.ظ

    خداجون میخام یجایی باشیم تاکلی باهم حرف بزنیم من ازغم وغصه هابگم که بدجوری قلبموسنگی کرده توگوش کنی
    من ازعشقم بهت بگم بگم ارزوداشتم پیشت باشم توهم گوش کنی
    بگم دوست داشتم کارهایی روکنم که تومیخوای ولی افسوس نتونسم همه حرفاتونفهمیدم.
    خدامیخوام پیشت باشم من دارم عاشقت میشم
    خداجون راستی جرم من چیه بهم بگو
    دارم احساس میکنم هیچ وابستگی به این دنیای فانی ندارم این خوبه چون میام پیشت
    این عشق چون ابدیه حقیقیه
    منتظرم بمون

    جواب به این نظر

  181. باران ۱۳۸۸-۰۷-۱۷، ۴:۰۷ ب.ظ

    خدایامنو کش بده
    اونقدر کش بده تا برسم به خود خودت
    ولى میخوام پاهام رو زمین باشه
    خودت مى دونى که میخوام بغلت کنم بیارمت پیش خودم که دیگه تنها نباشى
    بذاراین آدماى دیوونه هرچى میخوان بگن بگن
    اگه قرار باشه به حرف مردم گوش کنى
    هم توهمیشه تنها میمونى
    هم من
    کشم بده

    جواب به این نظر

  182. غزل ۱۳۸۸-۰۷-۱۷، ۴:۴۷ ب.ظ

    تااحساس نیازمیکنى تنهات میذارن
    وقتی باهامونن که به نفعشون باشیم
    فقط بلدندشعاربدند کمک کردن شگردشونه همه چیزو پول میبینند
    دوست دارند برتر باشند ولی راهشوبلد نیستند وخلاصه وقتی بهشون نیازمندی در دسترس نیستند
    یه انسان مثل اقاکوروش تو این دوره وزمونه واقعاجواهره

    جواب به این نظر

  183. باران ۱۳۸۸-۰۷-۲۰، ۹:۵۲ ب.ظ

    وای باورم نمیشه فکرکنم یه سالی میشه باورنمیکنم یباردیگه طلبیدتم البته بابام مخالفت کردتابالاخره راضیش کردم فردا۳شنبه میرم قم وجمکران نمیدونم فلسفش چیه؟ ولی همه میگن جمکران یه آرامشی توام باسبکی به ادم میبخشه یعنی فرداشب اونجام،واقعاکه چه روزی هم طلبیده
    البته اگه خدابخواد،
    فرداشب واستون ازحال وهوای اونجامیگم
    واقعاکه خوشابه حالم

    جواب به این نظر

  184. باران ۱۳۸۸-۰۷-۲۱، ۶:۱۳ ب.ظ

    سلام لحظه دیدار نزدیکه واقعادل تودلم نیست الان سلفچکانیم چیزی نمونده برسیم وای که چقدرحالم خوبه انگارتواسموناسیر میکنم
    هیچی نگم بهتره
    چون احساساتم قابل وصف نیست
    ولی انتظارم چیزجالبی نیست

    جواب به این نظر

  185. باران ۱۳۸۸-۰۷-۲۲، ۷:۱۸ ب.ظ

    (اگه اول ازهمه نوشتم باران چون عاشق بارانم)
    سلام
    من دیشب قم وجمکران بودم
    شب شهادت امام جعفر شب واقعارویایى
    بود دوستمم هم خیلی دوست داشت بامن بیادولی انگارآقافقط مارودعوت کرده دیشب این لحظه هاواقعابغض غریبی داشتم یلحظه که از زیراون پلی که روش نوشته بودیامهدی گذشتیم وچشم به گنبدابی که توشب رنگش به سبزمتمایل میشه افتادبغضم ترکید
    وهمش تاسف میخوردم بحال کسایی که اون راهو پیاده میرن اخه فرصت زیادی هم واسه حرف زدن گریه کردن داشتند اخه اون لحظه هاتودلشون غوغامیشه
    وحسش ازاینکه توماشین باشی قشنگتره

    جواب به این نظر

  186. باران ۱۳۸۸-۰۷-۲۲، ۷:۳۴ ب.ظ

    انگاراین جاده هاهم تمومی نداشت واقعاحال غیرقابل وصفی داشتم فقط نگاه میکردم اشک میریختم چقدرمنتظرهمچین لحظه ای بودم توحیاط جمکران واقعارفت وآمدزیادبود وشلوغ وپرسروصدا،تایجایی پیداکردیم واسه نشستن “من تنهابودم ولی توماشین یدوست پیداکردم”و رو اون فرشاکه اندخته بودن نشستیم ولی هنوزم بغض داشتم
    اون لحظه دیدن اون ۲تاپسرکه ازجون ودلشون واسه مهمونای مهدی مایه گذاشته بودندوخالصانه خدمت میکردند
    دیدن سیاه پوشای امام جعفر،دیدن دسته(عزاداران)که هرکدوم بنحوى عذاداری میکردند،

    جواب به این نظر

  187. باران ۱۳۸۸-۰۷-۲۲، ۸:۰۱ ب.ظ

    همشون حالمو بدتر میکرد، ازیطرف دیدن اون پسرا{اخه ماردیف اول نشسته بودیم وکنار رفت وآمد مردم}که چشاشون دنبال ناموس مردم میچرخید غمگینترم میکرد دوست داشتم واسه غریبی آقام گریه کنم،اون لحظه چشم که به اون پسراکه باخلوص نیت به مهمونای خسته میرسیدن می افتادحسودیم میشد همش منتظربودم یجوری منم کمک کنم
    ولی فرصت نبود
    تااینکه مداحی شروع شد و چادرموکشیدم سرمو ازته دل گریه کردم***

    جواب به این نظر

  188. باران ۱۳۸۸-۰۷-۲۲، ۸:۲۹ ب.ظ

    همش حالموبدترمیکرد وازیطرف چشم به اون پسراکه مطمئنازائرنبودند{آخه ماردیف اول نشسته بودیم کنار رفت وآمد مردم}که بطرزمسخره ای خودشونو درست کرده بودند و چشاشون
    دنبال ناموس مردم میچرخید می افتاد دوست داشتم واسه غریبی آقاگریه کنم
    تااینکه مداحی شروع شد وچادرموکشیدم روسرم و گریه کردم وحالاکه اشک راه گلومو باز کرده بود دوست داشتم مثل اون دوتاپسراسم مهدی رو صدابزنم وبهش تسلیت بگم ولی یادم افتاد من یه دخترم،دعای توسل که تموم شدبایدتوماشین بودیم حرکاتم اون لحظه اجباری بود پاهام بسمت جلوحرکت میکرد ولی ***

    جواب به این نظر

  189. باران ۱۳۸۸-۰۷-۲۲، ۸:۳۵ ب.ظ

    دلم به عقب پرمیکشید
    دوست داشتم ازقلبم دستور بگیرم ولی نمیشدفرصت اجازه نمیداد اون لحظه که به عقب برگشتم تایه دل سیرگنبداشونگاه کنم چشم بی اختیاربه اون پسراافتاد که خستگی ناپذیرنشون میدادند
    بهشون حسودیم شد کاش منم میتونستم مثل اوناکمک کنم

    جواب به این نظر

  190. باران ۱۳۸۸-۰۷-۲۲، ۹:۰۳ ب.ظ

    نمیدونم چرامتن قبلیم نیومده
    خب اینجامینویسمش؛
    ودیدن اون صحنه هاحالموبدترمیکرد ازیطرف چشم که به اون پسراکه (مطمئنازائرنبودند) چشاشون دنبال ناموس مردم میچرخیدوبطرزمسخره ای هم خودشونو درست کرده بودند{آخه ماردیف اول نشسته بودیم وکنارمحل رفت وآمد مردم}می افتاد دوست داشتم واسه غریبی آقام گریه میکردم
    تامداحی شروع شد چادرمو انداختم روسرم وفقط اشک ریختم دیدم وقتی اشک راه گلوموبازکرد دوست داشتم اسم مهدی رومثل اون پسراصدابزنم وبهش تسلیت بگم
    ولی یادم افتاد من یدخترم

    جواب به این نظر

  191. باران ۱۳۸۸-۰۷-۲۲، ۹:۴۵ ب.ظ

    پس چرااون متن قبلیم نیومده اشکال نداره اینجامینوسم؛
    دیدن اون عزاداران
    همه همه حالموبدترمیکرد.
    ازیطرف چشم به پسرایی می افتادکه مطمئنازائرنبودند{آخه ماردیف اول نشسته بودیم وکنارمحل رفت وآمد مردم}که چشاشون دنبال ناموس مردم میچرخید وبطرزمسخره ای خودشونو درست کرده بودند،دوست داشتم واسه غریبىآقام گریه کنم،ولی اون دو٢تاپسرمنوبه این دنیای لعنتی امیدوارمیکردواقعابا خلوص نیت به مهمونای خسته آقاکمک میکردند تااینکه دعای توسل شروع شد،چادرمو انداختم رو سرموفقط اشک ریختم***

    جواب به این نظر

  192. باران ۱۳۸۸-۰۷-۲۲، ۹:۴۹ ب.ظ

    هرچی مینویسم نمیادمتن قبلیم[قبل این متن آخری]هم نیومدبعدامینویسم

    جواب به این نظر

  193. باران ۱۳۸۸-۰۷-۲۲، ۱۱:۲۳ ب.ظ

    سلام چراهرچی نوشتم نیومده

    جواب به این نظر

  194. باران ۱۳۸۸-۰۷-۲۳، ۱۲:۵۱ ق.ظ

    شاید دیگه این ورا نیام
    اصلادوست ندارم حرفای دلموواسه کسایی بنویسم که ازش هیچی نمیفهمند

    جواب به این نظر

    رامین Reply:

    مشهدی نبود۰۹۱۵۸۵۱۹۷۵۴

    جواب به این نظر

  195. باران ۱۳۸۸-۰۷-۲۳، ۳:۰۶ ب.ظ

    جالبه همشون اومده؛
    قم هم رفتیم ولی اون حال وهوایىکه توجمکران بوداونجاحاکم نبود حالاکه ازمدرسه اومدم خسته ام وترجیحا
    همون نوشته ها کافیه
    راستی مداحی ودعای توسل باهم بودمابین توسل مداحی های خیلی قشنگی هم داشتیم منوببخشیدفکرنکنم تاعیدبیام
    خداحافظ واسه همیشه

    جواب به این نظر

  196. باران ۱۳۸۸-۰۷-۲۳، ۹:۳۰ ب.ظ

    احمدآقا دیشب بدجور دلم هوای خونه مهدی روکرده بودهرچی هم مینوشتم نمیومد البته فکرنمیکنم حرفاموکسی بفهمه همشوازته دلم نوشتم من معشوقموپیداکردم یامهدی ومیخام هرماه ۵شنبه برم قم باباموهم راضی میکنم ازاون شب خیلی بی طاقتش شدم جووناتوروخدا اشکاتونوبیمه پسرفاطمه کنید،ببینم هیچکی آدرس مهدی رونداره
    درضمن مداحی مابین دعای توسل بودولی اون حس وحال توقم حاکم نبود
    خیلی شب خوبی بود خداحافظ
    واسه همیشه

    جواب به این نظر

  197. رامین ۱۳۸۸-۰۹-۱۵، ۵:۰۵ ب.ظ

    ۰۹۱۵۸۵۱۹۷۵۴

    جواب به این نظر

  198. رامین ۱۳۸۸-۰۹-۱۵، ۵:۱۰ ب.ظ

    ۹۱۵۸۵۱۹۷۵۴

    جواب به این نظر

  199. ramin ۱۳۸۸-۰۹-۱۵، ۵:۱۰ ب.ظ

    ۰۹۱۵۸۵۱۹۷۵۴

    جواب به این نظر

  200. رامین ۱۳۸۸-۰۹-۱۵، ۵:۱۱ ب.ظ

  201. علی از تبریز ۱۳۸۸-۰۹-۲۳، ۳:۵۴ ق.ظ

    نظری ندارم

    جواب به این نظر

  202. vahid ۱۳۸۸-۰۹-۲۷، ۹:۴۱ ب.ظ

    دوستی وحید ….

    ۰۹۱۷۸۸۱۸۵۷۴

    جواب به این نظر

  203. ناشناس ۱۳۸۸-۰۹-۲۹، ۴:۴۸ ب.ظ

  204. amirali ۱۳۸۸-۱۰-۱، ۳:۰۰ ب.ظ

    زهرا خانم یه سوال ازتون داشتم و اون اینکه اگر شما توی مجلسی و ناخداگاه چشمتان

    به یه پسری می افتاد و نظر شما رو به خود جلب میکرد و از اون شخص خوشتون یا به

    عبارتی بهش علاقه مند میشدید چه کاری میکردید ؟

    جواب به این نظر

    max2 Reply:

    خوب می رفتم جلو و بهش می گفتم:(من یه دختر پولدار هستم ، با من ازدواج می کنی؟)

    جواب به این نظر

  205. حجت از مرند ۱۳۸۸-۱۰-۱، ۷:۰۷ ب.ظ

    راستش حوصله نکردم بخونم – شرمنده

    جواب به این نظر

  206. ناشناس ۱۳۸۸-۱۰-۱۱، ۹:۰۷ ب.ظ

    خیلی خری

    جواب به این نظر

  207. امید xxxxxxx ۱۳۸۸-۱۰-۱۲، ۱۲:۱۵ ق.ظ

    سلام به همه مردم باقیرت

    جواب به این نظر

  208. ارام ۱۳۸۸-۱۱-۱، ۳:۰۷ ب.ظ

    خیلی عالی بود بازم از این مطالب بزار. دستت درد نکنه

    جواب به این نظر

  209. مینا ۱۳۸۸-۱۱-۱۰، ۶:۵۵ ب.ظ

    خیلی بیشعورید

    جواب به این نظر

    عادل Reply:

    سلام افتخار اشنایی به ما را میدی مینا خانم اگه راضی هستی شماره من به من تماس بگیر۰۹۳۶۷۴۴۵۳۰۶

    جواب به این نظر

  210. میلاد ۱۳۸۸-۱۱-۱۸، ۷:۳۰ ب.ظ

    دخترای لوس دوست دارم برای یک چیز………………….

    جواب به این نظر

  211. میلاد ۱۳۸۸-۱۱-۱۸، ۷:۳۱ ب.ظ

    دوست دختر می خوام ۰۹۳۵۳۵۰۱۷۷۳

    جواب به این نظر

  212. ناشناس ۱۳۸۸-۱۱-۲۶، ۱:۴۰ ق.ظ

    man ye dokhtar nadidam lotfan yeki ba man doost beshe.inam mailam.
    chaos_1010@yahoo.com

    جواب به این نظر

  213. حسین ۱۳۸۸-۱۲-۱۸، ۱۱:۵۴ ق.ظ

    دنبال دوست دختر میگردم شماره تلفن من ۰۹۱۷۳۱۸۸۵۹۸

    جواب به این نظر

  214. ناشناس ۱۳۸۸-۱۲-۲۳، ۶:۲۴ ب.ظ

    بسم رب الشهدا و الصدیقین

    حلالم کن باران

    جواب به این نظر

نظر شما