<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: زنی که قلب خود را دید</title>
	<atom:link href="http://zahra-hb.com/1386/06/a-woman-who-saw-her-heart/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://zahra-hb.com/1386/06/a-woman-who-saw-her-heart/</link>
	<description>دست نوشته ها و خاطرات یک دختر ایرانی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 20 May 2012 13:25:14 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.2</generator>
	<item>
		<title>با: سبحان</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1386/06/a-woman-who-saw-her-heart/comment-page-1/#comment-52642</link>
		<dc:creator>سبحان</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/09/05/a-woman-who-saw-her-heart/#comment-52642</guid>
		<description>دنبالش برو</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دنبالش برو</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سبحانوردی</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1386/06/a-woman-who-saw-her-heart/comment-page-1/#comment-52641</link>
		<dc:creator>سبحانوردی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/09/05/a-woman-who-saw-her-heart/#comment-52641</guid>
		<description>سلام
وب لاگ واقعا زیبایی دارید
خیلی .............</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
وب لاگ واقعا زیبایی دارید<br />
خیلی &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مژگان</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1386/06/a-woman-who-saw-her-heart/comment-page-1/#comment-36554</link>
		<dc:creator>مژگان</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/09/05/a-woman-who-saw-her-heart/#comment-36554</guid>
		<description>سلام بچه ها قضیه چیه من که چیزی نخوندنم وبا این وبلاگ تازه آشنا شدم امیدوارم حال همتون خوب باشه بای((یکی جوابمو بده))</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام بچه ها قضیه چیه من که چیزی نخوندنم وبا این وبلاگ تازه آشنا شدم امیدوارم حال همتون خوب باشه بای((یکی جوابمو بده))</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: زهرا یزدیان</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1386/06/a-woman-who-saw-her-heart/comment-page-1/#comment-3273</link>
		<dc:creator>زهرا یزدیان</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/09/05/a-woman-who-saw-her-heart/#comment-3273</guid>
		<description>یک حا جی بود گر بش خیلی دو ست می داشت حاجی یک روز گوشت خرید گوشت را دم باغچه گذاشت گربه او مد گربه را کشت وقتی حاجی               مردش تو جنازش نوشتند یک حا جی بود گربش را خیلی دو ست می داشت حاجی یک روز گو شت خرید گوشت را دم با غچه گذاشت            گربه امد گوشت ها را خورد حا جی اومند گربه را  کوشت</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>یک حا جی بود گر بش خیلی دو ست می داشت حاجی یک روز گوشت خرید گوشت را دم باغچه گذاشت گربه او مد گربه را کشت وقتی حاجی               مردش تو جنازش نوشتند یک حا جی بود گربش را خیلی دو ست می داشت حاجی یک روز گو شت خرید گوشت را دم با غچه گذاشت            گربه امد گوشت ها را خورد حا جی اومند گربه را  کوشت</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: زهرا یزدیان</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1386/06/a-woman-who-saw-her-heart/comment-page-1/#comment-3271</link>
		<dc:creator>زهرا یزدیان</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/09/05/a-woman-who-saw-her-heart/#comment-3271</guid>
		<description>یک حا جی بود گر بش خیلی دو ست می داشت حاجی یک روز گوشت خرید گوشت را دم باغچه گذاشت گربه او مد گربه را کشت وقتی حاجی               مردش تو جنازش نوشتند یک حا جی بود گربش را خیلی دو ست می داشت حاجی یک روز گو شت خرید گوشت را دم با غچه گربه امد گوشت ها را خورد حا جی اومند گربه را  کوشت</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>یک حا جی بود گر بش خیلی دو ست می داشت حاجی یک روز گوشت خرید گوشت را دم باغچه گذاشت گربه او مد گربه را کشت وقتی حاجی               مردش تو جنازش نوشتند یک حا جی بود گربش را خیلی دو ست می داشت حاجی یک روز گو شت خرید گوشت را دم با غچه گربه امد گوشت ها را خورد حا جی اومند گربه را  کوشت</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: mehdi</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1386/06/a-woman-who-saw-her-heart/comment-page-1/#comment-3172</link>
		<dc:creator>mehdi</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/09/05/a-woman-who-saw-her-heart/#comment-3172</guid>
		<description>دوست عزیز سلام.
در باره این قانون شما یک خورده تند رفتید و درگیر فضای جنگ روانی بعضی سایتها علیه دولت شدید.این قانون جدید در واقع متمم قانون قبلی میباشد یعنی قوانیین قبلی مربوط به ازدواج مجدد و شرایط قبلی آن هنوز برقرار است و شرایط جدید دیگری هم اعمال شده.یعنی اگه حتی یک زن هم اجازه بده مردش زن دیگری بگیره  باید تواناییهای این مرد  در دادگاه سنجیده بشه که از نظر مالی میتونه دو خانواده رو تامیین کنه یا نه.یعنی اگه یک زن اجازه بده بر اساس قانون قبلی مرد زن دیگری اختیار کنه ولی شرایط توانایی مالی مرد برای دادگاه احراز نشه اون نمیتونه بصورت قانونی زن دیگری اختیار کنه.این سخنان سخنگوی دولت و وزیر دادگستری هستش فکر کنم در مورد این قانون حرفهای این شخص قابل اعتماد باشه.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دوست عزیز سلام.<br />
در باره این قانون شما یک خورده تند رفتید و درگیر فضای جنگ روانی بعضی سایتها علیه دولت شدید.این قانون جدید در واقع متمم قانون قبلی میباشد یعنی قوانیین قبلی مربوط به ازدواج مجدد و شرایط قبلی آن هنوز برقرار است و شرایط جدید دیگری هم اعمال شده.یعنی اگه حتی یک زن هم اجازه بده مردش زن دیگری بگیره  باید تواناییهای این مرد  در دادگاه سنجیده بشه که از نظر مالی میتونه دو خانواده رو تامیین کنه یا نه.یعنی اگه یک زن اجازه بده بر اساس قانون قبلی مرد زن دیگری اختیار کنه ولی شرایط توانایی مالی مرد برای دادگاه احراز نشه اون نمیتونه بصورت قانونی زن دیگری اختیار کنه.این سخنان سخنگوی دولت و وزیر دادگستری هستش فکر کنم در مورد این قانون حرفهای این شخص قابل اعتماد باشه.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: sahar</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1386/06/a-woman-who-saw-her-heart/comment-page-1/#comment-3147</link>
		<dc:creator>sahar</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/09/05/a-woman-who-saw-her-heart/#comment-3147</guid>
		<description>darket mikonam manam asabaniam</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>darket mikonam manam asabaniam</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: پسر ناشناس</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1386/06/a-woman-who-saw-her-heart/comment-page-1/#comment-3143</link>
		<dc:creator>پسر ناشناس</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/09/05/a-woman-who-saw-her-heart/#comment-3143</guid>
		<description>هه هه ...
چه با حال !   آخه مشکل اینکه کسی که پول داره که زن می گیره یه کاری کنن بی پولاش بگیرن مهربون ...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>هه هه &#8230;<br />
چه با حال !   آخه مشکل اینکه کسی که پول داره که زن می گیره یه کاری کنن بی پولاش بگیرن مهربون &#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مجتبی</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1386/06/a-woman-who-saw-her-heart/comment-page-1/#comment-3139</link>
		<dc:creator>مجتبی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/09/05/a-woman-who-saw-her-heart/#comment-3139</guid>
		<description>سلام خانم ح ب
دانشجوی نرم افزار دانشگاه تهران
آخه منم ورودی 77 همونجام و از روی نشانیها فهمیدم هم دانشکده ای بودیم . فامیلتون رو هم از یکی از هم اتاقیهای سال اولتون شنیدم
دو سالی می شه وبلاگتون رو می خونم و از دیدتون نسبت به جامعه لذت می برم
وبلاگتون رو به خانمم هم نشون دادم .
به امید موفقیت
بای

**************

زهرا: جدا شرمنده مجبور شدم فامیلی رو سانسور کنم ولی واقعا ممنونم و خوشحال شدم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام خانم ح ب<br />
دانشجوی نرم افزار دانشگاه تهران<br />
آخه منم ورودی ۷۷ همونجام و از روی نشانیها فهمیدم هم دانشکده ای بودیم . فامیلتون رو هم از یکی از هم اتاقیهای سال اولتون شنیدم<br />
دو سالی می شه وبلاگتون رو می خونم و از دیدتون نسبت به جامعه لذت می برم<br />
وبلاگتون رو به خانمم هم نشون دادم .<br />
به امید موفقیت<br />
بای</p>
<p>**************</p>
<p>زهرا: جدا شرمنده مجبور شدم فامیلی رو سانسور کنم ولی واقعا ممنونم و خوشحال شدم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: هادی</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1386/06/a-woman-who-saw-her-heart/comment-page-1/#comment-3138</link>
		<dc:creator>هادی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/09/05/a-woman-who-saw-her-heart/#comment-3138</guid>
		<description>سلام .میگم  اگر بگن زنها هم میتونن چند تا شوهر بکنن چه حسی بهت دست میده؟ خودت قضاوت کن فرض کن الان شوهر داشتی و یهو یه اقایی اومد و شرایطش از شوهرت خیلی بهتر بود با توجه به اون فرض چی کار میکردی؟خواهشا ایده آل فکر نکن واقع بینانه فکر کن.دوست دارم بقیه هم جواب بدن...مرسی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام .میگم  اگر بگن زنها هم میتونن چند تا شوهر بکنن چه حسی بهت دست میده؟ خودت قضاوت کن فرض کن الان شوهر داشتی و یهو یه اقایی اومد و شرایطش از شوهرت خیلی بهتر بود با توجه به اون فرض چی کار میکردی؟خواهشا ایده آل فکر نکن واقع بینانه فکر کن.دوست دارم بقیه هم جواب بدن&#8230;مرسی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

