چرا اینجا رو میخونین؟

*سلام
امروز داشتم اتفاقی یه سری از مطالبم رو میخوندم و بعدش به نظرم رسید که چقدر پرت و پلا می نویسم. از اونطرف هر روز هزار و خورده ای آدم اینجا رو میخونن. برای من عجیبه این آمار برای چیه؟! از نظر خودم وبلاگ من یه وبلاگ کاملا روزمره است.

حالا یه سوال:
آیا خواننده ثابت اینجا هستید؟ جدا چرا اینجا رو میخونین؟! و آیا تا به حال شده مطالبش به دردتون بخوره؟!

۷۹ نظر

  1. مهری ۱۳۸۶-۰۵-۱۵، ۴:۱۱ ب.ظ

    سلام زهرا جان من یکی از خواننده های پروپاقرص وبلاگت هستم به خاطر سادگیش به خاطرحس خوبی که نسبت بهت دارم بخاطر تنوعش در موارد مطروحه بخاطر اینکه فکر میکنم دختر خوبی هستی اونم تو این شرایطی که با اینکه جوونا با خانواده زندگی میکنن ولی بی خونواده بزرگ میشن ولی تو با اینکه بدون خانواده زندگی میکنی خیلی مقیدی آخه من یه مادرم بخاطر……. واین خاطرهاست که وبلاگتو میخونم فکر میکنم کافی باشه نه؟

  2. حامد ۱۳۸۶-۰۵-۱۵، ۴:۱۱ ب.ظ

    زهرا خانم

    باور کن شوخی نمیکنم و کاملا جدی میگم. من همیشه میخونم برای اینکه خیلی “گل آقایی” و یه جور احمقانه است . فقط و فقط برای اینکه سر کار خستگی ام کمی در بره وگرنه اصلا مطالبت به دردم نخورده و خیلی بچگانه و مسخره میاد میخونم چون کمی میخندم و منم برات متنند خودت که فقط “دری وری” تحویل مردم میدی برات دری وری مینویسم- “با اون مقاله مسخره ات راجع به “دایی” که از فهم پایینت نوشتی و از غرور زیادی حتی عذرخواهی هم نکردی.

    ولی واقعا مسخره ای! مسخره! که فکر مکینی “چندین هزار نفر” سایتت را میخونن و استفاد ه ی “علمی یا عملی” میکنن.

    کاش فقط به قولخودت “پرت و پلا” مینوشتی ولی “آبروی” کسی را نمیبردی:

    خداوند میبیند و میپوشاند – همسایه نمی بیند و میخروشد

    زهرا از گشته ات هر چه زود تر توبه کن و از سایتت استفاده بهینه!

  3. ناشناس ۱۳۸۶-۰۵-۱۵، ۴:۱۲ ب.ظ

    سلام!
    من اول!!!!
    من مدتیه که خواننده ثابتم…تقریبا هر وقت آنلاین بشم سر میزنم.
    علت جذابیتش برای من هم قابلیت بحث راجع به مطالبیه که مینویسی .البته اکثرشون…
    مدتیه که این حسو دارم که بعضی مطالبو خودت نمینویسی نمیدونم چرا؟
    موفق باشی

  4. JOOJOOTALA ۱۳۸۶-۰۵-۱۵، ۴:۲۸ ب.ظ

    سلام .. راستشو من اولا واس خاطر اون عکس دختر کوچلو که زدی برا لگو برا اون می اومدم .. بعد یواش یواش مطالبتو خوندم چون اصلا عادت ندارم متن رو تا اخرش بخونم معمولا چند خط اول به دل نشست ادامه میدم و اگه باب میل نبود زود وبلاگ رو می بندم چند تا از مطالب شما واقعا به نظرم عالی بود ولی چند وقته که میام اینجا مطلب جالبی رو پیدا نمی کنم ( از نظر خودم ) در هر صورت همیشه موفق باشید ..

  5. ماکان ۱۳۸۶-۰۵-۱۵، ۴:۳۵ ب.ظ

    خوب چون بی غل و غش و درباره همه موضوعاتی که به ذهنت می رسه حرف می زنه بدون هیچ نیازی به ادای روشنفکرا رو در آوردن یا قلمبه سلمبه حرف زدن!

  6. طیبه ۱۳۸۶-۰۵-۱۵، ۴:۴۵ ب.ظ

    آره معمولا می خونم. مطالبتو دوس دارم. بعضی از مطالبت هم بهم اطلاعات میده.

  7. نازی ۱۳۸۶-۰۵-۱۵، ۴:۴۹ ب.ظ

    ای بابا اون ناشناسه منم
    نمیدونم چرا اسمم پاک شد

  8. امین ۱۳۸۶-۰۵-۱۵، ۵:۱۷ ب.ظ

    بار اوله می آم اینجا که بخوام نظربدم همیشه همین جوری می خونم . راستش نوشتن روزمرگی شخصی هم هنر می خواد که شما دارید و خواننده رو به خودن همش وادار می کنید !

  9. یکی ۱۳۸۶-۰۵-۱۵، ۵:۴۰ ب.ظ

    اینجا بیشتر برا وقت تلف کردن میام، درست مثل این میمونه که تو دندونپزشکی نشستی تا نوبتت بشه Random یه مجله‌ایی چیزی برداری ورق بزنی(تا دانلودت تموم شه)

  10. کفش ۱۳۸۶-۰۵-۱۵، ۵:۴۴ ب.ظ

    من میام تا ببینم ماهایی که همیشه پشت نقابیم…
    نقاب مهندس..محقق…دکتر…پرستار….معلم…
    بدون نقاب چی میشیم؟ به چی فکر می کنیم؟
    وقتی میام اینجا فکرمی کنم همون دوست برنامه نویسم…ممکنه زهرا باشه…
    وقتی ۱۰ نفری فقط کد مینویسیم و فقط صدای کیبورد تو اتاق میپیچه!

  11. محمد ۱۳۸۶-۰۵-۱۵، ۶:۱۰ ب.ظ

    صداقت

    همین دیگه…

  12. maryam ۱۳۸۶-۰۵-۱۵، ۶:۳۵ ب.ظ

    سلام.منم تقریبا می خونمت.۳ ۴ ساله.باورت میشه هنوز یادم نمیاد از کجا بلاگتو کشف کردم!خودم حدس می زنم یکی از بچه های کامپیوتری لو ت داد. هر ۲ ۳ تا پستتو با هم می خونم .دلیل اصلیشم اینه که می شناسمت و دوست دارم از بچه های دانشگاه با خبر باشم….موفق باشی

  13. niki ۱۳۸۶-۰۵-۱۵، ۷:۳۳ ب.ظ

    می خونمت و خیلی دوستت دارم تو شاید برای بعضی ها در مقایسه
    بادخترهای هم سنت که سیگار دستشون می گیرند(البته این به این معنی نیست که هر کس سیگار می کشه بده )و لاتو لوتی حرف می زنند احمق یا گل آقا باشی اما برای من تصویر کاملی از زمانی هستی که هم سن تو بودم و تمام صداقت و یکرنگی و عجایبی که تو می بینی رو من هم دیدم حالا هم هنوز ساده ام چون این سادگی رو دوستش دارم هر ادم عاقلی هم می دونه این صداقتها در این بازاره مکاره این روزها چقدر نایاب و چقدر ارزشمندند البته ادمهای عاقل و هر کسی که تلخ و شیرین روزگار رو چشیده باشه؟ضمنا اونایی که اینو می خونند فکر نکنند من با این خانم حساب و کتابی دارم من یکبار در مورد اون استاد دانشگاه تهران حسابی پست ایشون رو به نقد کشیدم دوستی من جای خودش رو داره انتقاد هم جای خودش .با خیلی از نظریاتش راجع به حجاب وپستهایی از این قبیل مخالفم و این دلیل نمی شود که رویش خط بکشم یا نفیش کنم چرا که به آزادی بیان و عقیده معتقدم زهراجان به نظرم تصویر کاملی هست از یک دختر شهرستانی با تمام استعدادها و داشته ها و پاکیهایش .موفق باشی دختر خوب

  14. احسان ۱۳۸۶-۰۵-۱۵، ۸:۱۸ ب.ظ

    من به طور مرتب مطالبی که خودت می‌نویسی می‌خوانم البته نه آنهایی که از سایت‌ها و وبلاگ‌ها کپی و پیست می‌کنی!
    یک جورایی برایت افت دارد!

    از مطالبی که درباره رفتارهای نادرست دختر کوچک همسایه‌ات نوشتی متشکرم. اموزنده بود

  15. Silverboy ۱۳۸۶-۰۵-۱۵، ۹:۵۱ ب.ظ

    وقتی معتاد خوندن باشی اهمیت نداره که چی داری میخونی !!!!

  16. رضا ۱۳۸۶-۰۵-۱۵، ۱۰:۵۹ ب.ظ

    رضا فارغ التحصیل صنعتی اصفهان، ارشد انسانی،با عقاید شخصی ات کمتر توافق دارم ولی اخبار و اطلاعات خوبی از فضای اینترنت از سایت دریافت می کنم

  17. لیلی ۱۳۸۶-۰۵-۱۵، ۱۱:۲۱ ب.ظ

    من هر وقت که بیام وب به اینجا هم سر می زنم.
    اولا چون هم رشته من هستی
    دوم هم چون هم ورودی من هستی
    سوم هم چون متنوع و مخاطب پسند می نویسی
    این که ز همه جا و همه موضوع می نویسی
    یه جور هم دخترونه و احساسی
    من به شما حق می دم که مثل بقیه نظرات و انتقاداتون رو بنویسین

  18. فرین ۱۳۸۶-۰۵-۱۵، ۱۱:۵۹ ب.ظ

    سلام. از خیلی خیلی قدیم وبلاگت رو می خونم. گاهی هم فقط می بینم ولی حس خوندن ندارم! بیشتر نوشته هات برام جالب و خوندنی هستند. شاید گاهی چیزی هم یاد گرفته باشم یا به دردم خورده باشه. ولی الان یادم نمیاد. لینک های جالبی هم می گذاری. کلا از خوندن اینجا لذت می برم. این اولین باری هست که برات چیزی می نویسم…. فقط خواستم بدونی من هم هستم. و من رو هم بشمری!

  19. ساتین ۱۳۸۶-۰۵-۱۶، ۱۲:۲۳ ق.ظ

    من اولین باری که اینجا سر زدم بخاطر یه جدلی بود که بین تو و نویسنده یه وبلاگ مشهور و صاحب سبک که خواننده همیشگیش هستم به وجود اومده بود.از روی کنجکاوی اومدم ببینم چه موضوعیه. یادم هست که موضوع اختلاف هم نقل کردن نوشته های ایشون بدون ذکر ماخذ تو وبلاگتون بود.به نظرم یه پست ایشونو عینا اینجا کپی کرده بودید.(اگه حافظه ام درست بگه).با احساس خوبی نیومدم اینجا و بعدا هم هیچوقت نوشته هاتون احساس خوبی به من نداد. من یه وبلاگ خوان حرفه ای هستم و به خیلی وبلاگها مخصوصا اکثرا مال خانمها ارادت دارم.نوشته های شما از نظر من حتی روزمره هم نیست. من خواننده خیلی وبلاگهای ساده و حاوی روزمرگی های یه دختر یا زن جوون بوده ام اما وبلاگ شما حتی اینم نیست.بیشتر نوشته هاتونو نوشته های بنده های دیگه ی خدا تشکیل داده و معمولا اونا رو خودم قبلا تو وبلاگ اصلی خونده ام. عادت کردم به خیلی وبلاگ ها سر بزنم و اگه ببینم به روز شده اید و بیکار بودم یه سری می زنم ولی منتظر خوندن مطلب جالب و خاصی نیستم.گاهی عقایدی ابراز کرده اید که به نظرم از یه خانم تحصیل کرده بعیده. خودم هم شهرستانی هستم با توجه به کامنتهاتون باید بگم هیچوقت نه اهل سیگار بدست گرفتن بودم نه بی بند و بار اما در کل از انتخاب مطالبی که اینجا می گذارید و عقایدی که ابراز می کنید شما رو نمونه یه دختر سطحی و خاله زنک و حرف درآر می دونم ( با عرض معذرت) در مجموع ابدا از وبلاگتون خوشم نمیاد منتها چون اهل جدل و بی ادبی نیستم و وقتی حرف خوبی برای زدن ندارم چیزی نمیگم می بینید که خیلی کم پیش میاد براتون کامنت بذارم چون اینجا فضای شما و خونه شماست و متنفرم از افرادی که میان وبلاگ یه نفر و بی وقفه براش کامنت انتقادی یا تهاجمی یا مو هن می گذارند.اینبار هم که اینا رو نوشتم به دلیل این بود که خودتون سوال کرده بودید.

  20. ali ۱۳۸۶-۰۵-۱۶، ۱:۱۲ ق.ظ

    خوب اولین بار اسم وبلاگ برام عجیب بود وبعدش هم سرزدم ببینم hbیعنی چه.راستی چرا اسم وبلاگتون زهراhbهست

  21. کلبه اسمانی ۱۳۸۶-۰۵-۱۶، ۱:۳۴ ق.ظ

    وبلاگ خوب و پر محتوایی داری
    نه من اولین باره میام
    موفق باشی به منم سر بزن

  22. mehdi ۱۳۸۶-۰۵-۱۶، ۱:۳۵ ق.ظ

    من تقریباً تمام پستهای شما رو از وقتی که با وبلاگتون آشنا شدم میخونم.برای من مهمترین چیزی که من رو به خوندن وبلاگ شما جذب میکنه همون سادگی نوشته های شما و روزمرگیهای شما هست و اینکه چهار چوب فکری شما خیلی عالیه.

  23. پروفسور بینز ۱۳۸۶-۰۵-۱۶، ۲:۲۵ ق.ظ

    ازناچاری بیکاری و هزار ویک دلیل دیگه

  24. پروفسور بینز ۱۳۸۶-۰۵-۱۶، ۲:۲۸ ق.ظ

    اگه میتونی نظرتو در مورد نظرم بگو

  25. سلام ۱۳۸۶-۰۵-۱۶، ۷:۵۲ ق.ظ

    یه جوری می نویسی که انگار همه دارن راه خطا میرن تو درست میری هیچکی هیچی نمی فهمه اما تو همه چی رو میفهمی همه دریده و بی حیا هستن تو آخر حیا وخوبی .با ساتین موافقم. هیچ وقت اظهار نظرت رو در مورد سهمیه ای شدن بنزین یادم نمیره فکرش رو هم نمیکردم که یک خانوم تحصیلکرده اینقدر سطحی نگرباشه! ببین از من ناراحت نشو اما درست نیست حالا که امکان ارتباط جمعی داری اینجوری ازش استفاده کنی -اگه میخوای ساده بنویسی یا روزمره ویولت رو ببین اما در عین سادگی ببین سطحی و خاله زنک مینویسه؟ . ول کن ظاهر عالم و آدم رو. اینکه چرا اینجا رو میخونم بخاطر اینه که من خیلی از وب لاگها رو میخونم وتحلیل میکنم تو رو هم مثل بقیه میخونم

  26. خسروبیگی ۱۳۸۶-۰۵-۱۶، ۸:۱۵ ق.ظ

    ببینم از رک گویی که بدت نمیاد؟
    من نسبتا مرتب اینجا را میخوانم ببینم بالاخره بقول خودت یه وقت میشه که مطلب دندون گیری بنویسی یا نه؟ یکی از وبلاگنویسان در مطلبی در مورد تاثیر جنسیت در وبلاگشهر نوشته بود. من اون نوشته رو قبول دارم. نویسندگان زن خوانندگان بیشتری دارند. بدلیل زنانه نوشتن! مثل سریال نرگس که بیننده زیادی داشت. بدلیل زیاد زنانه بودنش! البته استثنائا هستند وبلاگنویسان خوبی از زنان که واقعا محتوای وبلاگهاشون پرمغزه ولی حقیقتشو بخوای مال تو اینجوری نیست. فکر میکنم زمان دانشجویی که به کلاسهای درس و محتوای اونها میپرداختی بهتر بود. البته من اونموقع خیلی مطالبتو نمیخوندم.
    راستی راستش را بگو ببینم اصلا این کامنتها را میخوانی و با توجه به محتوای آنها تصمیم میگیری و برای نوشته های آینده ات برنامه ریزی میکنی یا نه؟ نکنه الکی سوال میکنی و اینجوری میخوای فقط بیننده هاتو بیشتر کنی؟ هدفت واقعا از این پرس و جوهای گاه و بیگاه چیه؟ اگر جواب این کامنت منو با ایمیل دادی میفهمم که واقعا کامنتها رو میخونی و قصدت گرد و خاک کردن نیست!

  27. خسروبیگی ۱۳۸۶-۰۵-۱۶، ۸:۲۳ ق.ظ

    چرا به موضوعات جدی و مهمی مثل مرامنامه عکس العمل نشون نمیدی؟ چرا در مورد مسائل اساسی فکر نمیکنی و مطلب نمی نویسی؟

  28. فاطیما ۱۳۸۶-۰۵-۱۶، ۸:۴۶ ق.ظ

    منم ۵ سالی میشه که وبلاگتو میخونم…صمیمی مینویسی و من همینو دوست دارم..راستی با اجازه من بهت لینک دادم

  29. همشهری ۱۳۸۶-۰۵-۱۶، ۱۰:۱۶ ق.ظ

    خوب همشهری گفتن!:)

  30. پدیده ۱۳۸۶-۰۵-۱۶، ۱۰:۲۵ ق.ظ

    من وقتی شروع به وبلاگ خونی کردم و هی از لینک های وبلاگ های مختلف با وبلاگ ها آشنا می شدم اسم زهرا رو زیاد توی لینک ها دیدم. یه مدت اومدم خوندم دیدم اصلا چیز خاصی نیست و از توی فوریتام دیلیت کردم و همیشه برام سوال بود که چرا خیلی جاها بهت لینک دادن. بعد از یکی دو سال باز هم لینکت رو یه جا دیدم باز اومدم دیدم فرمت هم عوض شده. باز اد کردم. و چند وقته که هر از گاهی سر می زنم. ولی سوال تو سوال خودم هم هست نه تنها در مورد وبلاگ تو بلکه برای کلیه وبلاگ هایی که هر روز می خونم. و نمی دونم چرا اون ها رو می خونم در صورتی که تعداد انگشت شماریشون رو واقعا دوست دارم. گاهی فکر می کنم دلیلش علاقه به دونستن چگونگی طرز فکر آدم های مختلفه تا آدم بدونه داره بین چه آدم هایی زندگی می کنه.ببخشید که رک نوشتم.

  31. بی نام ۱۳۸۶-۰۵-۱۶، ۱۰:۳۱ ق.ظ

    سلام. می دونی که من وبلاگت رو از همون اول می خونم. یکی از اولین دلایل و مهمترینهاش همونیه که خسرو بیگی گفته. مطمئن باش اگه اسم وبلاگت “یادداشتهای روزانه محمد تقی” بود خوانندگانت کمتر از الان بودند.
    من هم با صداقت و سادگی و صمیمیتی که در نوشته هات هست موافقم و این چون از سادگی و صمیمیت درونت سرچشمه می گیره جالبه. واقعیتش اینه که نوشته هات تا حالا غیر از این که چند بار منو بشدت عصبانی کرده استفاده ای برای من نداشته ولی از لینکهای جالبی که بعضی وقتها میذاری بسیار خوشم میاد و گاهی استفاده کرده ام وبدردم خورده.
    همین! ناراحت شدی؟ خوشحال چی؟

  32. زهرا ۱۳۸۶-۰۵-۱۶، ۱۰:۳۵ ق.ظ

    خوب سلام به همه
    من الان کامنتا رو خوندم
    خوشحالم که همه تون صادقانه جواب دادید

    ظاهرا من باید در اینجا رو تخته کنم هان؟ اینطور که معلومه و همون طور که خودم گفتم مطالب اینجا کاملا بیخود تکراری روزمره و چرت و پرت هست.

    فعلن

  33. محسن ۱۳۸۶-۰۵-۱۶، ۱۰:۳۸ ق.ظ

    من میام کامنتهاتو بخونم. ببینم مردم به یک دختر با طرز فکر تو چه برخوردی دارند. البته بعضی لینکهاتم قشنگه. مطالبت هم روح دارند.
    بسه دیگه خیلی تعریف کردم.

  34. ملودی ۱۳۸۶-۰۵-۱۶، ۱۲:۲۵ ب.ظ

    سلام خانومی
    من لینکتو دارم و همیشه بهت سر میزنم. مطالب بی غل و غشتو دوست دارم و لینک هایی هم که میدی جالبه و اکثرا میرم میبینمشون.
    موفق و شاد باشی دوست من
    بووووووووووووووووووووووووووووووس

  35. سلام ۱۳۸۶-۰۵-۱۶، ۱۲:۲۹ ب.ظ

    ببین من نمی خواستم چیزی بنویسم اما چون خودت پرسیدی و با این مطلب آخر در مورد آرایش هنر پیشه ها ( از هنر پیشه ها همیشه وهمه جا بنابر شغلشون انتظار میره آرایش داشته باشن وچیزی عجیب نیست) دیگه طاقت نیاوردم چیزی نگم . بهر صورت معذرت

  36. amir ۱۳۸۶-۰۵-۱۶، ۱:۱۳ ب.ظ

    ۱- برخی از وبلاگ ها رو که میخونی هیچ شناختی از شخصیت نویسنده وبلاگ نداری بتبع نوشته ها عادیه اما تو کاملا خودت رو توو نوشته هات شناسووندی اینکه عادی ترین مطلب رو که مینویسی چون خواننده با شناخت کامل از تو میخونه براش ملموسه و جالب و با مزه یا …
    ۲-هرکسی یه جور وبلاگشو مدیریت میکنه این پرتوپلا نوشتنم خودش یک فرمه پس بد نیست .
    ۳-من به شخصه از ارا سیاسی ات راجع رفسنجانی ناخرسند بودم و مطالبت و دیگر دوستان را که میخواندم احساس کردم در ان زمان بدنبال بحث منطقی نیستی و…
    ۴ – گاهی برای کامنت گذاشتم اما محل سگم ندادی ;) در کل کمی احترام مراجعین به وبلاگت را داشته باش.
    ۵ – ترجیح میدم نگم …

  37. noora ۱۳۸۶-۰۵-۱۶، ۲:۴۱ ب.ظ

    منم تقریبا مطالبت رو میخونم ، همیشه،البته به استثنای موقعی که بلاگرولینگ مثل حالا واسم فیلتره ، اونقت دیگه بستگی داره یادم باشه یا نه، اما کلا به نظر من دلیل نمیشه که یه وبلاگ حتما حتما خیلی لبریز از مطالب اموزشی باشه که ادم همیشه بخونتش، خب ویلاگ تو هم بالاخره یه مطالبی داره که گاهی اوقات باهاش موافقم،یه مطالبی هم داره که گاهی اوقات باهاش مخالفم، اما بازم میخونم، در ضمن عادت رو هم نباید فراموش کرد،یعنی ادم یه وقتایی عادت میکنه که یه صفحه رو همیشه بخونه، حالا ممکنه وقتی صفحه رو باز کرد، و شروع کرد به خوندن پست جدید، بر خلاف پست قبلیش که خیلی واسش جالب و مهیج بوده و کلی با اون نوشته و نویسنده ی نوشته ،حال کرده ، بخوره تو ذوقش و اصلا اون مطلب واسش کششی نداشته باشه،حالا چه مخالف اون مطلب باشه ،چه موافق اون مطلب باشه، نتیجه اش هم اینه که یه کلیک روی ضربدر بالای صفحه کرده میشه. اما در کل برای من یه اخلاق تو خیلی جالبه، و اون اینه که با وجود این که ظاهرا، عقاید خیلی از کسایی که اینجا رو میخونن، ( از روی لینکا میشه حدس زد، چه لینکای خودت،چه وبلاگایی که تو رو لینک کردن،) از لحاظ مذهبی مثل مال خودت نیست،و در مواردی ۱۸۰ درجه تفاوت وجود داره، اما بازم ،خیلی خیلی خیلی راحت راجع به اون چه که فکر میکنی مینویسی، راجه به اون چه بهش معتقدی،و اصلا فکر نیکنی که شاید یه عده کنارت بگذارند،و من اینو خیلی خیلی دوست میدارم ،یعنی این اخلاقت شاید دلیل اینه که اینجا رو میخونم،

  38. jesus ۱۳۸۶-۰۵-۱۶، ۴:۱۰ ب.ظ

    به جا ی منفی بافی و اینکه بشینی در مورد وبلاگ خودت نظرهای بیخود بدی بیا به وبلاگ من سر بزن و نظر بده تا هم من خوشحال شم هم تو و هم خلق خدا. خب؟؟؟
    http://www.bestvista.blogfa.com/

  39. ناشناس ۱۳۸۶-۰۵-۱۶، ۴:۱۶ ب.ظ

    ده سالی میشه که وبلاگت را می خوانم…شوخی کردم
    ولی سه سال هست گاهی مواقع مطالب به دردبخور هم پیدا میشه ولی حداقل توی وبلاگ های مورد علاقه ی من در رده ی بالایی نیست
    معمولا وقتی تمام وبلاگ های مورد علاقه ام را خواندم یک سری هم به اینجا می زنیم یکی از دلایلش اینه که در آغاز اعتیاد یکی از جاهای که میومدیم اینژآ بود خوب یک جوریا عادت کردیم
    شاید در نظر اول برخی مطالب چرت و ÷رت به نظر بیاید اما باید توجه داشت که اندیشه های خلم بدون پردازش یک خان جوان ایرانی است

  40. Saghariii ۱۳۸۶-۰۵-۱۶، ۵:۳۸ ب.ظ

    Man Hamishe Nemiyad … Fekr Mikonam Bare 2Vom Bashe …

  41. سمیرا ۱۳۸۶-۰۵-۱۶، ۵:۴۹ ب.ظ

    من از خواننده های ثابت وبلاگتم . چون خودم رو یاد خودم می آری .

  42. FARANAK ۱۳۸۶-۰۵-۱۶، ۶:۳۴ ب.ظ

    SALAM ZAHRA JAN
    MAN CHAND SALE KE NEVESHTEHATO MIKHOONAM BE KHATERE SADEGI VA KHABARIE AZ HAME NOI KE MIDI KHOSHAM MIAD BAD AZ HAR ETEFAGHI NAZAR MIDI VA CHON HAM SENO SALIM MISHE DARK KARD
    TO AAAALI HASTI DETARRRIII

  43. From Canada ۱۳۸۶-۰۵-۱۶، ۸:۵۸ ب.ظ

    Man avalin bar omadam inja keh bebinam chera nevisandeyeh yeki az webloghaye mahboobam baa shoma moshkel daareh…Harvaght hoselam sar bereh yek sari mizanam injaa taa khabarhayeh mokhtalefy keh midid ro bekhounam. rastesho bekhayn aslan ham baa nazar hayeh shoma movafegh nistam vally khob khoubeh befahmam nazar digaran chieh. Overall, you’re cool

  44. majid ۱۳۸۶-۰۵-۱۶، ۹:۴۴ ب.ظ

    دوست داری ترافیک سایتت رو بطور رسمی بدونی ، برو به این آدرس :
    http://www.alexa.com/data/details/traffic_details?url=http%3A%2F%2Fzahra-hb.com%2F

  45. majid ۱۳۸۶-۰۵-۱۶، ۹:۴۷ ب.ظ

    چون یه زمانی همکار بودیم بدم نمی یاد هر چند وقت یه بار (ماهی یه بار) از احوالت با خبر شم

  46. sahar ۱۳۸۶-۰۵-۱۷، ۳:۵۰ ق.ظ

    agreed with ساتین

  47. همیشه ۱۳۸۶-۰۵-۱۷، ۷:۳۸ ق.ظ

    سلام
    وبلاگ شما را همواره می خوانم . سادگی و روان بودن مطالب ، تنوع و به روز بودن موضوعات اجتماعی و … برایم جذاب است . امیدوارم موفق و موید باشید .

  48. عبدالجبار ۱۳۸۶-۰۵-۱۷، ۸:۳۶ ق.ظ

    واقعا سوال خوبیه
    ولی جوابش سخته من هم تقریبا یه دو ماهی میشه که اد تو فوریتی خودم چرا نمی دونم شاید به خاطر اینکه وبلاگ بهتری وجود نداره دقت کردی خیلی مهمه
    دومین دلیل اینه که قابل خوندنه وبلاگهای مشهور زیادی هستند ولی من تمیتونم بخونم به خاطر چیز های مسخره مثل فونت و رنگ!! یا نثر سنگین ولی اینجا اونجوری نیست ولی تنها عیب وبلاگت همون کپی کردن هست اگر یاد بگیری به جای کپی کردن لینک بدی خیلی بهتر میشه

  49. بهنام ۱۳۸۶-۰۵-۱۷، ۹:۳۴ ق.ظ

    سلام زهرا. من از چند سال پیش که نگاهی به وبلاگسان انداختم به چند تا وبلاگ چسبیدم یعنی حدود سه چهار تا و همونارو میخونم و دیگر تقریبا هیچ . شاید وبلاگهای خوب دیگه ای هم باشن ولی من وقتی برای کشف وبلاگ ندارم. از بین این وبلاگهایی که میخونم مال شما بهنترینه و خیلی ازش لذت بردم.

    اینهایی که میگن وبلاگتون سطحی و خاله زنکی هست شاید انتظار دارن شما خودتون رو بگیرین خودتون نباشین و بدون صداقت بنویسن. ولی اگه صادق باشیم باید اعتراف کنیم اکثر آدمها علایق مختلف دارن. آدم نمیتونه هر ثانیه در روز یه فیلسوف باشه و اصلا اینطوری بودن فایده ای هم نداره. من هم که تو دانشگاه درس میدم و کسایی که از نزدیک منو نمیشناسن فکر میکنن یه آدم خیلی جدی هستم معولا بعضی از اخبار پوچ رو مثل احوال آقای مایکل جکسون و روایات وارده در مورد ایشون رو به شدت دنبال و مطالعه میکنم تا این متن رسمی تمام آنجه در دادگاهش گذشت رو با دقت خواندمو واسه خودم تحلیل کردم . فکر نکنم این عار باشه گرجه عبث هست.

    و اما اینکه پرسیدین آیا وبلاگتون هیج وقت فایده ای داشه؟ بله و صد البته. من از ایران دور بودم و دوست داشتم بدونم در ایران چه میگذره و دانشجوها و رانندگان تاکسی و غیره افکار و احساساشون چیه و خیلی وقتها که شما مشاهداتون رو نوشتین مثل این بوده که خودم تجربه اش کردم.

    با تبریک و تشکر به خاطر وبلاگ خوبتون
    بهنام

  50. ادمین ۱۳۸۶-۰۵-۱۷، ۱۰:۲۲ ق.ظ

    سلام
    من از چرت و پرت و دری و وری و خلاصه هرچیزی که مربوط به زندگی روزانه و از جنس مردم باشه دوست دارم
    چیزی که خودم از نوشتنش عاجزم خیلی از وبلاگها رو که میخونم مثل وبلاگ توئه ولی خودم بلد نیستم اینجوری روزمره بنویسم
    اینکه خوانندگانت رو با زندگی دور و اطرافت اشنا میکنی و نظرات و حرف دلت رو می نویسی خیلی خوبه
    باز ادامه بده البته طوری بنویس که فیلتر نشی
    به من هم سر بزن اگه وقت کردی
    بای تا های

  51. khanome ۱۳۸۶-۰۵-۱۷، ۱۱:۲۳ ق.ظ

    سلام
    خوبی؟
    من مدتیه دارم مطالبتون رو میخونم.
    نوشتن در مورد روزمره هات برام جالبه و از خوندنش لذت میبرم.
    هوس کردم بنویسم.بدم نمیاد لینکم کنی.
    تشکر به خاطر وبلاگ خوبت

  52. ناشناس ۱۳۸۶-۰۵-۱۷، ۳:۵۵ ب.ظ

    فقط خستگی ام در بره

  53. تازه وارد ۱۳۸۶-۰۵-۱۷، ۴:۳۴ ب.ظ

    سلام من می آیم اینجا شاید بعضی از اونها که قدیم ها اینجا کامنت می گذاشتند را ببینم .مثل دختر شیرازی (یادش به خیر چه باهوش بود) اون دوستت که کانادا درس می خوند ، قاسم خان ( یا همچه اسمی) مسافر تنها ، اشک مهتاب و… که دیگه نمی دونم چی شد هیچ کدوم نمی یان اینجا . حتی هستی که بهت فحش می داد. چطور تونستی این همه دوست را از دست بدی . و در ضمن می یام اینجا که ببینم هنوز یادت هست سیستم عامل افتادی و چقدر گریه می کردی براش (آن روزها من تازه با وبلاگت آشنا شده بودم ) یا کاملا فراموش شد . !!! می یام اینجا که گذر عمر را ببینم . و تکرار تجربه ها

  54. دختر شیرازی ۱۳۸۶-۰۵-۱۷، ۵:۵۹ ب.ظ

    سلام ,
    من اولش از اینکه با هم هم رشته بودیم شروع کردم به خوندن وبلاگت … البته الان کامنت تازه وارد جان رو خوندم و کلی ذوق زده شدم …

  55. متلک ۱۳۸۶-۰۵-۱۷، ۶:۱۲ ب.ظ

    من از پنج سال پیش که وبلاگنویس شدم و و قبلش وبلاگخون بودم. اینجارو می خوندم. هر روز که نه، گاه گداری. دلیل خواصی هم ندارم. کلاً خودم رو از هر اتهامی مبرا می دونم.

  56. متلک ۱۳۸۶-۰۵-۱۷، ۷:۱۰ ب.ظ

    چرا من دفعه قبل آدرسم رو ننوشتم؟

  57. متلک ۱۳۸۶-۰۵-۱۷، ۷:۱۲ ب.ظ

    تا سه نشه بازی نشه.

  58. سامان ۱۳۸۶-۰۵-۱۷، ۷:۲۹ ب.ظ

    سلام زهرا!
    اولاً خسته نباشی که با این کار این بچه ها رو دور خودت جمع کردی ! دوماً ویلاگت جالبه و من شخصاً از سبک نوشتاریت خوشم میاد برای همین مطالب چه کذب و چه درستت رو می پسندم و در آخر یه نظر دارم البته هر جور صلاح می دونی به نظر من وبلاگت رو مشارکتی کن یعنی اینکه از بچه های بخواه که مطالب جالب رو برات بفرستند تا استفاده ی بیشتری از این وبلاگ کنی !
    هوادار نوشته های شما
    سامان

  59. zohre ۱۳۸۶-۰۵-۱۷، ۸:۵۰ ب.ظ

    من وبلاگتونو از سایت یکی از دوستانم دیدم . حدود دو سال پیش. اون موقع خوندم و خیلی خوشم اومد . یادم سهت اون وقت ها خیلی در مورد وضع اجتماعی تهران و وضعیت زندگی خودتون می گفتید که با لحن خیلی شیرین انگار که دارید با دوستتون صحبت می کنید می گفتید . بعدها ادرس رو گم کردم ولی بعدا به گفته یکی از کامنتا از خیلی از سایتها دیدم .و الان هر چند وقت یه بار میام ولی تقریبا همه پستهای جدیدتون رو می خونم . علتشم اینه که به مسائل اجتماعی و رواشناسی خیلی عقیده دارم تازه با این لحن خوندن برام جالب ترم هست . اما فکر می کنم قبلا وبلاگتون با کیفیت تر بود و حالا شاید زیادی روزمره و بدون تحلیل شده .
    یکی دیگه از دلیلاشم اینه که فکر می کنم شما از کسایی هستید که معنی وبلاگ رو و فرق اون با روزنامه ، مجله، ایمیل ، موبایل !! و هر رسانه ی دیگه رو درک کردید و خوب وبلاگ می نویسید !

  60. آزادترین دختر دنیا ۱۳۸۶-۰۵-۱۷، ۱۱:۴۳ ب.ظ

    salam azizam khail webloget maahe tazegi ashna shodam dobare sar mizanam fekr nakonam manam ahle galo ghash bashm fekr konam oftade hastam nemidunam khoshal misham sar bezani sar ham nazadi az dusti ba to khoshalam

  61. Parastoooo ۱۳۸۶-۰۵-۱۸، ۸:۴۸ ق.ظ

    جالبه اگه بگم به توصیه برادرم شروع به خوندن اینجا کردم و حالا به اینجا علاقه مندم به لینک هایی که میذاری به نظراتی که میدی و…

  62. فاطمه ۱۳۸۶-۰۵-۱۸، ۱۱:۳۵ ق.ظ

    be khatere sadegish va sedaghatesh

  63. shahrokh ۱۳۸۶-۰۵-۱۸، ۱۲:۰۸ ب.ظ

    سلام و صد صلام… درود و صد درود…
    چند تا نکته هست که به عنوان نظر می نویسم… بعضیاش مربوط به وبلاگ و بعضیاش مربوط به خواننده ها…
    زهرا خانوم! وبلاگت صمیمیه … بدون شیله و پیله این روزگاره… همونیه که خودت هستی… حالا بعضیا این “خود” رو دوست دارن یا ندارن… بعضی عقایدت شبیه مال منه…(من نوعی) بعضیاش خلافش… این برای همه آدما صدق می کنه… از اینکه از خوندن نظر بعضی مخالفا ناراحت شدی ناراحتم… هرچند می دونم به خاطر اینه که نظرشون رو با دلسوزی نگفتن بلکه با عناد گفته شده بعضی از نظراتشون… از پیغامت هم که حدس می زنم میخوای یه مدت ننویسی…بهتره این حدسم درست نباشه…
    خواننده های عزیز:
    میدونید دل آدم از چی می سوزه؟! از اینکه چه جوری آدما می تونن خودشون رطب بخورن و منع رطب بکنن… هزار و یک خاله زنک بازی (اصطلاح خودتون) در میارید و بعد به حرفای زهرا گیر میدید… همه می دونن که تو محیطهای کاری اکثر ادارات و سازمانها چقدر این امر رواج داره… من خودم هر وقت میخواستن پشت سر یکی حرف بزنن پا میشدم از جمع بیرون می رفتم ولی بعد از مدتی به خودم اومدم دیدم من هم مثل بقیه شدم… حداقل ببین که خودت از اینور و اونور خبر نمیگیری و نمیبری بعد به زهرا گیر بده… یا به قول مسیح وقتی که می خواستن یه بابایی رو سنگسار کنن گفت “هر کی بیگناهتره بیاد سنگ اول رو بزنه” شماها ببینید خودتون چقدر خودتون هستید… تصویری که ما از خودمون دادیم با اونیکه زهرا میده خیلی فرق داره… چون ما از چیزایی که فکر می کنیم به مذاق بقیه خوش نمیاد می گذریم ولی زهرا نه!! البته حدس می زنم نه از همه ش…
    راجع به حرفای زهرا در مورد حسنی (که ازش خوشم نمیاد) و علی دایی( که تو برهه ای از زمان حرص عالم و آدمو درآورده بود) موافق نیستم! ولی اگه رطبی می خورن و واسه بقیه منعش می کنن باید ترتیبشون رو داد!! شروع نکن به فحش دادن!! ببین چی می گم… من میگم دوست دختر و حجاب و اینا از نظر من مهم نیست… به کسی هم گیر نمیدم… ولی اگه بگم بده ولی نه واسه من این دیگه روا نیست… هرچند تو به کار بردن الفاظی که واسه شرح ماجرا به کار می بریم باید دقت کنیم مخصوصا تو جایی که خواننده زیادی داره… شاید هم با لحنی که نشون بده تسویه حساب یا کینه قبلی توش نیست… همون دلسوزی ای که آدم واسه مخلوقات خدا باید داشت…
    آقایون و خانومهای محترمی که برای وقت گذروندن میان اینجا هم واسه شون خوشحالم… که یه جای خوب رو واسه وقت تلف کردن انتخاب کردن… حالا اگه بهش میخندن یا مسخره ش می کنن به هرحال “انتخاب”ش کردن!! وگرنه بیان من خودم بهشون آدرس چند تا سایت خوب رو می دم که تا دانلودشون تموم شه برن اونجا مطلب بخونن و خوشحال باشن که دیگه به وبلاگ زهرا اچ بی سر نزدن که هیچی ازش به دردشون نخوره…
    خیلی بدبینیه و امیدوارم درست نباشه : به نظر می رسه بعضیا فقط نظر میدن که مخاطبین زهرا به وبلاگهای اونا هم سر بزنن… در راستای تحریک هرچه بیشتر خواننده هم در انتخاب کلمات و جملات نهایت دقت و اعجاب رو به کار می برن…. من آدرس بلاگم رو هم نمیذارم که یه وقت خودم به این امر متهم نشم… آدرس ایمیلم رو هم واسه صاحب وبلاگ میذارم که اگه خواست نظر کسی رو منتقل کنه بتونه… چون من با اینکه زیاد به این وبلاگ سر میزنم ولی معمولا به خاطر خود نوشته ها و لینکهاشه و به نظرات کاربران کاری ندارم….
    یه چیز دیگه هم هست که در مورد کل ایرونیها صادقه… اونم اینکه ماها موقع تشویق خودمون رو عقب می کشیم ولی موقع نقد واسه اینکه خودمون رو نشون بدیم و دانسته هامون رو به رخ هم بکشیم انواع و اقسام تحلیلها رو می کنیم… مطمینا تعداد کسانیکه وبلاگ زهرا رو میخونن و ازش خوششون میاد بیشتر از این تعدادیه که تو نظرات ازش تعریف کردن…. ولی خوب تو تعریف که جایی برای نشون دادن خودمون نداریم!! اینی که گفتم خودم هم جزوشون هستم ها! چند روزی هست که این مطلب رو خوندم ولی تا وقتی که عزم بدگوها رو راسخ ندیدم درصدد تعریف برنیومدم!
    یه جا یکی نوشته بود که پیغام گذاشته و زهرا سر نزده…. خوب من هم بارها این کار رو کردم… واسه ش پیغام گذاشته م و ازش پیغامی ندیدم… برام خنده داره این سیستم که بخوای بده و بستون پیغامی داشته باشی… تو می تونی پیغام نذاری!! اگه گذاشتی واسه اینه که دوست داشتی نظرت رو بگیو خوب شاید اون دوست نداشته نظرش رو راجع به بلاگ تو بگه!! هیچکس مجبور نیست!! یکی دیگه میگه بهت لینک دادم… برای همه کساییکه فکر می کنن زهرا رو میشناسم یا اون منو میشناسه باید بگم که خیلی وقت پیش، شاید بیشتر از دو ساله که من بهش لینک دادم… لینک دادن رو که برای اون نکرده م برای خودم کرده م… پس اینکه لینک من تو بلاگ اون نیست “اصلا” من رو ناراحت نمیکنه!!
    و اما آخر آخر… من از بلاگت خیلی چیزا می فهمم… اینکه مسایل مهمی که الان تو جامعه مطرحه چه چیزاییه.. آخه من مثل اون خواننده که گفته همه منابع اصلی ای که تو لینکشون رو میذاری وقت ندارم … واسه همین لینکهایی که میدی اگه از عنوانش خوشم بیاد میرم بهشون سر میزنم… شکی نیست که با خیلی از نظراتش مخالفم… ولی اون باید بتونه حرف بزنه… هر کی هم دوست نداره میتونه سر نزنه… یا حق!

  64. shahrokh ۱۳۸۶-۰۵-۱۸، ۱۲:۱۱ ب.ظ

    راستی… همیشه جا واسه بهبود هست… از همه این نظرات استفاده کن و سعی کن بلاگت رو بهتر کنی… اگه “مطمئن” شدی چیزی درسته… ادامه ش بده…

  65. مریم ۱۳۸۶-۰۵-۱۸، ۱۲:۵۵ ب.ظ

    وای چقدر کامنت
    من همیشه از لینک هات استفاده می کنم
    هر از گاهی هم پست هاتو می خوندم و کامنتی می زاشتم ولی تو هیچ وقت بهم سر نزدی
    در مورد پست پایین هم اینکه من همیشه بدم می یومد از کسانی که سنشون رو نمی گن و یا کمتر می گم من همیشه سن واقعی خودم رو می گم ولی هیچ کس باور نمی کنه .
    من الان ۲۵ ساله هستم ولی به علت ریزه بودنم و ارایش نکردنم همیشه یه ۵ ، ۶ سالی کمتر نشون می دم .

  66. harkas ۱۳۸۶-۰۵-۱۸، ۱:۱۹ ب.ظ

    مردانگی به نر بودن نیست خیلی مردی

  67. FARANAK ۱۳۸۶-۰۵-۱۸، ۲:۱۴ ب.ظ

    سلام زهرا جان
    چرا دیه ننوشتی

  68. دوست ۱۳۸۶-۰۵-۱۸، ۷:۴۴ ب.ظ

    زهرای عزیزم سلام
    من حدود ۳ سالی هست وبلاگتو می خونم . من معمولا پیگیر وبلاگ نویسی نیستم چون ترجیح می دم بیشتر در دنیای واقعی زندگی کنم نه در مجاز ولی به تو و وبلاگت عادت کردم چون من هم شرایطی شبیه به تو دارم ولی با تو فرق دارم و دوست ندارم نظرم رو همه بدونند و نظر همه هم برام مهم نیست و تا الان هم برات کامنت نذاشته بودم راستشو بخوای منتظر هم چین روزی بودم من از تو چیزای زیادی یاد گرفتم و اون اینه که اگر من هم صحبت کنم شاید دیگران خیلی چیزها از من یاد بگیرند و اگر با من مخالفت بشه من هم ممکنه خیلی چیزها یاد بگیرم نه اینکه از صحبت کردن و مخافت با خودم بدم بیاد کلا حوصله این چیزها رو ندارم ولی فکر کنم اگر حوصله کنم و وارد بحث و جدل بشم درهای تازه ای به روم واز می شه . من تحسینت میکنم چون بد و بیراه می شنوی توهین می شنوی ولی هم چنان می توانی ساکت باشی به نظرم تو می تونی مدیر خوبی یشی اون هم برای کارهای سخت چون می تونی با افراد زیادی که بهت توهین می کنند سر و کله بزنی و از دم تیغ نگذرونیشون تو منو یاد شمعهای جادویی کیک تولد می اندازی که هر چی می خوای خاموششون کنی باز هم شعله می کشند . وفتی فکر می کنم می بینم تو هم مثل من نظر خیلیها برات مهم نیست ولی مخالفتها باعث نمی شه که خسته بشی و بی حوصله . گذشته از این خیلی از مطالبت رو می خونم خوشحالم که توی این دنیای وانفسا خوب می نویسی و به مهملات نمی پردازی و این جماعت سرگردان جوان هر وقت مطالبت رو می خوانند مجبور می شوند که کمی فکر کنند البته همه مطالبت همیشه مورد تایید من نبوده . بارها به دیگران گفتم دوستی دارم که وبلاگ می نویسه. خوب زهرا خانم حالا که مجبور به نوشتنم کردی حالا که من خیلی چیزها از تو یاد گرفتم تو هم از من یاد بگیر پیش خودم می گفتم زهرا تا کی می خواد همین طوری بنویسه تو باید سطح کارتو ارتقا بدی و جدیتر و رسمی تر بنویسی مثلا با یک نشریه همکاری کنی یا کتاب بنویسی ضمن اینکه این دفتر خاطراتتو هم چنان داری . وقتی این سوال رو پرسیدی خوشحال شدم و گفتم زهرا می خواد متحول بشه بله زهرا جان دبستان بعد راهمنایی بعد دبیرستان بعد دانشگاه بعد … دوست خوبم تو احتیاج به تحول و تغییر و ارتقا در کارت داری والا دچار پوچی می شی تو دوران کودکی نویسندگیتو پشت سر گذاشتی و داری از این لحاظ بزرگ می شی به اونچه که قبلا نوشتی نخند اون دوران کودکی نویسندگیت بوده صد البته که الان باید سعی کنی بهتر بنویسی در غیر این صورت دچار رکود شده ای .جدای از وبلاگ نویسی سعی کن در دنیای واقعی هم بیشتر زندگی کنی و این بحث و جدلها را با خود افراد هم داشته باشی . در آخر امیدوارم در کارت موفق باشی و درستو ادامه بدی من در وبلاگ تو انتظار می کشیدم تا هم چین پستی رو ببینم و لی راستشو بخوای آرزوی من در وبلاگ تو اینه که یه بار وبلاگتو باز کنم و ببینم نوشتی خوانندگان محترم فردا عروسی زهرا اچ بیه . امیدوارم آدمی رو پیدا کنی که درکت کنه و خوشبخت باشی
    بهترین آرزوها برای تو دوست خوبم
    زندگی رودخانه است ، اگر می خواهی مرداب نباشی حرکت کن …

  69. مجید خوانساری ۱۳۸۶-۰۵-۲۱، ۷:۴۳ ق.ظ

    قشنگ و با احساس می نویسی . خیلی دوست داشتم بتونم مثل تو بنویسم . چرت و پرت نمی گی و واقعیتهای جامعه رو در قالب شیطنت دخترانه خودت بیان می کنی . موفق باشی .

  70. میس ای تی ان ۱۳۸۶-۰۵-۲۲، ۶:۵۵ ب.ظ

    سلام اینجا رو میخونم به ۳ دلیل:
    اول اینکه احساس میکنم ادم خود شناسی هستی و نسبت به مسایل دور و برت درک واقعی داری.
    دوم لینک ها و مطالب جالبى رو اینجا بیدا میکنم و با سر زدن به وبلاکت از فضای اینترنت باخبر میشم.
    و سوم اینکه نسبت به بقیه زود به زود ابدیت میکنی که خودش جای تحسین داره.
    من از قدیم خواننده وبلاکت هستم و بارها شده که مشتاقانه جندین بار سر زدم تا ببینم ابدیت کردی یا نه. ولی این اولین باره که برات نظر میذارم.
    کذشته از بعضی مطالبت مثل مطلبی که از علی دایی نوشتی طرز فکرت رو میبسندم و از روحیه اجتماعیت خوشم میاد.تنوع موضوع توی بست هات باعث میشه که احساس خستکی نکنم. فکر میکنم در مورد مطالب سیاسی کمی دهن بین هستی و نظرت با شنیدن نظرات دیکران به راحتی تغییر میکنه. از جو نسبتا مذهبی افکارت یاد خودم میفتم و در کل وبلاکت جزو معدود وبلاک های مورد علاقه من هست. موفق باشی.

  71. الهام ۱۳۸۶-۰۵-۲۵، ۸:۳۳ ق.ظ

    من وبلاگت و شاید ۲ ۳ دفعه در طول سه جهار سال خوندم. به نظرم بیشتر از این ارزش خوندن نداره.

  72. الهام ۱۳۸۶-۰۵-۲۵، ۸:۴۱ ق.ظ

    به نظرم خیلی cheap مینویسی. برو وبلاگایی مثل دلتنگستان و بخون اونقوقت می فهمی وبلاگ خوب یعنی چی؟. از بین وبلاگهایی که در تمام عمرم خوندم وبلاگ تو از همه مزخرف تره فقط به درد خاله زنکی می خوره

  73. حمید ۱۳۸۶-۰۵-۲۶، ۷:۲۲ ب.ظ

    از اینی که هستی خیلی بزرگتر نشون میدی، باز هم بنویس.
    دوستت داریم.

  74. زهرا ۱۳۸۶-۰۵-۲۸، ۱۱:۱۴ ق.ظ

    سلام به همه
    من زهرا هستم
    الان کامنتا رو خوندم
    از راهنمایی هاتون تشکر می کنم
    قراره یه تغییر اساسی تو وبلاگ بدم ، منتظر باشید.

    فعلن

  75. اسماعیل ۱۳۸۶-۰۷-۲۵، ۹:۰۱ ب.ظ

    اول راهی ولی جالب بود

  76. زهرا ۱۳۸۶-۰۹-۲۲، ۱۰:۵۵ ق.ظ

    سلام گلم .میدونی زری جون چون که هم اسم خودمی هر چی بگی قبول ……………….ok

  77. کیمیا ۱۳۸۶-۰۹-۲۲، ۸:۲۵ ب.ظ

    سلام من کیمیا اهل شیراز هستم .اولین بار هست که وارد سایت شما میشم.ولی در همین چند لحظه دیدن از سایت شما میتونم بگم خیلی خوبه. زاهد ازکوچه رندان به سلامت بگذرد که خرابت نکند تهمت بدنامی چند……………..

  78. آقا مهران ۱۳۸۶-۱۰-۸، ۱۱:۰۳ ب.ظ

    سلام .عید را به شما تبریک عرض میکنم. وب خوبی دارید.بهتان تبریک عرض میکنم. شمارا با یکی از هم کلاسیهام اشتباه گرفته بودم. میشه خودتان را معرفی کنید

  79. داش کامی ۱۳۸۶-۱۲-۲۹، ۹:۲۲ ق.ظ

    میدونی دوست دارم ای جججججججججججان