غصه خور مردم

* ظاهرا من باید یه دور دیگه توی بلاگرولینگ لاگین کنم و وبلاگهای پرشین بلاگ رو به .ir تغییر بدم. اما مسئله فیلتر بودن بلاگرولینگ هستش و من نمیدونم چیکار کنم؟ واقعا شرمنده همه دوستان من حتی خودم لینکهای این بغل رو نمیبینم. البته شمال که بودم فیلتر نبود اما اینجا فیلتر هستش! حالا خدا میدونه شمالیها چه مزایایی دارن که اونجا برخی سایتا فیلتر نیست:-)

* یکی از خواصی که من دارم اینه که وقتی توی جمعی هستم افراد توی درددل کردن با من راحت هستن. حتی شده آدمهایی که خیلی با من فرق دارن راحت میان نزدیک و با من درددل می کنن. حالا نمیدونم این خاصیت بده یا خوب؟ مثلا توی مترو یا اتوبوس شده بارها که اولین باره یه نفر رو میبینم ولی صادقانه میاد با من حرفاشو میزنه و یا مشکلاتش رو میگه. حالا هر وقت توی خونه به مامانم یا خواهرم میگم که امروز یه خانومه رو دیدم که …بر میگردن میگن بس کن زهرا تو هم شدی غصه خور مردم!!:-) البته من به شخصه از این خصلت استقبال میکنم. نه اینکه به خاطر اینکه خوشحال بشم که دخترای هم سن و سال من غم و غصه دارن ها به خاطر اینکه این کار گاها باعث میشه آدم فکر کنه چقدر مشکلات خودش کوچیک هستن و چقدر باید خدا رو شکر کنه و سعی کنه به جای افکار منفی به دیگران هم فکر کنه و بهشون کمک کنه.

* این بار که داشتم میرفتم شمال توی اتوبوس یه دختر خانومی کنار من نشسته بود که ۲۸ ساله بود و مجرد. این بابا با اینکه دیپلمه بود ولی با پارتی باباش داشت توی شعبه مرکزی بانک سپه کار میکرد! جالب اینجاست که بدونین این دختر خانوم موفق شده بود کلی از بانکشون وام و حقوق بگیره و ۴ سال پیش یه خونه ۶۹ میلیونی بگیره!!! بعدش یه زانتیا هم واسه خودش خریده بود! بعید میدونم که دروغ بگه چون از اولش معلوم شد که همکلاسی دختر عمه ام بوده و هنوزم با دختر عمه ام رابطه داره.
خدا وکیلی کلی حسودیم شد و برای هزارمین بار بهم ثابت شد که توی این مملکت درس خوندن هیچ ارزشی نداره!!! مثلا فکرشو بکنین من و شما (حالا من که هیچی شماهایی که فوق لیسانس و دکترا دارید!!!) چند ساله دیگه که هم سن این خانوم شدیم عمرا اگه بتونم یه زانتیا واسه خودم بخریم چه برسه به یه خونه ۶۹ میلیونی! تازه اونم چند سال پیش خریده و احتمالا اگه به پول الان حساب بشه بالای ۱۰۰ میلیون قیمتش هست… از همه جالبتر دلیلش واسه ازدواج نکردن تا این سن بود! این دختر خانوم محترم معتقد بودن که چون تا حالا یه خواستگار پولدار واسش نیومده ازدواج نکرده و اصلا دلش نمیخواد بعد از ازدواج توی فقر و اینا باشه!!! حالا من نمیدونم ایشون با اینکه توی شعبه مرکزی بانک سپه کار می کنن و واسه خودشون زانتیا و خونه هم دارن دیگه چه نوع فقری ممکنه بگیرن؟!!!
حالا شمارشم بهم داد که اگه مورد خوبی پیدا کردم حتما بهش معرفی کنم!!! خوب بنده از همین تریبون اعلام می کنم که اگه یه آقا پسر پولدار هستید بنده شماره این بانوی محترم رو به شما بدم!!! بعدشم بنده هیچ مسئولیتی قبول نمی کنماااااااااا بابا پول دوستی هم حدی داااااااااااااااااااااااااااااااااااااااره!!!

* خم شد و از کف حمام آنچه را که به نظر می رسید یک تار موی بلند طلایی باشد برداشت.با حرکتی مختصر آن را در سطل آشغال انداخت و گفت:”نمی دونم فایده ی این همه معلومات و هوش و سواد وقتی که شاد و خوشبختت نکنه چیه.”
پ.ن: این یکی از سوالاتیه که من اغلب از خودم می پرسم…

* جالبه توی کامنتای پست قبلی فقط دو نفر نوشتن که از چه ادیتورهایی استفاده می کنن. بازم خوبه دو نفر با دقت اینجا رو میخونن:-)

۱۶ نظر

  1. محسن ۱۳۸۶-۰۵-۲۳، ۳:۳۳ ب.ظ

    من به همه‌ی دوستان متقاضی توصیه می‌کنم که اصلاً طرف این خانوم و امثالهم نرید که اگه میلیاردر هم باشید ماکزیمم بعد از ۶ ماه مجبور میشین طلاق بگیرین!

  2. زهرا ۱۳۸۶-۰۵-۲۳، ۳:۳۴ ب.ظ

    جدا که خیلی حوصله دارید!!!

  3. محمد ۱۳۸۶-۰۵-۲۳، ۵:۰۲ ب.ظ

    خب من ادیتور اصلا استفاده نمی کنم، از ورد و بعد بلاگفا…این دیگه فکر کردم نوشتن نداره …..

  4. ماکان ۱۳۸۶-۰۵-۲۳، ۷:۱۴ ب.ظ

    خوب ادیتور می خوای چی کار؟؟؟ من هم توی نوت پد می نویسم بعد کپی می کنم تو بلاگر! همین! راستی کاش شماره ای از اون خانوم می گرفتی، شاید دنبال شوهر می گشت!

  5. مریم ۱۳۸۶-۰۵-۲۳، ۷:۴۰ ب.ظ

    سلام.من هم از بلاگفا استفاده می کنم هم تو بلاگر می نویسم بعدش تو بلاگفا میارم هم بعضا در داکیومنت گوگل می نویسم(خیلی نابغه ام!!).همش هم خوبه….در مورد طرفدار های مجری برنامه کوله پشتی که گفته بودی، فکر میکنم همه اون حرف ها رو یه نفر با چند تا اسم نوشته بود…..در ضمن من هم چند نفر رو در بانک سپه شعبه مرکز می شناسم که حالش رو می برن و کلی وام گرفتن و خونه دارن.بانکی ها اصولا آدم های پولداری هستن این یه قانونه!…مریم

  6. safa ۱۳۸۶-۰۵-۲۳، ۱۰:۳۲ ب.ظ

    salam migam shizeh ineh shomarasho bedeh bebinam zantiyasho mideh man ye mosaferat bahash beram

  7. زهرا ۱۳۸۶-۰۵-۲۴، ۷:۴۱ ق.ظ

    به ماکان:
    شمارشو اتفاقا گرفتم توی متن هم نوشتم ها:-)

  8. Virus ۱۳۸۶-۰۵-۲۴، ۸:۰۰ ق.ظ

    من مست می عشقم هشیار نخواهم شد // وز خواب خوش هستی بیدار نخواهم شد **** امروز چنان مستم از باده ی دوشینه // تا روز قیامت هم هشیار نخواهم شد **** تا هست ز نیک و بد در کیسه ی من نقدی // در کوی جوانمردی عیّار نخواهم شد **** آن رفت که می رفتم در صومعه هر باری // جز بر در میخانه این بار نخواهم شد **** از توبه و قرّابی بیزار شدم، لیکن // از رندی و قلاّشی بیزار نخواهم شد **** چون یار من او باشد بی یار نخواهم ماند // چون غمخورم او باشد غمخوار نخواهم شد **** تا دلبرم او باشد دل بر دگری ننهم // تا غمخورم او باشد غمخوار نخواهم داشت **** چون ساخته ی دردم در حلقه نیارامم // چون سوخته ی عشقم در ناز نخواهم شد **** تا هست عراقی را در درگه او بازی // بر درگه این و آن بسیار نخواهم شد == عراقی همدانی

  9. Mody ۱۳۸۶-۰۵-۲۴، ۸:۲۰ ق.ظ

    سلام
    از لطفِ بی‌منتی که داشتید و لینکی که به وبم دادید ممنونم.
    سایه‌ی عالی مستدام.

  10. هم آوا/سجاد نیکنام ۱۳۸۶-۰۵-۲۴، ۱۰:۵۳ ق.ظ

    با درود
    وبلاگتون عالی و کارتون ستودنیه. خسته نباشید. خوشحال میشم حضور سبزتون و نظرات آموزنده خودتون رو از وبلاگ هم آوا دریغ نکنید. چشم انتظارتون هستم. پیروز باشید

  11. مهدی ۱۳۸۶-۰۵-۲۴، ۶:۳۷ ب.ظ

    سلام
    چند روزی هست وبلاگتون رو میخونم (به جز چند باری که ۱-۲ سال قبل بهتون سر زده بودم از لینکی که توی وبلاگ داداشم بود)، خیلی ساده و صمیمی مینویسید. یه سری هم به آرشیو نوشته هاتون زدم، ایده هاتون برام جالب بود البته به جز مطالبی که توش از «شریف» بد گفته بودین :)

  12. حمید ۱۳۸۶-۰۵-۲۵، ۹:۱۹ ق.ظ

    سلام وبلاگ با حالی دارین خوشحال میشم با شما تبادل لینک کنم

  13. پیروز ۱۳۸۶-۰۵-۲۵، ۱۰:۴۱ ق.ظ

    من اگه زانتیا داشتم … (وای خدایا یعنی میشه ! :) ) هیچ وقت دیگه سوار اتوبوس نمی شدم حتی اگه ۱۰۰ ساعت … (شایدم بیشتر ) تو ترافیک بمونم !

  14. یک آرش ۱۳۸۶-۰۵-۲۶، ۳:۵۰ ق.ظ

    برای لینک های بلاگرولینگ می تونم کمکتون کنم تا بدون مشکل نماشی پیدا کنه (برای همه!)
    درباره اون خانم هم که اگه یکم سنشون واسه من زیاد نبود می تونستم واسش یه کاری بکنم…! :دی

  15. آزاد ۱۳۸۶-۰۵-۲۶، ۱۲:۴۸ ب.ظ

    با سلام به همه
    بچه ها میدونید چرا به خبر نگار ها حق سختی شغل تعلق میگیره ؟
    چون صدای وق و ق آنها بخوابه خدایش این روزنامه ها تا بحالچه خدمتی به ایران کردند هان؟
    یه کم فکر کنید اون موقع دنبال اسم خبر نگار بدووید
    پیروز باشید !!!
    آزاد امیری

  16. شهبازی ۱۳۸۶-۰۵-۲۷، ۱۲:۳۳ ق.ظ

    به روزم با
    نبرد@ ۳۳ @
    نظر بدهید در مورد موضوعات جنبش های مقاومت
    و نقد رمان « شطرنج با ماشین قیامت » رضا امیرخانی

    مطالب وبلاگ تون خوب بود ، استفاده کردیم
    به بر و بچه های اصفهان هم سری بزنید و ما رو هم لینک کنید
    خوشحال می شویم پیشنهاد و انتقادات شما را نیز در کامنت هایمان بخوانیم
    موفق باشید

    راستی این لینک رو هم ببینید ، اعتراف جالبی است ……
    http://www.jahannews.com/pages/view.php?id=6081
    یاعلی

نظر شما