آیا شماهام خیال پردازید؟!

* یه سوال عمومی از تمامی خواننده های وبلاگ و به خصوص خانومایی که وبلاگ منو میخونن، خواهش می کنم که حتما جواب بدید حتی شده با اسم و ایمیل جعلی:
شماهام خیال پردازید؟! یعنی هر وقت که بیکار شدید کلی فکر و خیالای خوب یا بد به سرتون میزنه؟! اگه اینطوری نیست چطوری خودتون رو مشغول می کنین؟! باور کنین شده که من اونقدر فکر و خیالای عجیب بکنم که بعضی هاش که خیلی غم انگیزن حتی باعث بشه اشکم هم در میاد!!! مثل همین امروز صبح توی تاکسی!!!

* یه سوال پزشکی – بهداشتی: علت سوزش مداوم چشم چی میتونه باشه به طوریکه چشم قرمز بشه؟! و آیا قابل رفع است؟ سوزش به طوری هست که اگه جریان هوا تند بشه بسیار بیشتر و سوزناکتر میشه. ربطی به آلرژی و این چیزا نداره. حالا میخواستم بدونم برای رفع این مشکل چه باید کرد؟!

* توی اخبار شنیدم که گفت:”تونی بلر می خواد خادم کلیسا بشه!” باخودم گفتم چه جالب می شد اگر کاندولیزا راهبه می شد و بوش هم پدر روحانی! اونوقت با همدیگه توی صومعه از بچه های یتیم جنگهای عراق و افغانستان مراقبت می کردند! نه؟
گاهی به نظرم همه چیز این دنیا یه طنزه یه طنز خیلی خیلی تلخ…………

* کاش می‌توانستم کتابی بنویسم، کتابی که هر صفحه‌اش پنج دقیقه از زندگی یکی از آدم‌هایی باشد که دیدم و یا ندیدم.
این متنی که از میرزا پیکوفسکی نقل قول کردم یکی از آرزوهای همیشگی من هست. نمیدونم چرا همیشه دلم میخواد از آدمهایی که می بینم یا حتی از کنارشون رد میشم بدونم! حالا واقعا نمیدونم به این حس میشه گفت کنجکاوی یا فضولی :-) از آنجاییکه من خیلیم دختر مثبتی نیستم احتمالا گزینه ۲ صحیح است ولی با همه تفاسیر خیلی به این موضوع علاقه مندم:-)

* یه مطلب خیلی جالب: چگونه می توان شخصی را از یک مرگ حتمی نجات داد:
در یک گاردن پارتی خانم ژولی پایش به  سنگی خورد و با پشقاب غذا در دستش به زمین خورد، علت زمین خوردنش کفش جدید ش بود که هنوز به آن عادت نکرده بود. دوستان کمک کرده و او را از زمین بلند و بر نیمکتی نشاندند و جویای حالش شدند.جواب داد حالش خوب است و ناراحتی ندارد. مهماندار پشقاب جدیدی با غذا به ایشان داد. خانم ژولی بعد از ظهر خوبی را به اتفاق دوستانش گذراند و بسیار راضی به اتفاق همسرش به خانه برگشت.
چند ساعت بعد همسر ژولی به دوستانی که در گاردن پارتی بودند تلفن کرد و اطلاع داد که ژولی را به بیمارستان برده اند. خانم ژولی در ساعت ۱۸ همان روز در بیمارستان فوت کرد و پزشگان علت مرک را سکته مغزی A.V.C (Accident vasculaire cérébral) تشخیص دادند.
چند لحظه از وقت خود را به مطالبی که در پی می آیند معطوف کنید، شایدروزی شما با چنین اتفاقی برخورد کنید و بتوانید زندگی شخصی را نجات دهید:
یک متخصص اعصاب (نرولوگ ) می گوید: بعد از یک ضربه مغزی که منجر به خون ریزی رگی در ناحیه مغز شده،اگر شخص ضربه دیده را  در زمانی کمتر از سه ساعت به بیمارستان برسانند، امکان بر طرف کردن حادثه و نجات شخص بسیار زیاد است. ولی همواره باید قادر به تشخیص حادثه بود و این عمل بسیار ساده است. پزشک متخصص می گوید مهمترین وظیفه تشخیص حادثه خون ریزی مغزی است و بعد از تشخیص و قبل از سه ساعت باید شخص را به پزشک  رساند. متخصص می گوید یک شاهد حادثه با آشنا بودن به علائم خون ریزی مغزی می تواند با سه سئوال ساده از مریض به سهولت او را نجات دهد.اگر در آن گاردن پارتی یک نفر سئوالهای زیر را از ژولی کرده بود حتما“ ژولی زیبا و جوان اکنون زنده بود:
۱ ــ از بیمار یا شخص ضربه مغزی خورده بخواهید به خندد.
۲ ــ از بیمار یا شخص ضربه خورده بخواهید دو دستش را بالا نگه دارد.
۳ ــ از بیمار یا شخص ضربه خورده بخواهید یک جمله ساده را تکرار کند: مثلا“ بگوید: خورشید در آسمان بسیار خوب می درخشد.
اگر بیمار یا شخص ضربه خورده قادر به انجام یکی از این کارها نباشد باید فوری اورژانس را خبر کرده و بیمار را به بیمارستان منتقل کرده و به مسئول مربوطه عدم اجرای یک یا چند اعمال فوق را اطلا ع داده تا ایشان پزشک را در جریان گذارد. یک متخصص قلب و یا اعصاب می گوید اگر کسی این ایمیل را دریافت کند و حداقل آنرا برای ده نفر دیگر ارسال دارد،مطمئن باشد که در زندگی اش جان یک یا چند فرد را نجات داده است. توجه کنید، تعداد افرادی که این روزها با انترنت کار میکنند در دنیا چقدر است و اگر ده نفر به ده نفر دیگر این ایمیل را ارسال دارند،تعداد افراد آشنا با این سئوالها به صورت تابع نمایی در کمتر از یک ماه به میلیونها نفر خواد رسید.

۴۶ نظر

  1. روژ ۱۳۸۶-۰۳-۲۷، ۹:۲۴ ق.ظ

    من هم خیال پردازم. دنیای خیالم رو هم خیلی دوست دارم. ازش لذت می برم و بهم حتی انرژی می ده. گاهی هم منفی می شه و استرسم رو زیاد می کنه. خیلی از این گاهی ها بر می گرده به اینکه می ترسم نتونم اون بخش خوشایند خیال پردازی هام رو عملی کنم. من دنیای خیال رو دوست دارم در کل!

  2. kamrad ۱۳۸۶-۰۳-۲۷، ۹:۳۸ ق.ظ

    منم همینطور هستم. و اصلا هم خوشم نمیاد که اینطورم. خیلی از وقت آدم رو میگیره. و آدم خیلی از فرصتها رو از دست میده. و آدم یجورایی عادت به فکر و خیال میکنه تا عمل! و این خیلی بده.:(
    منم گاهی چشام پر خون میشه. و درد میگیره. طمئنا برای ماها نگاه کردن به مانیتور یکی از علتها میتونه باشه. ولی بهتره یخورده پول خرج کرده و حتما به یک چشم پزشک مراجعه کنید.

  3. kamrad ۱۳۸۶-۰۳-۲۷، ۹:۴۰ ق.ظ

    در ضمن سرخود از قطره چشمیهایی که مردم به آدم پیشنهاد میدن استفاده نکنید ، بعضیهاشون خیلی میتونه خطرناک باشه. حتما به یک متخصص مراجعه کنین. چون یک بار خودم تجربه کردم میگما!

  4. زهرا ۱۳۸۶-۰۳-۲۷، ۹:۴۳ ق.ظ

    به کامراد:
    برای شما همیشگی بود و یا موقت؟ دکتر دلیل خاصی رو براش گفت؟! میخوام ببینم خیلی حاده؟!

  5. kamrad ۱۳۸۶-۰۳-۲۷، ۱۱:۱۹ ق.ظ

    برای من همیشگی نیست گهگاهی برام اتفاق می افته، آلودگی هوا و بیش از حد پشت کامپیوتر بودن و حساسیت میتونه از عوامل موثرش باشه.
    اوایل که این مشکل رو داشتم و چشمم خیلی خون می افتاد یکی بهم گفت که از قطره ای که فکر میکنم اسمش نفازولین باشه استفاده کنم اولین بار که استفاده کردم بسیار موثر بود و چشمم مثل آیینه سفید سفید شد! ولی بار بعدی اصلا عمل نکرد که رفتم پیش دکتر. دکتر که فهمید چیکار کردم بهم گفت که این قطره باعث میشه که مویرگهایی که مارشون جمع آوری خون از روی چشم هست به صورت ناگاهانی باز شده و تمام خونهار را جمع کنند و این باعث میشه که این مویرگها انعطاف پذیریشونو از دست داده و کار آدیشونو دیگه نتونند انجام بدند که اگه اینطور بشه شما مجبور خواهید بود تمام عمر خودتون چشم خودتونو با شامپو بچه تمیز کنین ! به منم پیشنهاد کرد که هر شب که میرسم خونه چشامو با شامپو بچه بشورم. در ضمن یکی دیگر از عللهای سرخ شدن چشم میتونه وجود شوره رو ابروها باشه!
    همین!
    البته من الان زیاد مشکلی ندارم. ولی سعی میکنم به چشمام زیاد فشار نیارم.

  6. نی نی ۱۳۸۶-۰۳-۲۷، ۱۱:۳۲ ق.ظ

    اصلا اگه این خیال پردازی نباشه پس ما کجا به ارزو هامون برسیم؟؟
    بعضی موقع ها فکر می کنم اگه اینها نباشد من چطوری زندگی کنم؟
    اصلا خیلی از کارهایی که میکنیم اولش خیال بوده بعدن شده اختراع کشف /غذای خوشمزه /تصویر زیبا و …..
    زیاد خودتو ناراحت نکن
    ولی به نظر من نباید طوری باشه که از کارهای اصلی ادم رو عقب بندازه

    موفق باشی

  7. حامد ۱۳۸۶-۰۳-۲۷، ۱۱:۵۱ ق.ظ

    خیالبافی و خیالپردازی اصلا خوب نیست و انسان را به بیراهه میبرد.
    سوزش چشم شما بدلیل آستیگمات شدن چشمتان است. اینقدر کامپیوتر بازی نکنید و سریعا به یک چشم پزشک مراجعه کنید.

  8. sadegh ۱۳۸۶-۰۳-۲۷، ۱:۵۱ ب.ظ

    salam,

    in soale pezeshki shoma kami shak barangize ke aya vaghan shoma tahsil kardeh hastin ya na!!?? khob malome ke age moshkeli onam yejaye hasasi mesle chashm darin bayad berin pishe dr motekhases.bazam age esme matabe dr khoob ro miporsidin, yechi

  9. مژگان ۱۳۸۶-۰۳-۲۷، ۲:۲۰ ب.ظ

    کامنتم پرید!!!!

  10. مژگان ۱۳۸۶-۰۳-۲۷، ۲:۲۳ ب.ظ

    اگه بشه اسمشو خیالپردازی گذاشت اره منم خیالپردازی می کنم.بیشتر به چیزهایی که میخوام بهشون برسم فکر یم کنم وخودمو تو اون شرایط می بینم! خیالپردازی منفی خیلی کم ولی گاهی منم عین شما تا حد اشک دراومدن هم جلو رفتم وبعد دیدم ای بابااااااااا برای قبر خالی؟؟…./ اون سوال رو هم باید حتما از یه پزشک بپرسی من وقتی هوا کمی باد داشته باشه اشکم درمیاد وقبلاها هم چشمم میخارید نه سوزش که فهمیدم حساسیته!/ اون نکته هم جالب بود حتما برای کسی که ازش متنفرم عمل نمی کنم!

  11. afshin ۱۳۸۶-۰۳-۲۷، ۲:۴۷ ب.ظ

    زهرا خانوم بازم پیروزی قاطع سپاهان رو بر یکی دیگه از تیمهای تهرانی به همه هواداراشون تبریک و به شخص شما و همه طرفدارای پرسپولیس تسلیت میگم.
    راجع به مشکل چشمات هم باید بگم که با نظر دوستان موافق هستم یعنی کار با مانیتورهای غیر استاندارد به مدت زیاد و آلودگیه هوای تهران میتونه از عواملش باشه. شستشوی با شامپو بچه و یا چای کمرنگ میتونه موثر باشه و همینطور هم پلک زدنهای اختیاری به هنگام کار با کامپیوتر.
    در ضمن چایی باید از چایی های شمال باشه نه از این چایی های خارجی که رنگش مصنوعیه!!
    راجع به مطلب سکته مغزیت هم باید بگم که این از اسپمهای معروف سال قبل بود که خیلی از کاربرای اینترنت برای هم ارسال میکردن.
    پس هدف نویسنده اش به نظر من آگاهی دادن نبوده و خیلی قابل اعتماد نیست.

  12. زهرا ۱۳۸۶-۰۳-۲۷، ۳:۱۰ ب.ظ

    به افشین:
    ای کاش همه اسپم ها اینطوری بودند و لااقل اطلاعای رو پخش می کردن. حقیقتش یه خورده به نظرم بی انصافی میاد اسم اینو بذاریم اسپم هوم؟

  13. ماشنکا ۱۳۸۶-۰۳-۲۷، ۳:۲۰ ب.ظ

    در مورد سوال اولت…من تا دلت بخواد خیالپردازم! لحظه های بیکاری که سهله…وقتی هم سر کلاسم یا دارم درس می خونم هم ممکنه حواسمو پرت کنه..جوری که باید خودمو دعوا کنم و به کارم برسم…برای موقع درس خوندن هم همیشه موزیک روشن میکنم تا دورو برم ساکت نباشه برم تو هپروت! یا بلند بلند می خونم…فایده اش صد در صد نیست ولی خوب یه چند درصدی فایده داره! موضوعاتش هم مختلفه…می تونه همه چی باشه…اما بیشتر به چیزایی که دلم می خواد بهشون برسم ….موقعیت هایی که باید توش باشم و هنوز نیستم…و و وووووو…. خیلی چیزای دیگر…از هرچی خوشم بیاد تخیلم سریع به کار میفته! گاهی هم مثل تو تخیله اینقدر قوی بوده که نزدیک بوده اشکمو در بیاره! کلن آدم خیال بافیم و هر کاری می کنم که بهتر بشم زیاد فایده نداره….چون تخیلاتم معمولاً حس های خوبی بهم میده…باهاشون کنار اومدم دیگه!

  14. afshin ۱۳۸۶-۰۳-۲۷، ۴:۱۱ ب.ظ

    به زهرا خانوم
    منم با نظر شما موافق هستم ولی منظورم این بود که باید به عنوان یه نفر که مدت زیادیه وبلاگ نویسی میکنید از صحت و سقم مواردی که مینویسید کاملاً اطمینان حاصل کنید. من نمیتونم تو این مورد نظر بدم چون تحصیلاتم توی زمینه پزشکی نبوده بنابراین به دوستان دیگه ای که اینجا رو میخونند واگذار میکنم.
    راجع به پرسپولیس هم شوخی کردم ولی بدونید که من عاشق سیستم مدیریتیه باشگاه سپاهان و یکی از طرفدارای پروپاقرص اونا هستم.
    موفق باشید

    افشین
    مدرس دانشگاه
    از اصفهان

  15. رونیتا ۱۳۸۶-۰۳-۲۷، ۵:۲۷ ب.ظ

    سلام سوزش چشم اگر با استراحت برطرف بشه به دلیل خستگی عمدتا کاربا کامپیوتر است اگر صبح ها گوشه های چشم شما ترشح سفید وجود داشته باشد میتونه به علت حساسیت بهاره باشه واگر ترشحات سبز رنگ باشه باید به پزشک مراجعه کنی . اگر درحین مطالعه یا کارهای چشمی بیشتر میشه ممکنه دچار عیوب انکساری مثل استیگمات شده باشی.

  16. آرش ۱۳۸۶-۰۳-۲۷، ۶:۲۴ ب.ظ

    خیال پردازی در آدما یه عمر ذاتیه و مشکل اینجاست که اگر بیش از اندازه بشه دنیای خیالیمون جای دنیای واقعی آدمو می گیره و این خیلی بده. برای کنترل این حالت به نظرم بهتره یه کاری مثل نقاشی یا آشپزی .. یا هر چیزی دیگه و فقط روی همون کار تمرکز کنیم.

    این مقاله هم کم بی ربط نیست :
    http://academist.ir/zip/others/b29.zip

    سوزش چشمتون هم احتمالا به خاطر آلودگیی هواست.

    موفق باشید

  17. ebi ۱۳۸۶-۰۳-۲۷، ۱۰:۰۲ ب.ظ

    salam
    shayad be khatere inke daghdaghe haye kami darid vaghti zehn hadafe moshakhasi dashte bashe be chizaee ke atrafesh migzare kari nadare va takhayyol dar jahate hadaf harkat mikonad

  18. معصومه ۱۳۸۶-۰۳-۲۸، ۱۲:۰۸ ق.ظ

    خیال پردازی رو که همه دارن! البته من قبلنا خیلی بیشتر خیال پرداز بودم ( حتی از نوع گریه اورش!) و به موازات بالا رفتن سن از میزانش به میزان زیادی کاسته شده! (تقریبا هم سن شماییم)
    سوزش چشم هم علت های مختلفی داره! شایعترینش در سن شما همونطور که تو یه کامنت بهش اشاره شد وجود شوره روی مژه هاست که سوزش و خارش و در موارد حادتر درد و ابریزش هم به دنبال داره.نگران هم نباش هیچ چیز خطرناکی هم نیست شب ها موقع خواب حدود ۲ دقیقه ریشه مژه هات رو با شامپو بچه بشور اگر بعد از حدود ۱۰ روز تا ۲ هفته بهتر نشد (که میشه!) میتونی بری دکتر تا یکی دوتا قطره هم بده ولی شامپو بچه رو قطع نکن این سایت هم میتونه مفید باشه (البته بیشتر تخصصیهhttp://optiran.blogspot.com و باید توش بگردی!)

  19. جواد ۱۳۸۶-۰۳-۲۸، ۱:۲۱ ق.ظ

    من به طرز فجیعی خیال پردازم و البته این خیال پردازی رو هم دوست دارم.

  20. سپیده ۱۳۸۶-۰۳-۲۸، ۱۱:۳۲ ق.ظ

    سلام زهرا جون منم همین طوری هستم.خیال پردازم و بیشتر منفی فکر می کنم برم توی فاز منفی بچه گانه ترین فکرا به ذهنم می رسه که بعدا خندم می گیره !! اتفاقا هین دیروز داشتم فکر می کردم بعد اشک توی چشمام جمع شد واسه فکرم !! دوست داشتم برم دکتر شاید سوژه ی جالبی باشم . حالا میبینم همه این طوریند . موفق باشی.وبلاگتو همیشه می خونم ولی کامنت کمتر می ذارم عزیزم.

  21. بنیامین محمدی ۱۳۸۶-۰۳-۲۸، ۱۲:۵۵ ب.ظ

    دروود… موفق باشید

  22. بنیامین محمدی ۱۳۸۶-۰۳-۲۸، ۱۲:۵۶ ب.ظ

    دروود… بله! من به خیلی خیلی شدید! خیال پردازم! و به نظر من خیال پردازی کمک میکنه برای رسیدن به اهداف بالا!!!! (: موفق باشید

  23. sahar ۱۳۸۶-۰۳-۲۸، ۴:۰۸ ب.ظ

    تخیل اصلا خوب نیست حضرت زهرا هیچوقت خیال پردازی نمی کرد

  24. عاطفه ۱۳۸۶-۰۳-۲۸، ۴:۴۴ ب.ظ

    سلام به همه /آره من هم خیال بافی میکنم ولی اجازه نمی دهم خیالبافی من به چیزی شبیه یه بیماری نبدیل بشه !!/

  25. مهراز ۱۳۸۶-۰۳-۲۸، ۵:۴۲ ب.ظ

    سلام چطوری؟ خب در مورد سوالت باید بگم در مورد خیال پردازی که تا دلت بخواد یعنی به قول تو زمان بیکاری و این چیزا بود که خوب بود گاهی وسط یه کار مهم یا وسط درس خوندن پیش میاد … راستی ی چیزی تو دانشگاه تهران نی خوندی؟؟؟؟ من الان یهو یادم اومد … کامپیوتر هم که میخوندی پس خیسلی جالبه چون من برق تهران میخونم فکر کنم از این ور که من اومدم تو از اون طرف فارغ شدی!!! ااا ولی خدایی چه سایت باحال ها من که کلی لذت میبرم…سایت برق رو عرض کردم ها

  26. kdgd ۱۳۸۶-۰۳-۲۸، ۷:۰۶ ب.ظ

    salam
    are in khial pardazi ham kheili bad nist
    gar che kheili vaght ha adamo az karo zendegi mindaze
    amma bazi vaght ha fekr kardan b chizaie khub khube dige:D
    hmmmm:
    vasf ol eish nesf ol eish
    are bazi vaght ham b etefaghi k hala oftade ghablan tu kheialam fekr kardam
    pas midunam hala chi kar konam;)
    dige neminevisam chon font farsi nadaram
    khosh hal misham sho ma ham b web man sar bezani
    piruz bashi(ta 1 modati fekr mikardam faghat man khial pardazi mikonam hala didam kheili ha mesl e man and:D:p)

  27. دلبرک ۱۳۸۶-۰۳-۲۸، ۷:۳۴ ب.ظ

    سالم . ببخشید من یه سوال تخصصی! دارم. بعضی سایت ها یا وبلاگ ها رو نمیتونم باز کنم . ادرس هر وبلاگی رو میزنم یه وبلاگ دیگه میاد با همون ادرسی که زدم. یعنی ادرس همونه ولی وبلاگ اونی که میخوام نیست این کارو هزار بارم بکنم با ادرس های مختلف باز همون وبلاگ تکراری میاد. چیکار کنم؟ میشه لطفا جوابش رو برام میل کنید؟ ممنون میشم

  28. آلوچه ۱۳۸۶-۰۳-۲۹، ۲:۱۲ ق.ظ

    سلام
    من از اون خیالپردازهایی هستم که اگه ولم کنن تو خیالاتم زندگی می کنم . همیشه در حال تصویرسازی هستم و بیشتر وقتها وقتی کاری برای انجام دادن ندارم و یا احتیاج ندارم خیلی متمرکز باشم (مثل وقتی که راه می رم) شروع می کنم به خیالپردازی. بعضی وقتها می ترسم مبادا دنیای خیالی ام بزرگتر و بهتر از دنیای واقعی ام بشم و مجبور بشم شال و کلاه کنم برم اونجا .
    مطلبت راجع به ضربه مغزی بسیار مفیده . یکی از همکاران خواهرم وقتی که توی استخر بود (در حال راه رفتن در حاشیه استخر) لیز می خوره و به زمین می افته . بعد هم بلند می شه و خیلی عادی راه می ره ولی شب حالش بد می شه و قبل از رسیدن به بیمارستان می میره و دکترها ضربه مغزی تشخیص می دن. این مطلب واقعا ارزش ایمل زدن به بقیه رو داره. مرسی و موفق باشی

  29. مریم بانو ۱۳۸۶-۰۳-۲۹، ۸:۴۱ ق.ظ

    من اونقدر میرم تو هپروت که گاهی فکر می کنم خل شدم …اوووووو چه زندگی هایی که تو رویام نساختم و با یه تلنگر واقعیت پرت نشدن …در مورد اون ضربه مغزی هم خیلی مفید بود

  30. سپیده ۱۳۸۶-۰۳-۲۹، ۶:۱۴ ب.ظ

    من کمتر خیال پردازی میکنم
    یعنی بعد از مدتی که از ازدواجم گذشت فهمیدم حقیقت زندگی با خیال پردازی جور در نمی آید

  31. Farinaz ۱۳۸۶-۰۳-۳۰، ۵:۳۴ ق.ظ

    man ham kheyli khiyal pardazi mikonam, va az in kar lezzat mibaram!

  32. یاسر ۱۳۸۶-۰۳-۳۰، ۱۱:۴۱ ق.ظ

    سلام
    من از بچگی خیال پرداز بودم مخصوصا وقتی تنها می شدم می رفتم تو خیال . خیالاتم هم نصفش خوب بود نصفش بد یعنی بعضی هاش به درد زندگی روزمره می خورد مثل درست کردن یکجور تفنگ بعضی هاش هم که چرت و پرت بود مثل اینکه اگه من به جای فلان شخصیت فیلم بودم چی میشد و چکار می کردم .
    این روند زمان کنکور به من خیلی ضربه زد چون چند ذقیقه بعد از باز کردن کتاب سریع می رفتم تو فکر و یه ساعته دیگه در می اومدم بیرون خیلی اوقات اصلا یادم نمیموند به چی فکرمی کردم !!
    به خاطر همین دانشگاه خوب قبول نشدم که تاثیر خوبی در زندگی من نداشت .
    چند سال پیش ( من متولد ۶۱ هستم ) یه بار یه خواب دیدم که یه جور حالت روحانی داشت . یه نفر به من گفت که هیچ وقت خیال پردازی نکن . چند وقت پیش هم وقتی فیلم دلشدگان رو دوباره دیدم شنیدم که توش گفت خیال پردازی حرامه .
    خیلی سعی کردم از دستش خلاص بشم اما هنوزم نشده مثل اعتیاد میمونه . یه دفعه که خیلی جدی می خواستم بزارمش کنار ( تا یکی دو هفته هم موفق شدم ) با کوچکترین فکر بیخود مبارزه می کردم جوری شده بود که یه شب موقع خواب دو سه ساعت تو رختخواب به خودم مثل مار پیچیدم ولی بالاخره موفق شدم . ولی چند وقت بعد دوباره روز از نو روزی از نو .
    شاید علتش یه جور تنهایی . از اون تنهایی هایی که آدم نمی تونه کسی رو توش راه بده شایدم کسی رو پیدا نمی کنه .
    به هر حال موفق ترین روش برای خود من این بود که وقت خالی برای خودم نذارم تا حالا تو هلا احمر ، سازمان ملی جوانان ، دانشگاه ، هیأتها و کانونهای مختلفی فعالیت کردم تا دیگه وقت فکر کردن واسه خودم نذارم .
    شما هم می تونی محض خالی نبودن عریضه تو یه NGO عضو بشی شاید مفید بود .

  33. matin ۱۳۸۶-۰۳-۳۰، ۱۲:۰۰ ب.ظ

    man bishtare omram tu fekro khialam. kheyli ham khubeh. khialam behem angizeh harkat mideh. dooseshun daram. mano yadeteh zahra?????

  34. کسب درآمد میلیاردی فقط با یک کلیک ۱۳۸۶-۰۳-۳۰، ۶:۲۹ ب.ظ

    چطور درامد آنلاین داشته باشیم؟
    درامد ثابت ماهیانه برای ایرانیانی که کامپیوتر دارند
    بدون نیاز به پرداخت هرگونه پول . یا کلیک بروی اگهی و یا حتی خواندن ایمیل. و یا دیدن سایت برای جزییات بیشتر بر روی لینک زیر کلیک کنید و عضو شوید :

    http://www.vnnu.com/fa?111129609

  35. مینا ۱۳۸۶-۰۴-۲، ۲:۵۲ ب.ظ

    سلام. من هم خیلی تو خیالاتم غرق می شم. من هم گاهی اونقدر خیالاتم را باور می کنم که اشک می ریزم یا می خندم.
    من هم قسمت زیادی از وقت های بیکاری یا حتی وقت هایی که کار دارم را به خیالاتم اختصاص می دم. بد یا خوب از وقتی بادمه هست

  36. آن شرلی ۱۳۸۶-۰۴-۴، ۱۱:۱۲ ق.ظ

    زهرا جان همه اینا رو خوندم و دلم خواست که روی این پستت نظر بذارم ببخشید البته…
    منم همیشه توی خیالپردازیم دیشب هم داشتم به این موضوعی که شما گفتین فک میکردم که چطور میشه وقتی بیکاریم تخیلی نشیم؟؟یعنی بقیه هم این همه خیال دارن مثل من ؟منم گریه ام میگیره از بعضی خیالاتم یا میخندم با بعضی هاشون توی جمع طوری که بقیه فک میکنن یه دیوونه ای چیزی هستم :D
    خیلی خوشحال شدم از آشنایتون .

  37. Behnam ۱۳۸۶-۰۴-۵، ۴:۵۶ ق.ظ

    Regarding your eye problem:

    You should consult a specialist.

    I had a similar problem and was diagnosed with a condition called “Blepharitis.”

    Treatment:

    1. Hot compresses (dastmal-e by aab-e daagh) on th e eyes. (I aim hot water directly at closed eyes while taking a shower.)

    2. “qatreh” (water/salt solution for eyes)

    3.
    antiobiotic (erythromycin) in the form of “pomaad” to be applied inside the eyes.2.

    Like I said, you should consult a doctor. But the first two of the above two treatments are completely harmless regardless.

    Also, take short breaks while using computers.

    Behnam

  38. فاطمه ۱۳۸۶-۰۴-۲۱، ۲:۲۷ ب.ظ

    سلام زهرا جان اصولا من تخمی تخیلی نیستم مثل خیلی ها

  39. ناشناس ۱۳۸۶-۰۷-۱۱، ۱:۵۱ ق.ظ

    man khial pardazy divanam karde
    asan nemidoonam che mikonam

  40. علی ۱۳۸۶-۱۰-۳، ۱۲:۲۸ ق.ظ

    سلام من از ۱۰ سالگی یعنی درست از وقتی که بلیط بخت ازمایی اومد خیال پرداز شدم تا الان که حتی موقع فیلم دیدن غذا خوردن و خیلی جاهای دیگه که حتی فکرشم نمیتونین بکنین خیال پردازی میکنم این فیلمهای ایرانی بدطوری در شدت خیال پردازی من اثر میذاره من تا حالا فکر میکردم فقط این منم که خیال پردازی میکنم و دراین صورت من انسان استسنایی هستم ولی حالا میبینم که نه هزاران انسان استثنایی دیگه وجود داره که من ازشون بی خبرم. خداوند همه رو به راه راست هدایت کنه .

  41. sepide khani ۱۳۸۶-۱۰-۲۰، ۱۲:۵۰ ق.ظ

    aziz delam hameye ma bayad khiyal pardazi konim age kasi bege inkaro nemikone doroogh mige
    ama joooonam manam kheili miram tokhiyal va cheghadram shirine maze mide ama vaghti behaghighatesh fekr mikonam be enfejar miresam

  42. محمد نبی ۱۳۸۷-۰۲-۱۹، ۷:۴۹ ق.ظ

    خیلی سایت خوب است اگر میشه که همرایتان در این سایت کمک نمایم اسم من محمد نبی از کشور اسلامی افغانستان هستم من به نمایندگی از کشور خود به تمام مسلمانان مردم ایران سلام تقدیم می نمایم

    دوست شما محمد نبی این است ایمل ادرس من m_nabi2006@yahoo.com

  43. مسعود ۱۳۸۷-۱۰-۱۰، ۲:۱۶ ب.ظ

    من زندگی با خیال که مشتق حسرت وامید است برای سنین خاصی بد نمیدا نم واما واقعیت پر است تلخی رسید نهای ناتمام

  44. فاطمة ۱۳۸۷-۱۱-۱۵، ۳:۴۴ ب.ظ

    من یة آدم خیال بردازی هستم کة نکو ونبرس
    شبها میشینم فکر وخیالای علکی میکنم بعدشم کلی کریة میکنم وخلاصة از این جور خل بازیا

  45. 18 ۱۳۸۸-۰۵-۹، ۴:۲۲ ب.ظ

    سلام من عا شق خیال پردازیم

  46. محسن ۱۳۸۸-۰۹-۱۱، ۱۲:۳۶ ق.ظ

    خیلی خوشگل صحبت می کنید کلی روحیه گرفتم برای همین شمارمو بهتون می دم تا کاملن روحیه بگیرم ۰۹۱۹۱۵۲۱۶۹۹