۱۳۸۶-۰۲-۲۸
خانوما جاشون توی آشپزخونه است:-)
* خوشم میاد هیچ کدومتون نفهمیدین که لینکای این بغل تغییر کرده چون یه اکانت دیگه درست کردم و روز از نو، روزی از نو. جدا که خیلی بی ذوقید!!!
تا جایی که یادم بود لینکا رو ادیت کردم حالا اگه بازم لینک کسی اشتباهی درج شده لطفا بهم بگه مرسی:-)
* چند روز پیش داشتم اینهایی که در زیر می نویسم رو واسه یکی از دوستای وبلاگ دارم تعریف میکردم که آقایی که پشت سر ما بود برگشت به بغل دستیش گفت: نه بابا این خانوما اصلا مسئله امنیت ملی رو نمی فهمن! اینا جاشون توی همون آشپزخونه است!
قبل از شروع افاضاتم بگم که من اصلا ناراحت نمیشم از اینکه کسی بهم بگه جات توی همون آشپزخونه هست! چون حقیقتش من علاقه زیادی (بیش از اونکه تصورش رو هم بکنین) به آشپزی دارم و وقتی یه غذای خوشگل و خوشمزه آماده می کنم لذتش برام صدبرابر بیشتر از زمانیه که یه گزارش فنی و یا یک تحقیق و یا مقاله رو به پایام میبرم:-)
من داشتم این بخش خطوط قرمز وبلاگنویسی رو برای دوستم تعریف میکردم و بهش می گفتم که اینجور سخت گیریها به نظرم اصلا لزوم نداره و وبلاگ اصلا چیز مهم و یا جدی ای نیست و داشتم می گفتم که هفته اول که من وارد اینجا شدم کسی که میدونست من وبلاگ دارم از روی دلسوزی چه چیزهایی بهم گفت.
مثلا اینکه حق ندارم از اسامی کارکنان اینجا، سمتهاشون و از همه مهمتر اسامی و عنوان پروژه ها و تحقیقات بنویسم و تحت هیچ شرایطی این اطلاعات نباید درز کنه. برای نمونه یه مثالی با این مضمون زدند که:
مثلا اسم زهرا اچ بی اصلا مهم نیست و همین طور اسم اینجا که همه می شناسن و میدونن. اما این داده خطرناکه که زهرا اچ بی در فلان جا کار می کنه! و این ترکیب نباید هیچ وقت پهلوی هم قرار بگیره… و حالا مسائل دیگه ای هم گفته شد که همه شون با همون مضمون عدم درز اطلاعات بودند.
یه جمله ای که توی اکثر مستندات امنیتی NIST می تونین ببینین تقریبا به این مضمون هست: به خاطر داشته باشید که امنیت از طریق اختفاء هیچگاه قابل اطمینان نیست و من خیلی به این جمله اعتقاد دارم. شاید برای همینه که علیرغم واسط های گرافیکی ضعیف اکثرا از نرم افزارهای Open Source خوشم میاد.
حالا خطوط قرمز وبلاگ نویسی چی گفته:
شرکت هایی مثل IBM برای وبلاگنویسی کارمندانشان خطوط قرمزی را تعیین کردهاند که حیطهی مسایل غیرمجاز شرکت را به آنها یادآوری میکند. از جمله مواردی که ذکر آن در وبلاگها تابو و ممنوع است: ذکر اسامی کارکنان، اشاره به جزئیات قرارداد پرسنل، ذکر اسامی و مشخصات تأمینکنندگان لوازم و قطعات مورد نیاز شرکت، و افشای اطلاعات در مورد توسعهی تکنیکی فراوردههای شرکت.
علاوه بر این، کارکنان این شرکتها اجازه ندارند در بارهی دین، سیاست و هر موضوع دیگری که ممکن است موضعگیری در مورد آن احساسات خواننده را جریحهدار کند، در وبلاگشان اظهار نظر کنند. همچنین به کارگیری هر آن چیزی که جذابیت وبلاگ را کم میکند نیز ممنوع است.
* بذارید در ادامه بحث شیری آشپزی بگم که واسه من به طرز عجیبی لذت بخش ترین کار دنیا درست کردن یک غذای خوشمزه است. البته در صورتی که وقت داشته باشم ها. ولی اونقدر موقع درست کردن غذا به مواد غذایی نوک میزنم و میخورمشون که بعد از آماده شدن غذا من یکی که دیگه سیر سیرم:) استعداد عجیب من در ترکیب مواد غذایی مختلف با هم و درست کردن غذاهای عجیب و غریب هست. مثلا وقتی از خوایگاه میرفتم شمال مواد غذاهایی که از هم اتاقی های خودم یاد میگرفتم رو ترکیب میکردم و به غذای عجیب درست میکردم که بابا و مامان و سایر اعضای خونه کلی خوششون میاد. حالا نمیدونم به خاطر این بود که من چند روز بیشتر شمال نیستم و بعد میام خوابگاه و یا اینکه واقعا خوشمزه شده بود:-)
برای من این جمله خانوما جاشون توی آشپزخونه است خیلی عجیبه که با تحقیر بیان میشه! شاید مادرها و مادربزرگهای عزیز خیلی از ماها اصلا خانه دار باشند و من هیچ وقت به خودم اجازه نمیدم که صرفا این کاره بودن رو براشون عیب بدونم و یا ته دلم تحقیرشون کنم. شایدم اگه اونها شرایط و زمانه و پدر و مادرهای ما رو داشتند شرایط و استعدادهاشون خیلی بهتر از ما بود…
* بازی ما نتوانستیم (از زبان دولت):
۱- ما نتوانستیم پول نفت رو روی سفره های مردم بگذاریم
۲- ما نتوانستیم سهام عدالت را در بین طالبان واقعیش (مردم) تقسیم کنیم
۳- ما نتوانستیم حتی به نصف وعده هایمان در سفرهای استانی عمل کنیم.
پانوشت: حالا نوبت دعوت از ۵ نفر هست:
من از اینها دعوت می کنم: یک حزب اللهی، طره، پاسداران، کلاشنکف دیجیتال، از زندگی، حاجی واشنگتن، رییس جمهور شلخته
* چند شب پیش از زبان یکی از مسئولین اینطور شنیده شد:
کارت سوخت همه خودروها و متورسیکلت ها صادر شده اما اینکه به دستشون نرسیده خوب به زودی میرسه. فعلا اونهایی که کارت سوخت ندارن می تونن از کارت سوخت اقوام و آشنایان استفاده کنند!!!!
حالا یک سوال: (باور بفرماپید خودم از شبکه خبر شنیدم): ببینم مگه کارت سوخت محدودیت لیتر بنزین نداره؟ چطوری میشه یه نفر از مال کسی دیگه ای استفاده کنه؟!!!

