۱۳۸۶-۰۲-۶
نقش زن و مغلطه ای به نام فمنیسم اسلامی!!!
* سلام. توی این هوای زیبای بهاری و در حالی که من شمال هستم به سرم زده مطلب قبلی رو ادامه بدم. اینو هم بگم که من اصلا نظر مثبتی راجع به اینجور بحثها ندارم. چون بارها دیدم که با کامنتهای سالمی روبرو نبودند. فقط اینکه اول این بحث میخوام بگم که از هر جای مطلب که خوشتون نیومد این وبلاگ رو ببندید و خواهش می کنم که فحش ندید. چون من به معنای واقعی کلمه دختر بی جنبه ای هستم و از این چیزا خیلی ناراحت میشم. ولی انتقاد (بدون فحش) رو می پذیرم و حاضرم بحث کنم.
پانوشت۱: من ناپختگی جملاتم رو می پذیرم ولی امیدوارم تونسته باشم چیزی رو که توی ذهنم هست، بیان کنم.
* یه کم بحث جدی:
اولش توصیه میکنم که این مطلب وبلاگ یک حزب اللهی رو بخونید و بعدا نظر بدید. چیزی که من میخوام بنویسم جواب به این مطلب هست که چون طولانی هست اینجا آوردمش:
من صد در صد این رو قبول دارم که نقش زن در خانواده بسیار مهمه (وحتی از نظر من مهمتر از مرد) این رو هم بگم که با رقابتی شدن زن در تحصیلات و مشاغل با مرد مخالفم (منظورم دقیقا اینه که اینها ابزاری بشه برای خودنمایی و یا رقابت با مردها)
با همه این تفاسیر نفهمیدم که چرا نفس کسب تحصیل کردن و یا داشتن مقام و یا شغل اجتماعی رو برای زن امر منفی ای دونستند؟
واقعیت اینه که در دنیای امروز زن بدون تحصیل شاید اصلا نتونه مادر و یا همسر موفقی باشه. بعدش سیر کمال رو هم باید در نظر گرفت. این درست نیست که زن مادر خوبی باشه همسر خوبی هم باشه ولی به پیشرفت خودش فکر نکنه! و مدام از همسر خودش هم فاصله بگیره طوری که اصلا دیگه نشه بهشون گفت همفکر و یا اصلا این موضوع روی فرزندان هم تاثیر منفی داره!
من هیچ وقت نقش زن رو جدای از خانواده نمیدونم اما خانواده هم بخشی از اجتماع هست و اتفاقا (از نظر من) کوچکترین واحد اجتماعی هم محسوب میشه و یه زن منفعل از نظر من نمیتونه همسر و یا مادر خوبی باشه.
حتی این رو هم باید قبول کنین که شرایط اقتصادی دنبای امروز طوری هست که واقعا یک مرد به تنهایی قادر نیست از عهده مخارج یک زندگی معمولی بر بیاد. به نظر من توی این شرایط زن خوب، زنی هست که بتونه توی این امر با همسرش سهیم بشه و به خودش و خانواده اش کمک کنه. طبق یه حدیثی که نمیدونم از پیامبر و یا یکی از امامان بود، فقر منشا فساد هست.
از همه مهمتر این رو هم در نظر بگیرید که حدود نصف جمعیت کشور رو زنان تشکیل میدن (شایدم بیشتر) فکرشو بکنین که اگه این قشر بخواد توی خونه بشینه و فقط مصرف کننده باشه و یا بیسواد و کم سواد چه عواقبی برای یک جامعه و فرزندانش بدنبال داره.
با همه احترامی که به این مطلب قاپل هستم باید بگم من این بخش رو قبول ندارم و معتقدم باید به این صورت اصلاح بشه:
از نظر من (و اون چیزهایی که از مطالعاتم توی اسلام داشتم و یا رساله ها) حضور زن در اجتماع هیچ منعی نداره اگر مواردی که در اسلام تاکید شده رو رعایت کنه و به خانواده اش و خودش (چون خودش هم در درجه اول قبل از اینکه مادر باشه و یا همسر، یک انسان هست) هم لطمه وارد نکنه
بنابراین به همون دلیلی که ایشون نوشتن یعنی اسلام عقلا دین کاملی هست بنابراین نمی تونسته این حقایق رو نادیده گرفته باشه…
* من توی مطلب قبلیم گفتم که فمنیسم اسلامی رو قبول ندارم و از تظر من این اصطلاح خیلی هم خنده دار و مضحک به نظر میاد!
دلیلش هم اینه که حقیقتش من فمنیسم رو قبول ندارم حالا چه از نوع اسلامیش و چه غیر اسلامی!
اصولا من با هر مکتب، مذهب و یا ایسمی که هدفش مرد ستیزی، زن ستیزی و به طور کلی تلاش برای تفرقه انداختن و بالاتر دانستن یک جنس از جنس دیگری باشه مخالفم! گفتم ترکیبش مضحک هست به این خاطر که در اسلام همش حرف از برابری حقوق زن و مرد هست و نه اینکه زنان بالاتر از مردان هستن و بالعکس!
چیزی که هست در قرآن توی همه خطابها هر دو جنس مورد خطاب قرار گرفتن و جایی که حرف از ازدواج بوده این دو رو پوششی برای هم دوسنته و یا اینکه رحمت و مروت برای یکدیگر و نگفته یکیشون سلطان هست و دیگری برده!
نمیخوام بگم همه چیز به من ثابت شده نه! من هم یک انسان هستم و جایز الشتباه!!! هنوز هم شبهاتی در برخی از دستورات و احکام دین برای من هست که باید مطالعه بیشتری بکنم تا قانع بشم!
به نظر من خود نفس تفکر فمنیسم هدفی رو که ظاهرا ادعا می کنن (ولی در عمل تلاش برای مرد سالاری هست) رو زیر سوال میبره! ظاهرا ادعای فمنیستها برابری حقوق زن و مرد هست! اما عملا بر خلاف این رفتار می کنند!
اگه قراره فمنیسم حقوق از دست رفته (!!) زنها رو بهشون بده، باید مکتب مشابهی برای مردها وجود داشته باشه (مثلا مردیسم) که بیاد حقوق از دست رفته زن ذلیل ها رو هم بهشون بده وگرنه بی عدالتی میشه!
به نظر من زنها در دنیای امروز روشهای اشتباهی رو برای رقابت (و صرفا رقابت از نوع ناسالم) با مردها انتخاب کردن که اتفاقا توی این رقابت خودشان بیشتر از همه رنج میبرن. از نظر من فمنیسم داره بیش از حد به این رقابت ناسالم دامن میزنه! مخصوصا نوع فعالیتهایی که داره در ایران انجام میشه! تا زنی به اعدام و یا سنگسار مواجه میشه اینها صداشون در میاد! در حالیکه توی همین مملکت مردانی هم هستند که مثلا به اعدام و یا سنگسار محکوم میشن ولی هیشکی صداش در نمیاد!
من الان نمیخوام راجع به نفس اعدام و یا سنگسار بحث کنم (طبیعتا من یک زن هستم و همین احساساتم باعث شده که دلرحم باشم و اساسا و قلبا با اینجور مجازاتها مخالف) اما مسئله ای که من میخوام روش بحث کنم نوع فعالیتهای دوگانه فمنیستها مخصوصا توی ایران هست.
مثلا اگه توی دنیا بحث روی کم بودن مقدار حقوق دریافتی زنان از مردان و تن دادن زنان به شغلهای پایین هست، در ایران همش بحث از تغییر قانون اساسی و بحثهای سیاسی هست که از اهداف واقعی دورشون میکنه!
مسئله بعدی عدم منصف بودن، عدم انتقاد پذیری فمنیست ها هست که هر زنی با عقاید مخالف رو محکوم میکنن و عقب مانده خطابش می کنن!
مسئله بعدی برخورد فمنیستها با ازدواج و زنهای مسئولیت پذیر هست. از نظر شخص من هر انسانی (چه زن و یا چه مرد) بعد از ازدواج باید مسئولیت پذیر باشه و برای تحکیم بنیان خانواده اش به همسرش توجه ویژه بکنه و خواسته هاش رو برآورده کنه! اما از نظر فمنیستها این کار یعنی قورمه سبزی پختن و مرد سالاری و بردگی زنان!!! اصولا فمنیستها (مخصوصا از نوع ایرانیشون) هر چه شخصی مردانه تر رفتار کنه و از کارهای زنانه دور باشه، اون رو روشنفکرتر میدونن و بهتر باهاش ارتباط برقرار می کنن.
* بدحجابی ستیزی و معیارهای دوگانه
فصل تابستان نزدیک است و دوباره مسئله ی خانم ها و بد حجابی ستیزی آغاز شد، مثل هر سال. اما بیشتر این خانم ها که قرار است با بی حجابی آنان مبارزه ی همه جانبه شود، کسانی هستند که در ایام انتخابات عزیز می شوند و می توان آنان را با همان قیافه ها در تلویزیون دید که در مرود لزوم شرکت در انتخابات با آن ها مصاحبه می شود. در روزهایی که ملوانان انگلیسی در ایران بودند هم تلویزیون رسمی با یکی از اساتید مقیم ایران در همین تهران مصاحبه می کرد، وایشان که در برنامه های دیگر تلویزیون عادی ظاهر می شد با کراوات علیه انگلیس حرف زد.
این هم یک جورائی مثل کار سازمان ملل و شورای امنیت است که با مسأله ی هسته ای در ایران و اسرائیل دوگانه برخورد می کنند و کلی در رسانه های محافظه کار به آن انتقاد می شود.

