این مطلب رو نخونید بهتره…

* با اینکه خیلی از غر زدن بدم میاد ولی به نظرم حق دارم که شاید بعد از نیم ساعت اشک ریختن و فکرای جور و واجور کردن بیام حداقل اینجا خودم رو خالی کنم. راستش امروز بعد از فهمیدن یه چیزی خیلی ناراحت شدم. البته هنوز صد در صد معلوم نیست ولی به نظرم نتیجه اش کاملا معلومه…

من فکر میکنم به طرز عجیبی توی جاها و مشاغل خاصی این بیت شعر نادرست از آب در میاد:
گیرم پدر تو هست فاضل        از فضل پدر تو را چه حاصل
من خیلیا رو می شناسم که توی شرایط یکسان و بعضا پاپین تر از خودم هستند و الان موقعیت شغلی شون به مراتب بالاتر و بهتر و محفوظ تر از من هست.
دارم فکر می کنم بعضی از ماها برای اینکه حداقل حداقل مراتب شغلی رو توی جاهای دولتی داشته باشیم باید چقدر زجر بکشیم و بعضیها هم چقققدر آسان بهش میرسن. مسئله جالبتر نوع قوانین سلسله مراتبی هست که فقط در مورد ما اعمال میشه. اونهم به دلایلی که عین روز روشن هست. مثلا تا وقتی درخواستی میدی، میگن قوانین اینجوری میگه و طبق قانون فلان و تبصره بیسار چنین چیزی امکان نداره و یا اینکه این قانون اصلا لغو شده!!!
من هیچ وقت از اجرای قانون ناراحت نمیشم بلکه از اجرای نا مساوی اون حرصم میگیره. گاهی اوقات فکر میکنم با این شرایط شاید حق داشته باشند کسانی که از این ضوابط و روابط سوء استفاده می کنن چون واقعا تمامی راههای قانونی علیرغم شایسته بودن برخی افراد بسته است!!!
فکر می کنم آدمهایی با موقعیت من تا ابد باید توی همین سطوح بمونن و بپوسن! مثلا ۲۰ یا سی سال کار میکنی و بعدش فرسوده میشی و آخرشم هیچی!
اصلا دلم نمیخواد دیگه ادامه بدم چون از حرفهای کلیشه ای واقعا بدم میاد…

* یه مطلب خیلی جالب امروز خوندم. با اندکی تصرف و تلخیص:
یه روز توی یه کشور جهان سومی (که به احتمال زیاد ایران باشه) دو تا شیر وحشی از باغ وحش فرار می کنن. یکیشون رو همون شب دستگیرش می کنن و دومی رو پس از ماهها. وقتی دومی رو دوباره منتقل می کنن به قفس، شیر اولی ازش می پرسه چطور شد که تو رو اینقدر دیر دستگیر کردن؟!
میگه هیچی من زرنگ بازی در آوردم رفتم توی یه اداره دولتی. هر روز برای سیر کردن شکمم یکی از کارمندان رو میخوردم و یا این حال هیچ کس متوجه حضور من و عدم حضور کارمندان نمی شد. تا اینکه یه روز غفلت کردم و رفتم آبدارچی رو خوردم. این بود که همه اون روز متوجه عدم حضور آبدارچی شدن و من رو دستگیر کردن:-)

۲۰ نظر

  1. ماکان ۱۳۸۶-۰۲-۳۰، ۳:۴۵ ب.ظ

    چقدر حرف تو دلت بود…خوب ادامه بده…شاید که سبک شی!!!

    [جواب به این نظر]

  2. حسین ۱۳۸۶-۰۲-۳۰، ۵:۰۸ ب.ظ

    عجب… حالا چی شده.. گقتی که چی شده… من برم بخونم یعنی باید آفلاین شم بعدا اینجوری نمیشه… .

    [جواب به این نظر]

  3. سجاد ۱۳۸۶-۰۲-۳۰، ۶:۴۵ ب.ظ

    تازه شاعر در اصل شعر گفته بوده: گیرم پدر تو “بود” فاضل، نه “هست” فاضل، یعنی ممنکه که دیگه الان پدر مورد اشاره فاضل هم نباشه :))

    [جواب به این نظر]

  4. soheil ۱۳۸۶-۰۲-۳۰، ۱۰:۳۹ ب.ظ

    سلام
    خسته نشو -کم نیار- نذار خردت کنند-
    یه کلاغ روی یه درخت نشسته بود و تمام روز بیکار بود و هیچ کاری نمی کرد… یه خرگوش از کلاغ پرسید: منم می تونم مثل تو تمام روز بیکار بشینم و هیچ کاری نکنم؟ کلاغ جواب داد: البته که می تونی!… خرگوش روی زمین کنار درخت نشست و مشغول استراحت شد… یهو روباه پرید خرگوش رو گرفت و خورد
    نتیجهء اخلاقی: برای اینکه بیکار بشینی و هیچ کاری نکنی، باید اون بالا بالاها نشسته باشی…………

    [جواب به این نظر]

  5. علی ۱۳۸۶-۰۲-۳۱، ۱۲:۵۰ ق.ظ

    ای بابا اگر برای این پارتی بازی های و آقازاده بودن ها اشک ریخیتین توصیه میکن بیخیال شین اصلا
    گریه نداره که. فعلا که همینه مملکت

    [جواب به این نظر]

  6. آلوچه ۱۳۸۶-۰۲-۳۱، ۱:۴۶ ق.ظ

    سلام

    کاملا درست است. اگر شایستگی و توانایی های زیاد هم داشته باشید بدون پارتی به جایی نمی رسید. امیدوارم این شرایط تغییر کند.

    [جواب به این نظر]

  7. ICAR ۱۳۸۶-۰۲-۳۱، ۷:۱۱ ق.ظ

    یه کاری هست که میتونی بکنی:
    کسب و کار خودتو راه بنداز.

    [جواب به این نظر]

  8. معصومه ۱۳۸۶-۰۲-۳۱، ۸:۵۹ ق.ظ

    حالا اگر باشه :
    گیرم پدر تو هست فاضل
    که خوبه !
    بعضی ها مصداق ِ بارز ِ اینن :
    گیرم پرد تو بود فاضل !
    خدا رفتگان ِ همه رو بیامرزه :d

    [جواب به این نظر]

  9. زهرا ۱۳۸۶-۰۲-۳۱، ۹:۰۲ ق.ظ

    سلام
    می دونی زهرای عزیز
    دردناک تر اینه که حتی تو زندگی و ارتباطات با دیگران هم قرار باشه این جور تبعیضاتی باشه … هیچ چیز منو اونقدر عصبانی و کلافه نمی کنه که نادیده گرفتن توانائیهام ….
    جالبترش اینه که همینائی که مثلا بواسطه پدر یا اقوامشون این همه بالا می رن و شاید خودشونو قابل هم می دونن ، لحظه ای فکر نمی کنند که ممکن بود هر جای دیگه و با امکانات دیگه بدنیا میومدند .
    هیچ وقت کم نیار .

    [جواب به این نظر]

  10. kamrad ۱۳۸۶-۰۲-۳۱، ۹:۵۱ ق.ظ

    همینطوره که میگین. پس زیاد به فکر پست و مقام نباش:) سعی کن فقط دنبال کاری باشی که دوستش دارین. البته اگه از ریاست و اینا خوشتون میاد که هر که پر طاووس خواهد جور هندوستان کشد!:)
    خلاصه اینکه شاعری که اون شعرو گفته احتمالا تو ایران نبوده یا اینکه ایران اینطوری نبوده! پدرتون اگه بازنشسته یه جای دولتی باشه قانون هست که یکی از پسرش میتونه جاش بره همونجا کار کنه:)

    [جواب به این نظر]

  11. payam ۱۳۸۶-۰۲-۳۱، ۱۱:۰۳ ق.ظ

    سلام،
    این مورد عجیبی نیست! من خودم بارها به این موارد برخوردم.
    وقتی میبینم که پسر یکی از معاونین وزارت خانه در دوران دانشجویی خود مدیر یک بخش شده و طی یکسال بیش از ۵۰ میلیون تومان کاسب شده و یا یک نرم افزاری مجانی به قیمت ۸۰ میلیون تومان به یک اداره فروخته شده و ….
    چی باید گفت؟

    [جواب به این نظر]

  12. فاطمه ۱۳۸۶-۰۲-۳۱، ۱۲:۰۸ ب.ظ

    سلام زهرا خانوم
    ببخشید شما از مهر پنهان خبر دارید/؟خیلی وقته نیستند…
    ممنون ..بای

    [جواب به این نظر]

  13. الهام ۱۳۸۶-۰۲-۳۱، ۱۲:۳۷ ب.ظ

    آی گفتی…حرف دل اون شیر حرف دل همس

    [جواب به این نظر]

  14. سعید ۱۳۸۶-۰۳-۱، ۲:۴۴ ق.ظ

    سلام
    خوب شد ما رو نخورد والا خودمون هم متوجه نمی شدیم . از بس که کار می کنیم !

    [جواب به این نظر]

  15. نقش قلم ۱۳۸۶-۰۳-۱، ۳:۰۹ ق.ظ

    می خواستم بگم مدتهاست دارم وبتو می خونم. و از قلمت خوشم میاد. اصلا هم لازم نیست به من سر بزنی. (حالا پیش خودت نگی این مدل جدید تبلیغه. نه جدی میگم)

    [جواب به این نظر]

  16. منصور ۱۳۸۶-۰۳-۱، ۷:۲۴ ق.ظ

    سلام.نتیجه امار گیری وبلاگ مذهبی چی شد؟

    [جواب به این نظر]

  17. بهنام ۱۳۸۶-۰۳-۱، ۱۲:۲۳ ب.ظ

    سلام زهرا. امیدوارم نا امید نشین گرچه به قول معروف گفتنش راحته عملش ممکنه سخت باشه.

    و اما در مورد اینکه وبلاگ دختر مسلمون چطوریه خوب به صرف اینکه کسی اعتقاد به خدا و نبی داره و نماز میخونه این به این معنی نیست که به نوع دیگری از انسان تبدیل میشه. مومن میتونه اخمو باشه و میتونه شوخ باشه . میتونه بی گناه باشه و میتونه گناهکار باشه. میتونه مظلوم باشه و میتونه خشن و بیرحم باشه. یعنی همه اون چیزهایی که از انسان بر میاد از آدم مذهبی بر میاد. به هر حال آدم آدم هست و به صرف برجسب دینی یا قومی و زبانی نهادش تغییر نمیکنه.

    [جواب به این نظر]

  18. بیژن ۱۳۸۶-۰۳-۱، ۱۱:۴۴ ب.ظ

    اتفاقا یکی از مصداق های ناشایست سالاری در این مملکت خود شما هستید. از بعضی وبلاگ نویس های معروف حوزه آی تی که شما را دیده بودند تعریفتان را شنیده ام! در مملکتی که زهرا اچ بی خودش رو متخصص بدونه وای به حال اون مملکت.

    [جواب به این نظر]

  19. زهرا ۱۳۸۶-۰۳-۲، ۸:۱۷ ق.ظ

    به بیژن:
    اونوقت من کی خودم رو متخصص دونستم؟!!

    [جواب به این نظر]

  20. ایمان ۱۳۸۷-۰۲-۱۹، ۲:۵۲ ب.ظ

    دوختر ۱۳ ساله اینجا پیدا میشه
    ۰۹۳۵۹۵۴۱۵۱۷

    _۱۳۷۳@yahoo.com

    [جواب به این نظر]

نظر شما