مدیریت زن در خانه!

* این چند ساعتی که اومدم تهران واقعا دلم خیلی گرفته. اونقدر دلم واسه مامان و بابام و تک تک اعضای خونه مون تنگ شده که به نظرم تهران همش تیره و تار میاد. حاضرم برم خونه و بازم گارسنی کنم (به قول خواهرم) ولی اینجا نمونم. ولی خوب چه کنم که چاره ای ندارم و باید به کارام برسم که تا آخر فروردین خیلیم سرم شلوغه…
پ.ن: از اونجایی که خونه ما توی عید همیشه مهمون داره و ما هم داریم آشپزی می کنیم خواهرم همش غر میزد و میگفت: ما شدیم گارسن اقوام و آشنایان:-)

* به نظرم شیوه زندگی آدمها یعنی عادتهاشون، قناعت نوع دوستان و روابطشون و مجموعه این چیزها روی میزان پس اندازشون نقش زیادی داره و نه مقدار حقوقی که میگیرن (تاثیرش صفر نیست ها ولی به نظرم کمتر از اونهاست). البته این قناعتی که نوشتم در نظر آدمهای مختلف تعاریف مختلفی هم داره.
اینها از اونجایی به نظرم رسید که امروز دو تا آقا پشت سر من توی سرویس نشسته بودن و داشتن در مورد عید صحبت میکردن. یکیشون مستخدم یکی از ساختمانهای اینجاست و میگفت که ماهی ۲۰۰ هزارتومان (اگه اشتباه نکنم) حقوق میگیره و توی عید دو سه جا مسافرت رفتن و اون یکی کارمند بود و میگفت که حدود ۷۰۰ هزارتومان میگیره ولی هیچی براش واسه پس انداز و این چیزا نمی مونه و داشت از حرفهای مستخدمه تعجب میکرد. البته به نظرم همش ربط مستقیم داره به مدیریت و نقش مثبت خانوم و بچه های اون مستخدم. به نظر من زن و نوع تفکر و آینده نگریش در هزینه و پس انداز و کلا مدیریت مالی خانواده نقشش بیشتر از مرد هست.
بیشتر آقایان چیز زیادی از خرج خونه (مجموعه غذا، پوشاک و اثاثیه خونه) و همین طور خرجهای مربوط به خانوم خونه و بچه ها ندارن و این چیزا به طور کلی مربوط به زن خونه میشه. حالا اگه این وسط خانومه ولخرج باشه و آینده رو در نظر نگیره بخش زیادی از درآمد خانواده هدر میره. در حالت عکسش خانوم خونه میتونه با مدیریت بهتر (حتی اگه خودش کار نکنه) برای خانواده پس انداز جمع کنه. من میگم مدیر خوب اونه که حتی توی شرایط بد کم پولی و بی پولی هم بتونه زندگیش رو تغییر بده…

* برای پرواز دلیل نخواهید
چون آن وقت تازه خواهید فهمید که بال و پر ندارید
و دیگر پرواز تنها خیالی است
که همیشه از آن خواهید ترسید…

* در آخر هم برای امیدواری خودم و دلتنگهایی امثال خودم جملاتی رو از شهید دکتر چمران می یارم. از اینجا ورداشتمش:
خدا بود و دیگر هیچ نبود
ای درد اگر تو نماینده خدایی که برای آزمایش من قدم به زمین گذاشته ای تو را می پرستم. تو را در آغوش می کشم و هیچ گاه شکوه نمی کنم بگذار بند بندم از هم بگسلد.هستی ام در آتش درد بسوزد و خاکسترم به باد سپرده شود. باز هم صبر می کنم و خدای بزرگ را عاشقانه می پرستم. خدایا کودک که بودم از بلندی آسمان و ستارگان درخشنده اش لذت می بردم اما امروز از آسمان لذت می برم زیرا بدون آن خفه می شوم.زیرا اگر وسعت و عظمت آن از شدت درد روحی ام نکاهد دیگر خفه می شوم…

* من نوشته های این وبلاگ رو در مورد فیلم سوفی شل خیلی پسندیدم. من خودم موقع دیدن فیلم همین احساس رو داشتم و به نظرم واقعا بی نظیر اومد:
سوفی شل یک فیلم قشنگ بود که خیلی ازدیدنش لذت بردم. داستان یک دخترجوان که به همراه برادرش وبه جرم پخش اعلامیه برضدجنگ جهانی، توسط ماموران نازی دستگیر شد. فیلم بدون هیچ گونه اضافات، فقط داستان یک دخترفعال سیاسی را، درطول چندروز، از زمان دستگیری تا اعدام، نشان می دهد.
سوفی شل باچنان اعتماد به نفسی دروهله اول بازجو را گول زد که  تا آزادی از زندان فاصله ای نداشت، ولی متاسفانه بخاطر بازرسی از منزلش لورفت و مجبور به اعتراف شد. (ادامه…)

۱۷ نظر

  1. نسیم ۱۳۸۶-۰۱-۱۸، ۶:۴۱ ب.ظ

    مسلما زن ها با مدیریتشون خیلی کارها می تونن بکن ولی برعکسشم ممکنه که می تونن یه زندگی رو نابود کنن:)

  2. kamrad ۱۳۸۶-۰۱-۱۸، ۶:۵۹ ب.ظ

    darmorede velkharjo va shiveye zendegio pasandaz ba shoma movafegham.

  3. عاطفه ۱۳۸۶-۰۱-۱۸، ۸:۲۲ ب.ظ

    سلام زهرا جان
    خدا رو شکر می کنم که سال جدید رو به خوبی و با خوشگذرونی و آرامش شروع کردی.
    ایشاا… که تا آخرش عالی و پربرکت و پرپول باشه برات.
    ایشاا… سال دیگه سیزده بدر خونه شوهر……. :))
    دوستت دارم. شاد باشی و برقرار

  4. Ali ۱۳۸۶-۰۱-۱۸، ۱۰:۱۱ ب.ظ

    Dont you want to marry? Honstly, I am not very interested but i will do it for the sake of you if you twist my arm.

  5. arash ۱۳۸۶-۰۱-۱۸، ۱۱:۱۷ ب.ظ

    az inke in hame ravan va bi takalof minevisin az zogeton mamnoon bashin

  6. آرش ۱۳۸۶-۰۱-۱۹، ۳:۰۷ ق.ظ

    سلام. خوبین! این رنگ صورتی وبلاگ‌تون چه قبلی چه این جدید خیلی خیلی شبیه نوشته‌هاتونه که من از سه سال پیش به این‌ور دارم می‌خونم‌شون… سال نوتون مبارک و خوش باشین….

  7. آهو ۱۳۸۶-۰۱-۱۹، ۱:۵۹ ب.ظ

    خوب البته خیلی از مردا این فرصت مدیریت رو به زنها نمیدن.

  8. علی ۱۳۸۶-۰۱-۱۹، ۶:۴۸ ب.ظ

    آنچه در کنار مدیریت مهمه برکت پوله
    نوشته علی هم خیلی باحاله درخواست خواستگاری دیجیتالی به زبان انگلیسی البته خیلی هم علاقمن نبودنش منو کشته

  9. خیاط ۱۳۸۶-۰۱-۱۹، ۱۱:۲۶ ب.ظ

    ما یه دوست شمالی داریم هر بار به تهران می آید یه ۳ ۴ روزی همینطور غصه دار از آب و هوا و بستنی و ساندویچ های شهرشان تعریف می کند…خانه اش تهران است ولی عجیب دلتنگ است!شما هم همینطور؟

  10. Ali ۱۳۸۶-۰۱-۲۰، ۸:۴۴ ق.ظ

    Zahra, I am afraid your time is running off. I give you another couple of days to put two and two together and seriously make your mind about my generous suggestion. For your knowledge, i live in KHAREJ and have well paid job. I am fun loving, party animal and smoker. Dont turn your nose up at this oppurtunity. Be in touch.

  11. یاسر ۱۳۸۶-۰۱-۲۰، ۱۰:۴۶ ق.ظ

    سلام.
    راستش من مدت سه ساله که دارم وبلاگ شما رو می خونم.یعنی از زمانی که وارد دانشگاه شدم.جالب این جاست که هر چه پیش میریم.بیشتر احساس می کنم که شما به اطرافتون همون جوری نگاه می کنید که من.گرچه لزوماً نتایج یکسانی نمیگیریم. و این ناشی از دخالت یکسری فاکتورهای دیگه است.خیلی دلم می خواد شما رو از نزدیک ببینم.لطف می کنین اگر نتیجه رو بهم اطلاع بدین

  12. علی ۱۳۸۶-۰۱-۲۰، ۱۲:۱۵ ب.ظ

    سلام .
    وبلاگ بسیار زیبایی دارین .
    تبریک می گم .

    موفق باشی

  13. فاطمه ۱۳۸۶-۰۱-۲۰، ۱۲:۴۲ ب.ظ

    سلام.سال نو مبارک.
    من کاملا با نظرت موافقم…این که مدیریت خانوم ها تو مسایل اقتصادی حرف اول رو می زنه و این زن خون هست که می تونه با درایت خودش از یه حقوق معمولی یه زندگی خوب و آسوده بسازه.موفق باشی

  14. امید ۱۳۸۶-۰۱-۲۰، ۳:۱۷ ب.ظ

    سلام زهرا خانم

    تو رفتی شمال و حقوق یک میلیونیتم خرج کردی و به من نلینکیدی؟ بابا دستت درست!
    اگه زحمت نیست یک سر به من بزن نظرتم بگو. چون به نظر تو خیلی اعتماد دارم.

  15. حامد ۱۳۸۶-۰۱-۲۰، ۵:۰۴ ب.ظ

    salam man mohhammad reza hastam lotfan shomarat ro be man mail kon ba tashakkor dooset daram kheyli ziyad bye

  16. علی ۱۳۸۶-۰۱-۲۱، ۷:۰۶ ق.ظ

    سلام
    با بحث مدیریت زن در خانه به شدت موافقم . جای « ان قلت » ـی نیست فکر کنم .
    در باره سوفی شل هم من واقعا از دیدن فیلم لذت بردم . البته تاسف هم خوردم به این خاطر که آلمانها برای مجاهدینشان اینگونه فیلم می سازند و به قول ام ام ان تنها به این مسئله می پردازند دون هیچ حواشی ای اما ما برای مجاهدین انقلابیمان فیلمی می سازیم که حواشیش بیشتر از متن اصلی است و دریغ از نشان دادن یک تفکر مستحکم از این افراد . بر خلاف ما در سوفی شل قدرت بیان و استحکام سخن سوفی بسیار تحسین آمیز بود . به حال سینمای کشورم تاسف خوردم .

  17. behrooz ۱۳۸۶-۰۱-۲۱، ۱۱:۰۱ ق.ظ

    ببخشید زهرا خانوم ولی چه معنی داره وقتی مرد هست زن مدیریت داشته باشد

نظر شما