سناریوی فیلم فرار شهرام جزایری

*  اولا من واقعا از همه کسانی که چه با ایمیل چه با کامنت و یا آفلاین عید رو تبریک گفتن واقعا تشکر میکنم. الان داشتم وبلاگ یک پزشک رو میخوندم که دیدم راجع به مسئله‌ای به نام تبریک گفتن سال نو نوشته.
حالا گوشی من نوکیا ۶۱۲۵ هست و فارسی هم ساپرت میکنه ولی کیبرد فارسی نداره و منم نمیدونم حروف فارسی به چه ترتیبی هست برای همین من چه از از طریق SMS و چه از طریق الکترونیکی واسه فرستادن پیام تبریک عید مشکل دارم.
باور کنید اگه جواب نمیدونم به خاطر این نیست که آدم قدرنشناسی هستم فقط به خاطر اینه که من واقعا دسترسی ام به اینترنت  کم هست. با اینکه توی محل کارم همیشه اینترنت دارم ولی وجدانم قبول نمیکنه به جز اول صبح و موقع ناهار خیلی از اینترنت استفاده کنم مگه اینکه مسئله واقعا حاد و فوری باشه. (خیلیم مثبت نیستم بابا)
الانم که شمال پیش خانواده ام هستم وضع به همین ترتیب هست. ما تازه وقت کردیم واسه مسافرت عیدمون برنامه ریزی کنیم! چون تازه امروز مهمونامون رفتن و ما میخوایم فردا یا پس فردا بریم مسافرت. امسال خوبیش به اینه که داداش دومیم هم باهامون هست. این بشر واقعا خداست بس که شوخ و شاده. من همیشه به خودش هم میگم که اگه یه روزی ازدواج کنم دلم میخواد همسر آینده ام اخلاقش مثل تو باشه. البته اذیت هم خیلی می کنه ها ولی از اون آدمهاست که وقتی توی جمعی یا مسافرتی باشه حتما به آدم خوش میگذرونه:-)

* خوب من این مطلب رو قبل عید نوشتم و روز عید هم در توضیحش اینو نوشتم. همش هم به خاطر سوء تعبیرهایی بود که از مطلب اول شده بود. باور کنین من اگه میدونستم این برداشت اول خیلی از اون مطلب میشه اصلا نمی نوشتم و لزومی هم نداشت واقعا که بنویسم جز  یک خوشحالی و ذوق ذدگی بچه گانه و نوشتن عجولانه اش:
ببینین این مطلب از نظر من چند تا برداشت میتونه داشته باشه:
۱- اینکه واقعا یه آدمی با ابعاد من (!!!) در یک ماه فراتر از یک میلیون بگیره که این حالا حالاها از محالات ممکن است و بعید میدونم کلا برای من و آدمهایی در سطح من چنین اتفاقی هیچ وقت بیفته!! (توجه داشته باشید که اینجا یه جای دولتی هست و برای مدارک مختلف سقف تعیین شده که همین جوری صعودی حقوق ندن و من متعجبم که چرا حتی برخی از دوستان من چنین فکری کردن!!!)
۲- آخر سالی اگه عیدی ای که میدن و همین طور سنوات و پاداشهایی که به حقوق اضافه میشه رو حساب کنین ممکنه حقوق یک فرد رو فراتر از یک میلیون ببره و این موضوع اینجایی که من کار میکنم اصلا چیز غیر عادی و یا غریبی نیست.
۳- ممکنه فردی دو یا سه ماه حقوق نگیره و مجموع حقوق و مزایاش در آخر سال خیلی خیلی بیشتر از یک میلیون بشه و اینم چیز غریبی نیست.
حالا اینکه من چرا دقیقش رو نمیگنم مسیله کمتر اطلاعات دادنه. هه هه! خیلی فکر بدی نکنین. بابا به جان خودم راه حل خیلی از چیزهایی که میخونیم و می شنویم و گر میگیریم فقط و فقط یک لیوان آب خنک هست. مثل اینکه من شنیدم یه جااااایی به کارمندانش بالای چند میلیون عیدی داده!!!!

* تا حالا به آدمهایی برخوردید که هنوزه هنوزم خیلی از حد و حدودها و مرزهای مذهبی رو واسه خودشون مشخص نکردن؟!  من از اونجایی که به قول دوستان به دیوار ترک خورده هم میخندم توی مواجه با این آدمها بیشتر خنده ام میگیره. همین الان تازه از بدرقه زن داییم اینها برگشتم. من یه پسر دایی خیلی کوچولو دارم که ۵ سالش هست. من کار داشتم و تا یه جایی باهاشون رفتم و برگشتم. توی ماشین که بودیم راننده آژانس نوار که امشب شبه عشقه رو با صدای هایده گذاشته بود. راننده هر جایی که به مسجدی یا بقعه ای می رسید صدای نوار رو کم میکرد. پسر دایی منم مدام با نوار می رقصید. راننده برگشت به ما گفت که این بچه رو آرومش کنین رقص جلوی مسجد حرامه:-)  حالا این زن دایی من شروع کرده بود با راننده بحث کردن بر سر اینکه آیا نوار گذاشتن شما حرومتر هست یا رقص این بچه ۵ ساله:-)
والا این وسط از بین تمامی جملاتی که رد و بدل شد من از این جمله و این قضاوت آقاهه خیلی متعجب شدم:
خانوم ببین هایده چه صدایی داره چه نفسی داره! صداش از صدای صد تا مرد هم بهتره و بهتر میخونه. شنیدن این صدا صواب هم داره:-) من بعید میدونم کسی که این صدا رو داره بره جهنم:-)

* سناریوی فیلم فرار شهرام جزایری:
۱- نسخه افغانی:
ش.ج: آهای سربازها آن کفتر را بنگرید، که همانا از آن بالا کفتر می آیه!
سرباز اولی: عجب کفتر مالی است!
سرباز دومی: آن کفتر را ولش کن، آن یکی دیگر را بنگر که بسیار مال تر است!
سرباز دوم ( در اینجا به زیر آواز میزند ):  از آن بالا کفتر می آیه، یک دانه …
سرباز اولی: اِ شهرام کو ؟
سرباز دومی: ای وای انگاری اغفال شدیم، شهرام فرار کرد

۲- نسخه فارسی:
ش.ج: چند میگیرین اغفال شین؟
سرباز اولی: دهنت رو ببند! این چه حرفیه؟ مگه خودت ناموس نداری!
ش.ج: احمق! منظورم از اغفال اینه که بزاری متواری بشم!
سرباز اولی: آها! اما جواب بقیه رو چی بدیم؟
این قسمت از فیلم برای اکران عمومی حذف گردید!
سرباز اولی : وای چه احساس بدی دارم!
سرباز دومی: فکر کنم اغفال شدیم!

۳- نسخه هندی:
ش.ج: من هوس بستنی کردم
سربازها: پس باید ما رو هم مهمون کنی!
ش.ج: عجب رویی دارین، دو دقیقه پیش پیتزا مهمونتون کردم، باشه بستنی هم میخرم. آقای بستنی فروش بی زحمت سه تا بستنی بدین.
بستنی فروش: اِ، شهرام تویی؟! اینجا چکار می کنی؟ یادته تو محله مون با هم توی بستنی فروشی کار می کردیم؟ وضعت توپ شده ما رو نمی شناسی؟
سرباز اولی که انگار تازه متوجه ماهیت شهرام می شود خطاب به او: ا‌ِ شهرام جزایری تویی؟! می دونی چند سال دنبالت می گشتم؟! شهرام منم بهرام! داداش گم شدت!
ش.ج سرباز اولی رو در آغوش می گیره و در حالی که از خوشحالی اشک می ریزه: داداش!
سرباز دومی: شهرام و بهرام .. منم اسفندیار هستم!
( لازم به توضیح است در این فیلم اسفندیار با شهرام و بهرام هیچ نسبتی ندارد، و صرفاً جهت گفتن یک دیالوگ یک جمله ای است)
بعد این چهار نفر در همان حالی که بستنی می خوردن آواز خوندن و حرکات موزون انجام هم انجام می دادن، در ضمن باران هم می آمد!
ترجمه آواز:
سرباز اولی - ای شهرام! ای مایه دار، ای مخ اقتصادی، ای یابنده آسانسور ترقی، ای استعداد درک نشده ، ای فرار مغزها، ای خوش تیپ
ای هدیه دهنده به هر مجلس و محفلی، ای کمک کننده به بی نیاز و با نیاز، تو را با دل و جان دوست دارم.
ش.ج- ای بهرام! اگر عشقت حقیقی است پس اغفال شو!
بستنی فروش: این همه بستنی های من، فدای یک خنده ی تو، ای که با اشارتی همه میشن بنده ی تو!
سرباز دومی: خیلی خونسردی، دیوونم کردی!
ش.ج خطاب به سرباز دومی : پس تو یکی که هیچی! آهای بهرام اغفال شو دیگه! کار دارم، باید برم دیرم میشه ها!
سرباز اولی: داداش این حرفا چیه! ما اغفالتیم، شما متواری شو !

۴- نسخه هالیوودی:
یک آدم خفن -در حالی که با یک عدد موبایل از نوع « از کی تا حالا » صحبت می کند- : (سرباز ها توی تیررس هستن)
ش.ج (در حالی که با یک همراه ۱۵۰ هزار تومانی صحبت می کند و در ضمن هزینه اضافی هم پرداخت نمی کند ) : نمی خواد تیر اندازی کنی، خودم اغفالشون می کنم.
( این قسمت از فیلم به علت بیش از حد هالیوودی بودن سانسور شده است)
سرباز اولی: پایین رو ول کن، بالا رو ببین! شهرام با یک هلیکوپتر متواری شد.
سرباز دومی: اما خوشبختانه یک سر نخ مونده.
سرباز اولی: نادون!  این که سر نخ نیست این موهه!
سرباز دومی: ای وای! انگاری تو این نسخه فیلم هم اغفال شدیم!

۵- نسخه سینمای ماوراء:
یک عدد سفینه وارد زمین می شود.
یک عدد گشت کنترل نا محسوس : بزن کنار!
گشت نا محسوس: از کجا میآی ؟ به کجا می ری؟
موجود فضایی: از خونه مادرزنم که توی کره مشتری بود راه افتادیم می خوایم شهرام جزایری رو متواری اش کنیم بعد میریم خونه خودمون توی کره مریخ!
گشت نامحسوس (خطاب به همکارش) : ایشون حالت طبیعی ندارن، یک تست ازش بگیر!
گشت کنترل نا محسوس: تخلفاتت رو قبول داری؟ اگه نداری ما خیلی پیشرفته هستیم، همشون رو ضبط کردیم، باورت میشه ؟! خیلی با حاله مگه نه؟!!
موجود فضایی: تخلفاتم چی بود؟!
گشت کنترل نا محسوس: سرعت غیر مجاز و تغییر در شکل ظاهری وسیله نقلیه، اِ پلاک هم که ندارین! باید ماشینت رو بخوابونیم!
( در همین لحظه موجود فضایی غیب میشه و یه راست با سفینه اش کنار شهرام و اون دو تا سرباز ظاهر میشه )
موجود فضایی شهرام جزایری تویی؟
ش.ج: آره!
موجود فضایی: تو همونی هستی که ادعا کردی اگه رئیس جمهور کشورت بشی می تونی معضل اشتغال رو حل کنی؟
ش.ج: بله، البته با انجام تخلفات کوچیک.
موجود فضایی: پس تو خیلی کارت درسته ! ما می خوایم تو رو بدزدیم و ببریم کره مریخ!
ش.ج: اشکالی نداره، فقط بنا بر فیلمنامه قبلش باید این دو تا سرباز رو اغفال کنین.
موجود فضایی: ای بابا… این که کاری نداره!
و بدین ترتیب موجودات فضایی شهرام را به کره مریخ بردند:)

۱۴ نظر

  1. سمیه ۱۳۸۶-۰۱-۴، ۸:۱۴ ب.ظ

    زیبا می نویسی و خواندنی. به شما زیاد سر می زنم. خوشحال می شوم نظرتان را دربراه وبلاگم بدانم

    [جواب به این نظر]

  2. آرزو ۱۳۸۶-۰۱-۵، ۱۲:۲۹ ق.ظ

    زهرای عزیز سلام. سال نو مبارک. بهترین ها رو برات آرزو دارم در سال جدید.

    [جواب به این نظر]

  3. سلیمان ۱۳۸۶-۰۱-۵، ۱۲:۳۱ ق.ظ

    سلام
    ببین برای من جالبترین نکته وبلاگت اسمش بود که آخرشhb بود
    چون آخر اسم من bh هستش
    موفق باشی
    بازم بهت سر میزنم - وبلاگ ناقابل و بدبخت بیچاره من هم در خدمت شماست
    by

    [جواب به این نظر]

  4. khapit ۱۳۸۶-۰۱-۵، ۵:۵۰ ب.ظ

    فرارش اونقدرا هم پیچیده نیست (نبود) از مقامان بالا دستور میرسه بذارید فرار کنه..تموم

    [جواب به این نظر]

  5. زهرا ۱۳۸۶-۰۱-۵، ۵:۵۵ ب.ظ

    زهرا جان ، آخه عزیز من چرا اینقدر حساسی ! حالا یک میلیون نه ، صد تومن . اصل اینه که سرخوش بودی و خواستی بگی که سرخوشی .
    امیدوارم همیشه سرخوش باشی و حقوقی که می گیری را به شادی خرج کنی .
    در ضمن سناریوت خیلی باحال بود . شاید اگه روی نوشتن سناریو و ساخت فیلم کارکنی یه روز میلیونر بشی!!!…

    [جواب به این نظر]

  6. arjang ۱۳۸۶-۰۱-۵، ۶:۵۴ ب.ظ

    سلام
    اگر لینک به منبع نداید لااقل نامی از نویسنده می بردید!
    http://arjang62.blogfa.com/post-98.aspx

    [جواب به این نظر]

  7. Roya - Minor Lady ۱۳۸۶-۰۱-۵، ۹:۰۶ ب.ظ

    تبریکات صمیمانه سال جدید مرا پذیرا باشید.
    با آرزوی بهترین‌ها!

    [جواب به این نظر]

  8. zohre ۱۳۸۶-۰۱-۶، ۳:۳۰ ب.ظ

    mersi kheyli jaleb bood!

    [جواب به این نظر]

  9. kamrad ۱۳۸۶-۰۱-۷، ۱۱:۲۱ ق.ظ

    salam, goshi man ke na farsiro saport mikone na aks! :) khob shoma mitonin pinglish tabrik befrestin!
    rasti iransel to shomal kar mikone mage?!
    mosaferat ham khosh begzare! harchand alan ke dare shorshor baron miyad:)
    on masjede sefid astaneye khodemone dige! baraye manam jalebe ke harvaght to taxi hastamo nazdikesh misham ranandeha navaro ghat mikonan. piro javonam nadare.

    [جواب به این نظر]

  10. مهیار ۱۳۸۶-۰۱-۷، ۱:۵۹ ب.ظ

    Very GOOOOOOOOOOOOOOD

    [جواب به این نظر]

  11. shazde ۱۳۸۶-۰۱-۷، ۷:۴۱ ب.ظ

    زندگی صجنه یکتای هنرمندی ماست - هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود - صحنه پیوسته به جاست - خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد — ایشاالله سالی که گذشت تونسته باشیم تو خاطره ها نقشی خوش به یاد گذاشته باشیم و بتونیم کاستیها رو تو این سال جبران کنیم - سال نو مبارک نازنین دوست من ‘ ایشالله که بهترین سال عمرت رو تجربه کنی نازنین

    [جواب به این نظر]

  12. کیمیا ۱۳۸۶-۰۱-۱۰، ۸:۳۶ ب.ظ

    ۴۰ روز بعد فرار یارو یادت افتاده سناریوشو بنویسی،اونم انقدر لوس؟ البته خودت احتمالا حسابی با خودت حال میکنی که وای چه خفن نوشتم!! چون از تمام نوشته هات این میباره که حس میکنی از نوابغ کشوری! اگه هم کپی پیست ه،بازم ارزش نداشت که از جمله اولین پستهای سال نو باشه! بچه ۱۰ ساله بهتر از این میتونه تولید محتوا کنه!
    در ضمن اون موقعیتهای ۲ و ۳ ملیونی شدن پول خیلی عادیه و تو زندگی کاری خیلیا اتفاق میفته.ارزششو داشت که انقدر باهیجان حرف بزنی که تا یه ماه بعد واسه اون پست اصلاحیه بدی؟!

    [جواب به این نظر]

  13. مهدی ۱۳۸۶-۰۱-۲۴، ۳:۱۶ ق.ظ

    سلام عزیزم
    از شما خواستم که چند تا دختر خوب لنگرودی به من معرفی کنید

    [جواب به این نظر]

  14. kamran ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۲:۴۰ ق.ظ

    salam.gushiye manam mesle bazi az dustan farsi tayp nemikone.sharmande.veblaget aliye.manke kheyli khosham umad:-) mer30 aziz;-) rasti omidvaram amaare karbarha tu veblaget bishtar beshe. ba arezuye behtarinha baraye u.

    [جواب به این نظر]

نظر شما