<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: مشکلی به نام لهجه</title>
	<atom:link href="http://zahra-hb.com/1386/01/lahje-g-f-e/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://zahra-hb.com/1386/01/lahje-g-f-e/</link>
	<description>دست نوشته ها و خاطرات یک دختر ایرانی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 16 May 2012 19:12:49 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.2</generator>
	<item>
		<title>با: سیما</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1386/01/lahje-g-f-e/comment-page-1/#comment-44619</link>
		<dc:creator>سیما</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/04/01/lahje-g-f-e/#comment-44619</guid>
		<description>مگه شما عاشقه صداقت نیستی این دیگه چه عاشقیه که خاموشی؟؟؟؟؟؟؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مگه شما عاشقه صداقت نیستی این دیگه چه عاشقیه که خاموشی؟؟؟؟؟؟؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ناشناس</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1386/01/lahje-g-f-e/comment-page-1/#comment-43236</link>
		<dc:creator>ناشناس</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/04/01/lahje-g-f-e/#comment-43236</guid>
		<description>خیلی سایتت جالب بود</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خیلی سایتت جالب بود</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: morteza</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1386/01/lahje-g-f-e/comment-page-1/#comment-10285</link>
		<dc:creator>morteza</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/04/01/lahje-g-f-e/#comment-10285</guid>
		<description>salam  chera az khodet chizi nagoftiiiii</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>salam  chera az khodet chizi nagoftiiiii</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: زهرا &#187; احتمالا ایمانم خیلی ضعیفه</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1386/01/lahje-g-f-e/comment-page-1/#comment-1326</link>
		<dc:creator>زهرا &#187; احتمالا ایمانم خیلی ضعیفه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/04/01/lahje-g-f-e/#comment-1326</guid>
		<description>[...] * ما هم با این ترمینالوژیمان خودمان را کشتیم. امروز توی تاکسی یه پیرمرده کنار من نشسته بود و من طبق معمول خودم رو کامل جمع کرده بودم. پیرمرده وسط راه برگشت گفت: دخترم تو جای نوه من هستی و راحت بنشین! منم نیست که ماشالا خیلی زبانم خوبه (!!!) برگشتم گفتم: خوب بعله البته! ولی خوب من که اکچوالی نوه شما نیستم!!! جواب پیرمره بامزه تر بود، برگشت گفت: eee شما ترک هستید؟ همسایه ما ترکه و همیشه اینجوری حرف میزنه!!!! [...]</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[...] * ما هم با این ترمینالوژیمان خودمان را کشتیم. امروز توی تاکسی یه پیرمرده کنار من نشسته بود و من طبق معمول خودم رو کامل جمع کرده بودم. پیرمرده وسط راه برگشت گفت: دخترم تو جای نوه من هستی و راحت بنشین! منم نیست که ماشالا خیلی زبانم خوبه (!!!) برگشتم گفتم: خوب بعله البته! ولی خوب من که اکچوالی نوه شما نیستم!!! جواب پیرمره بامزه تر بود، برگشت گفت: eee شما ترک هستید؟ همسایه ما ترکه و همیشه اینجوری حرف میزنه!!!! [...]</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: شهروز</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1386/01/lahje-g-f-e/comment-page-1/#comment-1229</link>
		<dc:creator>شهروز</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/04/01/lahje-g-f-e/#comment-1229</guid>
		<description>سلام دختر خانم گیلک
شما چطور گیلکی هستی که تو سایتت اصلا خبری از گیلان نیست.
ظاهرا ساکن رشت هم هستیم و احتمالا اهل رشت.البته مقیم تهران
موفق باشین .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام دختر خانم گیلک<br />
شما چطور گیلکی هستی که تو سایتت اصلا خبری از گیلان نیست.<br />
ظاهرا ساکن رشت هم هستیم و احتمالا اهل رشت.البته مقیم تهران<br />
موفق باشین .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: one</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1386/01/lahje-g-f-e/comment-page-1/#comment-1154</link>
		<dc:creator>one</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/04/01/lahje-g-f-e/#comment-1154</guid>
		<description>*******سلام زهرا خانم،امیدوارم درزندگیت موفق باشی .از نوشته هایت واز بعضی دیدگاههایت خوشم می آید.امیدوارم همانگونه که در وبلاگنویسی موفق هستی در زندگیت هم موفق باشی وبه آرزوهایت به امید خدا برسی .*******</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>*******سلام زهرا خانم،امیدوارم درزندگیت موفق باشی .از نوشته هایت واز بعضی دیدگاههایت خوشم می آید.امیدوارم همانگونه که در وبلاگنویسی موفق هستی در زندگیت هم موفق باشی وبه آرزوهایت به امید خدا برسی .*******</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: دوست فاطمه</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1386/01/lahje-g-f-e/comment-page-1/#comment-1135</link>
		<dc:creator>دوست فاطمه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/04/01/lahje-g-f-e/#comment-1135</guid>
		<description>سلام ای بی معرفت ها
یعنی به این زوودی فاطمه را فراموش کردید وای وای خدا به دادتون برسهه 
واقعا فاطمه تفلک با چه کسایی دوست بود</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام ای بی معرفت ها<br />
یعنی به این زوودی فاطمه را فراموش کردید وای وای خدا به دادتون برسهه<br />
واقعا فاطمه تفلک با چه کسایی دوست بود</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: شاهرح</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1386/01/lahje-g-f-e/comment-page-1/#comment-1133</link>
		<dc:creator>شاهرح</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/04/01/lahje-g-f-e/#comment-1133</guid>
		<description>تلویزیونمون که بره به جهنم... یعنی یکذره شعور واسه ملت قایل نیست... همه چیو میخواد به زور بکنه تو حلقمون... دیشب کامران نجفی برگشته میگه که اون ملوانها تو اتاق بغلی اتاقی که رییس جمهور داشت حرف میزد هی آب می خوردن هی میرفتن WC!!!!! آخه این چه حرفیه که زد؟! حالم از این کاراشون به هم می خوره...
خیلی برام جالبه... همه ما از دین یه تفسیری می کنیم و هرجا لازم باشه برای خودمون یه اجازه هایی قایل میشیم و .... ولی شاید یه زمانی از اون داستان راننده ای که تعریف کردید با ذکر منبع استفاده کنم... اون شاهکار بود... جلوی این آدما من فقط می تونم بخندم... به شرطیکه ادعا نداشته باشه که همونی که اون فکر می کنه درسته که اونجوری از کوره در میرم!!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>تلویزیونمون که بره به جهنم&#8230; یعنی یکذره شعور واسه ملت قایل نیست&#8230; همه چیو میخواد به زور بکنه تو حلقمون&#8230; دیشب کامران نجفی برگشته میگه که اون ملوانها تو اتاق بغلی اتاقی که رییس جمهور داشت حرف میزد هی آب می خوردن هی میرفتن WC!!!!! آخه این چه حرفیه که زد؟! حالم از این کاراشون به هم می خوره&#8230;<br />
خیلی برام جالبه&#8230; همه ما از دین یه تفسیری می کنیم و هرجا لازم باشه برای خودمون یه اجازه هایی قایل میشیم و &#8230;. ولی شاید یه زمانی از اون داستان راننده ای که تعریف کردید با ذکر منبع استفاده کنم&#8230; اون شاهکار بود&#8230; جلوی این آدما من فقط می تونم بخندم&#8230; به شرطیکه ادعا نداشته باشه که همونی که اون فکر می کنه درسته که اونجوری از کوره در میرم!!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: اسماعیل</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1386/01/lahje-g-f-e/comment-page-1/#comment-1132</link>
		<dc:creator>اسماعیل</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/04/01/lahje-g-f-e/#comment-1132</guid>
		<description>به داداش و پدرتون دیدن اخبار 20:30 رو از طرف من توصیه کنید.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>به داداش و پدرتون دیدن اخبار ۲۰:۳۰ رو از طرف من توصیه کنید.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: آزاده</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1386/01/lahje-g-f-e/comment-page-1/#comment-1131</link>
		<dc:creator>آزاده</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/04/01/lahje-g-f-e/#comment-1131</guid>
		<description>خیلی متاسف شدم وقتی اصل مطلب &quot;سناریوی فرار شهرام&quot; را دیدم.سعی کن خودت باشی،هر چند گاهی وقتا مجبور به سکوت بشی.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خیلی متاسف شدم وقتی اصل مطلب &#8220;سناریوی فرار شهرام&#8221; را دیدم.سعی کن خودت باشی،هر چند گاهی وقتا مجبور به سکوت بشی.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

