۱۳۸۶-۰۱-۱
عید مبارک - بید مجنون
* سلام.
عید همگی مبارک. هرچند که من موقع تحویل سال خوابم برده بود ولی امیدوارم که تا آخر سال اینطوری نخوابم. میگن سالی که نکوست از بهارش پیداست:)
واقعا از صمیم قلب سال خوبی رو برای شما آرزو میکنم و امیدوارم که همه ما توی این سال از نظر معنوی هم پیشرفت داشته باشیم. من به شخصه این چند روزه چیزهایی رو توی اقوام و دوستان نزدیکم دیدم و شنیدم که خیلی میترسم. حتی بعضی از دوستانم که همیشه میگفتن اونا از نظر تربیتی مشکل داشتن و یا اینکه مثلا میگفتن ایمان من با اونها فرق داره و این حرفا.
باید بپذیریم که انسان هستیم و جایزالخطا و همیشه باید بترسیم که نکنه فراموش کنیم و یا اینکه به حال خودمون واگذار بشیم… من که خیلی ترسیدم.
* اینم هدیه گوگل به ایرانیها:

* یک اصل خیلی مهم رو من این روزها بهش ایمان آوردم و اونهم اینکه هر چیزی رو که می شنوید و میخونید رو لزوما باور نکنین. یا از اون مهمتر اینکه آدم باید کامل بخونه و تحقیق کنه تا مطمین بشه. ممکنه منظور نویسنده یا گوینده اساسا چیز دیگه ای باشه و حتی حقیقت غیر از این. هر چند که معیار درستی وجود نداره ولی تنها راهش اینه که زودباور نباشیم.
* امروز یک خانواده افغانی که میدونم مشکلات زیادی دارن برای تبریک عید اومده بودن خونه ما. اینهم شاید فقط و فقط به خاطر کمکهایی بود که پدرم و مادرم بارها بهشون لطف کردن. شاید باور نکنین که من بیش از همه خوشحال بودم که این خانواده جلوتر از همه اقوام ما اومدن خونه ما. وقتی سه تا دختر مهربان و متینشون رو دیدم و باهاشون احوالپرسی کردم و وقتی مادرشون منو بوسید و ازمون تشکر کرد، برای من یک دنیا ارزش داشت. اونا اولین جایی که رفته بودن خونه ما بود. خانومه ایرانی هست و شوهرش افغانی هست ولی فعلا چند ماهی هست که از پدر خانواده خبری نیست. واقعا امیدوارم خدا هر چه زودتر مشکلشون رو حل کنه…
* دیشب این برنامه مژده بده و مجری جلفش (فرزاد حسنی رو دیدین؟!) من که از اول برنامه تا آخرش داشتم با تعجب و البته خشم به چهره بند انداخته و ابروهای برداشته شده فرزاد حسنی نگاه میکردم!!! یاد اون جمله مجله شهروند افتادم که نوشته بود: برنامه فوق العاده و مجری فوق لوده اش فرزاد حسنی! خداییش این آدم متظاهر شورشو درآورده!
تا اینکه رفتیم روی کانال دو و فیلم بسیار زیبای بید مجنون رو برای دومین بار دیدم. بید مجنون از اون فیلمهایی هست که وقتی آدم واسه بار چندم هم نگاش میکنه، بازم یه چیز جدید توش پیدا میکنه و ازش لذت میبره.
* جالبه اینو همین الان توی وبلاگ مازیار ناظمی خوندم:
بدون تردید عرض میکنم یکی از مهمترین و اثر گذارترین کارهای رسانه ای من در سال ۸۵ راه اندازی وبلاگ بود .خیلی هم تصادفی این اتفاق افتاد یک بعد الظهر جمعه (اواخر فروردین ) بعد از کلی ور رفتن با پرشین بلاگ و در نهایت هم errorدادن رفتم سراغ بلاگفا ، انصافا سرور خوبی است و به راحتی ثبت وبلاگم صورت گرفت و ما هم در فضای مجازی جای گرفتیم . این فضای خوب به من این اجازه را داد تا با مخاطبانم بهتر در ارتباط باشم و نظر آنها را بدون واسطه ( مراکز نظر سنجی صداو سیما و … ) بدانم .این پدیده هم یک فرصت بود برای من که قصد داشتم شیوه دیگری از کار رسانه ای را تجربه کنم و هم یک ریسک محسوب میشد چرا که وبلاگ برای فضای کاری من هنوز نامانوس است و تا آن زمان کمتر کسی با نام و نشان واقعی خود وارد این حیطه شده بود بهرحال تلاش من این است که به عناوین سر در وبلاگ یعنی خبری – آموزشی و ورزشی وفادار باشم.در پایان سال ۸۵ هستیم امیدوارم این طفل نوپا (وبلاگ ) در سال آینده همچنان با قدرت به حیات خود ادامه دهد و برای شما دوستان و مخاطبان عزیز هم که صمیمانه من را در همه امور یاری کردید ارزوی سالی خوب و نکو دارم.

