۱۳۸۵-۱۲-۱۰
پاسخی به مطلب ماجراهای مشکوک
* تو رو خدا این لیست رو ببینید. ترتیب کشورا بر اساس کیفیت زندگی در اونها رو نشون میده. بین ۱۹۵ کشور ایران ۱۹۰ امی هست و فقط افغانستان و عراق و سودان و سومالی و یمن پاپینتر از ما هستند. خداییش خیلی حرصم گرفت…
فکرشو بکنین که خیلی از کشورای آفریقایی هم سطح زندگیشون انگار بالاتر از ماست.
البته خوب نمیدونم معیارهای انتخاب اینها چی بوده؟! مثلا اینکه فرانسه اولین کشور هست در حالیکه توی همین کشور مسلمانها و به خصوص خانومها محجبه حق رفتن به مدرسه و دانشگاه رو ندارن و یا اینکه از اونجا اخراج میشن…
پ.ن: معیارها رو هم دیدم. بازم چیزی دستگیرم نشد!
* بر خلاف تصور استقلالیها من یکی اصلا از حذف استقلال از بازی های آسیایی خوشحال نشدم. چون واقعا اینجا پای افتخارات یک ملت و یک کشور در میان هست. اما حداقل درس خوبی برای فدراسیون فوتبال ایران شد که فکر نکنن کنفدراسیون فوتبال آسیا هم مثل ورزش بی در و پیکر این مملکت هست که با کدخدامنشی بخوان حلش کنن! خداییشا من میخوام بدونم اینهمه آدم ریختن توی هیات مدیره استقلال یعنی جدی جدی هیچ کدومشون حواسشون به ارسال لیست نبوده؟! بعدشم به قول اون بیننده که هنگام مصاحبه با گزارشگر میگفت: بابا الان دنیا پیشرفت کرده پس اینترنت و فاکس و ایمیل به چه درد میخوره که اینا در آخرین روز و آخرین ساعت با پست عادی! اسامی رو فرستادن؟!
خداییش میبینین چقققدر راحت حذف شدیم؟!
* از طریق حاجی واشنگتن: به نظر طنز میاد:-)
اظهارات عجیب احمدینژاد درباره زنان گیلانی:
آفتاب: محمود احمدینژاد در جمع نخبگان استان گیلان بار دیگر اظهاراتی غیرمنتظره و بهتآور بر زبان آورد و گفت «برخلاف دیدگاه بعضی افراد، من معتقدم زنان گیلانی با حفظ عفاف خود در عرصههای مختلف کشاورزی حضور داشتهاند»! این اظهارات که ظاهراً ناظر به برخی لطیفههای سخیف افواهی بوده است و اصلاً در جایگاه عالیترین مقام اجرایی ایران نیست با انتقاد شدید رمضان علی صادقزاده نماینده مردم رشت در مجلس شورای اسلامی مواجه شد. تا آنجا که صادقزاده به گلایه تاکید کرد «سایر مواضع ایشان نیز همین گونه است»!
* همانطوری که بر من مسلم بود (از اولش) با نوشتن این مطلب راجع به اون خانومی که گفته بود ماموران جمهوری اسلامی به خاطر رابطه با دوست پسرش صورتش رو تیغ انداختن و من نوشتم و هنوز اعتقاد دارم که قضیه اساسا دروغ محضه سیل کامنتا و فحاشیها شروع شد! البته خوشبختانه من فیلتر دارم و هر کامنتی رو اینجا پابلیش نمیکنم. (مثلا افشین و محسن و مهناز و …) که به نظرم همه شون یکنفر هستند و بنده و شما هم میدونیم که اون یک نفر هم کیه!
ببینین من نگفتم که صورت ایشون خش ندارن و زخم نشده یا از ریخت نیفتاده! بلکه گفتم امکان نداره یه مامور نیروی انتظامی و یا حتی وزارت اطلاعات و هر جای دیگه ای به خاطر رابطه با دوست پسرش چنین بلایی سرش آورده باشن! حتی معتقدم اصلا دستگیری ای در کار نبوده و احتمالا خودشون بعد از قال گذاشتن دوست پسره اینکارو کرده (چون دست به خودکشی هم زده) و یا اینکه اصلا دوست پسره خسته شده ازش و چون ول کن نبوده(اونطوری که در داستان نوشته و ایشون خیلی از اوشون خوشش می اومده) این بلا رو سرش آورده!
مثل اینکه الان مد شده هر کی بلایی سرش میاد، حتی اگه خودش سر خودش بیاره، میذارن به حساب مامورای مملکت! نه اینکه من بگم صد در صد مامورا بیگناه هستند ها! همین مساله فرار شهرام جزایری خودش دال بر این مطلب هست که احتمالا رشوه ای، برنامه ریزی ای، چیزی در کار بوده اما این رو هم مطمئنم که به خاطر چنین مساله کاملا بی ارزشی امکان وقوع چنین حادثه ای تحقیقا و تقریبا صفر هستش!
حالا اگه این خانوم و دار و دسته اش خیلی ناراحت هستند، بنده یک لیوان آب + چند حبه قند توصیه می کنم! و بهشون توصیه میکنم که اگه تا صد سال دیگه تشریف بیارن اینجا و فحش بنویسن به جایی نخواهند رسید و بهتره برای جلب افکار عمومی و حس ترحم ملت راههای دیگه ای رو انتخاب کنن! هرچند که من دیدم چند نفر واقعا قضیه رو باور کردن!!!!
یه توصیه دیگه هم به ایشون دارم و اونهم اینکه خوب نیست آدم به خاطر اینکه بگه من طرفدار سینه چاک زیاد دارم بیاد و از طرف اونا و با جانبداری از خودش به دیگری فحش بده! چون طرفدارای یک شخص مشخص می کنن که خودش چه منشی داره که بقیه خوششون اومده! اقلا کامنت هم که میذاری سعی کن با لحن مودبانه بذاری که فکر نکنم طرفدارات هم مثل خودتن!
پ.ن: از این مدل نوشتن واقعا بدم میاد. ولی اصلا نمیتونم فحش رو تحمل کنم! همانطور که دیدن من حتی نظرات مخالفی که مودبانه توصیه کرده بودن پابلیش کردم ولی واقعا نمیدونم هدف این آدم چیه؟!
در نهایت اینکه شاید باور نکنین که توی اون ایمیل (که از طرف یه گروپ یاهو اومده بود) اسمی از وبلاگ ایشون نیاورده بودن و من تا قبل از دیدن کامنتای به اصطلاح طرفداران ایشون اصلا نمیدونستم اون خانوم وبلاگ هم داره! اما اونها بدون در نظر گرفتن چیزی که اون مطلب میخواسته بگه مساله رو شخصی کردن!! و گیس و گیس کشی راه انداختن! این شد که من تصمیم گرفتن به شیوه خودشون جوابشون رو بدم…
من بازم میگم، با وجود اینکه ایران الان به شدت زیر ذره بین هست امکان چنین رفتارایی واقعا صفره. برای اثبات این مدعا برید نوشته های اون سه خانومی که به دلایل سیاسی (تازه!) توسط مامورای وزارت اطلاعات دستگیری شده بودند رو بخونید و میبینین که اصلا شکنجه ای در کار نبوده! یعنی اینطور نبوده که اونها رو کتک بزنن و یا اینکه با صورتهاشون همچین بلایی بیارن! توجه کنید که عنوان اون موضوع کاملا سیاسی و امنیتی هم بوده! دیگه از این بالاتر که نداریم؟!
خداییش این اداها دیگه کهنه شده! این اداها بیشتر مال اپوزوسیون و کلا تلویزیونهای لس آنجلسی هست که هر خری که به خاطر دزدی هم که رفته زندان تا پاشو میذاره خارج و میخواد کمکای مالی خارجیها رو جلب کنه، میگه من توی ایران شکنجه شدم و به خاطر آزادی بیان منو گرفتن و این حرفا!
* راستی این جریان استیضاح احمدی نژاد صحت داره؟ دقت کردید توی برنامه فوق العاده آقای مهدوی کنی (از اعضای مجلس خبرگان) و همین طور هاشمی رفسنجانی چقدر از بی کفایتی و عزل بنی صدر حرف میزدن؟! من یادم هست که آقای مهدوی کنی اصرار داشتن که خودشون به دستور امام خمینی توی یه کمیته سه نفری راجع به بنی صدر تحقیق کردن و در نهایت به این نتیجه رسیدن که باید عزل بشه. البته مهدوی کنی بزرگترین مشکل بنی صدر رو غرورش اعلام کرد و حتی اشاره کرد که هنگامی که امام خمینی حکم بنی صدر رو امضا کرد بنی صدر اصلا سرش رو بر نگردوند و تشکری هم نکرد…

