۱۳۸۵-۰۹-۶
هازمونی و ازدواج اینترنتی:)
* زندگی چون قفسی است
قفسی تنگ
پر از تنهایی
و چه خوب است
لحظه غفلت آن زندانبان
بعد از آن هم
پرواز…
* در راستای گران شدن تخم مرغ از ۶۰ تومان به ۸۰ تومان و سپس ۱۰۰ تومان یه خانوم محترمی امروز توی بانک وقتی دو تا کارمند بانک راجع به این جمله رییس جمهور مهرورز (!!!) حرف میزدند که: دنیا داره احمدی نژادی میشه فرمود:
احمدی نژاد نه، احمدی کساد:-) زده همه چیزو کساد کرده:-)
جهت هرگونه فیلتریده شدن: باید عرض کنم که بنده فقط نقل قول کردم :دی
*چند وقت پیش: در راستای دقت فوق العاده و زیادمان در امور مختلف و در حالیکه داشتم میرفتم وزارت نفت که بگم بابا منم نخبه ام (یکی بیگیره منو!!!) و در حالیکه سر در اونجا بودم (یعنی اصلا در ورودی ساختمان مرکزی وزارت نفت جلوی چشمم بود) جایی که من بارها اونجا رفتم و دیگه همه جاشو می شناسم، برگشتم از دو تا خانومی که داشتن از اونجا می اومدن بیرون پرسیدم: ببخشید خانوم ساختمان مرکزی وزارت نفت کوجاست؟!! یکی از اون بانوان محترمه به جای اینکه جواب منو بده برگشت آهسته به دوستش گفت: نمیدونم چرا هر چی بیسواد و خل و چله، پاش به وزارت نفت باز میشه!
بیخود نیست همه مغزها و نخبه ها فرار کردن!!! بابا هیشکی ما رو درک نمیکنه:) برم منم فردا فرار کنم که مغز بودنم به همه ثابت شه :دی یاد یکی از دوستانم افتادم که همیشه به نخبه ها میگه: پخمه :-) این مثل در مورد من یکی یه چیزی حدود ۷۰٪ درسته :-)
جدای از شوخی: حضرات محترم وزارت نفت برای نخبه ها کاریابی انجام میده!! نخبه هام منظورشون شاگرد اولای دانشگاه هاست و همین طور کسانی که رتبه کنکور سراسری دو رقمی دارند. بشتابید ای پخمه/نخبه های مملکت.
* دیروز توی نمازخونه دانشگاه هم اتاقی سابق عزیزم (اکرم جونم) به من گفت که یک نشریه دانشجویی به نام «لیلی» از وبلاگ من تعریف کرده و نویسنده متن هم خانوم «مریم آشتیانی» بوده. خواستم بدین وسیله از ایشون و این نشریه تشکر کنم. مرسی باور کنید اینجا ارزش این حرفها را ندارد:-)
* هارمونی:
توی ایستگاه متروی میرداماد، یه دختره رو در نظر بگیرید که چادر سرش کرده و چادرشم باز گذاشته زیرش بلوز و شلوار پوشیده و در حال راه رفتنه و هر نقطه از صورتش رو با ماده آرایشی مربوطه آراسته:)
از اون طرف هم کنار و دست اندر دست این خانوم، یک آقای سانتی مانتال رو در نظر بگیرید که موهای عقب سرش رو که حداقل به ۵۰ سانتی متر میرسه رو فر کرده و روی کتش انداخته:) و بعدش هم نگاههای هاج و واج اکثر عابرین ایستگاه رو به این زوج گرامی.
بعععله خوب حق با شماست. زندگی خصوصی افراد به هیچ ننه من قمری ربطی ندارد. تکبیر:-)
* 
عروس خانم دوشیزه مروارید خانوم آیا وکیلم شما را به مهر:
گوگل عدد سکه بهار آزادی/ یک وب کم/ سند یک سایت اینترنت اختصاصی دات کام/ یک مودم DSL/ اینترنت پرسرعت به اندازه طول عمر نوح!/ LCD و شمعدان/ یک هدست بی سیم/ چهارده روم اختصاصی به نیت چهارده…/ پنج گیگا بایت میل باکس اختصاصی به نیت پنج…
به عقد دائم آقای سیف الله در بیاورم؟
جمعیت: عروس رفته آف هاش رو چک کنه!!!
حاج آقا: برای بار دوم آیا وکیلم؟
جمعیت : عروس رفته ویروس کش آپدیت کنه!!
حاج آقا: !!!BUZZ، برای بار سوم خفم کردی آیا وکیلم؟
عروس: با اجازه بزرگترهای Room بله!
* کشف جدید: Anathema – Forgotten Hopes (اینجا میتونید این آهنگ زیبا رو گوش کنید)
Hey you.. rotting in your alcoholic shell
Banging on the walls of your intoxicated mind
Do you ever wonder why you were left alone
As your heart grew colder and finally turned to stone
Did I punish you for dreaming?
Did I break your heart and leave you crying?
Do you ever dream of escaping?
Don’t you ever dream of escaping…


mostafa Reply:
مهر ۲م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۵۷ ب.ظ
باسمه تعالی
با سلام خدمت دوست عزیزم:
امروزه برای گرفتن یک گواهینامه از مردم هزار جور امتحان می گیرن اما متاسفانه اصول ازدواج کردن رو همه از یاد بردن، افرادی که بدون شناخت و اجرای اصول جلو برن مطمئناً دچار مشکل می شن. و اما در مورد شما که میگین به هم وابسته شدین. دو تا دوست رو فرض کنین که مدت کوتاهیه با هم آشنا شدن، اولش با هم دوست معمولی هستن ولس کمی که می گذره اونا به هم وابسته میشن و به اصطلاح صمیمی می شن و تصور کنین اگه این دو تا با هم در شهر غریبی هم باشن صمیمیتشون چند برابر میشه طوری که دوری از هم براشون طاقت فرسا می شه. و اما در مورد دوستی با یک جنس مخالف باید بگم که این حس صمیمیت به صورت فطری در نهادشون قرار گرفته و هر دو وقتی با هم آشنا میشن مثل این میمونه که تو یه دنیای دیگه با هم آشنا شدن چون همدیگرو تا اون موقع کشف نکرده بودن و هر چه بیشتر با هم باشن یا با هم صحبت کنن، بیشتر و بیشتر به هم وابسته می شن. اما متاسفانه چون این دوتا مثل دو تا دوست معمولی به هم هیچ تعهدی ندارن از همدیگه زیاد ناراحت نمی شن ولی اگه به هم تعهد پیدا کنن یعنی ازدواج کنن اون موقع تازه توقعاتی به هم پیدا میکنن و تازه با هم بودن از یه حالت دوستیه و صمیمیت به حالت وظیفه و تعهد و جدیتی تبدیل می شه که مشکلات متعددی رو به وجود می یاره.
با آرزوی موفقیت برای شما
والسلام