۱۳۸۵-۰۸-۱۲
برد شیرین پرسپولیس
* اینم از وبلاگ جدیدمان که با ورد پرس آپدیت می شوندو فعلا ما در مرحله امتحان می باشیم و چیز زیادی بلت نیستیم راستی فکر نکنین وبلاگ قبلیمان پریده است ها. آرشیو مطالب قبلی هم اینجاست:) این بقل هم لینکش هست.
* عجب خبری رو همین الان خوندم. فکرشم نمیکردم: صدام به اعدام با طناب دار محکوم شد!
* خوب به سلامتی و میمنت پرسپولیس هم برد. جمعه کلا برای من حاوی دو اتفاق خوش بود. اولیش که همون بردن پرسپولیس از استقلال بود و دومیش مراسم عقد صمیمی ترین دوست دوره دبیرستانم:) این رو هم در نظر بگیرید که سایر دوستان خل دبیرستانی من که بیش از نصفه شون هم اینجا رو میخوندن توی اون مراسم قر کنون بودند و خدا میدونه چه مسخره بازیهایی در آوردیم. این وسط بیچاره لاله استقلالی بود. هه هه :)
* من این ترانه رو هم خیلی دوست داشتم. البته من ترجمه اش رو اینجا میذاریم و اصلش هم اینجاست:
* روی پلی ایستاده ام
و در تاریکی انتظار می کشم
فکر می کردم تا به حال به اینجا رسیده ای
اما در اینجا چیزی جز بارش باران نمی بینم
حتی جای پایی هم بر روی زمین نیست و صدایی نیز به گوش نمی رسد
در جستجوی پناهگاهی، یا چهره ای هستم تا مرا یاری دهد
آیا آشنایی هم وجود دارد؟
چرا که هیچ چیز درست پیش نمی رود…
همه چیز آشفته است و میدانی هیچ کس دوست ندارد تنها باشد…
آیا کسی نیست که در جستجوی من باشد تا مرا با خود به خانه ببرد؟…
چه شب سرد نمناکی است…
من در تلاش برای درک این زندگیم
آیا تو دستم را در دست خود نمی گیری تا مرا به مکانی تازه ببری؟…
من نمیدانم تو که هستی
اما هر که هستی در کنارت خواهم ماند…
چرا همه چیز این همه آشفته است
شاید من عقل خود را از دست داده ام…
چه شب سرد نمناکی…
و من در تلاش برای درک این زندگیم…
آیا تو دستم را در دست خود نمی گیری تا مرا به مکانی تازه ببری؟…
من نمیدانم نمیدانم تو که هستی
اما هر که هستی در کنارت خواهم ماند…
I’m with you Lyrics – Avril Lavigne


amirhossein70 Reply:
بهمن ۱۶م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۴۵ ق.ظ
سلام بهاره خانم اسم من امیر حسین است میخواستم اگه بشه با شما دوست بشم