گوش دادن به سی دقیقه زنده از مجلس!

*این پست صرفا قضاوت شخصی درباره حدود نیم ساعت از پخش زنده مجلس هستش.

* داشتم رادیو فرهنگ گوش میکردم. مجلس رو به طور زنده پوشش میداد. نماینده ها هرکدوم ۵ دقیقه وقت حرف زدن داشتن. اون لحظه که من پیچ رادیو رو باز کردم یه خانمی از نمایندگان تهران در حال حرف زدن بود. مشخص بود از قبل متن رو نوشته و صرفا از روش میخونه. یه سری کلی گویی در مورد خشونت علیه زنان و آموزش عالی ایران که صرفا در حد ایراد گرفتن بود و سخنرانی رو مدیریت زمان نمیکرد چون پزشکیان وسطش هی تذکر میداد که وقت تمامه و کسی گوش نمیکنه و اونهم کماکان بدون ارایه راه حل ایراد میگرفت.
تو ذهنم اومد که این کلی گویی و پشت هم ایراد گرفتن بدون راهکار دادن فایده اش چیه؟ اونم وقتی با کلمات قلنبه و وسط تذکرهای وقت تمام شد رییس مجلس با داد گفته میشه. واقعا کسی گوش میده؟ حالا نماینده تهران چرا حس کرده باید به اموزش عالی کل مملکت ایراد بگیره؟ تهران شهر بی مشکلیه؟

* دومی، نماینده خوی بود. مشخص بود روی مطلع، نقطه اوج و پایان بندی وقت و سخنرانیش خوب فکر کرده بود. اشاره کرد به حادثه انفجار گاز و سوختگی یه خانواده در یکی از روستاهای خوی و اینکه در شهرشون بیمارستان با امکانات مناسب نیست و اون خانواده رو از اونجا اوردن تهران چون بیمارستان خوی اتاق برای سوختگی نداره و صد سال پیش ساخته شده و خیلی امکاناتش نو نشده و درخواست بودجه برای اینکارو داشت و اینکه اگه اتاق سوختگی داشت تعداد کشته ها و جراحات کمتر بود.
تو ذهنم اومد که این نماینده خوبیه. بدون هیچ شعار و حرف اضافه ای یک دغدغه درست رو برای مردم یک شهر کوچک مطرح کرده.

* نماینده بعدی یادم نیست برای کدوم شهر بود. به مبحث بیکاری جوانان و حقوق اندک تحصیل کرده ها پرداخت و اینکه با حقوق ماهیانه یکی از مدیران نجومی میشه دهها جوان رو فرستاد سر کار که شرمنده خانواده و زن و بچه شون نباشن. ازین ناراحت بود که با وجود افشای حقوقهای نجومی هیچکس استعفا نداده. همه نگرانن. وزیر اقتصاد و تعاون هنوز عذرخواهی نکردن و باید شرمنده اینهمه جوان بیکار و با استعداد باشن.
این نماینده هم به نظر دغدغه و زمانبندیش برای سخنرانیش و فراز و فرودهاش منطقی اومد.

۲ نظر

  1. مایه ننگ ۱۳۹۵-۰۴-۲۹، ۵:۳۷ ب.ظ

    شما هم معلومه رفتی تو کار پایان نامه نویسی و ارائه که به مطلع و نقطه اوج و پایان بندی وقت و سخنرانی توجه می فرمایید. آفرین آفرین واقعا خوش به حالت مایه افتخار خانواده انشاالله موفق باشی …
    یکی مثل شما یکی هم مثل من… ۴ ساله بیکارم ۳۴ سالمه یه دوچرخه هم از خودم ندارم خیر سرم ارشد دارم …
    ببین این ۵ تا انگشت هم در یک دست با هم دیگه فرق دارند … همانطور که شما با من از زمین تا زمان فرق دارید شما مایه افتخار خانواده من مایه ننگ خانواده … نماینده ها هم همینطورن البته اگه بشه اسم اینها را کلا نماینده گذاشت ولی به اصطلاح نماینده میشه بهشون گفت …
    کلا از منه دهه شصتی که گذشت …

  2. sara ۱۳۹۵-۰۵-۷، ۹:۲۷ ب.ظ

    اتفاقی اینجا رو باز کردم و البته علاقه ای نداشتم بخونم. در دروان رکود وبلاگ نویسی کلیک کردم ببینم کسایی که خوندن چه نظراتی دادن. به کل مطلب و کل نظرات کاری ندارم
    ولی واقعا متاسفم که آدمهای بی چاک و دهن کامنت گذاشتن. برای اونها نه ها، اونا کارشون از تاسف گذشته ولی جدا برای تو متاسفم که فرق بین آزادی بیان با یاوه گویی رو نمی دونی.
    بهتر نیست سعی کنی تشخیص بدی پذیرفتن نظرات مخالف با ارائه فضایی برای آدم های فحاش و بی شخصیت فرق داره؟
    حالا که وبلاگ نویسی از رونق افتاده احتمالا کسی که وبلاگ می خونه علاقه مندتره. و کسی که کامنت میذاره دغدغه مند تر.
    از بین این ۴ تا کامنت بالا هیچ کدوم هیچ ربطی به مطلب تو نداره جز عقده گشایی. واقعا برات متاسفم که به راحتی بی ادبی، فحاشی و جفنگیات رو منتشر می کنی. دوست داری وبلاگت یک تریبون برای فحاشی باشه؟ اگه اینطوره آفرین موفق شدی!