۱۳۸۷-۱۰-۱۷
* حسین بیشتر از آب، تشنه لبیک بود. اما افسوس که به جای افکارش، زخمهای تنش را نشانمان دادند و بزرگترین درد او را بی آبی معرفی کردند. (دکتر علی شریعتی)
* از یک صفت امام حسین بیشتر از دیگر صفاتش خوشم میاد. شجاعت و مردانگیش. چیزی که تو دنیای امروز هی داره کمتر و کمرنگ میشه.
الان داشتم فکر میکردم اگه امام حسین امروزی بود احتمالا خیلیا بهش میگفتن تسلیم شو. تو نمیتونی با یه قدرتمند بجنگی، پس فایده اش چیه خودت و زن و بچه ات رو به کشتن بدی؟ شاید هم به خودش و یارانش میگفتن گروهک تروریستی! کسی چی میدونه؟

اما امام حسین با علم به اینکه امکانات جنگی و نفراتش کمتر هست رفت روبروی سپاه یزید جنگید تا ثابت کنه در برابر ظلم و زورگویی نباید تسلیم شد، نباید مسامحه کرد. هیچ توجیهی برای سکوت و سازش با ظالم وجود نداره. بالاخره باید یه نفر روبروی ظالم بایسته تا وجدانهای بیدار خودشون قضاوت کنن. تا ظالم های بعدی پرورده نشن. همین که این فرهنگ مردانگی زنده مونده خودش کلیه.
الان بین یکسری مد شده، فلانی زورش بیشتره تو نمیتونی از بینش ببری پس تسلیم شو و چیزی هم نگو. تسلیم در برابر زورگویی، سازش با ظالم تو فرهنگ امام حسین نیست… من همینش رو ستایش می کنم.
دکتر شریعتی همین رو میگه. امام حسین تشنه آب نبود، تشنه لبیک بود. هنوز هم هست. تشنه کسانی که تسلیم زور نمیشن. کسی رو میخواد اگه دین نداره، لااقل آزاداندیش باشه. حق رو به ظالم نده.
اصلا شاید برای همین گفته هل من ناصر ینصرنی؟ و نگفته هل من آدم ینصرنی یا هرچیزی تو این مایه ها. پیشفرضش این بوده که کسی که میخواد اون رو یاری کنه، قبلا می بایست یاری کردن و فدا کردن رو بلد باشه. مردانگی و آزادی تو وجودش باشه…
* من از تسلیت گفتن خوشم نمیاد، من به امام حسین افتخار می کنم…
برچسب: محرم، مذهب، مردانگی، جنگ، دفاع، دین
تحت دسته اجتماعي | نظر (۱۹)
۱۳۸۷-۱۰-۱۶
* جایتان خالی نباشد، دیگر در این دنیا از صلحی که شما دوستش داشتید هیچ خبری نیست. قدرت طلبی بیداد می کند. آدمها با همدیگر خوب نیستند. یادشان می رود که دنیا دار فانی است. به خاطر هر چیزی با هم درگیر می شوند، حتی همدیگر را می کشند. بدتر از همه وقتی است که پای آدمهای بی دفاع و بی گناه به میان می آید.
هرسال این موقع بچه ها به مناسبت تولد شما جشن می گیرند و منتظر بابا نوئل می مانند تا برایشان هدیه ای بیاورد. شما می توانید معجزه کنید و یک بابا نوئل بفرستید تا برای بچه های غزه غذا و دارو ببرد؟ می دانید که راه های کمک رسانی به آنها را بسته اند. فقط معجزه می تواند کمکشان کند.
شما با دم مسیحاییتان می توانستید مرده ها را زنده کنید اما در غزه عیسایی نیست که به نوزادها و زنان و مردان و کودکان بی گناه جان دوباره بدهد… (+)
* راستی فراموش کردم بگویم در یک جایی از رهنمودهایتان بشر بلاتکلیف مانده است! فرموده اید که اگر کسی به صورت شما سیلی زد طرف دیگر را هم بیاورید تا دومین سیلی راهم بزند! تا اینجای کار درست است! اما نفرموده اید که اگر خواست سومین و چهارمین سیلی را بزند چکار کنیم؟ سیلی زنان امروزی تا طرف را از هوش و حال نبرند دست بردار نیستند. احتمالا در سال های ابتدایی عمر شما کسانی که سیلی می زدند برای دومین سیلی دچار شرم می شدند و دست برمی داشتند. اما امروز دیگر چنین شرمی در وجود بشر نیست! (+)
* مگر تو نبودی که پیام آور صلح و نیکویی برای تمام انسان ها بودی؟ مگر تو مصدق و موید پیام آوران قبل از خود و بشارت دهنده تنها پیامبر خدا در زمین محمد امین (ص) نبودی؟
پس بر این قوم چه آمده که این گونه به خود اجازه می دهند تا با انجام کارهایی عبث و باطل درصدد تضییع سایر ادیان برآیند؟
تو از پروردگاری سخن گفتی که همه جان ها را گنجایش دارد و علمش چندان عظیم است که حتی از کیفر دادن ابا دارد و لطفش چندان فزون که حتی یادآوری گناهان خلق را بر نمی تابد.
آیا فکر نمی کنی همین لطف زیاد پروردگار ما انسان ها را این چنین گستاخ کرده تا دست به چنین اعمالی بزنیم؟ (+)
* راستش آنی دالتون عزیز منو به این بازی دعوت کرده بود، دیدم که خودش و بقیه حرفای منو به بهترین وجه زدن، همونها رو آوردم اینجا. منم از اینها دعوت میکنم که بنویسن: خیاط باشی، رویای چهار ستاره، مریم اس اس، مریم صندوقک، شیوا، آیدا و مرضیه عزیزم. یعنی اجباری نیست، امیدوارم توی رودروایستی قرار نگیرن، هرکدوم که دوست داشتن و حسش بود، بنویسن !:)
پانوشت: اعتراف میکنم که دلم میخواست از خیلیا دعوت کنم تا در این باره بنویسن، به خصوص اینکه موضوعات روز زیاده، ولی خوب احتمال نوشتنشون کم بود.
برچسب: فلسطین، نیایش، ایمیل، بازی وبلاگی، جنگ، درددل
تحت دسته اجتماعي | نظر (۲۷)
۱۳۸۷-۱۰-۱۳
* من نمیدونم چرا این روزها تموم نمیشه؟ واقعا احساس خفقان دارم…
* الان خواهرم اس ام اس زده که “دیوونه تو که قراره سه شنبه بیای شمال برای چی گفتی مامان بیاد تهران؟” بهش گفتم چون تو غریب نیستی… نمیدونی دیدن یه چهره آشنا بین اینهمه غریبه یعنی چی؟ اونم زمانی که اون چهره مامانت باشه. یعنی تنها کسی که تو دنیا تو رو به خاطر خودت، همونطوری که هستی و بی غل و غش دوست داره… حتی یه ساعت بیشتر دیدنش هم غنیمته.
* الان داشتم کانتر وبلاگم رو نگاه میکردم دیدم یه نفر با سرچ عبارت “کجای بدن یک دختر مو دارد؟!” رسیده وبلاگ من! مردم چه سوالهایی دارن و چه چیزهایی براشون ایهامه !:)) یعنی باورم نمیشه کسی جواب این سوال رو ندونه! :دی
توجه کنین که سوال به صورت مفرد پرسیده شده! یعنی نپرسیده کجاها؟! پرسیده کجا؟ یعنی فرضش براین بوده که لابد فقط در یک نقطه است
بعدشم خوب “مو” که روی کله مبارک است…
لا اله الا الله :دی بگذریم، اگه ادامه بدم حتما فیلتر میشم ولی خوب این سوال پتانسیل کلی جوک داره خب :دی
برچسب: موتور جستجو، مادر، وبلاگ، دختر، شمال، طنز
تحت دسته روزمره | نظر (۶۴)
۱۳۸۷-۱۰-۱۳
* این فضای وبلاگستان فارسی واقعا داره متعفن میشه. باسواد یا بیسواد فرقی نداره! برای یه سریها دنیا به ۲ بخش جمهوری اسلامی و غیر جمهوری اسلامی تقسیم میشه، حاضرن از هر گندی دفاع کنن که طرف جمهوری اسلامی شناخته نشن! غیر از اونایی که نژادپرستن، میدونین مشکل اکثر اینهایی که دارن به خاطر حملات اسرائیل (که حتی سازمان ملل هم اسرائیل رو به نقض حقوق بشر محکوم کرده) دارن مردم فلسطین و حماس رو مقصر میدونن، چیه؟ مشکلشون با نظام جمهوری اسلامی و مشکلات داخلی هست!
اکثر اینها، کسانی هستن که به خاطر مشکلشون با جمهوری اسلامی، دارن در قبال فاجعه غزه سکوت می کنن و یا اینکه میندازن گردن حماس و معتقدن حماس باید ساکت بشه تا حملات متوقف بشه! غافل از اینکه اسرائیل علاوه بر تمام مواضع غیرنظامی ای که بمباران کرده اخیرا دانشگاه غزه رو مورد هدف قرار داده! یعنی من صدبار تا حالا این جمله رو تو بحثام با اینا تکرار کردم که بابا تو اصلا فکر کن جمهوری اسلامی ای روی کره زمین نیست، سعی کن آزاده باشی!
* واقعا تهوع آوره، یک جای دنیا قتل عام انسانی رخداده، یه عده دارن به دعواهای چپی و راستی خودشون فکر می کنن و استفاده ابزاری از این واقعه برای کوبیدن جمهوری اسلامی، حماس و یا حزب الله لنبان، بدون در نظر گرفتن درصد تقصیر هرکدوم. عقم میگیره از اینهایی که با اطلاع از تاریخ، دارن زرد نویسی سیاسی می کنن، غیر قابل تحملن.
یعنی بدبخته کسی که هنوز قادر نیست نوع تحلیل های چپکی اپوزوسیونیستی خودش رو در مورد مسائل داخلی کشور با مسائل سیاسی دنیا قاطی نکنه و ۴ تا مطلب ننویسه که فقط به درد امثال Political bitch های ثابت نخوره. جدی جدی بعضی از این وبلاگهای فارسی اساسی من رو یاد تلویزیونهای لس آنجلسی میندازن. نوع مطالبشون و تحلیلهاشون به قدری بی پایه و اساسه که آدم هنگ میکنه.
از طرفی نمیتونن بین مسائل ایران و دنیا تفکیک منطقی قائل بشن، از طرفی قادر نیستن نظر دوستان چپشون رو تامین نکنن از طرفی برای بیگناه نشون دادن خودشون و لابد عدم سکوت در برابر جنایات اسراییل ۴ تا جمله مبهم و ۲ پهلو هم تو متنا و لینکاشون نذارن که دیدی من محکوم کردم!
* تاسف باره. ذهن ما ایرانیها داره به شدت صفر و یکی عمل می کنه. الان یه سری میان کامنت میذارن که تبلیغات جمهوری اسلامی روت اثر گذاشته، جواب منم اینه که چرت و پرتهای فاکس نیوز روی شما اثر گذاشته، بعد ما داریم همدیگه رو با این بحثهای بیخود تیکه پاره میکنیم، اونوقت یه جای دنیا مرزها رو بستن و دارن آدم میکشن اونم با پیشرفته ترین سلاحها. کسی هم نمیتونه منکر بشه که اسرائیل چقدر در داشتن ابزار آدمکشی چه روی زمین چه هوا پیشرفته است.
مسخره است! تو این بازی بین قدرتمند و ضعیف عده ای دارن با سانسور استراتژی اسرائیل طرف قدرتمند رو میگیرن و یک گروه رو بین ضعیف محکوم می کنن که تو ساکت شو تا قدرتمند عصبانی نشه! اصلا تو مقصری که داری از خودت دفاع می کنی، تو باید تسلیم بشی، چرا قدرتمند جون رو ناراحت کردی که رو سر زن و بچه ات بمب بندازه!
* یک چیز دیگه ای هم که برای من جالبه سکوت داعیه داران گفتگوی تمدنها و یا صلح جهانی هست! مثلا خانم شیرین عبادی هنوزه هنوزم یک کلمه حرف نزدن. حالا کاری ندارم چند روز دیگه و یا طبق معمول وقتی از بحبوحه خارج شدیم ایشون هم مثل خیلی از چپی های چهار تا جمله ۲ پهلو در محکومیت خواهد گفت، برای من جالبه که این خانم چه چیزی برای از دست دادن داره که سکوت کرده؟! اگه یه زن جوون بود من میگفتم آره هنوز خیالپردازه و لابد میخواد جایزه های بیشتری از حقوق بشر رو درو کنه، مسئله اینجاست که ایشون سن و سالش هم بالاست! یعنی چی میشه از اون شهرتش استفاده کنه، اقلا یکبار هم که شده طرف اینور رو بگیره! با اینکه میدونه حرفاش بازتاب جهانی خواهد داشت، چرا سکوت کرده؟! خیلی دلم میخواد این بابا رو ببینم و یه بار باهاش حرف بزنم! شاید به قول مطرود حقوق بشر فقط مال باکلاسهاست!
* و در آخر اینکه ۲ نفر پای مطلب: ارتجاع و بربریت غیر قابل تحمل در وبلاگستان فارسی بامدادی حرف دلم رو زده بودند:
۱- امیر.ی: متاسفم از بسیاری که این روزها نه از دریچه تنگ صدا و سیما و یا شبکه های دست چندم لس آنجلسی و صدای آمریکا و … که از اطلاعات نسبتا آزاد در اینترنت برخوردارند و باز مواضع شان به همان میزان ارتجاعی است که مواضع کسی مثل منوشه امیر که از صدای آمریکا انتقاد می کرد که چرا فیلم های زخمی های غیرنظامی را نشان می دهد در حالی که تعداد کمی غیرنظامی کشته و زخمی شده اند !! در عجب ام از کسانی که اصلا می شمارند کشته و زخمی ها را، و به عدد می گویند ” ۴۰۰ نفر که چیزی نیست … تازه فلان درصدش هم نظامی های حماس بوده اند”. بامدادی جان در عجب ام از این همه ارتجاع و ای کاش از سر ناآگاهی باشد که شاید درمان پذیر باشد، می ترسم از سر آگاهی باشد و از سر نژادپرستی کور ابلهانه پان ایرانیست های از گور برگشته …
۲- سمیرا آلمان: من چند سال پیش با یک آمریکایی چت می کردم درباره موضوعات ایران و مسائل هسته ای نکته ای که بین ما رد و بدل شد این بود که اونا فقط به اخبار رسانه های خودشون می پردازند و رسانه ای که حرف دیگری رو بزند رو نمی شناختند خوب وقتی که صبح تا شب حقیقت اشغال فلسطین که به بهانه ظلم هیتلر و اروپایی ها به یهودیان انجام شده رو نادیده بگیرند شما هم باشید فکر می کنید که صاحب اصلی این سرزمین اسرائیلی ها بودند و این فلسطینی های بیچاره و مظلوم که هیچ امکاناتی در برابر حمایت های قدرت های اروپایی و آمریکایی از اسرائیل ندارند اشغالگرند در واقع کار رسانه ای اونا باعث شده که الان مساله وارونه شده و مظلوم رو اشغالگر و تروریست و … معرفی می کنند و اسرائیلی رو که هر روز آدم می کشد رو به عنوان کسی که دارد از حق خودش دفاع می کند به مردم می شناسونند.
آیا اگر کسی ایران رو اشغال کند و مردم ایران بخواهند برای دفاع از خودشون بجنگند کدوم مقصرند مردم ایران یا نیروی اشغالگر؟
الان جای مظلوم و ظالم کاملا عوض شده و رسانه ها خیلی خیلی به این مساله دامن می زنند، واقعا جنگ برای آزادی وطن تروریسمه ؟ یا نسل کشی یک ملت برای به چنگ در آوردن سرزمینش؟
دوستانی هم که از صلح حرف زدند بروند و تاریخ فلسطین رو بخونند و ببینند که این صلح هایی که می گویند باج سبیل و ذلت بوده یا صلح بعدش نظر بدن که الان فلسطینی ها ضد صلح دارن کار می کنند.
برچسب: فلسطین، وبلاگستان، کثافت، ایران، اسرائیل، جمهوری اسلامی، جنگ، حقوق بشر، خشم زهرا، دفاع، درد، درددل، سیاست، صدا و سیما
تحت دسته بحث های بودار, وبلاگستان | نظر (۸۲)
۱۳۸۷-۱۰-۱۱
امروز تلسکوپ فضایی هابل وارد ۱۸ امین سال زندگیش میشه !:)
این تلسکوپ برای اولین بار در سال ۱۹۹۰ با همکاری ناسا و آژانس فضایی اروپا به فضا پرتاب شد و تا به امروز تحول شگرفی روی علوم نجوم و کیهان شناسی داشته. اطلاعاتی که این تلسکوپ به دانشمندان داده باعث شده تا اونا با پیگیری چرخه حیات ستاره ها، نقش سیاه چالها رو در تشکیل کهکشان ثابت کنن و همچنین بتونن مفاهیم بنیادینی مثل انبساط کیهان رو تست کنن.

* عکس یه سحابی نجومی رو نشون میده. مثل یک ستاره در حال مردن هست و داره کم کم لایه های بیرونیش رو از دست میده و در نهایت یک نور کوچولو داره از وسطش هویدا میشه.
واقعا زیباست! جالبه بدونین که این عکس تازه منتشر شده، به مناسبت سال نوی میلادی که مبارکه و اینها:)
* منبع: تلگراف
برچسب: فضا، ناسا، نجوم، تولد، علمی
تحت دسته فناوری اطلاعات | نظر (۲۷)