لینکدونی

شرکتهای بزرگ فناوری، چه میزان پول در بانک دارند؟

* آیا تا به حال از خودتون پرسیدید که شرکتهایی مثل گوگل، مایکروسافت، اپل، آی بی ام، یاهو، آمازون و دیگر غول های فناوری چقدر پول در بانک دارن؟ چه نوع دارایی هایی؟ چقدر پول خرج می کنن؟ برای پاسخ به این پرسش ها، وبلاگ رویال پینگدام، ۱۵ تا از بزرگترین شرکتهای فناوری رو انتخاب و از ۲ نظر بررسی کرده:

* مجموع دارایی: ارزش تمام دارایی های یک شرکت، از جمله تجهیزات، اموال، دفاتر، پول نقد، و به طور خلاصه: “هرچیزی که شرکتی مالک آن است”
* بخشی از دارایی های شرکت که متشکل از دو صورت نقدی و معادل آن، و یا سرمایه گذاری کوتاه مدت است که می تواند به سرعت به پول نقد تبدیل شوند. به طور خلاصه: “پول نقد یا مخارج”

شرکت های مورد بررسی عبارتند از: سیسکو، مایکروسافت، اپل، گوگل، اوراکل، IBM،eBay،  Adobe ،یاهو، AMD، اینتل، HP، DELL، آمازون و ناول

در نمودار زیر ترکیب ۲ نوع دارایی بالا به طور خلاصه آورده شده است، رنگ زرد دارایی کل و رنگ قرمز پول نقد است:

* مشاهدات و مقایسه غولها
مشاهده حجم انبوهی از پول و منابعی که این شرکت ها به آن دسترسی دارند، بسیار جالب است و این کمک می کند که راحتتر آنها را با یکدیگر مقایسه کنید.:

- از لحاظ دارایی کل، IBM و HP باعث می شن که بقیه شرکتها کوچک به نظر برسند.
- دارایی های مایکروسافت، دو برابر کل دارایی های گوگل است
- گوگل ۲ برابر eBay و بیش از ۲ برابر یاهو دارایی دارد.
- دارایی های نقدی گوگل و اپل تقریبا یکسان است و گوگل حدودا زیر ۲۵ بیلیون از اپل عقب تر است
- تنها شرکتی که دارایی نقدی آن از مایکروسافت بیشتر است، سیسکو می باشد.
- AMD قابل قیاس با اینتل نیست! حداقل از لحاظ دارایی، اینتل ۶ برابر AMD مالکیت دارد
- اوراکل ، اپل و اینتل از نظر میزان دارایی تقریبا هم اندازه اند، بیش از ۵۳ میلیارد دلار.
- شرکتهایی که می تواند به سرعت بیش از نیمی از کل دارایی خود را به پول نقد تبدیل کنند، سیسکو، گوگل، و ناول هستند

ماجراهای من و ماشینم

* اون موقع که بچه بودم؛ عموم یه کتاب به من داده بود که توش یه داستان بود از عینکی شدن یه نفر. اینکه برای طرف چه اتفاقات عجیبی افتاده بود و طی چه مدتی بالاخره عینک دار شده بود. حالا شده حکایت ماشین دار شدن من، اصلا میشه یه رمان ازش در آورد:D
میگم هرکس که میگه ایرانیها وضع اقتصادیشون خوب نیست، کافیه این روزها سری به پارکینگهای ایران خودرو بزنه. مثلا همین امروز، این پارکینگی که ما رفتیم، اقلا بیش از  هزار دستگاه رو تحویل داد. تازه این یکی از پارکینگهای تحویل خودرو بود، تازه اینها بخشی بودن که عجله داشتند و اومده بودند مستقیما از کارخونه تحویل بگیرند، تازه اینها فقط در تهران بودند و تازه این یکی از فروشنده های خودرو در ایران بود، مطئنا سایپا و بقیه هم همینطوری بودند!
البته بخشیش شاید به خاطر آخر سال و تمهیداتی که اخیرا گذاشته باشه، ولی من از مدتها پیش دنبالش بودم، همش وضع فروش خودرو همینه.

* از وقتی که قصد داشتم، ماشین بخرم هر کدوم از فک و فامیل که زنگ میزدند، بخشی از توصیه های ایمنی رو میگفتن. ولی عجیبترینش ماجرایی بود که این عموم از یکی از معلمهای مدرسه اش تعریف می کرد.
ماجرا این بود که این آقای معلم به همراه همسر و فرزندانش داشتند می رفتند یکی از روستاهای اطراف رودسر (یکی از شهرستانهای استان گیلان) که در عروسی یکی از شاگردان سابقش شرکت کنند. و خب طبیعتا مقداری پول همراشون بوده و خانم و ۲ تا دخترش هم طلاهاشون رو از خونه شون برداشته بودند که همراهشون باشه. اون آقای معلم تعریف کرده که اون روز هوا به شدت بارانی بود. تو یه جاده وسط جنگل اینها می بینن یه پیرزنی کنار خیابان وایستاده و دست نگه میداره. اینهام ماشینشون جا نداشته. یعنی ۳ نفر عقب تکمیل بوده، با اینحال بازم به بچه هاش میگه که جمع و جور بشینن تا اون خانم مسن رو برسونن، گناه داره بیچاره توی بارون کنار خیابون وایستاده. خلاصه پیرزنه میاد سوار میشه و اینها تقریبا یک کیلومتری در جنگل جلو رفته بودند که ۲ نفر دیگه دست نگه می دارن. تو این حین پیرزنه هم میگه که اینها پسرهاش هستند، تشکر می کنه و میگه نگه دارید که بقیه راه رو پسرهاش برسوننش! خلاصه این بنده خدا هم وا میسته و وایستادن همان و اسلحه در آوردن یکی از به اصطلاح پسرهای پیرزن همان!! یکی از پسرها اینها رو تهدید میکنه و اون یکی دیگه میگه پولها و طلاها رو رد کنید بیاید. ما اصلا نمیخوایم صدمه بدنی بزنیم، پس الکی زور نزنید. این بنده خدا هم که خودش و زن و بچه اش حسابی ترسیده بودندَ، هرچی پول داشته بهشون میده، حتی پولهای خورد توی داشبرد رو هم ازش میگیرن!! بعد هم اینها رو مجبور می کنن که از ماشین پیاده بشن و پشت ماشین بنشینند تا اونها دور بشن، در صورت حرکت اضافه هم شلیک و اینها، تا زمانی که سوار ماشینی که در جایی نزدیک گذاشته بودند میشن و اینهام هرچی شکایت می کنند به جایی نمیرسن و از اون بدتر اینکه دست خالی میرن عروسی و روشون هم نمیشده که بگن دزد زده.
حالا عموم توصیه میکرد که به هیچ عنوان مسافر توی راهی نزنم! نیست که من خیلی رانندگیم خوبه و اصلا اعتماد به نفس بالایی هم دارم که مسافر!! بزنم:))

وب نامرئی یا اینترنت ژرف چیست؟

* یکی از جالبترین اصطلاحاتی که اخیرا یاد گرفتم همین وب نامرئی یا invisible web بود که البته اسم دیگرش deep وب هست. صفحات اینترنتی ای که ما به طور عادی می بینیم، وب سطحی نام دارند. افراد قبل از هر مرجع دیگری از وب برای جستجوی تحقیقاتشان استفاده می کنند. اما موتورهای جستجو لزوما بهترین نتایج را نمایش نمی دهند. آنها اطلاعات مخفی یا عمیق موجود در اینترنت را نمایش نمی دهند.

* وب ژرف چیست؟
اصطلاح وب نامرئی یا وب “ژرف” به مخزن عظیمی از اطلاعات اطلاق می شود که موتورهای جستجو به آنها دسترسی مستقیم ندارند به طور مثال پایگاه داده کتابخانه های دانشگاهها، سایتهایی که برای مشاهده آنها نیاز به رمز عبور داریم و سایتهایی که به هر دلیل، موتورهای جستجو از فهرست بندی آنها، منع شده اند. بر خلاف صفحات قابل مشاهده (یعنی همین وبی که می توانید توسط موتورهای جستجو ببینید) اطلاعاتی در پایگاههای داده موجود است که اسپایدرها و رباتهای خزنده بدانها دسترسی ندارند.
بعنوان نمونه، اغلب مردم گوگل را بعنوان دارنده بزرگترین پایگاه داده جستجو تصور می کنند که حدودا ۸ بیلیون صفحه را فهرست بندی کرده است. این رقم بزرگ است ولی اگر وب مخفی را در نظر بگیریم باید این رقم را بایستی در ۵۰۰ ضرب کنیم. بعلاوه گوگل فقط صفحات قابل جستجو را که حدودا ۲۵۰ بیلیون است ذخیره کرده است ولی از رقم دقیق صفحات غیر قابل جستجو خبری نیست.

* آمارهای جالب:
- اطلاعات موجود در وب ژرف، بین ۴۰۰ تا ۵۵۰ برابر وب عمومی هستند که ما می بینیم
- وب ژرف حاوی ۷۵۰۰ ترابایت اطلاعات است، در مقابل وب سطحی ۱۹ ترابایت ذخیره کرده است
- وب ژرف دارای نزدیک به ۵۵۰ بیلیون مستند می باشد در حالیکه این رقم برای وب سطحی ۱ بیلیون است
- بیش از ۲۰۰ هزار وب سایت ژرف وجود دارند
- جالب است بدانید که بیش از نیمی از محتوای وب عمیق در عنوان سایتهایشان از کلمه Database استفاده کرده اند و اگر این کلمه را در جستجوهایتان بکار برید، امکان دسترسی تان را به این سایتها افزایش می دهید.

* این مطلب خلاصه ای از این مقاله بسیار عالی هست که توصیه می کنم حتما بخوhنید. در جدول شماره ۲، بزرگترین وب سایتهای عمیق لیست شده اند که می تونید در جستجوهای مختلف از اونها استفاده کنید

خوشحالم!

خوشحالم؛ همونقدر خوشحال که یه آدم الکی‌خوش. یه آدمی که خبر خوشی داره، اما کسی رو نداره که بهش خبر بده!

* شبهای روشن – فرزاد مؤتمن

حق دادن

* تمامم، پیراهن ژنده ایست
دوختن نمی دانی
سوزن می زنی…
(+)

* یک حالتی تو آدمها هست که گاهی اوقات پیش میاد. حالا نه اینکه ما مقصر بوده باشیم، نه! تو این حالت به هر دلیلی ما شخص مقابل رو درست نفهمیده ایم، اونم درست زمانی که باید می فهمیدیمش. اونها هم با چشمهای مستاصل به ما نگاه می کنن و میگن: تو اصلا از من چی میدونی که اینطوری حرف میزنی؟ تو این حالت، حتی اگه حق با طرف مقابل نباشه، بازم باید بهش اعتماد کرد. حداقل موقتا. تا زمانی که فرد آروم نشده.

* دردها و غصه های هر آدمی برای خودش منحصر به فرده. حتی اگر حادثه ای دقیقا مشابه اون برای کسی دیگه به وجود اومده باشه، بازم منحصر به فرده. آدمی به خاطر اتفاقات گذشته اش، سرنوشتی که طی کرده، خانواده ای که داشته، رنجهایی که کشیده، آدمهایی که سر راش قرار گرفتن، چیزهایی که از زندگی یاد گرفته و … واکنشهای مختلفی نسبت به یک حادثه داره.

* به همین دلیل هم نباید کسی رو  سرزنش کرد که چرا اینقدر عزاداری می کنه؟ باید تلاش کرد که از این حالت در بیاد، ولی نباید ملامتش کرد. این ملامت کردن، برای فردی که عزادار یه واقعه ای هست، خودش یه نوع درک نکردن و سوزن زدنه. آدمها تو این حالت بیشتر دلشون میخواد جملات همدردانه بشنون. احساس کنن که فهمیده میشن. اصلا بهترین حالت، برای لوس کردن آدمها، همینجور مواقع هستش. ماها فقط میتونیم با کسی همدردی کنیم ولی واقعا نمیدونیم چی میکشه؟ حتی اگر دردش از جنسی باشه که قبلا تجربه اش کرده باشیم.

* و اصلا چطور بگم؟ گاهی اوقات باید به دیگران حق داد که ما رو ملامت کنند و بگن ازشون چیزی نمی فهمیم، گیرم که در واقعیت اینطور نباشه.