لینکدونی

بچه ها چقدر راحت خوشحال میشن

* یکی از بازیهای مورد علاقه برادر زاده ام اینه که میره روی پای ما وایمیسته و دستش رو روی صورتش میذاره که مثلا معلوم نباشه. بعدش ما از جمعی که کنارمون هست مثلا از بابا یا مامانش میپرسیم، وای این کیه روی پای من وایستاده، وای پام چقدر سنگین شده. بعدش اونا میگن مثلا آقا شیره هست، یا آقا ببره. بعد ما میترسیم و فرار میکنیم و برادرزاده ام هم میاد دنبالمون می دوه و ادای آقا شیره رو در میاره که بیشتر بترسیم. ادای آقا شیره رو هم از کارتون ماداگاسگار یاد گرفته. بعدش یه دفعه دستشو از روی صورتش بر میداره و ما میگیم عه اینکه محمده و میخنده و بازی تموم میشه ولی اون میگه از اول از اول.

* یا یه بازی دیگه هم هست. یه گلدون تقریبا بزرگ کنار بوفه شون هست. میره پشت اون گلدون قائم میشه در حالیکه نصف بدنش از بیرون پیداست. بعدش ماها ادا در میاریم که وای محمد کجاست؟ محمد چرا نیست؟ احتمالا رفته بیرون و … چند لحظه که این سوالات تکرار شد، یه دفعه از پشت گلدون میاد بیرون و ما میگیم عه اینکه اینجا بود و میخنده و بازم میگه از اول از اول.

* دیشب که باهاش بازی میکردم همش با خودم میگفتم چه لذتی تو این بازیهای بچه ها هست؟ چرا بچه ها از اینجور بازیها اینقدر خوششون میاد. اصلا بچه ها چقدر راحت خوشحال میشن. چرا ما بزرگترها نمیتونیم دیگه اونجوری زندگی کنیم؟ یه دایره ای دور خودمون کشیدیم و اسمشو گذاشتیم فهمیدن و دانش و تجربه بیشتر. ولی واقعا اینا تونسته زندگی بهتری برای ما بسازه و ما رو شاد و سرخوش کنه؟!

 

معاینه اعصاب!

* تو همت نزدیکیهای ولیعصر و گاندی و اونورا میدونید که هر روز چه ترافیکی هست. بعد تو اون ترافیکی که ماشینها سانتی متری حرکت میکنن، یه تندر یه بار خواست بپیچه، پژو راه نداد، بار دوم بدون ملاحظه پیچید و پژو هم بهش زد. یعنی من که حس میکنم از حرصشم زد! حالا تصور کنید سرعت نهایت نهایت ۵ کیلومتر در ساعت و مطمئنا خسارتی هم نداشت. یه دفعه هر دو تا راننده پیاده شدن و شروع به یه دعوا و فحاشی وحشتناک.

* یعنی من مونده بودم اول صبحی دقیقا چی شده که اینها اینقدر اعصابشون داغونه جفتشون. از اون بدتر اینکه اینجور مواقع بقیه نظاره گر هستن و کمتر کسی حوصله میکنه بره نصیحت یا جداشون کنه. راه گرفتن هم بخاطر توقف بقیه برای مشاهده دعوا سخت میشه و نمیشه از صحنه فرار کرد. بعدشم آخه اینهمه پیچیدن جلوی بقیه و لایی کشیدن تو ترافیک چه تاثیری داره واقعا؟ من بارها دقت کردم طرف هی اینور و اونور میره و خودشو به خطر میندازه، بعد نهایت ۵ تا ماشین از آدم جلو می افته. واقعا چقدر تو زمان تاثیر داره؟!

* بعدشم حالا گیریم یه تصادفی شد، آخه این دعوا و یقه کشی و فحشهای وحشتناک چه کمکی میکنه؟ بالاخره حادثه ای هست که رخ داده کاری نمیشه کرد جز گذشت یا حلش که دعوا و نظاره بقیه از دعوا کمکی نمیکنه. مشاهده خواسته یا ناخواسته همچین دعوایی، اول صبحی تو روحیه بیننده هم تاثیر منفی میذاره. امروز همش تو راه همش داشتم فکر میکردم، کاش تو معاینات گواهینامه، معاینه سلامت اعصاب برای رانندگان اجباری بود، واقعا بعضیها آستانه تحملشون پائینه. فهم چنین چیزی هم بعید میدونم اونقدر سخت باشه که قابل امتحان کردن نباشه.

سالگرد تخریب قبور ائمه بقیع

* امروز هشتم شوال و سالگرد تخریب قبور ائمه بقیع توسط وهابیون هست. این اتفاق ۹۲ سال پیش و در پی تسلط وهابیون بر مدینه رخ داد و امروز هم داعش مسئول اجرای همین تفکر تو عراق و سوریه هست. تخریب قبور اصحاب پیامبر مثل سلمان فارسی، حجر بن عدی و همینطور پیامبر سابق مثل یحیی یونس  و … به امید اینکه دنیا هرچه زودتر از شر وهابیت، داعش و القاعده خلاص بشه. اینجا پرونده خوبی درباره تخریب قبور ائمه در بقیع داره.

بقیع

* یه چیز دیگه: دقت کردید در حالیکه داعش تو منطقه کشتار راه انداخته، سر و دست میبره، افراد بیگناه رو قتل عام میکنه، تو اقصی نقاط دنیا بمب منفجر میکنه، آثار باستانی رو نابود می کنه و .. و … و … و در نقطه مقابل ایران با آمریکا مذاکره میکنه و حتی توافق هم میکنن، اونوقت چند روز نگذشته همه مقامات آمریکا (و منجمله دیروز جان کری در شورای روابط خارجی آمریکا) ایران رو تهدید به استفاده از گزینه نظامی میکنن؟!

کلاس قرآن

* پنج شنبه برای اولین بار توی عمرم رفتم کلاس قران. البته نه کلاس قران خودمون. خواهر بزرگ زن داداشم حدود ۶۰ سالش هست. معمولا وقتی میخواد کلاس قران بره، با یکی از دخترهاش میره که هم دخترش توی ختم قرآن شرکت کنه و هم اینکه اگه خدای نکرده مامانه حالش بد شد، زودتر به درمانگاهی جایی برسوندش. اینبار دخترش کار داشت و من خودم پیشنهاد دادم که جای دخترش برم.

* خلاصه رفتیم کلاس قرآن تو خونه یکی از خانمهایی که هرساله ختم میگرفت. یه خونه با حیاطی بزرگ و پر از درختهای شاتوت و خوب همونطوری که حدس زدید من اولش از صابخونه درخواست کردم که چند کیلو از شاتوتهای باغشون رو بهم بفروشه:دی قیمت کیلویی ده هزار تومن قزوین کجا و قیمت کیلویی ۴۰ هزار تومن توی بازار تجریش کجا!

* داشتم میگفتم که کلاس شروع شد. اکثر شرکت کنندگان خانمهای مسن بودند و تک و توک توش خانمهای میانسال یا جوان هم دیده میشد. حدود ۶۰ نفر سر کلاس بودن که شاید فقط یکی دو نفرمون جوان بودیم. بقیه خانمهایی بودن که بعضا حتی سواد هم نداشتن، یعنی سوادشون اصلا سواد قرآنی بود ولی خوب همه شون پولدار بودن :دی و با تجهیزات کامل سر کلاس بودن. مربی یه خانم حدود ۴۰ ساله خوش صدا بود که ترتیل رو با صدای عالی اول جلسه خوند. رسم اینطوری بود که هر کدوم از خانمها باید ۵ آیه یا کمتر رو میخوندن که جزء به همه برسه که رفع اشکال بشن. جالبترین چیز برای من حوصله و دقت مربی بود.

* خانمهای مسن اکثرا حتی روخونی ساده رو هم بلد نبودن چه برسه به تجوید و صوت و لحن. ساده ترین کلمات رو هم غلط میخوندند البته بنده خداها تقصیری نداشتن چندین سال بود اومده بودن که حروف و اینها رو یاد بگیرن و خوب هرسال هم یادشون میرفته و میمونده واسه سال بعد. ولی دیدین بچه هایی که تازه سواد یاد میگیرن چقدر تو خوندن کلمات دچار مشکل میشن همینو تعمیم بدید به خانمهای سن بالا. اعتراف میکنم بعضی جاها حتی از نحوه بیانشون خنده ام میگرفت ولی مربی در کمال متانت رفع ایراد میکرد و اصرار داشت که کلمه درست رو بعد اون تکرار کنن. یه چیز دیگه اینکه خانمها اکثرا وسط قران از مربی سوال میکردن بعد همونطوری ادامه میدادن. مثلا الحمد درست گفتم؟ مربی میگفت آره ادامه بدید بعد میگفتن لله رب العالمین!

* بعد از کلاس از حوصله مربی تشکر کردم که بنده خدا برای هیچ و فقط در راه رضای خدا هرساله این کلاس رو میذاره. اونهم حرف جالبی زد. گفت من نذر داشتم برای اینکار که به بیسوادها یا کم سودها قرآن یاد بدم. نذرم رو گرفتم و هرساله این کلاس رو برگزار میکنم. همین دعای خیر مردم باعث خیر و برکت تو زندگیم شده.

* جدا نوع نذر کردنش برای من جالب بود. تقسیم یا آموزش دانش. حتما که نباید نذری پول و یا تقسیم غذا باشه؛ اینهم نذر خوبیه که نذر کنیم اگه حاجتمون روا شد، چیزی رو که بلد هستیم به عده ای که توش مشکل دارند، آموزش بدیم.

عربستان لیکس!

* این اسنادی ک اخیرا ویکی لیکس از عربستان منتشر کرده حاوی نکات جالبی بودن. گرچه من معتقدم باید به این سایت با احتیاط نگاه کرد یعنی ممکنه این سری که اپوزوسیون ایران رو زده کسب اعتباری باشه برای سری بعد که بخواد نظام رو بزنه! خلاصه از مدیای غربی همیشه باید انتظار یکی به نعل یکی به میخ رو داشت.

* اما چیزهایی که در مورد فعالیتهای عربستان گفته، با توجه به اینکه همه مون تو توئیتر حداقل شاهدش بودیم، خیلی محرزه. مثلا همین بخشی که گفته سفارت عربستان تو تهران درخواست براندازی رو داشته با استفاده از شبکه های اجتماعی. یا این بخشیش برام جالبتر بود: راه اندازی صفحات جعلی در اینترنت جهت ناامیدسازی مردم ایران! اینو که خوندم یاد هزاران صفحه و اکانتی افتادم که مدام دارن در مورد اوضاع کشور سیاه نمایی میکنن و تا کوچکترین اتفاقی می افته حس میکنن باید به بالاترین نقطه نظام بچسبونن و مردم رو تشویق کنن که بریزن تو خیابون! حالا نمیخوام تئوری توهم توطیه داشته باشیم که هر اتفاقی می افته یاد این سند ویکی لیکس بیفتیم ولی چند سال تجریه حضور تو شبکه های اجتماعی میگه یه سری اکانتها فقط موقع یه سری وقایع خاص، یه دفعه ظاهر و پرکار میشن و بعدا دیگه ازشون خبری نیست تا رویداد بعدی! یا نه اصلا انگار وظیفه مدت دار دارن. یه زمانی تو یه شبکه ظاهر میشن و بعدا کلا نیست و نابود میشن. در هر صورت اصطلاح هزاران صفحه جعلی رو نمیشه به راحتی از کنارش رد شد. ممکنه همین صفحات و اکانتهایی که تو شبکه ها می بینیم، خیلیاش از همین دست باشن.

* یه نکته جالب دیگه سرمایه گذاری اینها روی شبکه های اجتماعیه. هرچی باشه بستر دیگه ای برای ارزیابی و دنبال کردن اهدافشون در ایران ندارن. میمونه همین شبکه های اجتماعی که امکان تعامل دوسویه رو فراهم ساخته. منتها اینکه چرا اینقدر محتوا و رجزخونیهای کاربران رو تو شبکه ها جدی میگیرن برام جالبه! شما تصور کنید شبکه های اجتماعی تو ایران دارن جای تاکسی ها رو میگیرن. البته دلیلش اینه که مردم همش پای سیستم هستن و کمتر پیش میاد که سوار تاکسی بشن که چهار تا فحش سیاسی بدن و تخلیه بشن:دی این شده که همه غرها تو شبکه هاست! اصلا وارد اینترنت میشی، همه ندار، بدبخت، شکست عشقی خورده و اینطوری هست! اونی هم که سالمه یه مدت تحت تاثیر جو فکر میکنه از هموناست. خلاصه جدی گرفتن محتوای این شبکه ها هم نوعی عدم شناخت از مردم ایرانه. وگرنه شما الان ببین صبح تا شب تو شبکه ها مردم دارن به مسئولین فحش میدن و اتفاقی نمی افته!

* یه چیز دیگه؛ عربستان گیفته هرکی این اسناد رو بازنشر کنه بیست سال زندان مجازاتش هست. تا لحظه نگارش این پست هیچ سازمان حقوق بشری صداش در نیومده که مجازات یه دگمه share، بیست سال حبسه!