لینکدونی

حنظله نماد مقاومت

* امروز سالگرد ترور ناجی العلی هست، که زندگی و حیات خود را صرف مبارزه در راه آرمان فلسطین نمود. او یکماه پس از ترورش در لندن به شهادت رسید و برخلاف وصیتنامه اش در لندن دفن شد. ناجی العلی خالق کاریکاتور معروف حنظله هست.  حنظله به معنی سیب تلخ یک شخصیت کارتونی است که نماد مصور مردم فلسطین و نشانگر سرنوشت تلخ و اندوهبار آوارگان فلسطینی است. حنظله یعنی همان کودک پابرهنه فلسطینی، در طرح های وی نظاره گر تمام جنایات صهیونیستها و مظلومیت مردم فلسطین است که البته همین حنظله نیز پس از مرگ خالق خود الهام بخش بسیاری از کاریکاتوریستها و طراحان مبارز و پایبند به آرمان فلسطین شد.

حنظله

* او یک کودک ۱۰ ساله فلسطینی است که نخستین بار در سال ۱۹۶۹ در روزنامه کویتی السیاسة به تصویر کشیده‌ شد. ناجی العلی از سال ۱۹۷۳ به این سو حنظله را همواره پشت به بیننده و با دستان قلاب شده در پشت ترسیم کرده‌است. دست های حنظله از پشت به هم حلقه شده بود، اگر چه او گاهی اوقات هم سنگ در دست می گرفت. پشت کردن حنظله به بینندگان به معنای مخالفت ناجی العلی با هرگونه راه حل خارجی در مورد فلسطین تعبیر شده است. ناجی العلی یک بار گفت: حنظله همیشه یک جوجه تیغی بی کفش خواهد ماند. تنها وقتی که او به فلسطین بازگردد می تواند بزرگ تر شود و ۱۰ سالگی را پشت سر بگذارد.  ده‌سالگی سنی‌ست که او مجبور به ترک فلسطین شد و ده‌ساله ماندنش ناشی از آن است که جز در سرزمین خودش نمی‌تواند رشد کند. حنظله همیشه پیراهن ژنده و پابرهنه است و در کاریکاتورهای تازه‌تر گاه در حال سنگ‌پرانی یا شعارنویسی است.

 

از نزدیک همه چیز فرق می کند

* یک دوستی دارم خیلی دختر نازیه. به چشم من حتی قیافه بامزه و بانمکی هم داره. صبح برام تو وایبر نوشته بود که دلش گرفته و اینا. بهش زنگ زدم گفت الان حرف بزنم گریم میگیره بعدا. دوباره الان بهش زنگ زدم و از همون موقع که بهش دلداری میدادم حالم گرفته شد. ماجرا اینه که با یه آقایی آشنا شده بود و قصدشون ازدواج بود. بالاخره پسره عکس اینو به مامانش نشون میده که میخوام با ایشون ازدواج کنم. مامانه گفته که این صورتش خیلی لاغره! اینهمه دختر خوشگل دوروبر ما هست تو دست گذاشتی روی این؟ و بعدشم تهدید کرده که نه خواستگاری میاد و اینا. پسره هم گفته نظر خانواده براش شرطه و نمیخواد تو روی اونا بایسته. خلاصه رابطه شون تموم شده.

* حالا درسته که این دوست من صورتش لاغر و تکیده هست، اما خیلی دختر آروم و نازنینیه. اصلا من اینهمه مدت که باهاش دوست بودم هیچوقت به این فکر نکرده بودم که الهام صورتش لاغر هست. اونهم خیلی لاغر. اینقدر چیزهای دیگه برام مهم بود که شاید اینو ندیده بودم ولی برام عجیب و جالب بود شخصی از بیرون اولین قضاوتش در مورد الهام این باشه که صورتش لاغره و با همین پس بزنه. تازه لاغری الهام دلیل داره. از بچگی پدرشون رو از دست دادن و از وقتی که یادش بوده خودش و برادرش کار میکردن که مادرشون به زحمت نیفته و خوب طبیعیه این دختر لاغر و رنجدیده باشه. من هیچوقت به پهنای صورتش نگاه نکردم. تنها چیز پررنگی که ازش یادمه اینه که همه جمعه ها میره بهشت زهرا که برای باباش قرآن بخونه، میگه باباش فقط اونو داره.

* اولش میخواستم بگم چقدر مادر پسره بیرحمه که اینهمه چیزهای خوب رو در الهام ندیده. بعدا به این فکر کردم که خوب که چی زهرا؟ تو و خیلی از دوستان دختری که میشناسی، چندبار با استدلال “به دل ننشستن” این و اون رو رد کردیم. تو کدومیک از اینا سعی کردیم اصلا طرف رو بشناسیم؟ اصلا نمیشه گفت بیرحمی. میشه فقط اینو گفت که از نزدیک همه چیز فرق میکنه. شاید خیلی از چیزهایی که از دور ضعف به نظر میاد، وقتی از نزدیک بیشتر بررسی بشن اینطور نیستن. منتها ما بشریم. هیچکدوم اینقدر وقت برای بقیه نمیذاریم و تازه دوستی هامون رابطه بر اساس منفعت نیست، شاید برای همین اون فاکتورها خیلی مهم نیستن.

* حالا غصه ام از این بود که الهام دوباره نفر قبلی رو یادش میاد که بعد از اینکه دیده بود، بخاطر قد الهام ردش کرده بود. حتما دیگه باورش میشه که زشت و بد قیافس و این خیلی بده. من که تنها دلداریی که بلد بودم این بود که بالاخره یک نفر پیدا میشه که تو رو همینطوری که هستی بخواد. اصلا یک نفر هم که باشه الهام واقعی رو با همه خصوصیاتی که ما میشناسیم و بیشترش رو حتی ببینه کافیه. برای همه همون البته همون یک نفر کافیه.

روش مستقیم همیشه جوابگو نیست

* یکی از چیزهایی که برای من عجیبه اینه که چرا مسئولین ایرانی عادت دارن برای همه چیز از روش مستقیم و یا صریح وارد بشن که حالا فرضا ایجابی یا سلبی هست. از موضوع روز که ازدیاد جمعیت هست بگیر تا اینترنت و حجاب و روزنامه ها و … تو همه اینها یا کلا اصرار دارن که قانونی بذارن که مجازات کنه یا برعکسش رو تشویق کنه و خوب طبعا هر دوی اینا مستقیما باعث واکنش خواهد شد.

* شما فرضا همین هالیوود رو ببین که چطور داره به یه صورت کاملا نرمی اون کلیشه های رویای آمریکایی رو بازتولید میکنه و اصلا نیازی نیست سنای آمریکا براش قانون تصویب کنه! و اونوقت ببینید تو مجلس ایران چه خبره. واقعا بعضی اوقات فکر میکنم این کلمه فرهنگ سازی هم به اندازه کافی کلیشه ای شده. کدوم سینما یا صدا و سیما و هنری میخواد این فرهنگ رو ایجاد کنه؟ سینمای ما که خودش از هالیوود و کلیشه هاش تقلید میکنه و اصلا تو یه دنیای دیگه هست و ربطی هم به اهداف سنتی این کشور نداره، صدا و سیما هم که کلا تمرکز وهدفش درآمدزایی بیشتر هست ولو با تبلیغات بی محتوا و فیلمهایی که اساسا با اهداف خودشم در تضادن. شما مثلا همین فیلمی که الان پرمخاطب هست رو ببین همین ستایش. صدا و سیما یک ریز داره فمنیسم رو میکوبه درحالیکه فیلمی میسازه که خودش فمنیستی هست. روزنامه ها مون که چندان امیدی بهشون نیست. یه ژست انتقاد از دولت میگیرن و کلا یاد بگیرن شغل شریف مخالفت رو زیاد کنن، یا نهایت تو موضع بین الملل مثل اون خبرنگارهای بی اطلاع روزنامه  شرق که میان برای خبرنگاران الجزیره دلسوزی میکنن یعنی موقعیت شناسی بین المللیشون برای رسانه ای که مدام ایران رو میکوبه و طرف داعش و قطر و عربستان هست، واقعا صفر هست.

* تو این کشور ما واقعا احتیاج به یه انقلاب رسانه ای داریم. تو قدم اول فکر میکنم خصوصی سازی رسانه ها باشه. اینهمه روزنامه و نشریه از وزارت ارشاد دارن سوبسید میگیرن، نه واقعا خروجی اینها چیه؟! اگه عرضه دارن محتوای خوب تولید کنن، تبلیغات بگیرن مخاطبشون رو زیاد کنن. یا مثلا همین صدا و سیما. از چند تا از برنامه هاش که با بودجه و در آمد میلیاردی تولید و پخش میشن میشه حمایت کرد؟! یا مثلا همین سینمای ما که ۹۰ درصد فیلمها با بودجه دولتی ساخته میشن و ۲ زار پیام درست و حسابی برای مخاطب ندارن. اصلا چرا باید بیت المال رو خرج اینها کرد؟ چرا مثل همه کشورهای دیگه خودشون نباید درآمدزایی کنن؟ یا مثلا اینهمه نهاد در حوزه فرهنگ و حجاب و دین که کلی بودجه میگیرن، آخرشم وضع جامعه رو همه میبینیم چجوریه!

* به مجلس که واقعا چندان امیدی نیست البته! به جای اینکه وظیفه اصلیش که سر و سامون دادن کلان به موضوعات هست که از یک روش غیر مستقیم به یک هدف درست (به طور مثال همین ازدیاد جمعیت) برسن، نشستن کاری میکنن که خروجیش هر روزه تولید انواع طنز و تمسخر علیه این نهاده.

استانداردهای زیبایی کشور

* داشتم عکسهای هواداران تیمها رو تو جام جهانی نگاه میکردم. به نظرم این شایعه که میگن دلیل آرایش اغراق آمیز زنهای ایرانی اینه که فقط صورتشون معلوم هست و بدنشون در معرض دید نیست و بنابراین روی همون صورت فقط کار میکنن، دروغی بیش نیست؛ وگرنه شما این زنهای ایرانی رو که رفتم جام جهانی ببینید. غیر از این چند تا هنرمندی که یه پرچمی رو الکی دور سرشون پیچیدن، بقیه شون اصلا حجاب ندارن ولی با اینحال وقتی چهره شون رو با بقیه مقایسه می کنی، چند آب و رنگی بیداد میکنه. البته زنهای سایر کشورهام ممکنه یه زره رژ لبی چیزی زده باشن، ولی دیگه اینطوری نیست که ار فاصله یک کیلومتری هلال های رنگارنگ سایه و خط چشم و رژگونه و … روی صورت طرف توی چشم بزنه. تقلیل دلیل این آرایشهای عجیب و غریب به اینکه بخاطر حجاب هست، پاک کردن صورت مسئله ست.

* بزرگترین مشکل زنهای ایرانی نداشتن اعتماد به نفسه. شما از کسانی که آرایش میکنن اگه دلیلشو سوال کنی، غیر از اینکه الان هرکی آرایش نکنه ساده و دهانی به نظر میاد و خب همه آرایش میکنن که چی؟ ودلایلی مثل این، مهمترین دلیلشون اینه که میگن آرایش به ما اعتماد به نفس میده. گویا هرچی پررنگتر و رنگین تر باشه، اعتماد به نفسی که میده بیشتره. جدی اگه وقت دارید عکسهای مربوط به جام جهانی رو با تگ هاش جستجو کنید به همین حرف من میرسید. طرف مثلا برزیلیه، میبینی هیچ لباسی جز رنگ آمیزی پرچم روی بدنش نیست ولی با این حال آرایش خاصی هم نداره. اونوقت ایرانیها رو می بینی که ماشالا رنگین کمان. به نظرم اینها اگه یه مدت تو اون جامعه هدف زندگی کنن، کم کم دستشون میاد که این مدل آرایش کردن خیلی خز و ناجوره و ناچارش ولش کنن. کمااینکه عکسایی که از زنهای ایرانی در فیس بوک می بینیم، میزان آرایش خیلی خیلی کمتر شده، چون متوجه شدن تو اون کشورها زیبایی زن تو سادگی و طبیعی بودن صورتش هست.

* حالا جالب اینجاست که این مد و یا بهتره بگیم پسند پرآرایشی رو همین زنها ساختن که ازش شاکین. یکی از شکایتهای رایج زنها اینه که میگن مردها نمیفهمن فلان دختره آرایش کرده و فکر میکنن از ما خوشگلتره، حالا برای دیده شدن توسط همون مردها خودش هم به همون میزان آرایش دست میزنه و یا میگن خارجیها پوستشون خوبه که آرایش نمیکنن. باباجان دلیلش اینه که اونا مثل ما از سنین دبیرستان انواع کرم پودر و پنکیک رو پوستشون نزدن که حالا خراب بشه، اینطوری قایمش کنن!

* الان تو کشور ما مثلا دختره فرداش که از دبیرستان فارغ التحصیل میشه، فورا یه تیغ یزنه به دم ابروش که سربالاش کنه. بعد با یه مداد کلفتش میکنه چون خوب اینم مده و بعد همسان سازی بقیه اجزای صورتش با بقیه دخترایی که میبینه، چون اینطور تو ذهنش تعریف شده که دختر روی مد اینطوریه. صدا و سیمای هنرمند! هم به جای اینکه بیاد تو سریالهاش لااقل هنرپیشه های اول زن ویا دخترها رو ساده معرفی کنه، خودش زمینه ساز تجمل و آرایش شده. شما میبینی هنرپیشه نقش اول زن، چادری هستها ولی انواع گریم رنگارنگ روی صورتش انجام شده. خوب وقتی چیزی تا این حد عادی سازی میشه، نباید مشکل رو به سلیقه بد اون دختری که تازه میخواد جلب توجه کنه، تقلیل داد. متاسفانه خانمهای هنرپیشه که اصلا هیچی! در حالیکه همه جای دنیا دعوا سر این هست که من صورتم طبیعیه و فلان جراح بیخود میگه عملم کرده، تو ایران انواع و اقسام عمل جراحی زیبایی یه پز به حساب میاد و خانمهای هنرپیشه صورتهاشون مصنوعی تر و آرایشهاشون وحشتناکتره. به ندرت هنرپیشه زنی رو می بینی که با یه چهره ساده توی محافل هنری ظاهر بشه.

* اینم بگم که من با آرایش ملایم اصلا مشکلی ندارم و به نظرم در یه حد معقول و کمرنگی برای صورت لازمه. مخصوصا بعضی پوستها که واقعا مشکل دارن. ولی نه اینکه این بشه خودش هدف و نه یه ابزار برای پوشوندن یه عیبی. (خیلی ها با همینش هم مشکل دارن و میگن اگه نازیبایی رو بپوشونه، تدلیس؟ حساب میشه). خلاصه کلام اینکه اصلا استانداردهای زیبایی تو کشور ما با همه جای دنیا فرق داره گویا و هی داره به سمت مصنوعیجات سوق پیدا میکنه.

بیزینس سودآور تروریسم!

* تروریسم برای غرب تبدیل به یک بیزینس سودآور شده. دیگه نیازی نیست که lمثل سابق در کشورهای هدف مستقیما دخالت کنن که حکومت مرکزی تضعیف بشه. کافیه افراطی ها و تندروها رو از نظر تسلیحاتی و آموزش تغذیه کنن.

* اولا: جنبه اسلام هراسیی که ایجاد میکنه یعنی مثل نقل و نبات القاعده و داعش و سلفیون رو به اسلام مرتبط میکنن و مدام تلاش میکنن اعمال افراطی اونها رو بعنوان چهره واقعی اسلام معرفی کنن. اگه دقت کرده باشید، در تمامی جنایات، اعم از سربریدن و دست بریدن و… تروریست ها از الله اکبر و نمادها و شعارهای اسلامی استفاده میکنن. به این ترتیب اگه روزی کسی اینها رو شنید، اولین هراسش از اسلام و تنفر از این نمادها خواهد بود. مین استریم مدیا پره از تبلیغات و جنایات این گروهها با ظاهر و نمادها و شعارهای اسلامی.

* دوما کشورهایی که درگیر قضیه شدن، همه شون بلا استثناء مخالف آمریکا بودن. این کشورها مدام درگیر جنگ داخلی هستن و غرب هم تلاش میکنه این جنگها رو در سطح جنگهای مذهبی (مثلا بین شیعه و سنی) تقلیل بده. به این ترتیب اسلام دینی جلوه داده میشه که مذاهبش در جنگ مدام هستن. نتیجه اش هدر رفتن نیروی انسانی، رکود اقتصادی و ویرانی در کشور هدفه.

* وقتی کشوری مدام درگیر جنگ داخلی هست، اونم جنگی که علی الظاهر یه سمتش نیروی القاعده و تروریستها هستن، غرب به راحتی میتونه نقش یک منجی رو بازی کنه و ناتویی که در عروسی هم دست از بمباران مردم در افغانستان برنداشته، تبدیل میشه به نیروی منجی. به این ترتیب به نفع مداخله غربه.

* وقتی یک جنگ داخلی طولانی شکل میگیره، چه امکانی ازین بهتر برای فروش تسلیحات آمریکا و اسراییل؟ کارکرد دیگه شون کجا میتونه باشه؟ براشون فرق نمیکنه حتی اگه با القاعده در یک جبهه باشه و مثل سوریه به سلفیها تسلیحات برسونن.

* از نفت و انرژی بی سر و سامان خاورمیانه که تاراج میره و هدف اصلیه هرچی بگیم، تکرار مکررات هست. اونی که برای کنترل استعماری خاورمیانه، تز ایجاد القاعده رو به غرب داد، آدم خیلی باهوشی بوده، با یک تیر چند نشان رو زده و به لطف سران ابله عرب، تاکنون موفق هم بوده. از طرفی غرب مدام ژست قربانی تروریسم بودن رو میگیره. قربانیی که پس از یک حمله مشکوک (و مسلم به اینکه خودش دست داشته در ۱۱ سپتامبر) هزاران بار بیشتر کشت و ویران کرد.