لینکدونی

تقدیم به ۱۷۵ شهید غواص

«شهدا از دست نمی روند، آنها به دست می آیند. آری زمان، بادی است که می وزد، هم هست هم نیست، پندار ما این است که ما مانده ایم و شهدا رفته اند، اما حقیقت آن است که زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده اند، آن روزها مانده و باد زمان ما را با خود برده است، حقیقت همین است. هنوز هم که هنوز است درد دامنه دارد….»

 

***

ما یک‌صد و هفتاد و پنج نفر بودیم

بیست و هفت سال رقصیدیم با ماهی‌ها

در کربلایی که مالامال از آب بود.

 

بدآموزی تلویزیون

تعطیلات که میشه اگه مسافرت نرید مجبورید تلویزیون رو روشن کنید. ﺳﺮﯾﺎﻟﻬﺎﯼ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻧﯽ ﻣﻤﻠﻮ اﺰ ﺩﻋﻮﺍ ﻭ ﻣﺸﺎﺟﺮﻩ ﻭ ﻟﻤﭙﻦ ﺑﺎﺯﯼ ﻫﺴﺖ، ﺑﻪ ﻧﺪﺭﺕ ﺳﺮﯾﺎﻟﯽ ﻣﺜﻞ ﺧﺎﻧﻪ ﺳﺒﺰ ﯾﺎ ﻓﯿﻠﻢ ﻃﻼ ﻭ ﻣﺲ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﻣﯿﺸﻪ.
ﺧﻮﺏ ﺷﻤﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺩﺭﺳﺖ ﺭﻭ ﻧﻤﺎﯾﺶ ﻧﻤﯿﺪﯼ ﭼﻄﻮﺭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺩﺍﺭﯼ ﺍﻭﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﯾﺎ ﻧﻮﺟﻮﺍﻥ ﯾﺎﺩ ﺑﮕﯿﺮﻩ؟ ﺩﯾﺎﻟﻮﮔﻬﺎ ﺑﺪ، ﺭﻭﺍﺑﻂ ﻫﻤﻪ ﺩﺍﻏﻮﻥ! همش طلاق و خیانت و… اصلا عشق درست رو نمیبینید تو این سریالها. احترام، روابط حسنه و خیلی چیزا بخاطر جذابیت غیرواقعی سریالها نشون داده نمیشه! اینقدر اینطوری ذایقه سازی شده که برای مخاطب هم جذاب نیست! تلویزیون از این نظر واقعا بدآموزی داره. فکر میکنن جذابیت تو منفی سازی و نشون دادن جزییات آدمها و وقایع بد هست. متوجه اغراق و بدآموزیش بخاطر اینهمه تکرار برای مخاطب نیستن. ﺁﺭﺯﻭ ﺑﻪ ﺩﻝ ﻣﻮﻧﺪﻡ ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ ﺭﻭ ﺭﻭﺷﻦ ﮐﻨﻢ ﯾﻪ ﺳﺮﯾﺎﻝ ﺁﺭﺍﻡ ﻭ ﺟﺎﻟﺐ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﮐﻪ ﺍﻋﻀﺎﯼ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺑﺎ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﺎ ﻫﻤﺪﯾﮕﻪ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﻣﯿﮑﻨﻦ.

تقلیل احساسات در اینترنت

* راستی تولد حضرت علی (ع) و روز پدر مبارک. دقت کردین میزان متنها و پستهایی که برای روز پدر نوشته میشه خیلی خیلی کمتر از روز مادر هست؟ اصلا تکاپوش هم مثل روز مادر نیست کلا:)

* داشتم فیسبوک رو نگاه میکردم، یکی خبر زده بود از خودکشی یک کارگری و عکس خودکشی رو هم گذاشته بود، بعد همین مطلب بالای دویست تا لایک گرفته بود. کامنتهاش رو هم که میدیدی بیشتریا از این اسمایلیهای غمگین استفاده کرده بودن. طبیعیه که یه کم روی این خبر تامل میکنی و خوب از اونجایی که سوشال مدیا همه چیز رو فراهم کرده و هر مطلبی بخوای اونجا هست، میری خبر پائین تر که در اینجا یه جک درباره این جریان اپیلاسیون قزوین بود و یه تعدادی هم اونجا لایک و خنده و به همین راحتی خبر بالا رو آدم یادش میره.

* شبکه های اجتماعی باعث شدن همه احساسات ما به یک کلیک و چند تا کلید روی کیبرد که روشون میزنیم تقلیل پیدا کنن! اگه ناراحتیم اسمایلی ها هست که نشون بدیم موقتا ناراحت شدیم و اگه خوشحالیم برعکس. سوال اینجاست که این دیتاهای عجیب و غریبی که وارد مغز ما میشن کارکردشون چیه؟ ممکنه در دراز مدت باعث بشن نسبت به رنج بقیه بی تفاوت بشیم؟ یا اینقدر ببینیم که برامون عادی شده باشه؟ من مطمئنم رفتار کسی که مثل ما اینقدر توی این شبکه ها نمیگرده، مشابه ما نیست.

* این مقاله گاردین هم تصریح میکنه که دنیای اینترنت ابدا برای مغز ما خوب نیست.

* راستی شما اصلا شنیدین یا دیدین که هیچیک از این نهادهای بین المللی بخاطر تجاوز به یمن به عربستان چیزی بگن؟ یه بانکی مونی هم بود که کلا کارش ابراز نگرانی بود، اینبار دیگه حتی ابراز نگرانی هم نکرده!

 

اعلام هدایا!

* دیشب بعد از مدتها یه دونه از این مراسم عجیب و غریب قبل از عقد و عروسی رفتم. من معمولا فقط خود عروسیها رو میرفتم نه مراسمات قبلش رو:دی اسم مراسم به نظرم کادویی بود یا شایدم چیز دیگه ای بود که در حال حاضر مهم نیست:دی چون مامانم زنگ زد و گفت تنهاست، باهاش رفتم. خلاصه مراسم زنونه بود و تا یه جاییش که زنها لباس مجلسی میپوشن و آهنگ و بزن و برقص عادی بود؛ تا اینکه رسیدیم به بخشی که کادویی ها رو باز میکردن و الحق که چه رسم مسخره ای! یکی از طرفین عروس و یکی هم از طرفین داماد موظف بود هدایا رو باز کنه و با صدای بلند بخونه! از همه خنده دار تر این بود که مامانم میگفت این نوع هدایا برای این مراسم از طرف خانواده عروس و دوماد ثابت هست؛ مصلا لباس مجلسی طرفین، لباس خونه و سرویس حوله و از اینجور چیزا! حالا اینکه چه لزومی داشت با صدای بلند بخونن و به همه نشون بدن، نمیدونم! بعضی خانمها که اصرار میکردن اینور مجلس هم نشون بده که ببینیم!

* حالا از این بگذریم بعد از خونواده عروس و دوماد، نوبت اعلام هدایای سایر اقوام بود که بلند خونده بشه. وای این یکی دیگه واقعا وحشتناک بود. خاله عروس ربع سکه، عمه عروس یه انگشتر و … اینقدر به نظرم این تیکه وحشتناک بود. آخه شما ببین یه عمه یا خاله ای، داییی چیزی اگه دستش خالی باشه و هدیه اش کوچیکتر باید چیکار کنه یعنی؟! آخه اصلا چرا لازمه هدیه که در واقع یه جور پیشکشی هست اینقدر با صدای بلند توی جمع خونده بشه و همه هم ببیننش؟!

زنها همیشه دسته گل به آب میدهند!

میخواستم برای روز زن یه چیزی بنویسم که این متن کوتاه رو تو وایبر دیدم و خیلی خوشم اومد:

ﺯﻧﻬﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﺳﺖ ﮔﻞ ﺑﻪ ﺁﺏ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ !

ﮔﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺭﻭﺩ ﻧﯿﻞ …

ﮔﺎﻫﯽ ﻋﻠﻘﻤﻪ …

ﮔﺎﻫﯽ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺍﺭﻭﻧﺪ ﻭ ﮐﺎﺭﻭﻥ

برای سلامتی همه مادران و مخصوصا مادران شهدا دعا کنیم و صلوات.